|
كسب عناوين برتر قاريان ايرانى در مسابقات بين المللى كه همگى در حضور قراء صاحب نام از بلاد مختلف اسلامى اتفاق مى افتد اثبات قدرت جوانان معتقد كشورمان در تلاوت آيات الهى است. براى رسيدن به اين مهم نياز به شرايط، ابزار و امكاناتى بوده و هست كه البته با ايجاد همين شرايط خاص مبلغان خوش الحان قرآن ايران نسبت به افتخار آفرينى براى كشورمان اهتمام مى ورزند. براى بررسى چند و چون روند رشد قرائت قرآن كريم در كشورمان خبرگزارى ايكنا با تنى چند از صاحب نظران جامعه قرآنى و قاريان بزرگ بين المللى ايران به گفت وگو نشسته است كه حاصل بخشى از اين نظرات در پى مى آيد.
|
|
|
|
پاسخ به شبهات قرآنى(۲)
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
جايگاه قاريان ايرانى در جهان اسلام
كسب عناوين برتر قاريان ايرانى در مسابقات بين المللى كه همگى در حضور قراء صاحب نام از بلاد مختلف اسلامى اتفاق مى افتد اثبات قدرت جوانان معتقد كشورمان در تلاوت آيات الهى است. براى رسيدن به اين مهم نياز به شرايط، ابزار و امكاناتى بوده و هست كه البته با ايجاد همين شرايط خاص مبلغان خوش الحان قرآن ايران نسبت به افتخار آفرينى براى كشورمان اهتمام مى ورزند. براى بررسى چند و چون روند رشد قرائت قرآن كريم در كشورمان خبرگزارى ايكنا با تنى چند از صاحب نظران جامعه قرآنى و قاريان بزرگ بين المللى ايران به گفت وگو نشسته است كه حاصل بخشى از اين نظرات در پى مى آيد.
سيد مهدى فاطميان داور و مدرس قرآن با قاطعيت تمام ازجايگاه بالاى قاريان ايرانى در جهان اسلام ياد مى كند. وى مى گويد: سطح كيفى مسابقات قرآن در رشته قرائت در چند سال اخير افزايش پيدا كرده است و با توجه به اين موضوع كه اهميت دادن به رشته قرائت در كشور پس از انقلاب اسلامى جايگاه خاصى پيدا كرد قاريان ايرانى امروز در سطح جهان حرف اول را مى زنند، چنان كه رشته قرائت در ايران هميشه در حال ارتقا بوده و هيچگاه توقف نداشته است. وى مى افزايد: سطح كيفى مسابقات قرآن در رشته قرائت در چند سال اخير نسبت به سال هاى گذشته از رشد مطلوبى برخوردار بوده است كه البته با توجه به وجود استادان برجسته در اين رشته انتظارى جز اين وجود ندارد. فاطميان در حالى از وجود استادان برجسته صحبت مى كند كه غلامرضا شاه ميوه داور بين المللى مسابقات قرآن كريم از وجود سلايق متفاوت استادان در آموزش انتقاد مى كند. وى مى گويد: بزرگترين مشكل در زمينه آموزش صوت ولحن قاريان، تدريس آن به شكل سليقه اى و بدون مطالعه شيوه هاى آموزشى توسط استادان ومعلمان است. اكثر استادان ما بدون مطالعه راهكارهايى را كه تا به حال امتحان نكرده و از مفيد بودن آن اطمينان ندارند به قرآن آموزان توصيه مى كنند در نتيجه قاريان سردرگم هستند چون يك استاد توصيه اى مى كند و استاد ديگر توصيه متفاوتى دارد. با تمام اين اوصاف سطح مسابقات قرائت دركشور چه از نظر داورى و چه سطح شركت كنندگان طى سال هاى اخير روند روبه رشدى داشته است. شاه ميوه در اين مورد مى گويد: هر چند روند رشد سطح كيفى تلاوت ها ومسابقات قرآن در بعضى ارگان ها چه از نظر اجرايى، مديريت، سطح داورى و شركت كنندگان بسيار قوى و در بعضى ارگان هاى ديگر ضعيف است ولى در مجموع قرائت در كشور وضعيت روبه رشدى دارد. در زمينه هاى اجرايى مسابقات با توجه به شرايط ممكن است يك سال اوضاع خوب باشد و سال بعد وضعيت تغيير كند ولى در بخش فنى كيفيت مسابقات سال هاى اخير در حال پيشرفت است. اما بايد بگويم كه اگرچه وضعيت مسابقات پيشرفت كرده اما متاسفانه سطح قاريان كنونى نسبت به قاريان نسل قبل همچون آقايان روغنى و سعيدى افت كرده است. وى در باره نوع ايرادهاى تلاوت قاريان جوان كشورمان مى گويد: در زمينه قرائت تكنيك صداسازى مهم ترين عامل است و اكثر قاريان ايرانى على رغم برخوردارى از صداهاى خوب نحوه بيرون دادن صدا را نمى دانند. تكنيك اول صداسازى اصلاح طنين صوت است يعنى قارى صداى خود را با مقدارى عقب و جلو كردن در فضاى دهان بشكل زيباترى بيرون دهد. قارى بايد نغمات را به بهترين صورت فراگيرد تا بتواند به شكل درستى آنها را ارايه كند. متاسفانه اغلب قاريان كشور در اجراى نغمات روى كلمات و الفاظ آيات دچار مشكل هستند، يعنى آنها در اندازه گيرى و انتخاب صحيح ملودى و آهنگ براى انطباق با آيات مشكل دارند. وى مشكل ديگر را مربوط به تكيه هاى صوتى و آكسن ها دانسته و مى افزايد: تكيه هايى را كه يك عرب زبان وارد مى كند معمولا فارس زبان نمى تواند بدرستى وارد كند كه اين تكيه هاى صوتى اهميت بسيارى هم در بخش آگاهى و هم در بخش معنايى دارند و اگر تكيه اى درست وارد نشود ممكن است معنى به كلى عوض شود. مشكل ديگر اين است كه قراء ما معمولا عادت دارند خيلى سريع مدارج صوت ولحن را طى كنند تا به اوج برسند و درنتيجه كمتر از پرده هاى پايين و زير متوسط استفاده مى كنند. همچنين مرتضى لاجوردى از مدرسان با سابقه قرآن كريم با اشاره به رشد فنون قرائت در كشور طى سال هاى اخير مى گويد: قرائت قرآن در كشور نسبت به سال هاى گذشته به لحاط فنى به ويژه در زمينه موسيقى پيشرفت چشمگيرى داشته است. هر چند به علت رشد درك موسيقيايى مردم ممكن است اين پيشرفت ها به چشم نيايد و قابل توجه نباشد اما در گذشته نه چندان دور حتى قاريان ايرانى مطرح در سطح بين المللى نيز آشنايى چندانى با موسيقى و فن قرائت قرآن نداشتند ولى در سال هاى اخير بسيارى از قاريان نوجوان را سراغ داريم كه به نغمات و الحان قرآنى تسلط دارند. وى در پايان با اشاره به رشد كمى قاريان مى گويد: در ابتداى انقلاب فقط يك قارى نوجوان به نام مرحوم تسويه چى را داشتيم و بعدها نيز آقاى مكرمى به عنوان قارى شهرت گرفت اما امروز هزاران قارى و حافظ نوجوان و جوان تربيت شده اند كه به لحاظ فنى هم بسيار مسلط ترند. محمدجواد پناهى داور وقارى قرآن كريم نيز در خصوص موضوع مورد بحث، نظر استادان ديگر را رد كرده و مى گويد: قاريان هم از نظركميت و هم كيفيت نسبت به سال هاى گذشته وقاريان آن دوران افت زيادى دارند. وى در توضيح اين ادعاى خود اظهار مى كند: اگر قرائت سال هاى ۶۴ و۶۵ بررسى شود تفاوت فاحش و ضعف قاريان دوره هاى جديد در قدرت خواندن و تلاوت قرآن كريم نسبت به قاريان سال هاى گذشته آشكار خواهدشد. اگر يك مقايسه كوچكى بين برگزارى مسابقات قرآنى با برنامه هاى ديگرى كه در كشور اجرا مى شود صورت گيرد همان مهجوريت در اجراى فعاليت هاى قرآنى مشاهد خواهدشد لذا روند رشد قرائت با گذشت زمان هر روز بدتر ازقبل شده و افت پيدا خواهدكرد. وى درباره تاثير برنامه هاى جانبى درقرائت افراد مى گويد: درسال هاى گذشته شركت كنندگان مسابقات قرآنى ازجايگاه وامكانات مناسب و ويژه اى برخوردار بودند درحالى كه امكانات مسابقات دوره هاى جديد بسيار ناچيز است به خصوص اسكان وجوايزى كه براى شركت كنندگان اين دوره از مسابقات درنظر مى گيرند بى كيفيت و نامناسب است. لذا قرآن آموزان انگيزه اى براى حضور درمسابقات ندارند. پريسا مجرد، نفر اول مسابقات كشورى اوقاف و داور قرآنى نظرات خود در باره روند رشد قرائت قرآن كريم در كشورمان را اينگونه ابراز مى كند: عدم تربيت استادان حرفه اى و نبود كلاس هاى آموزشى براى اين افراد مهم ترين مشكل قرائت در سطح كشور است. در حال حاضر تعداد كلاس هاى قرآنى در كشور زياد است تا آنجا كه هر نهادى براى خودش يك دوره كلاس قرآنى برگزار مى كند اما كيفيت كار اصلا مناسب نيست و اين به دليل نبود استادان حرفه اى در كشور است و تا زمانى كه استاد حرفه اى و با تجربه نداشته باشيم نمى توانيم انتظار پرورش قاريان خوب داشته باشيم. در حال حاضر تنها تعداد معدودى استاد قرآنى در كشور وجود دارد كه اين افراد بار آموزش قرآن را در كشور به دوش مى كشند و گرنه از تمام كلاس هاى قرآنى كه در كشور برگزار مى شود قارى حرفه اى تربيت نمى شود چراكه استادان اين كلاس ها استادان حرفه اى نيستند. وى در ادامه با اشاره به اينكه اين مساله براى خانم ها بيشتر است مى افزايد: مگر ما در كشور چند استاد صوت و لحن خانم داريم و تازه از اين ميان چند نفر هستند كه واقعا در انتقال دانسته هاى خود موفقند. شايد در اين مورد از ميان تمامى استادان بتوان از يك استاد خانم نام برد. مجرد با تاكيد براينكه سازمان هايى مانند سازمان اوقاف، سازمان تبليغات اسلامى و جهاد دانشگاهى بايد بر روى تربيت استاد قرآنى كار كنند، مى گويد: متاسفانه برگزيدگان مسابقات قرآنى همين طور به حال خود رها مى شوند و پس از برگزارى مسابقات به دنبال زندگى خود مى روند و حتى برخى از آنها پس از مدتى فعاليت قرآنى را رها مى كنند در حاليكه بايد از استعدادهاى اين افراد استفاده شده و با سرمايه گذارى بر روى اين افراد از آنها داور و استاد قرآنى ساخت و گرنه اگر اين نسل نيز بگذرد ما شاهد حضور قاريان توانايى در كشور نخواهيم بود چراكه استاد حرفه اى قرآن در كشور كم داريم. به هر حال آنچه مشهود است توان قاريان ايرانى در تلاوت شايسته آيات قرآن كريم است تا آنجا كه حتى تشويق هاى قاريان مصرى به عنوان سردمداران قرائت قرآن را در پى داشته است.
|
|
|
|
|
پاسخ به شبهات قرآنى(۲)
شبهه «وحى قرآن كريم امرى تجربى است» و پاسخ آن
|
|
|
مسأله تجربى بودن از غرب و مسيحيت گرفته شده است. در قاموس لاهوتى مى نويسد: «برخلاف اسلام در مسيحيت، شخص يك نقش ويژه اى در وحى دارد و پيامبر همانند قطعه اسفنج نيست كه صرفا حامل و ناقل آب است، بدون اين كه در آن تاثيرى بگذارد، بلكه پيامبران تجربياتى را كه به الهام دريافت مى كنند با لغات استعاره اى و رمزى بيان مى كنند.» اين تحليل نارسا از وحى عوامل متعددى دارد مانند محدود كردن مفهوم وحى در الهامات، خطورات قلبى و مكاشفات درونى وجود اختلافات و تناقضات فراوان و توجيه ناپذير و مسائل دور از حقيقت در تورات و انجيل، گسترش تجربه گرايى جديد كه تلاش مى كند تمام پديده هاى مادى و غيرمادى را با فرمول هاى حاكم بر علوم تجربى ارزيابى كند و... اين نظريه كه وحى درست در همان قلمرو تجربه و مكاشفه نفسانى و الهام عرفانى جاى مى گيرد اشكالات متعددى دارد: ۱- اين موضوع يك داورى ناموجه است كه ما محدوديت ها و شرايط حاكم بر روابط علمى حوزه هاى علوم بشرى را به حوزه معرفت وحى تشريعى پيامبران كه ماهيت آن هرگز براى ما شناخته شده نيست سرايت دهيم. ما وحى را از آثارش مى شناسيم و اين آثار گوياى اين معنا مى باشد كه پديده وحى هرگز در مدار و افق دانش هاى عمومى بشر نبوده و قوانين آنها را نمى پذيرد. وحى به معنايى كه قرآن ترسيم و آن را طريق ويژه القاى پيام الهى به پيامبران معرفى مى كند - كه معنا و لفظ از ناحيه خداوند است و پيامبر نقش خبرگيرندگى، حفظ و ابلاغ به مردم ندارد - نمى تواند قواى دراكه بشر بر آن تاثير گذارد و گرنه پيام واقعى خداوند به مردم نمى سد و در نتيجه هدف وحى و بعثت لغو مى گردد و اين بزرگ ترين نقص براى وحى است. ۲- وحى آن سنخ آگاهى ناگهانى و پيش بينى نشده نسبت به يك موضوع غيرقابل تفكر و اكتساب ناپذير است كه ناشى از افاضه مبدا غيبى است بدون آن كه انسان گيرنده دخالت و تاثيرى جز پذيرش مطلق در آن داشته باشد در حالى كه موضوع الهام و كشف عرفانى قابل تفكر يا جست وجو از طريق سلوك علمى و رياضت هاى معقول يا نامعقول است و تمام مقصود اهل طريقت توصيه در كسب اين مقدمات است. ۳- الهام ممكن است محصول القائات و وسوسه هاى شيطانى باشد ولى حريم وحى نبوى مصون از رهيافت جنود اهريمنى و پندارهاى باطل است و خداوند تمام ضمانت هاى لازم را براى حفظ آن تدبير كرده است. با توجه به تفاوت هاى وحى با الهام و مكاشفه عرفانى و اين كه محتوا و الفاظ قرآن از جانب خداوند است. نمى توان وحى را امرى تجربى دانست. [۱] به بيان ديگر يكى از مشخصات پيامبران - عليهم السلام - كه آنان را از ديگر مصلحان و متفكران و برنامه ريزان اجتماعى جدا مى سازد اين است كه آنان تعاليم و برنامه هاى خود را از فراسوى طبيعت مى گيرند و معتقدند كه دستورها و فرمان هاى آنها زاييده مغز و فكر و انديشه آنها نيست بلكه آنچه را كه مى گويند سخنى است كه از جهان بالا بر قلب آنان فرود مى آيد ولى براى يك فرد مادى كه دايره هستى را منحصر به جهان ماده مى داند و جز ماده و پديده هاى مادى به چيزى اعتقاد ندارد و به وحى با ديده شك مى نگرد اين افراد به منظور جمع و سازگارى ميان علوم تجربى نوين و عقيده به وحى و نبوت گاه وحى را تبلور شخصيت باطنى و گاه نبوغ اجتماعى مى شمارند. اينان پيامبران را افرادى درستكار مى دانند كه در خبر دادن از آنچه ديده و شنيده اند صادقند اما بدين معنا كه منشأ آگاهى وحيانى آنان تراوش شخصيت باطنى خود آن هاست كه در موقعيت مناسبى متبلور مى شود و نه ارتباط با عالم غيب و جهان ماوراى طبيعت باعث آن مى شود. براساس اين نگرش روح متعالى، فطرت پاك، باور راسخ، پالودگى از ناهنجارى هاى اعتقادى و رفتارى و اصالت وراثت خانوادگى همه و همه در انديشه و بينش پيامبران تاثيرى عميق گذاشته و آرمان هاى والاى نفسانى الهاماتى ويژه را در درون ايشان پديدار ساخته است و آنسان كه آنها را به عنوان يك حقيقت غيبى و وحى پنداشته اند. يا آن كه در پرتو نبوغ خاص درونى و عقل اجماعى ويژه اى كه از آن برخوردارند قوانين و نظرياتى را كه باعث ترقى و اصلاح و رشد جامعه بشرى است عرضه مى دارند. اشكالات اين نظريه فزون تر از آن است كه در اين جا بازگو شود زيرا: اولاً: دارندگان اين تفسير قبلا مدعا را مسلم گرفته و مى خواهند براى آن دليلى جستجو كنند. آنان پذيرفته اند كه وحى علت مادى دارد و مربوط به جهان غيب نيست، پس از آن دست و پا مى كنند براى آن علل مادى پيدا كنند و از ميان آنها به نظرشان رسيده است كه پيامبران را نوابغ اجتماعى معرفى كنند كه در سايه نبوغ داراى چنين افكار و انديشه هاى بالايى بوده اند ولى ضعف و سستى اين تفسير بر كسى پوشيده نيست. ثانياً: ما در جهان دو نوع مصلح داريم: گروهى برنامه هاى اصلاحى خود را به جهان بالا نسبت مى دهند و گروه ديگر برنامه هاى خود را مولود انديشه هاى خود مى دانند. گروه نخست از طريق ايمان به خدا و سراى ديگر و وعده و وعيدهاى الهى مى خواهند برنامه هاى خود را پياده كنند در حالى كه گروه دوم از طريق ديگر مى خواهند به هدف برسند. اگر وحى زاييده نبوغ است پس چرا گروه نخست آن را به جهان غيب نسبت داده اند تصور اين كه اين انسان هاى بسيار با تبانى و توافق قبلى آنچه را محصول نبوغ خود بوده است به جهان غيب نسبت داده اند تصورى موهن و كاملا بى پايه است. چگونه متصورات انسان هايى در مناطق پراكنده و زمان هاى مختلف به صورت هماهنگ يك شعار را سر داده و خود را رسولان الهى بنامند و بگويند: ... ان اتبع الا ما يوحى الى ... [۲] جز آنچه به من وحى شده است از چيزى پيروى نمى كنم. ثالثاً: اين نظريه چيز جديدى نيست بلكه به گونه اى در عصر جاهليت نيز مطرح بوده است. چيزى كه است بيان گذشته در قالب به ظاهر علمى ريخته شده و بيان گرديده است. عرب جاهلى نيز قدرت نمايى پيامبر - صلى الله عليه و آله - در ميدان فصاحت و بلاغت را به قريحه خوش آن حضرت در شعر نسبت داده و او را شاعر مى خواند. خداوند اين مطلب را حكايت كرده و مى فرمايد: ... بل هو شاعر... [۳] آنگاه در پى نقد آن برآمده و قرآن را بالاتر از آن مى داند كه محصول قريحه شعرى و يا مقام نبوت مقام شاعرى باشد چنان كه مى فرمايد: «و ما هو بقول شاعر قليلا ما تومنون [۴] اين قرآن گفتار شاعر نيست اندكى از شما ايمان آوريد.» و باز مى فرمايد: «و ما علمناه الشعر و ما ينبعى له ان هو الا ذكر و قرآن مبين؛ [۵] ما به او شعر نياموختيم و شايسته او نبود بلكه اين قرآن كتاب يادآورى و قرآن مبين است.» رابعاً: هرگز نوابغ نمى توانند از آينده به صورت قطعى و جزمى خبر دهند و اگر هم خبرى مى دهند خبر خود را با كلمات «شايد»، «به نظر مى رسد»، «حدس مى زنم» و مانند آن همراه مى كنند در حالى كه پيامبران - عليهم السلام - به صورت جزم از آينده هاى امت خود گزارش مى دادند؛ گزارشى كه آن را مانند آفتاب مى ديدند. چنان كه مى فرمايد: «تمتعوا فى دار كم ثلاثه ايام ذلك وعد غير مكذوب [۶] صالح به قوم خود (پس از آن كه نقاد او را پى كردند) گفت: سه روز در خانه هاى خود از زندگى بهره ببريد و پس از سه روز همگى كشته خواهيد شد و اين يك گزارش قطعى است.» هيچ نابغه اى نمى تواند يك چنين خبر قطعى را درباره گروهى بدهد، به گونه اى كه حتى زمان دقيق وقوع حادثه را نيز تعيين نمايد و يا گزارشى كه پيامبر اكرم - صلى الله عليه و آله - در سوره دوم آيه ۱-۴ خبر از وقوع آن و پيروزى روميان در مدت زمان كمى داد. اين نوع گزارش هاى قطعى از ويژگى هاى پيامبران الهى است كه در پرتو ارتباط با مبدا جهان از روى حوادث آينده پرده برداشته و گزارش مى كنند و نمونه هايى از اين نوع گزارش هاى غيبى در كتاب «منشور جاويد، ج ،۱۰ ص ۱۹۸-۲۰۷ آمده است و در آنجا ثابت شده است كه منبع اين گزارش هاى غيبى هم چيزى جز وحى الهى نيست. آرى، گاهى برخى از افراد مرتاض مى توانند از آينده خبر دهند ولى اين گزارش مربوط به نبوغ آنها نيست؛ زيرا آنان اصولا نابغه نبوده بلكه در اثر قطع علاقه از جهان طبيعت و فرو رفتن در عالم روح و روان، مى توانند به وسايلى اين گزارش ها را انجام دهند و هرگز ادعا نمى كنند كه اين گزارش ها نتيجه محاسبات فكرى و مغزى آن هاست. و به عبارت ديگر: آگاهى هاى اين گروه نيز از جهان غيب و ماوراى طبيعت سرچشمه مى گيرد. پى نوشت: [۱]. ر. ك: تفسير الميزان علامه طباطبايى ج ،۲ ص۵۳ -۵۸ موسسه الاعلمى للمطبوعات وحى يا شعور مرموز همان، ص ۱۰۲ ، مركز نشر توزيع كتاب تحليل وحى از ديدگاه اسلام و مسيحيت محمدباقر سعيدى روشنى، نشر انديشه. [۲]. سوره انعام آيه ۵۰. [۳]. سوره انبياء آيه ۵. [۴]. سوره حاقه آيه ۴۱. [۵]. سوره يس آيه ۶۹. [۶]. سوره هود آيه ۶۵. منبع:مركز مطالعات و پژوهشهاى فرهنگى حوزه علميه
|
|
|
|
|
برپايى جلسه ستاد برگزارى مسابقات بين المللى قرآن كريم دراوقاف
جوان قرآنى: جلسه ستاد برگزارى بيست وسومين دوره مسابقات بين المللى قرآن كريم تهران روز ۲۷ شهريورماه در محل معاونت فرهنگى سازمان اوقاف وامورخيريه برپا شد. به گزارش ايكنا، محمدصالح سالار، مديركل دفتر آموزش ومسابقات قرآن سازمان اوقاف وامور خيريه افزود: بررسى تعداد وآمار شركت كنندگان مسابقات ازكشورهاى خارجى درجهت رسيدگى به امور آنها، تحليل چگونگى برگزارى مراسم افتتاحيه واختتاميه اين مسابقات و بررسى مراسم ديدار شركت كنندگان در اين مسابقات با مقام معظم رهبرى ازجمله مواردى است كه دراين جلسه بررسى و تحليل خواهد شد. وى درادامه گفت: دراين جلسه حجت الاسلام احمديان، معاون فرهنگى، حجت الاسلام هادى قبادى، مديركل روابط عمومى وامور بين الملل، حسينى، مديركل امور ادارى، علايى، مديركل حراست، روحى و بابايى، كارشناسان علوم قرآنى سازمان اوقاف وامورخيريه نيز حضور داشتند. سالار درادامه يادآورشد: دربيست وسومين دوره مسابقات بين المللى قرآن كريم تهران از ۳۹ كشور شركت كننده ۲۹نفر حافظ كل، ۲۶نفر قارى و ۱۷نفر در رشته درك مفاهيم قرآن كريم حضور خواهنديافت. همچنين ازايران، آقايى دررشته حفظ كل، كاشفى دررشته قرائت و «خالقى» دررشته درك مفاهيم در اين دوره ازمسابقات به عنوان نمايندگان كشورمان شركت خواهند كرد.
|
|
|
|
|
يك نيكوكار ۴۰۰ ميليون ريال هزينه احداث دارالقرآن را متقبل شد
جوان قرآنى: يك نيكوكار قيرو كارزين در استان فارس ۴۰۰ ميليون ريال هزينه احداث ساختمان دارالقرآن در اين شهر را تقبل كرد. به گزارش ايرنا، عمليات اجرايى اين ساختمان روز دوشنبه گذشته طى مراسمى شروع شد و قرار است بانى خير محمد على عسگرى آن را ظرف ۱۸ ماه احداث كند. ساختمان دارالقرآن قيرو كارزين ۵۰۰ متر مربع زمين و ۲۵۰ متر مربع زيربنا دارد و در آن كلاس هاى درس، نمازخانه و سرويس بهداشتى پيش بينى شده است. فرماندار شهرستان قيرو كارزين در آيين احداث اين طرح ضمن قدردانى از عمل نيك اين بانى خير گفت: قرآن به انسان جهت مى دهد و ما را هدايت مى كند. امام جمعه اين شهر نيز طى سخنانى با بيان اين كه بانيان خير رستگارند گفت: عبادت تنها به نماز ختم نمى شود و دايره وسيعى دارد كه برخى اعمال نيك در آن قرار مى گيرد.
|
|
|
|
|
برگزارى آزمون اعطاى مدرك كارشناسى و كارشناسى ارشد به حافظان قرآن
جوان قرآنى: آزمون اعطاى مدرك كارشناسى و كارشناسى ارشد حافظان كل قرآن مجيد روز چهارشنبه در تهران پايان يافت. اين آزمون كه به مدت چهار روز در محل دفتر آموزش و مسابقات قرآنى سازمان اوقاف و امور خيريه ادامه داشت، با همكارى سازمان سنجش و آموزش كشور برگزار شد. به گزارش ايرنا به نقل از روابط عمومى سازمان اوقاف و امور خيريه، در اين آزمون كه توسط ۱۰ تن از داوران برجسته قرآنى كشور داورى شد، ۵۲ نفر از حافظان كل قرآن كريم از سراسر كشور حضور داشتند. اين آزمون در سه بخش كتبى، قرائت و صحت حفظ برگزار شد كه در آن ۴۲ تن از حافظان كل كلام الله مجيد موفق به كسب امتياز لازم شدند. بر اساس اين گزارش، مدرك كارشناسى و كارشناسى ارشد براى نفرات برگزيده اين دوره از سوى وزارت علوم، تحقيقات و فناورى صادر خواهد شد.
|
|
|
|
|
موفقيت ايران در مسابقات بين المللى قرآن كريم ليبى
جوان قرآنى: شركت كنندگان ايرانى در سومين دوره مسابقات بين المللى حفظ و تجويد قرآن كريم در ليبى، به ترتيب رتبه هاى سوم و چهارم را به دست آوردند. به گزارش ايرنا، اين مسابقات از ۲۱ تا ۲۷ شهريور با حضور شركت كنندگانى از ۶۰ كشور جهان در طرابلس پايتخت ليبى زير نظر سازمان اوقاف و امور زكات ليبى برگزار شد و در پايان نفرات برتر اين دوره از رقابت ها معرفى شدند. على رضازاده جويبارى حافظ كل قرآن كريم رتبه سوم اين دوره از مسابقات را احراز و مبلغ چهل هزار دينار ليبى جايزه دريافت كرد. حميد صفدرى قارى ايرانى نيز موفق به احراز رتبه چهارم و دريافت ده هزار دينار ليبى به عنوان جايزه شد. شركت كنندگان ليبيايى در هر دو رشته رتبه اول و شركت كنندگانى از سودان، يمن و اندونزى در رشته حفظ رتبه هاى دوم، چهارم و پنجم را احراز كردند. همچنين شركت كنندگانى از فيليپين، اندونزى و مصر در رشته تجويد موفق به كسب رتبه هاى دوم، سوم و پنجم شدند. جوايز رتبه اول رشته حفظ و تجويد قرآن كريم ۸۵ هزار دينار ليبى بوده است. شركت كنندگان ايرانى در نخستين دوره اين مسابقات در سال ۸۳ موفق شدند در رشته حفظ و تجويد رتبه چهارم و در دومين دوره مسابقات در سال ۸۴ رتبه اول را در رشته تجويد و چهارم را در رشته حفظ كل قرآن كريم احراز كنند.
|
|
|
|