شنبه ۱۷ دى ۱۳۸۴
۶ ذيحجه ۱۴۲۶ - ۷ ژانويه ۲۰۰۶ - سال هفتم - شماره ۱۹۳۵
سياسى
Tel: yellow
red@javandaily.com
sJavan.jpg
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران و جهان
اقتصادى
سينما، تئاتر
سراى ايرانى
با كنكورى ها
گفت وگو
حقوقى
سياسى
حوادث
داخلى
اجتماعى
ورزشى
جوان ورزشى
فرهنگى
آرشيو
تماس با ما
شهروندان امريكا و ايران هسته اى
071790.jpg
از هنگام مطرح شدن بحث ايران هسته اى در رسانه هاى جمعى و افكار عمومى غرب، تلاش براى تاثيرگذارى بر اين دو عنصر حساس با بهره گيرى از حربه تبليغات به سرعت در حال سپرى شدن است.
اين در حالى است كه ادعا مى شود سياست دولتمردان همواره تابعى از عقايد افكار عمومى و جهت گيرى آن ها در موضوعات خاص بوده است.
مطلب ذيل تحليلى خبرى- آمارى درباره جامعه آمارى ايالات متحده درموضوع برخورد با پرونده هسته اى ايران است.



امير رضا پرحلم

موسسات افكار سنجى درامريكا چراغ راهنماى دولت در اتخاذ مسير درست سياست خارجى به حساب مى آيند.
تحولات سريع و شگرف در عرصه علوم سياسى اين امكان را فراهم ساخته كه دستاوردهاى عملى سياست با بهره گيرى موثر از ترفندهاى روان سنجى و آزمون هاى عينى كارايى مضاعف ترى داشته باشد علاوه بر موسسات مستقل كه در موضوعات مختلف به نظرسنجى مبادرت مى كنند، شبكه هاى خبرى تصويرى كه ارتباط به مراتب تعريف شده ترى با افكار عمومى و مخاطبان دارند، اصول و ضوابط معينى از جهت گيرى مشخص مردم را در اختيار سياستگذاران قرار مى دهند.
برنامه صلح آميز هسته اى ايران كه طى چند سال اخير با اعلام نظر پرخاشگرايانه مقامات رسمى امريكا در حال طى كردن مراحل حساس است، پس از بغرنج شدن تدريجى اوضاع در عراق و افشاى برخى حقايق پيرامون عدم صحت وجود سلاح هاى كشتار جمعى در عراق، هر گونه برنامه ريزى براى هدف بعدى را با ترديد روبه رو كرده است.
در عراق رشد تروريزم و گسترش ناامنى در حالى بر تمايلات ترديدآميز تصميم گيرندگان تاثير گذاشته كه ايالات متحده از سوى ديگر ناچار است مطالبات مردم امريكا در خصوص امنيت را برآورده نمايد.
اين احساس كه برآورده شدن خواست ها و انتظارات مردم امريكا به هدف گيرى بعدى ايالات متحده منوط است گردانندگان سياست خارجى دراين كشور را با ابهاماتى ترديدآميز روبه رو كرده است.
* آيا مردم امريكا از يك درگيرى گسترده بعدى حمايت مى كنند؟
در واقع پاسخ به اين سوال تفسير و روان كاوى ذهن خسته افكار عمومى امريكا از چالش مداوم با جهانيان را بازگو مى كند.
* آيا ايالات متحده همچنان احساس خطر مى كند؟
احساس خطر و تحرك فعال دشمنان آزادى، در سياست خارجى ايالات متحده جايگاه ويژه اى دارد. به واقع از زمان ترومن جهت گيرى سياسى دولتمردان اين كشور به سمت و سوى نظامى گرى پررنگ در نوسان بوده است.
نظرسنجى ها به عنوان كارآمدترين ابزار آگاهى از حمايت يا عدم حمايت افكار عمومى از جايگاه ويژه اى برخوردار هستند.
نظام رياستى در ايالات متحده همواره به اين تمايل دامن زده كه افكار عمومى حمايت بى چون و چرايى از حكومت و سياست هايش در عرصه داخلى و بين المللى داشته باشند.
