|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آدمكش افغانى پس از دستگيرى:دامادمان را كشتم براى رهايى خواهرم و فرزندانش
آدمكش ۱۶ ساله افغانى كه همسر خواهرش را با ضربات چاقو كشته بود، اعتياد جانباخته و اذيت و آزارهاى او براى خواهر و خواهرزاده هايش را انگيزه ارتكاب جنايت اعلام كرد. به گزارش خبرنگار ما، ساعت ۱۲ روز جمعه در تماسى با مركز فوريتهاى پليسى ۱۱۰ ماموران كلانترى ۱۶۹ مشيريه در جريان كشف جسد مردى قرار گرفتند كه با بدن خون آلود به پشت بر روى زمين افتاده بود. بدين ترتيب در بررسى هاى انجام گرفته از سوى ماموران كلانترى و كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهى تهران كه در موقعيت حضور يافته بودند مشخص شد مردى ۳۰ ساله تبعه افغانستان با ضربات متعدد شىء نوك تيزى به شكمش كشته شده است. با احراز هويت جانباخته به نام «اعظم - م» تحقيقات اوليه نشان داد كه وى از قبل با برادر همسرش اختلاف داشته است. بنا بر اين گزارش آشنايان جانباخته، علت اين اختلاف را اعتياد و بيگارى كشيدن اعظم از فرزندانش بيان كرده بودند. بر اين اساس با صدور دستور قضايى، كليه نقاطى كه احتمال تردد مظنون به آدمكشى در آنجا وجود داشت مورد بررسى قرار گرفت و سرانجام ساعت يك بامداد شنبه يكم مهر ماه متهم به هويت «اصغر» ۱۶ ساله در مشيريه شناسايى و در حالى كه قصد فرار به سمت شهرك كاروان را داشت دستگير شد. اصغر پس از دستگيرى و برده شدن به اداره مبارزه با آدمكشى آگاهى تهران بزرگ در جريان بازجويى هاى پليسى اعتراف كرد: دامادمان اعتياد داشت و با اذيت و آزار خواهرم، فرزندان كوچكش را نيز براى فروش آدامس به پاركها مى فرستاد و دسترنج آنها را صرف هزينه اعتيادش مى كرد. وى معترف شد: از يك هفته قبل چاقويى را به مبلغ ۵ هزار تومان از شهرك كاروان خريدم و به دنبال فرصت مناسبى براى كشتن اعظم مى گشتم كه ساعت ۱۱ روز حادثه وقتى به خانه خواهرم رفتم، اعظم را ديدم كه با الكل سفيد و سانديس در حال تهيه مشروب است و حتى مرا نيز به خوردن مشروب دعوت كرد. وى در ادامه اعترافاتش اظهار داشت: ابتدا با اعظم صحبت كردم و از او خواستم تا از كارهايش دست بردارد اما وقتى او گفت كه به تو ربطى ندارد با چاقو چند ضربه به شكمش وارد كردم و متوارى شدم. همچنين اصغر انگيزه خود از ارتكاب به آدمكشى را رهايى خواهر و خواهرزاده هايش از دست پدر بى كفايتشان عنوان كرد. متهم جهت بررسى هاى بيشتر به دادسراى امور جنايى تهران فرستاده شد.
|
|
|
|
|
جانى خيابان فلاح روز دوشنبه محاكمه مى شود
|
|
|
عامل جنايت خيابان فلاح تهران روز دوشنبه در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه خواهد شد. به گزارش خبرنگار ما، ساعت ۱۹:۵۰ روز دوشنبه ۲۱ شهريور ماه سال ۸۴ زن جوانى كه به شدت نگران بود با صداى نالان به ماموران كلانترى ابوذر خبر داد جسد قطعه قطعه شده يك زن ناشناس كه داخل پلاستيك هاى مشكى رنگ قرار دارد در داخل خانه اش كشف شده است. با اعلام اين خبر بلافاصله ماموران كلانترى و بازپرس حسين اصغرزاده و اكيپ اداره دهم پليس آگاهى در محل جنايت حاضر شدند. با حضور آنان در صحنه جنايت، پس از بررسى هاى اوليه، جسد قطعه قطعه شده زن ناشناس به پزشكى قانونى برده شد. ماموران در بازجويى از اين زن و با توجه به گم شدن ناگهانى همسر وى، سراغ او را گرفتند كه وى مدعى شد شوهرش ابوالفضل پس از رساندن وى و فرزندش به درمانگاه به بهانه انجام كارى آنها را با عجله رها كرده و به مقصد نامعلومى رفته است. با مشخص شدن اين موضوع كارآگاهان در رديابى هاى خود موفق شدند ابوالفضل را در محدوده پارك ملت شناسايى و بازداشت كنند. با دستگيرى ابوالفضل و آورده شدن وى به اداره دهم پليس آگاهى، وى در همان مراحل اوليه كاوش هاى پليس با توجه به اين كه نتوانست دلايل قانع كننده اى براى ناپديد شدن خود بياورد به ارتكاب اين آدمكشى اعتراف كرد. وى به كارآگاهان گفت: روز وقوع اين پيشامد پس از جدا شدن از همسرم در بين راه طاهره ( جانباخته) را ديدم در حالى كه نان از نانوايى خريده بود و به طرف خانه اش مى رفت؛ چون او با همسرم آشنا بود او را به بهانه بيمارى همسرم به خانه كشاندم، هنگامى كه او را به خانه بردم و او پى به نيت شوم من برد قصد مقاومت و فرار از آنجا را داشت كه با او درگير شدم و در يك لحظه گلويش را با دستانم فشار دادم و زمانى كه پى بردم او ديگر نفس نمى كشد، جسد او را به داخل حمام بردم و براى اين كه كسى پى به راز اين جنايت نبرد جسد او را قطعه قطعه كردم و داخل چند پلاستيك مشكى رنگ قرار دادم تا آنها را در چند مرحله از خانه خارج كنم اما موفق به انجام اين كار نشدم. با اعترافات متهم و انجام بازسازى صحنه اين جنايت هولناك و تكميل كاوش هاى قضايى پليس، متهم تا زمان آغاز محاكمه روانه زندان شد. روز گذشته قاضى نورالله عزيز محمدى رييس شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى گفت: روز دوشنبه سوم مهر ماه امسال ابوالفضل به اتهام كشتن اين زن بى گناه در دادگاه محاكمه مى شود.
|
|
|
|
|
دزدان لوازم ساختمانى به دام افتادند
اعضاى يك باند دزدى از مغازه ها هنگام فروش اموال دزدى و در جريان هجدهمين دزدى ارتكابى دستگير شدند. به گزارش خبرنگار ايسنا، به دنبال شكايت يك مغازه دار ۷ شهريور ماه مبنى بر اين كه مقاديرى لوازم ساختمانى با ارزش ريالى بالا از مغازه اش واقع در كرج به سرقت رفته است، پليس رسيدگى به اين پرونده را در دستور كار قرار داد. بر اساس تحقيقات اوليه با توجه به اين كه اموال دزدى از لوازم منحصر فروش در اين فروشگاه بود، ماموران به شاكى آموزش دادند تا به تمامى همكاران خود اطلاع دهد كه در صورت مراجعه فرد يا افرادى براى فروش اموال دزدى سريعا وى (مالباخته) و ماموران را در جريان قرار دهند. به اين ترتيب با گذشت دو هفته از وقوع دزدى، شاكى در پى تماس يكى از همكارانش مطلع شد كه فردى با مراجعه به يكى از فروشگاههاى تهران تعدادى اموال دزدى را براى فروش ارائه كرده است. در اين حال با هماهنگى هاى نيروى انتظامى كرج با پليس تهران، موضوع در دستور رسيدگى قرار گرفت و فرد مراجعه كننده به هويت مجيد دستگير و در بررسى سوابق متهم مشخص شد وى يكى از مالخران حرفه اى اموال دزدى است. با دستگيرى اين مالخر حرفه اى، متهم در جريان بازجويى ها اعتراف كرد كه اين بار با همدستى سه متهم ديگر به هويت «سعيد، شاهرخ و بهنام» اقدام به سرقت اموال مكشوفه از فروشگاهى در كرج كرده است. ماموران در ادامه با دريافت اطلاعاتى از مخفيگاه متهمان، هر سه تن را شناسايى و دستگير كردند. با آغاز بازجويى از متهمان دستگير شده، اعضاى چهار نفره اين باند به ارتكاب ۱۸ فقره سرقت از مغازه ها به همراه يك فقره دزدى از سايت مخابرات اعتراف كردند كه با حضور متهمان در محلهاى دزدى، تمامى مالباختگان شناسايى شدند و جهت تحقيقات در اختيار عوامل آگاهى قرار گرفتند. همچنين با اعترافات متهمان به سرقت، دو تن از مالخرهايى كه با اين باند دزدى همكارى مى كردند، دستگير شدند و به خريد بخشى از اموال دزدى اعتراف كردند.
|
|
|
|
|
زن جوان قربانى تسويه حساب همسرش با مرد انتقامجو شد
متهمى كه در پى اختلاف حساب با طرف معامله همسر وى را كشته بود در جريان تحقيقات گسترده پليسى شناسايى و دستگير شد. به گزارش ايسنا، شانزدهم شهريور ماه سال جارى، شخصى با كلانترى شهرستان برخوار و ميمه اصفهان تماس گرفته و ماموران را از وجود جسد زنى در حمام خانه آگاه كرد. با اطلاع ماموران از كشف جسد، بلافاصله اكيپى از عوامل انتظامى به موقعيت اعلانى اعزام شدند و با انجام بررسى هاى فنى پى بردند جانباخته زنى به نام «ف - غ» است كه به دليل ضربه به سر در حالى كه در حمام بوده جان باخته است. به اين ترتيب در تحقيقات تكميلى، ماموران با توجه به وضعيت آشفته خانه كه نشان از حضور شخص ناشناسى مى داد احتمال دادند كه وى به زور و اجبار جانباخته را به حمام برده و در آنجا كشته است. بر اين اساس كنترل تماس هاى تلفنى كه با محل كشف جسد برقرار مى شد، مشخص كرد جانباخته در ماه هاى اخير با زنى به نام «س - الف» ارتباط زيادى داشته است، از اين رو اين زن با هماهنگى مقام قضايى احضار و جهت بازجويى ها به معاونت آگاهى فرستاده شد. به گزارش ايسنا، وى در بازجويى هاى پليسى اظهار كرد: من و مقتول مدتهاست كه با يكديگر آشنا شده و رابطه دوستى داشتيم به طورى كه در ادامه اين روابط فردى به نام «الف - ع» ۴۱ ساله ساكن دولت آباد از طريق من با جانباخته و شوهرش آشنا شد و با يكديگر رابطه خانوادگى داشتند. با اظهارات اين زن، پس از هماهنگى مقام قضايى، محمود در محل سكونتش شناسايى و به مقر انتظامى آورده شد. وى در جريان بازجويى هاى انجام شده در ابتدا منكر هر گونه ارتكاب جرمى شد اما در ادامه تحقيقات فنى و ارائه دلايل و مدارك كافى كه از محل كشف جسد جمع آورى شده بود سرانجام لب به اعتراف گشود و مدعى شد در پى آشنايى با اين خانواده حدود ۸ ماه پيش مقدارى وسايل و مصالح ساختمانى به شوهر جانباخته فروختم اما وى پولى پرداخت نكرد به طورى كه چندين مرتبه براى دريافت طلبم به در خانه اش رفتم اما خبرى از او نبود. محمود ادامه داد: روز قبل از حادثه مجددا به در خانه وى رفتم و متوجه شدم شوهر «ف - غ» شب كار است بنابراين ساعت ۲۲ و۳۰ دقيقه پانزدهم شهريور ماه بار ديگر به در خانه آنها مراجعه كردم و پس از وارد شدن به خانه تصميم گرفتم انتقامى از اين خانواده بگيرم، چرا كه به پولم احتياج داشتم. متهم در ادامه اظهاراتش به ماموران معترف شد: در اين حال با زور و تهديد جانباخته را كه در خانه تنها بود، به حمام بردم و قصد تعرض به او را داشتم اما او مقاومت مى كرد، سرانجام در اثر درگيرى پيش آمده پاى جانباخته سر خورد و سرش به كاشى حمام برخورد كرد به طورى كه به همان حالت بر روى زمين افتاد و بيهوش شد. وى اضافه كرد: بر اثر وقوع اين حادثه نبض وى را گرفتم و متوجه شدم جان باخته، به همين دليل محل را به سرعت ترك كردم. با اعترافات به دست آمده از متهم، صحنه آدمكشى بازسازى و با تكميل پرونده، براى بررسى نهايى به مقام قضايى ارجاع داده شد.
|
|
|
|
|
۶ مهر ماه آغاز رسيدگى به پرونده سقوط هواپيماى سى ـ ۱۳۰
جلسه رسيدگى به پرونده سقوط هواپيماى سى-۱۳۰ ششم مهرماه سال جارى برگزار مى شود. يك مقام آگاه در روابط عمومى سازمان قضايى نيروهاى مسلح به ايسنا گفت: به دليل تقاضاى مهلت از سوى نمايندگان حقوقى صدا و سيما، نيروى هوايى ارتش و برخى از رسانه ها جلسه رسيدگى به اين پرونده كه قرار بود بيست و پنجم شهريور ماه برگزار شود به ششم مهرماه سال جارى موكول شد. وى خاطرنشان كرد: تقاضاى مهلت نمايندگان حقوقى صدا و سيما و برخى از رسانه ها مورد موافقت قاضى موحد رياست دادگاه قرار گرفت و ششم مهرماه جلسه رسيدگى به اين پرونده برگزار مى شود.
|
|
|
|
|
نوزاد ۲۵ روزه قربانى اختلافات خانوادگى شد
پدرى كه چندى پيش نوزاد ۲۵ روزه خود را كشته بود، پس از دستگيرى اعتراف كرد كه در جريان درگيرى با همسر خود پسرش را به سمت وى پرتاب كرده كه به مرگش منجر شده است. به گزارش ايسنا، به دنبال كودك آزارى و مرگ مشكوك نوزاد ۲۵ روزه اى به نام «مهدى» در ۲۷ شهريور ماه، دستور ويژه مقام قضايى اراك براى رسيدگى به موضوع و دستگيرى متهم صادر شد و به اين ترتيب كارآگاهان جنايى آگاهى اين شهرستان تلاش بى قفه اى را براى شناسايى و دستگيرى متهم آغاز كردند. سرانجام متهم به هويت «مرتضى» كه به شهرستان قم فرار كرده بود روز چهارشنبه ۲۹ شهريورماه دستگير شد و پس از برده شدن به آگاهى مورد بازجويى قرار گرفت. متهم در اعتراف تكان دهنده اى اذعان كرد: شب حادثه با همسرم جر و بحث داشتيم به طورى كه وى را تهديد كردم كه پسرمان «مهدى» را مى كشم تا اين كه جر و بحثمان بالا گرفت و در اين حال پسر ۲۵ روزه ام را به طرف همسرم پرتاب كردم كه با صورت روى فرش افتاد. «مرتضى» ادامه داد: همسرم با مشاهده اين وضعيت قصد داشت به داخل حياط برود و با سر و صدا همسايه ها را صدا بزند اما من به دنبال او دويدم و مانع اين كار شدم. اين در حالى بود كه بعد از بازگشت مجدد به داخل اتاق متوجه شدم كه مهدى اصلا گريه نمى كند. متهم همچنين افزود: در اين حال همسرم از من تقاضا كرد كه بچه را به بيمارستان برسانيم ولى من گفتم كه حال مهدى خوب است و سعى كردم با گرفتن نيشگون از بچه او را وادار به گريه كنم و حتى چند بار هم به او تنفس مصنوعى دادم و سپس خوابيدم. پدر فرزندكش با بيان اين كه حوالى ساعت ۳ و۳۰ دقيقه بامداد همسرم پس از اطلاع تلفنى حادثه به برادرم به اتفاق او مهدى را به بيمارستان برده بود، اظهار كرد: به اين ترتيب پس از دو روز بسترى پسرم در بيمارستان وى جان خود را از دست داد از اين رو اقدام به فرار كردم.
|
|
|
|