يكشنبه ۶ آذر ۱۳۸۴
۲۴ شوال ۱۴۲۶ - ۲۷ نوامبر ۲۰۰۵ - سال هفتم - شماره ۱۹۰۲
بسيج و دفاع مقدس
Tel: white
red@javandaily.com
sJavan.jpg
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
داخلى
فرهنگى
ايران و جهان
اقتصادى
گزارش
سراى ايرانى
دفاع مقدس
بسيج و دفاع مقدس
علمى و رايانه
بين الملل
حوادث
اجتماعى
ورزشى
جوان ورزشى
ادب و هنر
آرشيو
تماس با ما
گفت وگو با مسوول نمايندگى ولى فقيه در نيروى مقاومت بسيج
با آزادگان در اسارت
گفت وگو با مسوول نمايندگى ولى فقيه در نيروى مقاومت بسيج
بسيج الگويى مناسب براى جوامع اسلامى است
زهرا ابوعلى
كافى است در وصف كسى بگوييم كه جوانى خود را در قرارگاه هاى عملياتى و خطوط مقدم نبرد در طول هشت سال دفاع مقدس گذرانده است و همرزم شهيدان بسيارى چون ردانى پور، شهيد همت، شهيد ميثمى و شهيد خرازى بوده است.
063408.jpg
هنوز هم مثل زمان جنگ حضور و فعاليت در بسيج را در اولويت قرار داده و امروز هم با حفظ همان روحيه بسيجى، خدمتگزارى در اين نهاد مقدس را يك ارزش بى بديل مى داند.
و بر همه اين ها بايد اضافه كرد خطوط مهربان چهره اش را و كسوت خاص او را كه لباس مقدس پيامبر را براى خدمت برگزيده است. چين و چروك چهره هريك يادآور حضور در پشت خاكريزى است؛ نبردى بى امان سال ها پيش در جبهه ها و امروز در جبهه هاى فرهنگى با هزاران دشمن ناپيدا و مسلح به انواع سلاح هاى ضد فرهنگى .
ايشان بعد از دفاع مقدس چندين سال در نيروى زمينى سپاه مسووليت نمايندگى ولى فقيه را بر عهده داشته و از سال ۷۶ اين عنوان را در نيروى مقاومت بسيج پى گرفته و به تاسى از فرمايشات امام خمينى (ره) هيچ چيز را برخدمت در بسيج ترجيح نمى دهد.
گفت وگو با حجت الاسلام و المسلمين حيدر مصلحى مسوول نمايندگى ولى فقيه در نيروى مقاومت بسيج يادگار روزهاى حماسه و ايثار در هشت سال دفاع مقدس، همشهرى شهيد همت مردى از شهرضا كه با تعدادى از بزرگ ترين فرماندهان جنگ همرزم و همدوش بوده و پابه پاى آنان اسطوره هاى جاودانه دفاع مقدس را رقم زده است براى ما ويژه و خاص است و مى دانيم براى خوانندگان هم نيز.
حجت الاسلام مصلحى تاكنون بارها پست ها و مناصب با اهميت دولتى كه پيشنهادش كرده بودند را رد كرده تا براى هميشه در بسيج باقى بماند؛ چرا كه خوب مى داند تمام پست ها و مناصب دنيايى فانى است و در انتها آن چه براى اين دنيا و آن دنيا باقى خواهد ماند خدمت در بسيج است باقى الصالحاتى ماندگار كه ارزش والاى اين فرهنگ ناب را وى به خوبى مى داند و ميراثى بزرگ مى پندارد آن را براى آيندگان.
وى هنوز هم مثل بسيجيان ديروز ساده است و صميمى به گرمى پذيرايمان مى شود و در خلال گفت وگو آن چنان جو صميمانه اى به وجود مى آيد كه حيفمان مى آيد گفت وگو را به انتها ببريم ولى وقت تنگ است و مسووليت هاى ايشان سنگين و حساس.
حاصل اين نشست، گفت وگويى است كه در ادامه خواهيد خواند. تحفه اى از گروه دفاع مقدس روزنامه جوان به خوانندگان عزيز در هفته مبارك بسيج، برگ سبزى است تحفه درويش بخوانيد.

* در ابتدا مى خواهيم بدانيم كه چه تعريفى از بسيج داريد؟
** فكر مى كنم زيباترين و بهترين تعريفى كه مى توان از بسيج داشت همان تعريفى است كه مقام معظم رهبرى ارايه كرده اندكه« بسيجى را بدنه فعال ملت ناميدند» يعنى مجموعه اى كه در عرصه هاى مختلف بر اساس تكليف و وظيفه عمل مى كند، آن هم احساس وظيفه و تكليفى كه بر اساس پايه هاى فكرى و اعتقادى است نه هوا و هوس.
بسيج همان گونه كه در دوران دفاع مقدس اوج حركت خود را نشان داد در عرصه هاى امروز هم تا پاى جان در اين عرصه حضور دارد؛حضورى بدون مزد و پاداش .
* نقش بسيج در كمك به دولت در برقرارى عدالت و محروميت زدايى چه ميزان است ؟
063405.jpg
** از مولفه هاى اوليه بسيج مباحث فكرى و اعتقادى است و بسيج بر اساس مبانى دينى شكل گرفته است و يكى از مبانى فكرى و دينى، همين مقوله عدالت است و عدالت به معناى واقعى كلمه رفع محروميت و پرداختن به حل معضلات و مشكلات است و رويكرد حركت دولت جديد هم به تاييد مقام معظم رهبرى رسيده است و مبحثى كه بسيج بايد به آن توجه كند اين است كه عدالت را به معنى واقعى كلمه منطبق با آموزه هاى دينى كند.
اما متاسفانه در اغلب اوقات احساس مى شود كه عدالت را بعضاً با مساوات و يا مساوات را با عدالت اشتباه تعريف مى كنند كه در اين زمينه بايد اولاً پايه هاى فكرى و اعتقادى مقوله عدالت را بر اساس آموزه هاى دينى بررسى كنيم كه بحمدالله پروژه هاى بزرگ و با ارزشى در نمايندگى ولى فقيه در اين زمينه در حال اجرا است و اين برنامه ها جزو برنامه هاى آموزشى بسيج است. تبيين و تشريح مقوله عدالت بر اساس آموزه هاى دينى يكى از اين موارد است. و در اين برنامه عزيزان بسيجى بايد بر اساس آموزه هاى دينى با مفهوم عدالت آشنا شوند؛ زيرا مفهومى كه دولت جديد آن را شعار خودش قرار داده است از وظايف جدى بسيجيان است.
بسيج تمام تلاش خود را انجام مى دهد تا با حضور در عرصه هاى مختلف نظام از اين مقوله به نحو شايسته اى مراقبت كند و اگر موردى در يك مجموعه اى از نظام از چارچوب عدالت خارج شد با تذكر و امر به معروف و نهى از منكر و با راهكارها و پيشنهادها بتواند مانع شود.
نكته ديگرى كه بسيجى مى تواند در پياده كردن قسط و عدل نقش داشته باشد اين است كه با توجه به روح ايثارگرى و از خودگذشتگى كه دارد با دولت در محروميت زدايى هماهنگ شود كه در اين زمينه بسيج اعلام آمادگى كرده و دولت هم از اين حركت استقبال كرده است. بر اساس اين هماهنگى قرار است در مناطق محرومى كه متاسفانه تاكنون به دلايل مختلف مورد بى مهرى يا بى توجهى قرار گرفته است، بسيجيان همان مناطق با شناسايى افراد و مكان ها، در محروميت زدايى و خدمت رسانى به آن ها تلاش كنند و تاكيد شده است كه خدمات در يك نقطه خاص از كشور انباشته نشود
* نمايندگى ولى فقيه در بسيج در مقابله با تهديدات فرهنگى چه برنامه هايى را تدارك ديده است؟
** اگر آموزه هاى دينى به عنوان مولفه هاى فرهنگى بسيج در بين بسيجيان حاكم شود، خود به خود بسيجيان ما در مقابله با تهديدات فرهنگى به ميدان خواهند آمد و به وظيفه شان عمل خواهند كرد. كما اين كه ما در دوران دفاع مقدس هم همين وضع را داشتيم و در اين مقولات، تجربيات قابل توجهى داريم كه بايد به آن تجربيات توجه كنيم.
در دوران دفاع مقدس ما آموزش هاى لازم را به مدت محدود به عناصر بسيجى تزريق مى كرديم و بسيجى با پتانسيل قوى كه در وجودش بود و عشق و شورى كه نسبت به دفاع از نظام داشت، وقتى به ميدان مى رفت كارهاى بزرگى را خلق مى كرد و ابداعات بسيارى را انجام مى داد و امروز در مقوله مقابله با تهديدات فرهنگى هم بايد همين روش تكرار شود؛ به اين صورت كه بايد نيروى بسيجى را در مقابله با تهديدات فرهنگى، ابتدا در موقعيت هايى قرار بدهيم كه همه آن مولفه هاى مبنايى و اعتقادى كه بايد يك بسيجى بداند، آموزش ببيند و با شبهاتى كه نسبت به دين و نظام در جامعه وجود دارد، آشنا شود. وقتى فرصت آموزش و يادگيرى را براى او فراهم كرديم به عنوان يك عنصر قوى و با انرژى براى مقابله با تهديد و شناسايى اين بسيجى در فرصت مقتضى به ميدان خواهد آمد كه در اين موضوع بحمدالله موفقيت هايى خوبى را عزيزان بسيجى با توجه به تجربيات گذشته به دست آورده اند. و مى بينيم كه دشمن در مباحث فرهنگى و تهاجم فرهنگى ناكام بوده و نتوانسته به نتيجه برسد و يكى از مواردى كه شاهد شكست دشمن بوديم اين بود كه آنها به رغم حجم سنگين تبليغات كه براى انتخابات دولت نهم انجام دادند بخش عمده و قابل توجه راى دهندگان نسل جوان بود.
يكى از اقدامات نمايندگى اين است كه بنيه فكرى و اعتقادى بسيجيان را در مباحث عقيدتى قوى كنيم و فعاليت ديگر بسيج اين است كه بسيجيان را با مباحث سياسى و نوع حركتى كه دشمن انجام مى دهد، آشنا كنيم و موضوع ديگرى كه بسيج با آن مواجه بود ميدان دارى اصلاح طلبان امريكايى و عوامل نفوذى دشمن و حركت هاى آن ها بود. زيرا آن ها دنبال يك سرى شعارهاى فريبنده بودند و بسيج با رويكرد جديد فرهنگى با آن ها مقابله كرد.
* آيا با تغيير دولت، رويكرد شما هم تغيير كرده است؟
** با توجه به شعار اصولگرايى كه دولت جمهورى اسلامى دنبال مى كند و نوع حركتى كه تغيير كرده، رويكرد ما هم بالطبع تغيير كرده است. اما تغيير رويكرد به اين معنا كه آن حركت هاى خزنده و مخفيانه عوامل نفوذى و اصلاح طلبان امريكايى را ناديده بگيريم، نيست. چون آن ها امروز، يك تغيير روش و رويكرد را دادند و به دنبال استفاده از همان مباحث ارزشى مردم هستند و با استفاده از ابزارهاى جديد مى خواهند منافع سوء خود را دنبال كنند.
اينجا است كه ما متناسب با نياز روز در مباحث سياسى و اعتقادى تغيير رويكرد مى دهيم تا بتوانيم پاسخگوى نيازهاى نسل جوانى كه در بسيج حضور دارند باشيم و توطئه هاى آنها را خنثى كنيم.
* نمايندگى براى رفع دغدغه هاى رهبر معظم انقلاب چه انديشيده است؟
** يك بحث اوقات فراغت است كه مقام معظم رهبرى تاكيد خاصى دارند كه اوقات فراغت بايد به گونه اى باشد كه ثمره و نتيجه اى براى جوان و نظام داشته باشد. و بايد موقعيت هايى را براى جوان برنامه ريزى كنيم كه شاهد يك تحول چشمگير در او باشيم.
و دغدغه ديگر، بر طرف كردن محروميت ها است كه در اين زمينه بسيج در حركت سازندگى كشور مى تواند نقش به سزايى ايفا كند. از دغدغه هاى ديگر معظم له پرداختن به مباحث فكرى و اعتقادى بسيجيان است و مقام معظم رهبرى در اين زمينه تاكيد دارند كه نسل جوان با توجه به ويژگى هاى خاص و مثبتى كه دارد، بايد مراقبت و محافظت بشود.
دغدغه ديگر، در رابطه با مسايل ورزشى بسيج است و تاكيد مقام عظماى ولايت اين است كه بسيجيان هم بايد در عرصه ورزش در بحث قهرمانى و هم در بحث ورزش همگانى با جديت هرچه بيشتر در عرصه هاى مختلف حضور پيدا كنند.»
* آيا مقام معظم رهبرى از عملكرد بسيج رضايت دارند؟
** رضايت آقا را در نوع برخوردشان با بسيج مى توانيم احساس كنيم و در واقع تشريف فرمايى كه آن  حضرت به نيروى مقاومت بسيج داشتند و در آنجا دو سه برنامه اى كه در حضورشان اجرا شد و همچنين در پيام هايى كه داده شد احساس ما اين است كه از برنامه هاى بسيج احساس رضايت دارند.
* آيا اين رضايت به اين معنا است كه بسيج به تمام خواسته هاى آقا رسيده است؟
** اين تلاش قطعاً به اين معنا نيست كه بسيج به همه خواسته هاى ايشان رسيده باشد، چرا كه تا رسيدن به آن خواسته ها و آن چيزى كه حتى حضرت امام (ره) مدنظرشان بود يعنى راه اندازى ارتش ۲۰ميليونى، هنوز بسيج بسيار فاصله دارد زيرا تاكنون توانسته فقط ۱۱ ميليون را جذب كند و نياز به زمان دارد. اما در بازديدهايى كه با رهبر معظم انقلاب داشتيم احساس مى شود الحمدلله كه رضايت نسبى دارند.
* بسيج چه مشكلاتى دارد؟
** از جمله معضلات بسيج اين است كه اگر بخواهيم بسيج و فرهنگ بسيجى را كه خواسته مقام معظم رهبرى است در كشور حاكم كنيم نياز به يك عزم ملى و عمومى دارد ؛يعنى مجموعه دولت ، نظام و همه مردم بسيجى شوند تا فرهنگ بسيجى حاكم شود و به آن كيفيت و خواسته اى كه مقام عظماى ولايت مد نظر دارند جامه عمل پوشانده شود.
* به نظر مى رسد امسال هفته بسيج يك شور و حال خاص ديگرى دارد، دليل آن را در چه مى دانيد؟
** به خاطر اين است كه مردم تجربه تلخ نفوذ اصلاح طلبان امريكايى و بعضاً معاندين به نظام و انقلاب را در عرصه هاى مختلف كشور به ياد دارند و فهميدند كه دلسوز و خدمتگزار واقعى كيست؟ مخصوصاً نقشى كه بسيج در عرصه هاى مختلف در اين مقطع در مقابله با آن حركت ها دنبال كرد يك شور و شعفى در روى آوردن و جذب جوانان به بسيج به وجود آمده است كه اين شور و شعف قطعاً در هفته بسيج امسال بيشتر نمود پيدا كرده است.
* دورنماى بسيج را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
** افق و دورنماى بسيج با بصيرت و ديد عميقى كه عزيزان بسيجى اكنون پيدا كرده اند رو به رشد است و بحمدالله با تلاش  ما و سرمايه گذارى هايى كه با رهنمودها و تدابير رهبر معظم انقلاب دنبال مى شود، بحث عمق بخشى به عزيزان بسيجى در مباحث فكرى و علمى بيشتر شده است و با تلاش هاى انجام شده در اين زمينه ها، آينده بسيج را روشن مى بينم و تصور مى كنم بسيج مى تواند الگويى براى همه جوامع اسلامى باشد.
* در پايان اگر امكان دارد يك خاطره از ديدار بسيجيان با مقام معظم رهبرى بيان كنيد؟
** در يكى، دو ديدار رهبر معظم انقلاب با بسيجيان شاهد بودم وقتى بسيجيان با ايشان ديدار دارند معمولاً بحث طولانى مى شود و معظم له هم در انتهاى ديدار مطرح مى كنند كه من وقتى اين جمع را مى بينم و به خاطر عشق و علاقه اى كه به اين مجموعه احساس مى كنم رشته كلام از دستم خارج مى شود و وقت لحاظ نمى شود. اين خود به خود يك روح شعف، خوشحالى و شادى را بين عزيزان به وجود مى آورد. اين خاطره شيرينى است كه هرگاه آن را در ذهن خود مرور مى كنم و اشك شوق بسيجيان را به خاطر مى آورم، احساس خاصى به من دست مى دهد و در واقع چنين صحنه هايى يكى از لذت بخش ترين لحظات زندگى من به شمار مى آيد.
با آزادگان در اسارت
درسى كه يك بسيجى به ما داد
در تاريخ ۲۱ اسفند در منطقه فكه به اسارت نيروهاى عراقى در آمدم و حدود هشت سال در اردوگاه هاى مختلف در شهرهاى موصل، بغداد و العماره زندانى بودم. نحوه اسارت من به اين شكل بود كه در حين پاكسازى مناطق عملياتى والفجر مقدماتى، در حال كندن خاكريز كه معمولاً شب ها انجام مى شد، به روز برخورد كرديم و چون فرمانده گردان شهيد شد، برادران رزمنده به اسارت عراقى ها در آمدند كه من هم جزو آن ها بودم.
بعد از دستگيرى با عده اى از برادران رزمنده در كنار هم بوديم كه چند تن از سربازان بعثى سلاح هاى خود را مسلح كردند تا ما را هدف قرار دهند، اما با مخالفت عده اى از سربازان شيعه مذهب كه محبتى از اسلام در دل داشتند، مواجه شدند. لذا ما را به خطوط بعدى انتقال دادند كه در آنجا با مسايلى چون آزار و اذيت روبه رو شديم.
در اين بين برادر ۱۳ ساله اى هم به نام سهيل با ما به اسارت در آمده بود. او جثه اى كوچك و نحيف و قدى كوتاه داشت اما از قلبى سليم و و روحى بزرگ برخوردار بود. بعثى ها در بازرسى بدنى از اسرا ضمن ضبط وسايل، متوجه وجود چند قطعه عكس در جيب هاى ما شدند كه در پس زمينه يكى از عكس ها تصوير حضرت امام خمينى (ره) به چشم مى خورد. عراقى ها پس از ديدن تصوير حضرت امام آن را به يكديگر نشان دادند و اداى احترام كردند كه دراين ميان يكى از افسران عراقى متوجه شد و وقتى وضع را چنين ديد، عكس را گرفت و آن را جلوى يكايك اسرا برد و از ايشان خواست تا ضمن بى احترامى به عكس، به شخصيت حضرت امام نيز توهين كنند. خلاصه نوبت به برادر كم سن و سالمان سهيل رسيد. او عكس را گرفت، چند لحظه به آن نگاه كرد و سپس در حالى كه همه چشم ها به او خيره شده بود، در ميان حيرت و تعجب همگان، ابتدا عكس را به صورت چسباند و بعد آن را غرق در بوسه كرد. ساير اسرا همچنان كه ناظر اين صحنه تعجب آور بودند، به حيرتشان افزوده شد، زيرا اين عمل متهورانه سهيل درس بزرگى بود كه به يك يك اسرا داده شده و پى آمد آن شكنجه و ضرب و شتم سهيل توسط بعثى ها بود.
مهدى شهسوارى
تهيه و تنظيم: موسسه فرهنگى پيام آزادگان

در سايه سار خورشيد
برنج كوپنى تمام شده!
يكى از نزديكان ما كه زمان جنگ و بعد از آن، رفيق و همراه آقا بود و الان هم مراوده خيلى نزديك و صميمى با ايشان دارد، روزى به من گفت: در ايامى كه ارزاق، كوپنى و محدود بود، آقا كه رييس جمهور بودند، روزى به من فرمودند: حسين! برنج كوپنى ما تمام شده شما مقدارى برنج براى ما به صورت قرض بياور ، تا بعد از دريافت برنج كوپنى، قرض شما را بپردازيم.
اين شيوه زندگى، نشان از زهد و ساده زيستى آقا دارد. ايشان مثل يك انسان معمولى و در حد محروم ترين افراد كشور زندگى مى كنند.
يكى از دوستان مى فرمود: من يك موكت خيلى ضخيم براى منزل مقام معظم رهبرى تهيه كردم. معظم له فرمودند: اين موكت را ببريد، همان موكت هاى نازك براى زندگى ما كافى است. امروز نيز مقام معظم رهبرى با همين شيوه و با تمسك به سيره حضرت امير(ع) زندگى مى كنند. اين روش براى همه ما درس است.
* حجت الاسلام سيد على اكبر حسينى
گليم
پيش از انقلاب به اتفاق چهار نفر از دوستان درمجالس سخنرانى مقام معظم رهبرى كه در منزلشان تشكيل مى شد، شركت مى كرديم، چون مى ديديم منزل ايشان فرش مناسبى ندارد، دو تخته قالى نو خريديم و به منزل آقا برديم و به جاى آن فرش هاى كهنه در اتاق هاى منزل ايشان پهن كرديم.
وقتى آيت الله خامنه اى براى سخنرانى وارد اتاق شدند و قالى ها را ديدند، ناراحت شدند و به ما فرمودند: زندگى من با اين مسايل سازگار نيست. خوب بود راهنمايى مى گرفتيد و اگر مى خواستيد چيزى بياوريد، يكى - دو گليم مى خريديد و مى آورديد. ما ناچار شديم قالى ها را پس بدهيم و چهار زيلو به جاى آن ها تهيه كنيم. سال ها بعد، تكه تكه هاى آن زيلوها را در اتاق معظم له ديديم. ايشان فقط يك قالى در منزل داشتند كه خود من آن را سى - چهل سال پيش خريده بودم. الان هم همان قالى در اتاق آقا پهن است.
* احديان
ماجراى شش عدد پلاس
پيش از پيروزى انقلاب اسلامى، روزى آيت الله خامنه اى به منزل ما تشريف آوردند. معظم له كه ديدند ما فرش نداريم، پس از چندى دو عدد پلاس براى ما فرستادند. بعدها مطلع شديم كه ايشان فرش خانه خود را فروخته اند و با پول آن، شش عدد پلاس خريده اند دو تا از آن را براى ما فرستاده اند. ايشان دو پلاس را نيز به طلبه اى كه تازه ازدواج كرده بود و فرش نداشت هديه مى كنند.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى، كه معظم له رييس جمهور مى شوند و تا به حال كه عهده دار رهبرى اين جامعه هستند، بارها كه به منزل ايشان رفته ايم، همان فرش ها را ديده ايم. زندگى ايشان، چون پيش از انقلاب، بسيار ساده و بى تكلف است. معظم له زندگى شخصى خود را مطابق زندگى مستضعفان قرار داده اند. اين، در حالى است كه روزانه، به دستور ايشان، ميلياردها تومان صرف زندگى ديگران مى شود، ولى هرگز معظم له به خود اجازه خرج از اين بودجه را در امور شخصى خويش نمى دهند.
* حجت الاسلام داودى
بسيجى نمونه و نخبه
او از نگاه استعداد علمى در سطحى بود كه با سرداران بزرگ دفاع مقدس همچون چمران مقايسه اش مى كنند؛ شهيد عبدالله رست.
نامش مطرح و زبانزد خاص و عام نيست، او را سردارى گمنام مى نامند .
عبدالله متولد ۱۳۴۵ روستاى غياث آباد تفرش بود. سال ۶۲ در ۱۷ سالگى وارد لشكر ۱۷ على بن ابيطالب (ع) شد. اواخر همان سال در عمليات خيبر مدال جانبازى را به سينه آويخت.
ابتداى سال ۶۳ در حالى كه از ناحيه پا مجروح بود، موفق به اخذ ديپلم با معدل ۲۰ شد. در همان سال با شركت در كنكور با توجه به اين كه رتبه اول معارف دانشگاه هاى كل كشور را كسب كرده بود در دانشگاه علوم شهيد بهشتى اروميه تحصيل را آغاز كرد. شهيد عبدالله رست كه هنوز يك ترم از دانشگاه را نگذرانده بود دواطلبانه با دانشجويان حزب الله به جبهه هاى حق عليه باطل اعزام شد و در عمليات فاو براى انفجار پلى حساس كه تنها معبر عراقى ها بود داوطلب شد. وقتى با پافشارى و ممانعت همه گردان روبه رو شد چرا كه او فردى مستعد و باهوش بود و به درد لشكر بيشتر مى خورد تا عمليات هاى پرخطر و مرگبار با اين وجود او نپذيرفت و به اين ماموريت رفت.
عبدالله برنامه انفجار پل از راه دور را طرح ريزى كرد اما با درايت و توانمندى ذاتى كه داشت براى اطمينان بيشتر خود پاى كار رفت و موفق به انفجار پل شد و همانجا به شهادت رسيد.
سردار ميرجانى مى گويد: «هركار كرديم نتوانستيم جسدش را با خود به عقب انتقال دهيم وقتى وصيتش را خوانديم، نوشته بود دوست دارم تك وتنها در جايى شهيد شوم كه جنازه ام نيايد. اين جمله نيز در وصيتش بود. «شربتى از لب لعلش نچشيديم و برفت.»
نقل مى كنند: «عبدالله شب ها به كنج خلوتى مى رفت و با خداوند راز و نياز مى كرد و سخت مى گريست.»
يكى از همرزمان آن شهيد بزرگوار مى فرمايد: وقتى گروه تفحص و ستاد مفقودين پيكر او را تحويل خانواده اش دادند براى عرض تسليت به زادگاهش رفتيم. پدر گراميشان، حسن رست يكى از بزرگان آن روستا است. در جمع كسى به او گفت اگر اين شهيد زنده بود، الان جزو اين المپيادى ها و چهره علمى برتر جهانى بود.
اين پدراستوار در پاسخ گفت: اگر اين پسر دكتر طراز اولى و المپيادى بود اما از خط امام خارج شده بود آن وقت تكليف چه بود؟
اگر پزشك يا عالم نااهلى مى شد، هيچ به درد دنيا و آخرت من نمى خورد. ما براى دلدارى به او و خانواده اش رفته بوديم اما او به ما دلدارى مى داد . مى گفت: اسلام يك درخت پاك و شجره طيبه است. اگر مى گوييد عبدالله خيلى پاك بود پس لايق اين بود كه خونش پاى اين درخت پاك ريخته شود؛ زيرا با هر خونى نمى شود شجره طيبه اسلام را آبيارى كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |