شنبه ۱۷ دى ۱۳۸۴
۶ ذيحجه ۱۴۲۶ - ۷ ژانويه ۲۰۰۶ - سال هفتم - شماره ۱۹۳۵
جوان ورزشى
Tel: 8894335
Sport@javandaily.com
sJavan.jpg
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران و جهان
اقتصادى
سينما، تئاتر
سراى ايرانى
با كنكورى ها
گفت وگو
حقوقى
سياسى
حوادث
داخلى
اجتماعى
ورزشى
جوان ورزشى
فرهنگى
آرشيو
تماس با ما
بسكتبال در فراز و نشيب
تختى هميشه جاويد هميشه در قلب مردم
071781.jpg
فريدون حسن

۱۷ دى ماه از اون روزهاييه كه تا ابد تو تاريخ ورزش ايران زنده مى مونه، يه رفيق داشتم تو دانشگاه كه عشقش آقا تختى بود. عالم و آدم زيرو رو مى شد اون دست از تختى برنمى داشت، اتفاقاً از شانسش دانشگامون نزديك ابن بابويه بود و احمدم از خدا خواسته از هر فرصتى براى رفتن سرمزار الگوش استفاده مى كرد. هميشه مى گفت تختى فقط يه دونه بوده و تموم، مى گفت راجع به هر كى و هر چى دلتون مى خواد بگين اما پشت تختى حرف نزنين كه عصبانى مى شم، امثال احمد كم نيستن.
منصور آهنگر با اين كه يه عمريه دنبال توپ مى دوه و از عشق پروين و پرسپوليس تب و لرز مى كنه هم معتقده كه تختى تو ورزش ايران يه چيز ديگه بوده، تازه درست كردن عدسى روز بزرگداشت آقا تختى رو هم با يه فوتباليست معروف ديگه گردن گرفتن. عليرضا حاج قاسم رو حتماً استقلالى هاى قديم خوب مى شناسن اونم عاشق جهان پهلوونه و بعيده كه ۱۷ دى ماه، عدسى و ابن بابويه رو يادش بره.
اينا رو فقط واسه مثال گفتم، تختى رو همه مى شناسن حتى اونايى كه اصلاً سن و سالشون قد نمى ده فرقى يم نمى كنه كه چيكاره باشن، دانشجو، دكتر، مهندس، كارگر، كارمند و... فقط كافيه يه ذره به ورزش علاقه مند باشن تازه بازم نوعش فرقى نمى كنه فوتباليست، وزنه بردار، شناگر و... همه ۱۷ دى  ميان تا ارادت خودشونرو به پهلوون اول ايران ثابت كنن.
مردم ما مردم احساسى و قدرشناسى هستن اين مردم ممكن نيست يادشون بره كه تختى تو دوره اوجش و زمانى كه ستاره هاى اين مملكت كوچكترين ارزشى براى توده مردم قائل نبودن چه كارها كه واسشون نكرده، از زلزله بويين زهرا گرفته تا كمك هايى كه به كوچيك و بزرگ كرده كارى كرده كه واقعاً تختى رو يه سر و گردن از بقيه بالاتر و برتر نشون مى ده.
بايدم همينطور باشه، تو اين وانفسا كه ديگه حتى كشتى هم رنگ و بوى جوونمردى نداره و همه بيشتر از اين كه به فكر سلامت تن و نفس باشن به فكر پول و درآمد بيشتر هستن ارزش امثال تختى كه اتفاقاً خيلى هم كم هستن بيشتر نمود پيدا مى كنه. اينجاست كه آدم راستى، راستى معترف مى شه كه تختى فقط يه دونه بوده و بعيده كه حالا، حالاها مثلش پيدا بشه، البته الان داريم كسايى كه به فكر مردمن ولى فقط زمانى كه يه گرفتارى جمعى پيش مياد ديده مى شن، ديگه ورزشكاراى ما دغدغه مردم رو ندارن، آخه ورزشكارى كه به اسم پهلوانى و بزرگى سوار ماشين چند صد ميليونى مى شه مى تونه بفهمه كه درد بى نونى يعنى چه؟
آقا تختى با مردم نشست و برخاست داشت و خوب مى فهميد كه گشنگى چشيدن چه مزه اى داره، تختى ساده بود و افتاده، از خيلى هم دوره اى هاش شنيديم و شنيديد كه تكبر نداشت و روى همين اصل بود كه همه دوستش داشتن، تختى مرد بزرگى بود بزرگ و فراتر از زمان خودش، اصلاً آدماى بزرگ همشون همين طورى هستن واسه زمونه خودشون زيادين، هر چند كه اگه الانم تختى زنده بود بعضيا دق مرگش مى كردن ولى خب حداقل ما اسطوره ورزشمونرو حداقل واسه يه بارم كه شده از نزديك مى ديديم.
راستى تا حالا شده فكر كنين اگه آقا تختى زنده بود الان چيكار مى كرد، اصلاً كجاى ورزش ما بود، شايد رييس سازمان تربيت بدنى مى شد، شايدم رييس فدراسيون كشتى، اما نه فكر كنم يه پست سياسى مهم بهش مى دادن ، وزارت خونه اى، چيزى خلاصه يه كار مهم ولى نه آقا تختى اينجورى نبود مثل خيلى ياى ديگه اصلاً واسه اينكه تو بند دنيا نبود خيلى زود پريد و الا اصلاً تختى نمى شد، همون موقش مى تونست خيلى از پرمدعاها رو كنار بزنه و واسه خودش جايى دست و پا كنه اما اون دل مردم رو با هيچ پست و مقامى عوض نكرد تا واسه هميشه جاودانى بمونه، آره تختى حرف دلش رو بيشتر از حرف عقل قبول داشت، خيلى از هم دوره اى ها تختى و مخصوصاً اونايى كه تيم ملى رو براش جهنم كردن بعدش فوت كردن و بعضيا شونم زنده هستن، اما شما بگيد كدوم يكى شون تونستن مثل آقاى تختى تو دل مردم جا پيدا كنن واسه كدوم يكى شون كه رفتن زير خاك مراسم ميگيرن و مردم رو جمع مى كنن همشون فراموش شدن اما تختى هميشه زنده س و زنده هم مى مونه، مردم ايران محاله تختى رو يادشون بره از الان تا قيامت هر سال ۱۷ دى ابن بابويه به خاطر آقا تختى پرآدم مى شه، تا چند سال ديگه شايد ما، احمد، منصور آهنگر و حاج قاسم ها نباشيم اما نوه و نتيجه هامون كه هستن اونا ياد آقا تختى رو زنده نگه مى دارن مطمئن باشين، تختى و ياد و نامش هميشه جاويد مى مونه و هميشه در قلب مرم جا داره.
بسكتبال در فراز و نشيب
اين سبدها فتح شدنى هستند
071817.jpg
حميد افتخارى

اين طبيعت هر رشته اى است وقتى به اوج مى رسد و مطرح مى شود حاشيه ها هم به سراغش مى آيند و اين از جذابيت هاى يك رشته ورزشى است.
اما در برابر اين حاشيه ها چه بايد كرد، آيا بايد نشست و از آن ها لذت برد، يا اين حاشيه ها بايد كنترل شوند؟ اين كه فكر مى كنيم مى شود حاشيه ها را به صفر رساند امرى است محال اما بايد حاشيه مديريت شود.
يكى از رشته هايى كه اين روزها به شدت اسير حاشيه شده بسكتبال است. تا آنجا كه به خاطر داريم بسكتبال رشته  دانشگاهى است. بسكتباليست ها را داراى فرهنگ بالاتر از سايرين مى شناختيم اما امروز متاسفانه شاهديم كه در اين رشته هم حاشيه ها زياد شده است و مديريت درستى هم بر آن ها نمى شود. بايد قبول كنيم كه فدراسيون مشحون در رشد بسكتبال بسيار موثر بوده است اما در راستاى اين رشد نتوانسته حاشيه ها را كنترل كند.
امروز ليگ بسكتبال به روزهاى پايانى مرحله اول خود نزديك مى شود و چهره ۶تيم از ۸ تيم پايانى خود را شناخته است اما در همين ليگ كه كمك زيادى هم به رشد بسكتبال و پويايى اين رشته داشته است اتفاقات ناخوشايندى رقم مى خورد، دوپينگ كه سايه شومش بر تمام ورزش ايران سنگينى مى كند در ميان بسكتباليست ها هم رسوخ كرده است، اين حرف بسيارى از دردآشناهاى بسكتبال است، از سوى ديگر بسيارى از بسكتباليست هاى كشورمان با دريافت هاى آنچنانى از مرز آماتورى گذشته اند و در دنياى نيمه حرفه اى رفتارى غيرحرفه اى از خود بروز مى دهند.
با تمام اين اوصاف بايد قبول كنيم كه اين دوره گذار بايد طى شود و نمى شود كاريش كرد، تنها بايد مواظب باشيم كه اتفاقات تحت كنترل ما باشند و حاشيه ها باعث هدر رفتن پتانسيل بالاى بسكتبال ايران نشوند از نقاط ضعف و تهديدها گفتيم بد نيست اشاره اى هم به رشد بسكتبال و نقاط قوت آن كنيم.
اگر شاهديم كه امروز بسكتبال ايران صاحب ليگى معتبر و در خور است بايد به فدراسيون و باشگاه ها دست مريزاد بگوييم و تبريك.
انصافاً سطح ليگ برتر بسكتبال در مقايسه با انواع ليگ هاى عربى و حتى آسياى شرقى بالاتر است. حضور بازيكنان خارجى خوب در بسكتبال برخلاف ساير ليگ ها كه از بازيكنان درجه چندم استفاده مى كنند كمك زيادى به رشد اين رشته داشته است و باعث شده بازيكنان ايرانى در فضايى كاملاً حرفه اى مسابقه بدهند.
از سوى ديگر اين ليگ كمك مى كند تا تيم ملى با قدرت بيشترى در مسابقات گوناگون شركت كند، سطح ليگ به حدى مطلوب است كه فدراسيون در زمان مسابقات غرب آسيا صلاح ديد با خيال راحت قيد اين مسابقات را بزند و ليگ را تعطيل نكند.
اما بايد توجه داشت كه تيم ملى به بازى هاى تداركاتى هم نياز دارد، قطعاً بازى با تيم هاى بزرگ و حتى تحمل شكست هاى سنگين به ما كمك مى كند تا نقاط ضعف خود را يك به يك برطرف كنيم و با قدرت بيشترى در مسابقات آتى شركت داشته باشيم مساله ديگر هم بحث سرمربى تيم ملى است كه بايد زودتر حل شود تا تكليف برنامه هاى تيم هم روشن شود، تيم كشورمان سال آينده بايد در بازى هاى آسيايى شركت كند پس نبايد فرصت از دست برود. ضمن آن كه مسوولين كميته المپيك بسكتبال را به چشم يكى از رشته هايى كه مى تواند سهميه ورود به المپيك پكن را كسب كند نگاه مى كنند.
براى همين است كه مى گوييم سبدهاى آسيايى حتى چين فتح شدنى هستند.
سال ۲۰۰۵ سال رونالدينهو
071835.jpg
فاطمه حلاجى

دنياى فوتبال، دنياى غريبى است. دنيايى كه هر گوشه اش جذابيت هاى خاص خودش را دارد. گاهى بايد آن ها را از نزديك ببينى و گاهى هم بايد فاصله ات را حفظ كنى. البته بد نيست هر از چندگاهى نگاهى به گذشته بيندازى و خاطرات و صحنه هاى به ياد ماندنى را مرور كنى، صحنه هايى كه نه تنها هيچ گاه فراموش نمى شوند، بلكه براى ابد در ذهن فوتبالدوستان حك مى شوند...۲۰۰۵ هم به پايان رسيد؛ بد نيست نگاهى به فوتبال ۲۰۰۵ بياندازيم و خاطراتى كه اين سال را برجسته كرده اند با هم مرور كنيم.مطمئناً اگر بخواهيم وقايع مهم ۲۰۰۵ را ليست كنيم، رويدادهاى مربوط به رونالدينهو در صدر اين ليست قرار مى گيرد؛ او هميشه عالى است اما امسال همه را شگفت زده كرد. مطمئناً بازى هايش آنقدر زيبا و جذاب بود تا بتواند همه بزرگان اين رشته ورزشى را كنار بزند و خودش به عنوان مرد سال فوتبال اروپا و جهان انتخاب شود. «رونالدوى كوچك» آنقدر زيبا بازى مى كند كه مطمئناً نه تنها هواداران بارسا و فوتبال برزيل، بلكه هر فوتبالدوستى حاضر است هر كارى را كنار بگذارد و به تماشاى بازى او بنشيند؛ شايد بتوان سال ۲۰۰۵ را سال رونالدينهو ناميد!