|
كودكان براى ديدن ساخته شده اند نه براى شنيدن
ما هر روز با هم رابطه داريم خانوادگى و اجتماعى، درون گروهى و برون گروهى و يا... شيرينى اين ارتباط گاه با بروز مشكل يا مشكلاتى خدشه دار مى شود، اما برخى ارتباطات بنابر هميشگى بودنشان نظير كودكان و والدين، صرفاً ارتباط خشك و بى روحى نيستند كه گاه با مشكل مواجه شوند. رفتار غيركلامى، به همان اندازه كلام و سخن، اثربخش است و تاثيرگذار. چنانچه در جايگاه والدين قرار داريم، بكوشيم ارتباطمان را با فرزندان بيشتر و كم دردسرتر كنيم و آن نيز در گرو درك متقابل ما و فرزندان از يكديگر است و گاهى اصول ساده اى را طلب مى كند. نوشتار زير در دو قسمت از نظرتان مى گذرد.
مهرى موسى وند
|
|
|
فرزندانتان را درك كنيد رابطه داشتن فقط در صحبت كردن خلاصه نمى شود، فرزندان شما حرف هاى شما را خوب مى فهمند، اما آيا شما هم مى دانيد كه آن ها چه مى خواهند به شما بگويند؟ براى داشتن يك رابطه واقعى، بايد افكار، نظرات و احساسات از مغزى به مغز ديگر منتقل شوند. اگر عشق و محبت، قلب خوشبختى باشد، رابطه، روح آن است. وقتى زن و شوهرى با يكديگر رابطه اى صميمى نداشته باشند، مشكلاتشان آغاز مى شود و وقتى چنين اتفاقى بين والدين و فرزندان بيفتد، مشكل دوچندان خواهد شد. عاقبت انديش باشيد رابطه بين والدين و فرزندان فراز و نشيب هاى زيادى دارد، البته نه وقتى كه فرزندان، خردسال و كودك هستند، بلكه در دوران نوجوانى آن ها اين مشكل پيش مى آيد. اين واقعيتى است كه والدين بايد آن را بپذيرند. بنابراين نبايد انتظار داشت وقتى سال هاى كودكى فرزند بدون هيچ مشكلى گذشت، دوران نوجوانى هم به همين منوال بگذرد، اما اگر يك رابطه خوب و صميمى بين فرزند نوجوان و والدينش وجود داشته باشد، مشكل چندانى پيش نمى آيد. وجود يك رابطه صميمى خيلى از مشكلات موجود را از بين مى برد و يا لااقل آن ها را محدود مى كند. بنابراين والدين بايد در اين باره چاره انديشى كنند. چيزهاى زيادى براى برقرارى يك رابطه خوب بين اعضاى خانواده وجود دارد. اين رابطه صميمى ابتدا بين زن و شوهر شكل مى گيرد و بعدها بين فرزندان، پدر و مادر و خواهر و برادر شكل مى گيرد، بنابراين والدين بايد در ايجاد پايه و اساس محكم يك رابطه خوب و صميمى بين اعضاى خانواده بكوشند. پيش از آن كه يك نوزاد بتواند معنى كلمات را درك كند، مى تواند معناى امنيت و محبت والدينش را بفهمد و با افزايش تعداد فرزندان اين رابطه صميمى در بين اعضاى خانواده تثبيت خواهد شد. بنابراين براى ايجاد يك فضاى پر از صفا و صميميت پدر و مادر بايد عاقبت انديش باشند. فرزندتان را تشويق كنيد تا افكار و احساسات خود را بيان كند يك ضرب المثل قديمى مى گويد: «كودكان براى ديدن ساخته شده اند نه براى شنيدن.» اين گفته در بسيارى از مواقع درست است. نبايد از كودكان انتظار داشته باشيم كه مسايل را همانند بزرگ ترها درك كنند. براى يك كودك يك اتفاق فقط چيزى براى تماشا و ديدن است. گاهى اوقات كودك چنان در مساله اى غرق مى شود كه محيط اطرافش را پاك فراموش مى كند. مثلاً با هيجان وارد اتاق مى شود تا داستان و ماجرايى را براى پدر و مادرش تعريف كند و گاهى اوقات واكنش پدر و مادرش چندان خوب نيست و مثلاً به او مى گويند «ساكت باش!» و با اين حرف تمام هيجان كودك فروكش مى كند. در اين مواقع چرا پدر و مادر فكر نمى كنند كه اين پرگويى هاى بچگانه مى خواهد مساله مهمى را به آن ها بگويد؟ مطمئن باشيد شنيدن همين حرف هاى به ظاهر بى اهميت كودكان باعث مى شود كه كودك به شما اعتماد كند و ياد بگيرد حرف هاى دلش را به شما بگويد. ادب و احترام به ايجاد يك رابطه خوب كمك مى كند. والدين بايد در اين زمينه نمونه و مثال خوبى براى فرزندانشان باشند و حتى گاهى لازم است در آموختن ادب و احترام سخت گيرى شود. گاهى اوقات كودكان عادت كرده اند كه حرف ديگران را قطع كنند و وسط حرف آن ها بپرند و يا حرف هايى بى ادبانه بر زبان بياورند و بدتر آنكه ديگران را مسخره كنند. تكرار اين حركات و كارهاى زشت باعث شكل گرفتن يك شخصيت بى ادب و بى نزاكت در فرزندان مى شود. پس اگر امشب كلمه يا حركت زشت و بى ادبانه اى از كودك تان مشاهده كرديد، همين امشب اين اشتباهش را به او گوشزد كنيد كه فردا دير است و البته پيش از آن به علت اين رفتار كودكتان پى ببريد. والدين بايد در تربيت فرزندانشان صبور و خوددار باشند. معمولاً كودكان به بى نظمى و اغتشاش گرايش دارند. آن ها خيلى راحت حرف بزرگ ترها را قطع مى كنند تا حرف خودشان را بزنند و نظرشان را ابراز كنند. در اين مواقع بيشتر والدين به تندى با كودكانشان برخورد مى كنند، اما بهتر است اول به حرف كودك خوب گوش داد و بعد به آرامى به آن ها گوشزد كرد كه قطع كردن حرف ديگران كار خوبى نيست و بايد مثل خود شما منتظر بمانند كه حرف طرف كاملاً تمام شود. همه شما دوست داريد كه فرزندانتان با شما مشورت كنند و از پند و راهنمايى هاى شما برخوردار شوند. بنابراين آن ها را به اين كار تشويق كنيد و به آن ها نشان بدهيد كه شما هم مثل آن ها به راهنمايى در زندگى احتياج داريد. سال هاى گذر از دوران كودكى به دوران نوجوانى نوجوانى دوران زودگذر است، دورانى كه پسر و دخترتان نه ديگر كودك است و نه هنوز بالغ. بدن آن ها تغيير مى كند و اين تغييرات بر روى احساسات شان تاثير مى گذارد. نيازها و مشكلات يك نوجوان همانى نيستند كه چند سال پيش با آن روبه رو بودند. بنابراين والدين بايد خود را با اين شرايط جديد وفق دهند، يك نوجوان بيش از زمان كودكى دوست دارد كه به حرف ها و درددل هايش گوش داده شود.
|