ارتباط گسترده نهادهاى افكار سنجى با مراكز علمى و مطالعاتى از سويى بر كيفيت اين افكار سنجى مى افزايد، به اين معنى كه در بررسى افكار عمومى يك سلسله اولويت هاى مرتبط كه در نهايت به نوعى خبرگيرى يا جاسوسى پوشيده از مردم منتهى مى شود، وجود دارند كه حتى به رغم عدم تمايل شهروندان به اظهارنظر، قادر است برآوردى اوليه از واقعيت افكار و نيات مردم به دست دهد.
* شهروندان امريكايى و برنامه اتمى ايران
حوادث يازده سپتامبر و شيوع تفكر صليبى گرايى در امريكا به اين ترديدها دامن زده كه مردم مى بايد در هراس دايم از يك اقدام آنى قرار داشته باشند.
اين ترس كه به سرعت از هيات حاكمه به مردم منتقل مى شود با بهره گيرى از ترفندهاى القايى تاكيد مى كند كه در صورت غفلت يا عدم همراهى ممكن است يك حمله هسته اى از جانب دشمنان آزادى يوقوع پيوندند!
بنابراين دولت به عنوان پاسبان مردم موظف است دشمنان را قبل از اين كه حيات امنيت را تهديد كنند غافلگير كرده (اقدام پيش دستانه) و اجازه ندهد كه حريم امنيت مورد هجوم قرار بگيرد.
تصور اين كه استراتژى فوق در قالب فيلم و بمباران خبرى موسسات رسانه اى منتقد، برتصميم، همراهى يا عدم همراهى مردم چه تاثيرى مى تواند داشته باشد بسيار حايز اهميت است.
نهادهاى موثر در افكارسنجى
۱- گالوپ: به عنوان يك موسسه افكار سنجى معتبر و مستقل از دولت عمل مى كند اما به واقع به نظر مى رسد كه در ارتباط مستقيم با سازمان اطلاعات مركزى امريكاست. اين مركز برآوردهاى افكار سنجى خود را با استناد به داده هاى معتبر ارزيابى و نتايج آن را به صورت كامل منتشر مى كند.
۲- شبكه خبرى :CNN به عنوان مشخص ترين نمونه شبكه خبرى موفق، نقش موثرى در افكار سنجى از مردم امريكا دارد. درباره اين شبكه ها شائبه ارتباط با لابى هاى موثر در تصميم گيرى بر سر زبان ها جارى است. با اين حال نتايج برآوردهاى آن قبل از هرچيز وابسته به انگيزه گردانندگان است.
۳- روزنامه ها: رسانه مكتوب هم نقشى غيرقابل انكار در افكارسنجى از مردم دارد و به طور كلى روزنامه هاى نيويورك تايمز، واشنگتن پست، واشنگتن تايمز و يو اس اى تودى به طور مرتب در دسترس مخاطبان و در ارتباط موثر با آن ها مى باشند.
عوامل موثر بر تصميم مردم امريكا
۱- ايدئولوژى: به طور كلى بيشتر كسانى كه در امريكا تحولات بين المللى را دنبال مى كند تحت تاثير ايدئولوژى هاى خاص مواضع خود را نسبت به برخى مسايل اعلام مى كنند.
مثلاً خيلى از جوانان امريكايى اطلاعات اندكى درباره آن دارند.
اما گروه «مسيحيان متمايل به صهيونيزم» كه ايده نبرد بزرگ قرن را با جديت دنبال مى كنند و تعداد آن ها در ايالات متحده تقريباً به تعداد جمعيت كل ايران است برنامه هسته اى ايران را با يك سرى ذهنيت سازى هاى خاص پيگيرى مى كنند.
اين گروه معمولاً در افكارسنجى درباره ايران پيشقدم هستند. اين افراد همه چيز را در فضاى جنگ جست وجو مى كنند. راديو متعلق به پيروان اين گروه هر لحظه زمان فرارسيدن لحظه موعود را نويد مى دهد.