شايد مهمترين رويداد ورزشى بعدى، راهيابى ليورپول به فينال جام قهرمانان اروپا باشد. جايى كه سرخ پوشان آنفيلدى، مردان ميلان را به زانو درآوردند تا اشك هاى سرخ و سياه پوشان در كنار شادى وصف ناپذير جرارد و هم تيمى هايش شبى فراموش شدنى را در اذهان رقم بزند. تبعات بعدى قهرمانى ليورپول در جام قهرمانان را هم كه براى هميشه اثر خودش را گذاشت، محال است فراموش كنيم.اما در ،۲۰۰۵ چلسى به فرماندهى «خوزه مورينيوى پرتغالى» بعد از ۵۰ سال قهرمان جزيره شد. قهرمانى شيرينى كه آبى پوشان استامفوردبريج قصد دارند تا حداقل ۵ سال ديگر تكرارش كنند و دست رقيبان ليگ برترى را از آن كوتاه كنند.سرى هم به فوتبال اسپانيا بزنيم؛ قهرمانى «بارسلون» در فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۴ اصلاً چيز عجيبى نبود. آن ها شايسته قهرمانى بودند. اما نمى توان از كنار باخت هاى تحقيركننده كهكشانى هاى! رئال مادريد در مقابل حريف كاتالانى شان گذشت. كلاً آن ها دو سال سخت را پشت سر گذاشتند. خصوصاً آخرين باخت رئال مقابل بارسا، آنقدر براى هواداران رئال مادريد سخت و دشوار بود كه آن ها ايستاده آبى و انارى پوشان را تشويق كردند.اما از فوتبال آلمان بگوييم، جايى كه على كريمى در بايرن هميشه صدرنشين موفق نشان داد و البته موفق تر از او مهدوى كيا بود در هامبورگ.شاگردان «توماس دال» به لطف درخشش چند بازيكن و البته انسجام و هماهنگى تيم و مديريت خوب شخص دال خود را از رده هاى پايين جدول بالا كشيدند؛ آن هم تا رده دوم بوندس ليگا. آن ها حالا در تعقيب مردان قرمزپوش ماگات هستند...اما گاهى اهالى دنياى فوتبال در شرايطى خاص حرفى مى زنند كه براى مدت ها ماندگار مى شود مثل:
* «اگر او بخواهد به من كمك كند، مطمئناً جاى چلسى در ته جدول رده بندى خواهد بود و اگر من مجبور باشم كارهاى تجارى او را براى مدتى به عهده بگيرم؛ دو روزه ورشكست مى شويم.»
- اين حرف خوزه مورينيو است براى روشن كردن رابطه كارى اش با «رومن آبراموويچ» مالك ثروتمند چلسى.
* «امشب متعلق به آنهاست و من از صميم قلب آرزو مى كنم كه آن ها جام قهرمانى را بالاى سر ببرند.»
نه، حالا وقت كرى خواندن ما براى هم نيست...»
- اين حرف را مورينيوى مغرور در شبى به زبان آورد كه مردان ليورپول تا چند ساعت بعد بايد در ورزشگاه آتاتورك استانبول در فينال جام باشگاه ها به مصاف «ميلان» مى رفتند.
* «مثل اين بود كه «مسيح» وارد اتاق شده است....»
- اين را يكى از هواداران ليورپول گفت؛ زمانى كه رافائل بنيتس براى جشن قهرمانى به كلوپ هواداران قدم مى گذاشت.
* «قبل از پنالتى ها»، «جيمى كاراگر»، پيش من آمد و گفت:  «بروس گروبلار» را به خاطر بياورد فقط سعى كن خودت باشى.»
- اين ها را «يرزى دودك» دروازه بان ليورپول مى گويد؛ با يادآورى شب قهرمانى و پيروزى مقابل ميلان.
* «چطور مى توانم بعد از چنين شبى، به ترك ليورپول فكر كنم؟»
- استيون جرارد؛ در شب جشن قهرمانى اروپا.
* «بازى در دستان ما بود؛ اما آن ۷ دقيقه لعنتى كارمان را ساخت.»
- آندره شوچنكو؛ پس از آن باخت تلخ مقابل ليورپول.
* «اگر مى خواستم در آسايش و راحتى باشم، در همان پورتو مى ماندم؛ صندلى هاى زيباى آبى، آب و هواى دوست داشتنى و مردمى كه بعد از خدا، من را مى پرستيدند.»
- خوزه مورينيو؛ آن هم زمانى كه از نحوه بازى و تفكر نتيجه گرايانه او انتقاد مى شد، خصوصاً از طرف يوهان كرايف؛ اسطوره فوتبال هلند.
* «يك نفر بايد به اين مرد مغرور بگويد كه فوتبال فقط نتيجه نيست. او بايد دل مردم را هم به دست بياورد.»
- يوهان كرايف؛ در ابتداى جنگ لفظى با مورينيو.
* «تصميم گرفته ام يك سال ديگر بازى كنم و در خدمت تيم ملى باشم.»
- همين يك جمله براى مردم فرانسه كافى بود تا بازگشت «زيزو» به تيم ملى را جشن بگيرند.
* «وقتى بازى «رونى» را مى بينم، به ياد پسر پنج ساله ام مى افتم كه در حياط يا پارك به دنبال توپ فوتبالش مى دود.»
- ديويد بكهام؛ پس از اين او و رونى با هم درگير شدند، تا چند وقت، بكهام از هر فرصتى براى زيرسوال بردن رونى استفاده مى كرد.
* «ما مثل بچه يتيم هاى ويرا هستم.»
- اشلى كول؛ پس از اين كه مصدوم شد، به ياد دوست قديمى اش كه حالا او را در لباس يوونتوس مى ديد اين حرف ها را زد.
* «مربيگرى در اولدترافورد چيز ديگرى است. من كه شخصاً آرزوى نشستن روى نيمكت مربيگرى شياطين سرخ را دارم.»
- شنيدن اين حرف از زبان «كاپلو» به اندازه كافى عجيب هست؛ چرا كه تقريباً اكثر باشگاه هاى بزرگ آرزوى داشتنش را دارند.
* «فقط فكرش را بكنيد؛ چه مى شود اگر هانرى در كنار اتوئو و رونالدينهو قرار بگيرد؛ حتى فكرش هم مرا مى ترساند.»
- بكهام اين را گفت؛ زمانى كه شايعه پيوستن مرد آرسنالى به بارسلون قوت گرفته بود.
* «او به سن و سالى رسيده بود كه بايد مى رفت؛ حالا هر طور كه مى خواهيد فكر كنيد.»
- سرآلكس فرگوسن؛ زمانى كه به خاطر اخراج «روى كين» از منچستر يونايتد مورد فشار و سرزنش اهالى فوتبال خصوصاً اهالى منچستر بود.
ورزش جهان در جوان
جواب رد «مارسى»
خيلى از باشگاه هاى انگلستان در فصل نقل و انتقالات زمستانى، چشم به جوانان مستعد فرانسوى دوخته اند. «فرانك ريبرى» بازيكن جوان «مارسى» فرانسه اين روزها شديداً مورد توجه منچستريونايتد و تاتنهام است و «آرسن ونگر» هم براى به خدمت گرفتن «سمير نصرى» ديگر بازيكن «مارسى» نقشه كشيده است. اما خوزه آنيگو، مدير امور ورزشى، آب پاكى را روى دست همه مربيان ليگ برترى ريخته: «موقعيت باشگاه را براى همه روشن مى كنم. مى خواهيم در دو يا سه سال آينده تيمى قدرتمند بسازيم. البته پيشنهادها را بررسى مى كنيم، اما لزوماً همه آن ها را عملى نمى كنيم!» شايد هم «آنيگو» مى خواهد قيمت ستاره هاى جوان تيمش را بالا ببرد.
موراى: مى خواهم برترين باشم
071850.jpg
حالا همه مى دانند كه «اندى موراى» تنيسور جوانى كه فصل قبل تبديل به يك اعجوبه شد، مى خواهد در سال ۲۰۰۶ حداقل به رده بيستم رنكينگ تنيس بازان حرفه اى دست پيدا كند. او اولين گام را هم محكم برداشت و در مسابقات بين المللى «آدلايد» شروعى فوق العاده داشت: اعتراف مى كنم كه دوست دارم مطرح ترين تنيسور دنيا باشم. يعنى جايى بالاتر از نادال، فدرر، آغاسى و ... با وجود اين همه تمرينى كه كرده ام و انگيزه اى كه دارم، فكر مى كنم بهترين سال حرفه اى ام را پيش رو داشته باشم.
زيدان ديگر نمى تواند
به نظر مى رسد محبوب ترين مرد فرانسه هنوز تكليف خودش را براى زمان خداحافظى از دنياى فوتبال نمى داند. «زيدان» كه چندى پيش اعلام كرد براى جام جهانى آلمان به تيم ملى فرانسه باز مى گردد، اين بار گفته كه مى خواهد يك سال زودتر از موعد مقرر از دنياى توپ گرد خداحافظى كند: «دوباره فكر خداحافظى به سرم افتاده! فكر نكنم تا ۲۰۰۷ ادامه بدهم ۶ ماه ديگر با رئال خواهم بود و پس از آن راهى جام جهانى مى شوم. تصميم بعدى ام را به طور قطع نمى توانم اعلام كنم. اما حس مى كنم زمان آويزان كردن كفش هايم فرا رسيده است.»
اين بار درگيرى فرگى و ونگر
مربيان جزيره هميشه براى هم «كرى» مى خوانند. اين بار نوبت درگيرى «فرگوسن» و «ونگر» است. «آرسن ونگر» سرمربى توپچى هاى آرسنال ادعاهاى فرگوسن مبنى بر ناتوانى آرسنال در ساخت استاديومى به بزرگى «اولدترافورد» را رد كرد. ونگر، با اشاره به استاديوم در حال ساخت باشگاه مدعى شد: «اين استاديوم پتانسيل بالايى دارد. هرگاه كه در «هايبرى» بازى داريم، مجبوريم سى هزار بليت كمتر از «اولدترافورد» بليت بفروشيم. اما در آينده اى نزديك و با شروع به كار استاديوم جديد باشگاه آرسنال از نظر مالى به يكى از سه باشگاه بزرگ جهان تبديل خواهد شد.»
فرارى جوان مى شود
071847.jpg
«ميشاييل شوماخر» ستاره آلمانى تيم فرمول يك فرارى از تجديد قواى «فرارى» براى سال ۲۰۰۶ خبر داد: مشكل حادى در تيم ديده نمى شود. شرايط بر وفق مراد است و همه اعضاى تيم از روحيه تهاجمى بالايى برخوردارند و تمام تمركز خود را بر تصاحب مقام قهرمانى اين فصل معطوف كرده اند. البته احتمالاً يكى دو راننده جوان هم به ما مى پيوندند. «شوماخر» در حال حاضر مسن  ترين و البته پرافتخارترين مرد «فرارى» است. اين در حالى است كه مسوولان «فرارى» تمايل خود را براى به خدمت گرفتن «والنتينوروسى»، قهرمان موتورسوارى جهان، براى هدايت اتومبيل اين تيم در سال ،۲۰۰۷ يعنى زمانى كه «شوماخر» بازنشسته مى شود، اعلام كرده اند.
چهل درصد دوپينگ ناخواسته؟!
«بن جانسون»، دونده كانادايى معتقد است كه چهل درصد ورزشكاران ناخواسته از مواد نيروزا استفاده مى كنند. «جانسون» كه به علت مثبت بودن جواب آزمايش دوپينگش از مدال طلاى ۱۰۰ متر المپيك ۱۹۸۸ خود و ركورد جهانى اش محروم شد، اضافه مى  كند:
«براى بدنام كردن ورزشكاران، هر كسى به راحتى مى تواند موادى غيرمجاز را در غذا يا نوشيدنى آن ها بريزد. درست مثل اتفاقى كه در المپيك ۱۹۸۸ سئول براى من افتاد.»
البته «جانسون» ۴ سال حق حضور در ميادين را نداشت و اگرچه در ۱۹۹۲ به عرصه رقابت ها بازگشت، اما به دليل مثبت بودن دوباره آزمايشش در مارس ۱۹۹۳ براى هميشه از رقابت هاى حرفه اى دو و ميدانى محروم شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |