|
نويسنده و كارشناس ادبيات پايدارى:
ادبيات پايدارى مردم را اميدوار مى كند
مرتضى سرهنگى متولد تهران. كار روزنامه نگارى را در سال ۱۳۵۸ در سرويس فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى آغاز كرد و تا سال ۱۳۶۷ در اين روزنامه به ادبيات جنگ و دفاع مقدس پرداخت. وى در سال ۱۳۶۷ به حوزه هنرى رفت و حمايت از ادبيات جنگ و نويسندگان دفاع مقدس را وظيفه خود دانست. سرهنگى بعد از آن دو هفته نامه كمان را با يارى هدايت الله بهبودى منتشر كرد. از عمده ترين آثار ايشان مى توان به چاپ هشت جلد خاطرات اسراى عراقى در ايران و چهار عنوان كتاب براى كودكان و نوجوانان اشاره كرد. وى در دفتر هنر و ادبيات مقاومت حوزه خدمت هاى بسيارى به فرهنگ دفاع مقدس كرده است. با وى در باب تئاتر دفاع مقدس گفت وگويى كرده ايم.
* وضعيت تئاتر دفاع مقدس را چگونه مى بينيد؟ ** ما علمى داريم به نام پالمولوژى يا جنگ شناسى جنگ هم مثل هر پديده ديگرى لايه هاى مختلفى دارد و بايد اين لايه ها را شناخت. دنيا با همين علم به بسيارى انديشه ها، رازها و نهفته هاى انسانى رسيده است. ادبيات نمايشى يك گونه ادبى است و شما براى يك نمايش متكى به آن هستيد. درباره جنگ هم همين است شما به ادبيات جنگ تكيه داريد يا به ادبيات نمايش جنگ. اين ادبيات البته سن زيادى در ايران ندارد كه متوقع باشيم آنچه در سينما و سالن هاى نمايش رخ مى دهد نعل به نعل منطبق بر واقعيت هاى جنگى باشد كه ما گذرانده ايم. اين اتفاق به اين زودى ها نمى افتد. البته ما در همين حدى هم كه وجود دارد از آن بى خبريم. باز هم ما نسبت به جوان بودن ادبيات جنگ كمتر به سراغش رفته ايم يا به كل از آن غافل بوده ايم. به همين دليل است كه شما در عرصه سينما وتئاتر و حتى داستان كوتاه لغزش هايى مى بينيد. به خاطر اين كه ما جنگ را به عنوان يك پديده و رخداد سرنوشت ساز از جنبه هاى مختلف به طور عميق مورد مطالعه قرار نداده ايم. طبيعى است كه اين مطالعه ظرف كوتاه مدت اتفاق نمى افتد. غير از اين مستلزم برنامه ريزى صحيح و ارتباط داشتن با گروه هاى ديگر و گرفتن تازه هاى چاپ شده در مورد جنگ ايران و عراق در دنيا هستيم. اگر اين پژوهش ها و داده ها در اختيار كسانى قرار بگيرد كه مى توانند از آن ها استفاده كنند قطعا متن هاى خوبى به وجود خواهند آورد و اين ادبيات را غنا خواهند بخشيد. متاسفانه ما در زمينه ادبيات و ادبيات مذهبى خودمان ،در ادبيات نمايشى ضعيف هستيم. اين واقعيتى است كه تئاترى ها از آن باخبرند. اگر به كارى دست زده اند يا سفارشى بوده است يا تفننى عده اى هم هنوز به ضرورت وجود آن پى نبرده اند. من مشابهت ادبيات نمايشى مذهبى با ادبيات نمايشى جنگ را در اين مى بينم كه هر دو ارزش هاى معنوى كه جزو خلق و خوى فرهنگى ما ايرانيان است را مطرح مى كنند. مثلا من در ادبيات جنگ بارها با مطالبى برخورده ام كه راجع به آب و تشنگى بوده است. اگر ما بخواهيم همين سوژه ها را در ادبيات نمايشى متجلى كنيم نياز به استادى و مهارت خاصى داريم كه توان تئاترى ما هنوز به آن حد نرسيده است. * يكى از پرمخاطب ترين هنرهاى نمايشى تئاترهاى خيابانى است اما تئاتر خيابانى وقتى مى خواهد سوژه اى را بيان كند آن را در ضعيف ترين شكل خود بيان مى كند. به نظر شما اگر اين سرمايه گذارى پژوهشى در ادبيات نمايشى انجام مى شد مى توانست بر تئاتر خيابانى هم تاثير بگذارد. ** من خيلى موافق با ضعيف بودن تئاتر خيابانى نيستم. ممكن است ما از نظر زبانى ضعيف باشيم به اين دليل كه هر نسلى دستور زبان خود را دارد و اين طبيعى است. همان طور كه علوم تجربى پيشرفت مى كند علوم انسانى هم پيشرفت مى كند. شما نمى توانيد روزنامه نگارى دهه ۶۰ را با دهه ۷۰ مقايسه كنيد هر روز و هر ساعت همه چيز تغيير مى كند. آنچه من در شناخت جنگ به آن تاكيد دارم اين است كه به عمق جنگ برسيم. مثلا در عاشورا كه يك حادثه بزرگ است ۷۲ نفر در مقابل چند صد هزار نفر ايستادند. براى چه براى دفاع از دين. بنابراين اين انسان ها بسيار بزرگ تر از آن حادثه و بزرگ تر از آن چند صدهزار نفر لشكر دشمن هستند اين عمقى است كه بايد دريابيد. اين كه آن ۷۲ نفر بزرگ تر از آن تيرهاى خشن و شمشيرهاى آخته اند. اين جمله كه امام فرمودند: خون بر شمشير پيروز است همين جنگ هاى دفاعى است كه نفر چند صدهزار نفر را ساقط كردند و بر روى انديشه همه شان خط بطلان كشيدند. تاكيد من روى شناخت جنگ روى اين جنس از جنگ است. مى گفتند كشور عراق را در جنگ با ايران يارى دادند. امريكا، انگلستان، آلمان، فرانسه و روسيه پنج قدرت بزرگ جهان. حمايت هر يك از اين كشورها به كشور در حال جنگ باعث پيروزى آن كشور خواهد شد. * آقاى سرهنگى پس چرا در جنگ ايران اين اتفاق نيفتاد؟ ** ايران به لحاظ جغرافيايى ۳/۷ برابر عراق است. همه اين ها در محاسبات نظامى تعيين كننده است. عراق با كشورى جنگيد كه حدود هفت برابر بزرگ تر از خودش بود. * يعنى كارشناسان سياسى و نظامى اين معيارها و نسبت ها را مد نظر نداشته اند. على الخصوص هفت برابر بودن كشور متجاوز نسبت به ايران كه مساله بسيار مهمى در جنگ است. ** اصلا اين چنين نيست. آن ها فكر مى كنند تا چاره انديشى كنند. چطور مى توانند اين هفت برابر برترى را جبران كنند. چون نه مى توانند عراق را از نظر جغرافيايى وسيع كنند و نه جمعيتش را اندازه ايران كنند. پس دست به تبليغات مى زنند. آن ها كاستى هاى عراق را با مساعدت هاى مالى تبليغاتى تسليحاتى جبران مى كنند. در واقع ما با ۳۷ كشور تنها جنگيديم. ما هيچ وقت ديگر مثل زمان جنگ تنها نبوديم. به لحاظ سياسى در آن زمان خيلى منزوى بوديم اما مردم ايستادند و اراده كردند تا دفاع كنند. حالا ناملايماتى هم داشتيم. اين است كه مى گويم اگر اين عناصر را دريابيم و به اين حقايق برسيم نگاهمان به جنگ تغيير مى كند و به واقعيت هم نزديك تر مى شويم. اين جا است كه مى توانيم فكر كنيم طرح بنويسيم متن بنويسيم، منتها منطبق بر واقعيت جنگ. * پس دافعه اى كه امروزه به خصوص در ميان جوانان نسبت به جنگ وجود دارد ناشى از همين عدم شناخت است. چون ما نه به لحاظ پژوهشى زمان داشتيم و نه در تبليغ و انتقال اطلاعات درست و خوب عمل كرده ايم. آيا همين دلايل باعث مى شود ما مساله تئاتر جنگ را كنار بگذاريم و بگوييم نبايد دنبالش برويم. آيا اين رويه مى تواند درست باشد. ** اين بهانه اى است براى كار نكردن. ما بايد با همين بضاعتى كه از حقيقت جنگ مى فهميم كار را شروع كنيم اما هم زمان با كار اجرايى كار پژوهشى ومطالعاتى هم انجام دهيم. اين دو بايد به موازات هم جلو بروند تا ما را به هدف اصلى مان برسانند. * در تئاتر خيابانى يا صحنه اى شما اين ظرفيت را ديده ايد؟ ** شايد در تئاتر صحنه اين ظرفيت وجود داشته باشد. همين كه اين همه گروه در هفته دفاع مقدس مى آيند و براى شركت در جشنواره و يادواره اظهار علاقه مى كنند بسيار مهم است. اين ها سرمايه اوليه هستند كه نه تنها بايد حفظ شوند بلكه بايد افزوده شوند. افزودن به معناى پژوهشى كردن و گرفتن داده هاى تازه درباره حقيقت جنگ است. * ادبيات جنگ و پايدارى را چگونه مى توان تشخيص داد. زيرا تعدادى از مراكز فرهنگى از هر دو كلمه استفاده مى كنند؟ ** نبايد ادبيات جنگ را با ادبيات پايدارى يكى دانست. اين ها مرز دارند. آنچه ما هم اكنون درباره اش حرف مى زنيم ادبيات جنگ است. ما ادبيات جنگ را تبليغ مى كنيم هيچ آدم عاقلى از جنگ و مسايل مربوط به آن خوشش نمى آيد. آنچه مردم را هوشيار و بيدار مى كند ادبيات پايدارى است. ادبيات پايدارى مردم را اميدوار مى كند. يكى از بچه هاى تفحص تعريف مى كرد كه زمانى پيكر يكى از رزمندگان را پيدا مى كنند و مى بينند كه زير لباس اين رزمنده چند كتاب درسى وجود دارد. اين نشان مى دهد كه جبهه ما جبهه جوانى بوده است. اين جا است كه بر اهميت موضوع مى افزايد و آن را مهم مى كند. * بسيارى از وقايع و موضوعات مختلف را بهتر مى توان در تئاتر مطرح كرد. شما به عنوان يك منتقد و نويسنده تئاتر آن را چگونه مى بينيد؟ ** به دليل اين كه موضوعات مختلفى مى توان از دل دفاع مقدس انتخاب كرد تاثيرگذارى آن هم در فضاسازى خوب و عالى تئاتر بسيار زياد است همان گونه كه در تعزيه اين اتفاق مى افتد. اينجا است كه هنرمند مسووليتش حساس تر مى شود. اين هنرمندان بايد با هر تاثيرى مناسب از الگوهاى اجرايى شبيه خوانى مضامينى را ابتدا انتخاب نمايند سپس شكل اجراى متناسب با آن را در فضا پيدا كنند. ضمنا اين كه نبايد از ياد برد آن اعتقادى كه تماشاگر تعزيه به موضوع مورد مشاهده اش در اجراى تعزيه دارد درباره دفاع مقدس صدق مى كند. زيرا دفاع مقدس نيز در تاريخ كشور ما واقعه اى منحصر به فرد است و باتمام جنگ هاى دنيا متفاوت بوده و تماشاگران و مخاطبان اين واقعه چه آن ها كه از نزديك ديده اند و چه آن هايى كه درباره اش خوانده اند و يا شنيده اند نسبت به آن رويكرد متفاوت با ديگر وقايع دارند و آن را جزيى از هويت تاريخى و افتخارات خود مى بينند. * اگر نكته اى ناگفته مانده بفرماييد. ** متوليان اين مسايل بايد روى مقوله اى به نام ايجاد انگيزه كار كنند. اين نكته نه در تئاتر دفاع مقدس كه در تئاتر به صورت كلى بايد اجرا شود. در صورت تقويت شدن انگيزه انگيزه هاى ملى و مذهبى كم كم گرد مى گيرد و زير خاك مدفون مى شود بايد سريع تر غبار زمان مكان گرفتارى ها و بلندگوهاى جهانى را بزداييم و به اين مقوله بپردازيم وگرنه با مشكلات بيشترى مواجه خواهيم شد. زيرا نظام تئاترى ما نياز به حمايت دارد. * از شما تشكر مى كنم كه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد. ** من هم از شما تشكر مى كنم. . .
|