بنابراين تاثير ايدئولوژى در اتخاذ تصميم يا ابراز نظر يا خط دهى به سياستگذاران از اين بعد حايز اهميت است.
۲- تجارت و اقتصاد: گروه تجار و صنعتگران كه در زمره افراد موثر در تصميم سازى به شمار مى آيند بعضاً درباره ارتباط با كشورها از عقايد خاصى برخوردار هستند. در اين طيف دو گروه نرم و خشن مطالبات خاص خود را بيان مى كنند. در اين مجموعه تعداد زيادى تاجر و صنعتگر يهودى وجود دارند كه در هنگام مورد سوال واقع شدن تمام زواياى مورد نظر را مد نظر قرار مى دهند.
در اين طيف كارخانه داران اسلحه و معامله گران نفت هر يك بسته به منافع خاص خود روابط با ايران را مدنظر قرار مى دهند.
اظهارنظر آمارى در مورد ايران
شهروندان امريكايى به طور مرتب درباره دستيابى ايران به فناورى هسته اى در مطبوعات و رسانه هاى خبرى مى خوانند و مى شنوند.
مركز «روپر»، مستقر در دانشگاه «كانكتيكات» براى ارزيابى عكس العمل جامعه امريكايى نسبت به ايران و برنامه هسته اى اين كشور، تعدادى از نظرسنجى هاى تنظيم شده توسط سازمان هاى گوناگون را مورد بررسى قرار داد.
لازم به تذكر است كه اين نظرسنجى ها در طى ماه هاى اخير كه ايران به خاطر مذاكرات هسته اى با سه كشور اروپايى و مكانى ثابت در صفحات جرايد و مطبوعات وهمچنين برنامه هاى خبرى راديو و تلويزيون است، انجام گرفت.
اين امر در شرايطى صورت مى گيرد كه جهان همچنان تحت تاثير ديپلماسى ايرانى فعال شده قرار دارد. نظرسنجى كه در جامعه امريكا روشى مرسوم براى كسب اطلاع از ميزان مقبوليت اقدام در آن سوى مرزهاست، امروزه به ابزارى در جهت پيشبرد سياست خارجى كشورها مبدل گرديده است. آن چه كه مى خوانيد خلاصه اى از نتايج حاصله از نظرسنجى ها مى باشد:
بخش خبرى شبكه ان-بى-سى و روزنامه وال استريت ژورنال اين سوال را مطرح كردند: «آيا شما موافق يا مخالف عمليات نظامى عليه ايران و برنامه  هسته اى آن كشور مى باشيد؟» موافق ۴۵ درصد، مخالف ۴۱ درصد، بستگى دارد ۸ درصد، نامطمئن ۶ درصد.
همچنين سوالى مشابه با مشخص كردن «بمباران هدف هاى نظامى» توسط بخش خبرى شبكه اى- بى-سى و روزنامه واشنگتن پست مورد نظرسنجى قرار گرفت كه نتايجى بسيار متفاوت در برداشت. موافق ۳۰ درصد، مخالف ۶۴ درصد، نامطمئن ۶ درصد.
يكى از صاحب نظران نظرسنجى عمومى گفت كه يكى از دلايل چنين تفاوت چشمگيرى بين دو نظرسنجى، با وجود شباهت سوال را مى توان در استفاده از واژه «بمباران» به جاى واژه هاى نامشخص مانند «عمليات نظامى» توجيه كرد. او گفت: «بمباران كردن خيلى خشن تر و ترسناك تر از عمليات نظامى به گوش مى نشيند.»
در نظرسنجى فوق همچنين سوال شد: «براى توقف برنامه هسته اى ايران، آيا موافق و يا مخالف اشغال آن كشور توسط نيروهاى امريكايى و بركنارى حكومت ايران مى باشيد؟» موافق ۲۶ درصد، مخالف ۶۹ درصد، نامطمئن ۵ درصد.
با درنظر گرفتن افزايش تعداد شهروندان امريكايى كه عمليات نظامى امريكا در عراق را اشتباه مى دانند، انتظار مى رود كه اگر چنين نظرسنجى در حال حاضر اجرا شود، تعداد شمار مخالفان به مراتب بيشترباشد.
باز هم در نظرسنجى فوق، اين سوال مطرح شد: «براى جلوگيرى ايران از دستيابى به سلاح هاى اتمى آيا موافق و يا مخالف ايجاد شرايط مطلوب براى كمك هاى مالى و توسعه روابط بازرگانى بين دو كشور مى باشيد؟» موافق ۴۴ درصد، مخالف ۵۳ درصد، نامطمئن ۳ درصد.
در نظرسنجى سازمان گالوپ براى شبكه سى-ان-ان و روزنامه يو-اس-اى تودى سوال شد: «تا چه حد به اطلاعات اعلام شده توسط سازمان هاى اطلاعات و امنيت امريكا در رابطه با عمليات هسته اى كشورهايى مانند كره شمالى و ايران اطمينان داريد؟» اطمينان كامل ۱۰درصد، اطمينان نسبى ۳۷ درصد، نه چندان ۳۲ درصد، اطمينان ندارم ۲۰ درصد، بدون عقيده ۱ درصد.
نظرسنجى ان-بى-سى و وال استريت ژورنال
«احتمال خطرنظامى كشورهايى مانند سوريه و ايران را تا چه حد جدى مى بينيد؟» بسيار جدى و حاد ۳۵ درصد، جدى ولى در آينده ۴۷ درصد، بدون خطر ۱۴ درصد، نامطمئن ۴ درصد.
نظرسنجى اى-بى-سى و واشنگتن پست با سوالى مشابه فقط راجع به ايران «آيا ايران خطرى جدى و واقعى است؟»
بله ۳۹ درصد، خير ۵۸ درصد، نامطئمن ۳ درصد.
نومحافظه كاران و هولوكاست دوم
هولوكاست و حقايق پر ابهام پيرامون آن با اظهار نظر رييس جمهور ايران و موضعگيرى جهانى بر ضد آن از ابعاد پر اهميتى برخوردار گرديده است.
در اين راستا، رسانه هاى خبرى بيش از هر عنصر ديگر در پرداختن دوباره به آن جرات يافته اند. اين در حالى است كه تا قبل از آن يكه تازى در عرصه نظريه دراين باره در انحصار صهيونيست ها و پيروان آن ها بود.
تحليل ذيل از شبكه خبر دانشجو اشاره به اين واقعه و قرينه سازى آن با نظام سياسى ايالات متحده دارد.
***
رژيم صهيونيستى هم اكنون به داستان نسل كشى ديگرى نياز دارد و از اين رو هيچ حد و مرزى براى رسيدن به اين هدف خود نمى شناسد حتى اگر نياز به آغاز تهاجمى ديگر به كشورى ديگر، كشتن صدها هزار نفر مردم بى گناه يا بمباران تاسيسات كشورهاى ديگر باشد.
جرج بوش، رييس جمهور امريكا مى گويد كه تهديدهاى داخلى از سوى عامه مردم ايجاد مى شود نه از سوى كسانى كه با جنگ عراق مخالفند و توجيه هاى وى را براى آغاز اين جنگ غيرقانونى زير سوال مى برند.
چه تعداد از مردم امريكا به بهانه كشف مكالمات گروه هاى تروريستى، مكالماتشان شنود شده است؟ بوش و ساير دغلبازان كاخ سفيد طرحى را پيشنهاد كرده اند كه براساس آن سازمان اطلاعات مركزى علاوه بر هماهنگ كردن فعاليت هاى امنيتى پنتاگون- از جمله حفاظت از تاسيسات نظامى در برابر حملات احتمالى- اين اختيار را به دست مى آورد كه درباره تخلفاتى از قبيل خيانت به كشور، اعمال تروريستى و خرابكارى يا حتى جاسوسى اقتصادى دست به تحقيق بازجويى بزند و همان طور كه انتظار مى رود تعريف «خيانت» و «خرابكارى» از ديدگاه بوش، مخالفت با جنگ عراق و طرح هاى نومحافظه كاران براى اشغال سوريه و ايران مى باشد.
به گفته والتر پينكوس از روزنامه واشنگتن پست، پنتاگون به تنظيم اطلاعات خام و اثبات نشده اى مى پردازد كه سازمان هاى اطلاعاتى درباره فعاليت هاى مشكوك جمع آورى مى كنند و احتمال مى دهند تهديدى تروريستى باشند.
اين وزارتخانه هفته گذشته اعلام كرد كه اطلاعات فوق در پايگاهى به نام تالون نگهدارى مى شود و حاوى گزارش هاى متعدد از اعتراضات مسالمت آميز مردم و تظاهرات ضدجنگ است كه مى بايست مدت ها قبل پاك مى شدند. به طور خلاصه بايد گفت اعتراض عليه «جنگ» از ديدگاه دولت امريكا مترادف تروريسم است.
شمار زيادى از منتقدان بوش اين حقيقت را به صراحت مطرح كرده اند كه امريكا در طول تاريخ خود همواره تحت سيطره گروهى از يهوديان بوده است. براى مثال طى چند سال گذشته، اين نومحافظه كاران بودند كه دولت را به آغاز جنگى چندميليارد دلارى كه در نهايت به ضرر اقتصادى و ارتش اين كشور و از بين رفتن حاكميت ملى كشورى ديگر انجاميد، تحريك كردند.
حتى پس از اين كه دروغ هاى بوش درمورد آغاز جنگ برملا شد، نومحافظه كاران همچنان به اين رويه خود ادامه مى دهند و قصد دارند جنگ چندميلياردى ديگر را عليه سوريه با توسل به همان دروغ ها برافروزند.
اين جنگ ها تنها به نفع اسراييل است اما اين رژيم هيچگاه هزينه آن ها را نمى پردازد، تعداد زيادى از صهيونيست هاى امريكا هنوز در مورد افسانه هولوكاست و تكرار آن نگران هستند.
به نظر اين عده سرنوشت يهوديان به توانايى آن ها در دروغ گرفتن و ترفندزدن براى آغاز جنگى با هدف سرنگون كردن صدام حسين كه از ديد آنان هيتلر جديد محسوب مى شد، بستگى داشت. اما اين حقيقت كه صدام تهديدى براى امريكا و رژيم صهيونيستى نبود، در راستاى منافع اسراييل قرار نداشت.
هم اكنون آن ها چنين طرح هايى براى سرتاسر خاورميانه اعم از سوريه، ايران و مصر درسردارند. آن چه تعجب آور است اين كه رژيم صهيونيستى به ندرت به حمله امريكا به عراق اشاره كرده است به جز در موارد معدودى كه دولت شارون از امريكا در اين زمينه حمايت كرده است.
انجام يك ارزيابى درست از دخالت رژيم صهيونيستى در جنگ عراق تا حد زيادى به درك موقعيت يهوديان امريكا در زمينه سياست هاى كلى اين كشور در قبال خاورميانه بستگى دارد و اين كه اين سياست ها چگونه در مورد عراق، سوريه يا ايران به اجرا گذاشته مى شوند.
به دنبال جنگ جهانى دوم، امريكا به عنوان تنها كشور آسيب نديده از جنگ سربرافراشت و شروع به تهيه طرح هايى براى در دست گرفتن كنترل كامل منابع انرژى خاورميانه- نه فقط دسترسى به آن ها- نمود.
وظيفه اسراييل در «چارچوب كلى نظام امريكا» پس از جنگ سال ۱۹۶۷ اين بود كه تضمين كند رهبران كشورهاى عربى ثروتمند در برابر خطرناك ترين دشمن خود يعنى ملت هايشان محافظت شوند و در نتيجه كنترل امريكا بر نفت اين كشورها با تهديدى مواجه نشود، همانطور كه در يكى از اين كشورها- ايران- در سال ۱۹۷۹ اين اتفاق رخ داد.
به همين دليل است كه امريكا بيش از هر كشور ديگرى در جهان به اسراييل كمك هاى مالى و از آن حمايت مى كند و با در اختيار گذاشتن تسليحات هسته اى پيشرفته، موشك، زيردريايى، هواپيما و ... آن را به سومين قدرت نظامى جهان تبديل كرده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |