|
|
|
پاركبان ها نيروهاى مشترك راهنمايى و رانندگى و شهردارى هستند كه قرار بود كمك حال روان سازى ترافيك باشند اما اين طرح چنان عقيم اجرا شد كه خود به دغدغه اى بزرگ تبديل شد. شايد همان زمانى كه مگى پك نخستين پاركومتر جهان را مى ساخت هيچگاه نمى توانست فكر كند زمانى در كشورى برخلاف جريان حاكم فناورى، انسان ها كار تكنولوژى ابداعى او را انجام دهند. ۱۰ سال پيش وقتى سروكله پاركومترها در خيابان هاى تهران پيدا شد خيلى ها هنوز با كاركرد اين دستگاه عجيب و غريب آشنا نبودند. پاركومترها در ادامه، كاركردشان براى خيلى ها روشن كه نشد هيچ! ناگهان در سال ۸۳ جايشان را به نيروهاى جوان ليسانسه سپردند تا به اين ترتيب براى هميشه به حاشيه رانده شوند. حتى اعتراض شركت پاراصنعت كه در سال ۷۹ در مناقصه شهردارى براى وارد كردن ۱۰ هزار پاركومتر ايرانى برنده شده بود نتوانست خللى در اجراى طرح پاركبان وارد سازد.
|
|
|
|
|
|
|
از پاركومتر تا پاركبان
پاركبان ها نيروهاى مشترك راهنمايى و رانندگى و شهردارى هستند كه قرار بود كمك حال روان سازى ترافيك باشند اما اين طرح چنان عقيم اجرا شد كه خود به دغدغه اى بزرگ تبديل شد. شايد همان زمانى كه مگى پك نخستين پاركومتر جهان را مى ساخت هيچگاه نمى توانست فكر كند زمانى در كشورى برخلاف جريان حاكم فناورى، انسان ها كار تكنولوژى ابداعى او را انجام دهند. ۱۰ سال پيش وقتى سروكله پاركومترها در خيابان هاى تهران پيدا شد خيلى ها هنوز با كاركرد اين دستگاه عجيب و غريب آشنا نبودند. پاركومترها در ادامه، كاركردشان براى خيلى ها روشن كه نشد هيچ! ناگهان در سال ۸۳ جايشان را به نيروهاى جوان ليسانسه سپردند تا به اين ترتيب براى هميشه به حاشيه رانده شوند. حتى اعتراض شركت پاراصنعت كه در سال ۷۹ در مناقصه شهردارى براى وارد كردن ۱۰ هزار پاركومتر ايرانى برنده شده بود نتوانست خللى در اجراى طرح پاركبان وارد سازد.
|
|
|
طرحى كه خود دغدغه شد طرح استفاده از پاركومترها مانند بسيارى از تكنولوژى هاى ديگر به لحاظ اين كه هنوز در كشور جاى خود را باز نكرده بود زود وارد كشور شد و به دليل عدم اطلاع رسانى دقيق از نحوه كاركرد آن خيلى زود نيز به حاشيه رفت. گفته مى شود بيش از هفت هزار و ۵۹۲ پاركومتر در تهران وجود دارد كه چهار هزار و ۵۴۲ دستگاه آنها سكه اى و سه هزار و پنجاه دستگاه آن هم سكه اى كارتى است و اين در حالى است كه خيلى ها هنوز نمى دانند اين كارت ها را چگونه و كجا بايد تهيه كنند هنوز نمى دانند اين مترسك هاى فولادى براى تنظيم سيستم پارك حاشيه اى در خيابان ها نصب شده است. درآمدزا نبودن پاركومترها و هزينه بر بودن آنها، مشكلات پشتيبانى فنى، هزينه هاى تعمير و نگهدارى آنها بهانه اى براى اتخاذ سياست به حاشيه راندن اين تكنولوژى بود تا براى پر كردن خلا دستگاهى كه مى بايست عهده دار وظيفه تنظيم سيستم پارك حاشيه اى شود سياست بى سابقه استفاده از نيروهاى انسانى يا همان پاركبان ها لحاظ شود. پاركبان ها نيروهاى مشترك راهنمايى و رانندگى و شهردارى تهران هستند كه قرار بود كمك حال روان سازى ترافيك تهران از طريق «حفظ ظرفيت موجود ترافيكى تهران» باشند. اما اين طرح آنچنان عقيم اجرا شد كه خود در ادامه به دغدغه اى بزرگ تبديل شد تا جايى كه نشست اواخر تيرماه سال جارى اعضاى شوراى شهر به منظور تصميم گيرى در ادامه يا كات زدن به ادامه طرح پاركبان به دعواى لفظى اعضا منجر شد. گزارش نتايج هزينه بر اين طرح در طول يكسال كفه ترازو را هر چند بر عدم ادامه آن سنگين كرده بود، اما شوراى شهر در نشست بعدى خود، راى به ادامه اجراى طرح پاركبان داد تا اين سوال فعلا بدون جواب باقى بماند كه توجيه ادامه طرح پاركبان با وجود ايجاد هزينه ۱/۶ ميليارد تومانى و تنها درآمد ۴۰۰ ميليون تومانى در چيست؟ شايد تنها به منظور ايجاد اشتغال براى جوانان بيكار دانشگاهى! از نامتوازن بودن كفه هزينه ها درآمد در طرح پاركبان كه بگذريم چرخ كار اين طرح در جاهاى ديگرنيز مى لنگيد. پاركبان ها كه به عنوان نيروى مشترك راهنمايى و رانندگى و شهردارى تهران فعاليت مى كردند، ابزار قدرتى كافى براى اعمال آنچه برايشان تعريف شده بود نداشتند. آنها موظف به جلوگيرى از پارك غيرمجاز خودروها در سطح سواره روى خيابان ها بودند و در صورت بروز هر گونه اشكال يا توقف غيرمجاز تنها بايد افسر پليس را براى اعمال قانون مطلع كنند و حق جريمه كردن و يا حتى برداشتن شماره خودرويى را ندارند. در مقابل عده اى معتقدند پاركبان ها بايد از نظر ظاهر به گونه اى باشند كه بتوانند با افراد متخلف برخورد كنند. رضايت شهروندان فاكتورى براى ادامه به رغم تمام اين تفاسير و با وجود مشكلاتى كه اين طرح براى متوليان برگزارى آن ايجاد كرد اما نظرسنجى ها در ميان شهروندان حكايت از رضايت مى كند. اجراى طرح پاركبان مورد استقبال شهروندان قرار گرفت. براساس ادعاى سازمان حمل و نقل و ترافيك تهران، آخرين نظرسنجى در اين زمينه نشان مى دهد كه ۳۶/۸۷ درصد از سوال شوندگان از اجراى طرح پاركبان رضايت داشته اند. براساس اين نظرسنجى هدف بيشتر رانندگان از سفرهاى درون شهرى در ارتباط با كار اعلام شده و اغلب سفرها هنگام عصر انجام مى شود. بر همين مبنا ۵۸/۷۹ درصد پاسخگويان با تداوم و گسترش طرح پاركبان در تمامى معابر موافق بود و ۹۷/۸۸ درصد آنها اين طرح را در توزيع عادلانه پارك حاشيه اى موثر دانسته اند. مطالعاتى كه از طريق دوربين هاى نظارت و كنترل تلويزيونى در محدوده خيابان وليعصر (عج) صورت گرفته نيز نشان مى دهد كه اجراى طرح پاركبان تا حد زيادى از سرگردانى رانندگانى كه همواره در اين محدوده به دنبال يافتن فضايى براى پارك خودروهاى خود بودند كاسته و ترافيك را روان تر ساخته است و شايد نتيجه همين نظرسنجى ها و مطالعات باعث شد كه سازمان حمل و نقل و ترافيك شهردارى تهران به فكر توسعه محدوده طرح پاركبان در ۱۲ منطقه شهر بيفتد. در حال حاضر ۲ هزار و ۸۸۵ فضاى پارك در قلمرو پاركبان ها قرار دارد كه با اجرايى شدن اين طرح در ۱۲ منطقه شناسايى شده، حدود ۸ هزار و ۸۰۰ فضاى پارك جديد در اين محدوده ايجاد مى شود و در مجموع با گسترش طرح پاركبان يازده هزار و ۷۰۰ فضاى پارك حاشيه اى خواهيم داشت. پاركبان ها هم اكنون امكان بالقوه اى در دستان راهنمايى و رانندگى است كه با اندكى دقت در آموزش مى توان بهترين استفاده را از آنها برد. طرح ايجاد پاركبان در كمبود نيروهاى پليس براى ساماندهى وضعيت رو به وخامت ترافيك تهران يك ايده قابل توجه محسوب مى شود كه در صورت ارايه تعريفى صحيح، كاربردى و منطقى مى تواند گره گشاى بسيارى از كمبودها در اين زمينه باشد. نبايد طرح پاركبان ها را به سمتى سوق دهيم كه اكنون يك امكان بالقوه و ايده آل براى تنظيم ترافيك تهران به شمار مى روند به رغم تمام هزينه هاى آموزش سطح آنها تا يك حضور معمولى در كنار خيابان ها تنزل يابد.
|
|
|
|
|
آتش در خرمن فرهنگ!
|
|
|
هفته كتاب به پايان رسيد. هفته اى كه در طى آن تمام هم و غم مديران و مسوولان فرهنگى كشور بر آن بود كه مردم را با كتابخوانى و مطالعه پيوند داده و قدر و ارزش كتاب را در برابر ديدگان مردم فرهنگ دوست بالا برند. درست در همين هفته نيز يكى از قديمى ترين كتابخانه هاى بزرگ كشور دچار حريق شد و در غربت و تنهايى بيش از پنج هزار جلد كتاب مرجع درآتش بى توجهى ها سوخت. كتابخانه دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران قديمى ترين كتابخانه قديمى ترين دانشگاه كشور است كه در آن بيش از ده هزار جلد انواع كتب مرجع، نشريات خارجى، داخلى، جارى و تمامى آمارها و كتاب هاى نادر و ناياب نگهدارى مى شد كه حتى قدمت بسيارى از آنها به ۷۰ سال پيش باز مى گشت. با اين حال حدود نيمى از اين مخزن قديمى به علت نبود نگهبان، كهنه بودن وسايل اطفاى حريق، وضعيت نابسامان سيستم برق كتابخانه و تاخير در اعلام وقوع حادثه به آتش نشانى و علل ديگر سوخت و به تلى از خاكستر تبديل گرديد. اين كه چرا و به چه علت اين آتش سوزى به وقوع پيوست و مقصر اصلى چه كسانى بوده اند و... مساله اى است كه كارشناسان امر بايد به آن رسيدگى كرده و نتيجه را به اطلاع جامعه برسانند و خاطيان و افرادى كه به هر دليل مسبب به وجود آمدن چنين حادثه اى بوده اند را مجازات نمايند اما نكته اين جاست كه على رغم تمام اين موارد، كتاب هاى بسيارى در آتش سهل انگارى از بين رفت! متاسفانه هميشه قضيه به همين شكل به پايان مى رسد و نه تنها كسى به فكر سرمايه هاى از دست رفته نيست بلكه فكرى نيز به حال آنچه مانده است و جلوگيرى از تكرار چنين حوادثى نمى كند. هم اكنون تعداد زيادى نسخ خطى ارزشمند و كتب مرجع و كمياب در ساير كتابخانه هاى كشور موجود است كه شايد وضعيت نگهدارى از آنها بسيار اسف بارتر از وضع كتابخانه دانشكده حقوق و علوم سياسى باشد ولى اگر ده ها كتابخانه از اين دست نيز طعمه حريق يا حوادث غيرطبيعى شوند باز هم كسى به فكر ايمن سازى اماكن نگهدارى از اين سرمايه هاى ملى كشور نيست! به اعتقاد كارشناسان و دلسوزان فرهنگ اين معضل تنها گريبانگير كتابخانه ها نيست و اكثر ميراث تاريخى و فرهنگى كشور كه نشانه تمدن چندين هزارساله ايران است در حال نابودى و معدوم شدن بوده و روز به روز بر آمار تخريب اين ميراث افزوده مى شود. شايد بسيارى از همين دلسوزان ماجراى روستاى تاريخى دوره ايلامى را به ياد داشته باشند كه به آسانى در زير سيل سد كارون مدفون شد و آب از آب هم تكان نخورد و يا قلعه گبرى بيجار كه ديگر به مركز خريد و فروش اجناس عتيقه قلعه تبديل شده است و ماجراى خروج ميدان نقش جهان اصفهان از ليست آثار ثبت شده در يونسكو و... اگر به گفته مسوولان كتابخانه دانشكده حقوق از روى كتب و نسخ قديمى اين مركز كپى و نمونه بردارى شده است به همين خاطر نگرانى آنها بابت سوختن اين كتاب ها كمتر است! معلوم نيست چگونه قرار است از روى اماكن تاريخى و ميراث فرهنگى نمونه بردارى انجام بشود تا در صورت تخريب و يا به سرقت رفتن آنها ديگر نگرانى براى مسوولان ذى ربط وجود نداشته باشد! شايد ماجراى سرقت «چاله اسكندرون» از روستاى برره براى ما و بسيارى مثل ما خنده دار و مضحك جلوه كند اما واقعيت اين است كه چاله هاى بسيارى به سادگى پر مى شود و ستون هاى بسيارى خالى مى شود و مديران و مسوولان به سادگى از كنار آن مى گذرند. در هفته كتاب، دل كتاب دوستان و اهل مطالعه سوخت و چشم هاى بسيارى كه حقيقت اين واقعه را فهميدند گريان شد اما بايد دقت كرد كه ديگر اشك حسرت از اين ديده ها جارى نشود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نقطه سرخط
|
|
|
عاشقان گمنام
محمد رضا هاديلو
گذر زمان همه چيز را كهنه مى كند و روى خاطرات خاك فراموشى مى پاشد اما اين مناسبت چراغى است كه روشن كننده خانه دلهاست و بدون آن هيچ دلى نورى نخواهد داشت.
هفته بسيج و ياد بسيجيان شهيد و شاهدان بسيجى نه تنها يك مناسبت و خاطره و تجديد عهد و پيمان با دلاور مردان هشت سال دفاع مقدس است بلكه كلاسى است كه هر طالبى را تا عرش بالا مى كشد.
در هفته بسيج در مورد ايثار و گذشت و شهادت حرف ها زده شد اما سالى يكبار در مورد بسيجيان شهيد حرف زدن و آنها را دوست داشتن هم غنيمت است؛ دوست داشتن در روزگارى كه فراموشى پشت در و ديوار تعلق و تملق كمين كرده است.
امروز مى خواهيم به ياد شهداى گمنام اشكى بريزيم و يادشان را زنده كرده و آنان را دوست بداريم.
بسيارى «دير» مى ميرند و اندكى زود. روزگارى در اين سرزمين شد كه مردم چگونه «به موقع مردن» را آموختند. مرگ كمال بخش را پلى پنداشتند براى گذر از رود آلودگى ها و اين طور شد كه زيباترين جشن را در وقت خداحافظى برگزار مى كردند. آنها به خاطر اين كه بهنگام بميرند، ستيزه جو نشدند. نورى در آسمان بود كه ميانه ماه و خورشيد بود كه آنها را به دوست داشتن چنين رفتنى كشاند، چنين شد كه آنها مدافعان فضيلت هاى بزرگ شدند. در آن غروب هاى غارتگر كنار كرخه و درون گورهاى موقت، داوطلبان خسته از آسودگى تن، خود را زنده به گور عشق مى كردند آنها سايه هايى مى شدند در سجده سايه، نه، شعله هايى در نيايش و بعد كه شب مى شد و ماه نقره هايش را به آب مى بخشيد، ساز كرخه همراهى مى كرد، «شروه» جنوبى و «اوخشامالى» آذرى و «وى وى» كردى و «هى هى» لرى را.
در آن شب ناز و نياز هزار عاشق هزار پياله از دست هزار فرشته مى نوشيد تا اين كه يك شب ليلاى آسمان همه آنها را ربود و به سرزمين ستاره ها برد. صبح كه آمد و زمين روشن شد، در گوشه اى از كرانه رود، هزار جسم فارغ از تعلقات جسمانى، در آب مى رقصيدند تا كرخه كور با هزار پولك زرين بشود كرخه نور.
اكنون تسبيح پاره شده و دانه هاى ايام ريخته اند، حالا هر سال هفته اى هست براى يادآورى بهنگام مردان بى ادعا و بى تكلف، هفته اى براى فرار از محنت هاى دم كرده.
دمى دلدادگى در حيات خلوت خاطرات خرسندى غلتيدن در خاطراتى كهنه تا شدنى كه مثل خون شهيد هميشه سرخ و داغ و تازه اند.
هر سال همين روزها آنها به ما يادآورى مى كنند كجا آبها پاكيزه ترند، كدام آينه ها صاف ترند، ياد صداى خنده كودكان از كدام سوى مى آيد، آنها به ما نشان مى دهند آنجا كجاست كه حتى برگهاى خزان زده با رنگهاى خود و موسيقى شكننده شان به روى ما مى خندند.
آنها به ما خواهند آموخت كجا به تبهكارى و فريب و تملق پى ببريم. آنجا كه روان از خودگذشتگى و عاشقى نمى يابيم، به چشمان زيباى آنهايى فكر مى كنيم كه ديگر حتى نقشى از صورتشان باقى نمانده.
هر سال همين روزها اين چيزها مثل گرده هاى گل حساسيت زا به سمت مان هجوم آورده تا با شما سخن بگوييم اما نه با كلمه و حرف كه تنها با اشك.
با اشك مى توان با شما سخن گفت، به ياد همه شما دليرمردانى كه حتما تا حالا قد سروتان چشم برزخيان را خيره كرده.
من به تمام دوستانم مى گويم كه شما چه كسانى بوديد، به اينها مى گويم در آن زمان كه كافى شاپى نبود گردان ها و لشكرهاى مستقر در اطراف كرخه در شلمچه، مهران، فاو، هور، چزابه و تمام مناطق مجنون گودال هايى حفر مى كردند و درون آن به راز و نياز مى پرداختند كه بعدها تن شريفشان در هنگامه نبرد براى هميشه پنهان ماند و نام گمنامى را براى خود برگزيدند. يادشان گرامى.
|
|
|
|
|
|
|