|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
عضو كميسيون فرهنگى مجلس:
|
|
|
|
|
هشدار آيت الله العظمى مكارم شيرازى نسبت به ترجمه هاى غلط قرآن
آيت الله العظمى مكارم شيرازى گفتند: قرآنى كه به خط عثمان طه منتشر مى شود با سرمايه هاى وهابيت چاپ مى شود و در ايام حج آن را تبليغ مى كنند و داراى اغلاط بسيارى است. به گزارش مركز خبر حوزه آيت الله العظمى مكارم شيرازى در ديدار رييس سازمان چاپ و نشر قرآن كريم تصريح كردند: مقدار زيادى از اشكالات نگارش قرآن، مربوط به رسم الخط عثمان طه است، كه در زمان پيامبر اسلام(ص) قطعا نبوده و بعدا وارد شده است و باعث گمراهى و اشتباه خوانندگان مى شود و بايد اصلاح شود. ايشان با اشاره به ترجمه اى كه اخيرا از سوى وهابيت به زبان فارسى منتشر شده است گفتند: متاسفانه انحراف مذهبى فراوانى در اين ترجمه است و آيات ولايت را تعبير به خلاف كرده اند. اين مرجع تقليد افزودند: وظيفه وزارت ارشاد اسلامى اين است از فعاليت كسانى كه دانسته يا ندانسته مسلمات شيعه را در ترجمه هاى انحرافى خود زير سوال برده اند جلوگيرى نمايد. ايشان تصريح كردند: علماى اسلام جلسه اى تشكيل دهند و اشتباهات رسم الخطى كه در قرآن پيش آمده را برطرف كنند. معظم له در ادامه با اشاره به بركات معنوى جمهورى اسلامى و اقبال مردم به معارف قرآنى گفتند: قرآن پايه و اساس دين ماست و فروع، اصول و تاريخ ما با قرآن عجين شده است و با توجه به كارهاى زيادى كه در عرصه قرآن انجام شده است، اما براى رسيدن به جايگاه مطلوب فاصله داريم. آيت الله العظمى مكارم شيرازى تصريح كردند: در شرايطى كه امواج خروشان تبليغات مسموم دنيا را فراگرفته است، فعاليت هاى قرآنى در تمام ابعاد ضرورى است. در ادامه اين نشست، آقاى حاج شريف، معاون دارالقرآن الكريم كشور با اشاره به اينكه ششصد ناشر در كشور به نشر قرآن اهتمام دارند گفت: تاكنون ۷۸ ترجمه از سوى اين سازمان مورد بررسى قرار گرفته است كه ۵۴ ترجمه به زبان فارسى و ۲۴ ترجمه به زبان هاى ديگر است. رييس سازمان چاپ و نشر قرآن كريم افزود: اين سازمان از قديمى ترين و فعال ترين مراكز قرآنى و متولى طرح نهضت قرآن آموزى در كشور است و در سال جارى هفتصد و پنجاه و دو هزار جلد قرآن كريم از سوى اين سازمان منتشر شده است.
|
|
|
|
|
پلوراليزم در تقابل با «صراط المستقيم» قرآن
پلوراليزم يا تكثر اديان از مباحث فلسفه دين است كه در قرن حاضر به صورت جدى متفكران غرب آن را مطرح كرده اند. قرائت و معناى شايع و متبادر آن پذيرفتن حقانيت تمامى اديان است و لازمه آن تعدد صراط هاى مستقيم است. پيش از هر چيز لازم به يادآورى است: پلوراليزم يا تكث ر اديان از مباحث فلسفه دين است كه در قرن حاضر به صورت جدى متفكران غرب آن را مطرح كرده اند. قرائت و معناى شايع و متبادر آن پذيرفتن حقانيت تمامى اديان است و لازمه آن تعد د صراط هاى مستقيم است. پيشينه اين بحث در ايران حدودا به چند دهه گذشته البته نه با اصطلاح پلوراليزم بلكه به عنوان تعد د اديان بر مى گردد. اين مقوله در آن عصر نيز براى خود طرفداران و مخالفانى داشته است كه مى توان به دو فيلسوف و متفكر معاصر يعنى علامه طباطبايى و شهيد مطهرى اشاره كرد كه هر دو گام در اين عرصه نهادند و به ابطال پلوراليزم پرداختند. در سال هاى اخير دوباره مشعل اين بحث روشن شده است و اين بار مدعيان ، آن را در مجامع و تريبون هاى مختلفى براى عموم مردم مطرح كردند كه چه بسا موجب سر در گمى مخاطبانى گردد كه آشنايى كامل با مبانى نظريه پلوراليزم و اسلام ندارند و به تعبير متفكر شهيد مطهرى عصر ما از نظر دينى و مذهبى خصوصا براى طبقه جوان، عصر اضطراب و دودلى و بحران است. از اين رو ضرورت ارايه يك بحث شفاف و به دور از هرگونه غرض ورزى و افراط و تفريط براى نسل جوان بيش از پيش احساس مى شود. ضرورت دين در ابتداى بحث تكثر اديان بايد اين نكته تنقيح گردد كه انسان به وجود دين و بعثت پيامبران نيازمند است يا نه در پاسخ مختصر آن بايد گفت: كه هدف از آفرينش انسان رسيدن به ساحل نجات و خوشبختى است و تامين آن با شكفته شدن استعدادهاى نهفته او ميسر مى شود. در اينجا اين سوال به وجود مى آيد كه آيا انسان ، خود توان شناخت استعدادهاى نهفته خود را دارد ، يا نه علاوه بر آن آيا انسان مى تواند قوانين اساسى فردى اجتماعى به منظور تامين سعادت خود و اجتماع وضع كند ، يا نه تا عصر حاضر هيچ فيلسوفى و دانشمندى مدعى شناخت انسان و نيازهاى فطرى او نشده است و هر روز كه قافله علم و فلسفه به پيش مى تازد ، بر مجهولات انسان در اين زمينه افزون مى شود ؛ و لذا در تعريف انسان گفته شده است كه انسان موجودى است ناشناخته. از اين رو ، حكمت و لطف الهى اقتضا مى كند كه انسان را در اين ره بى رهنما نگذارد و با فرستادن پيامبران هادى انسان گردد. مواجهه با اديان ناسازگار بعد از احساس ضرورت انتخاب دين و بعثت انبيا ، انسان وقتى قدم در عرصه انتخاب دين مى گذارد ، در نگاه آغازين ، متوجه وجود اديان و مكاتب متكثرى مى شود كه هر كدام كثيرى از مردم را به سوى خود جذب كردند. در همين نگاه آغازين ، متوجه تعارض بنيادين ميان اديان موجود مى شويم ، براى نمونه ، مى توان به اديانى كه به آسمانى معروفند ، اشاره كرد. دين يهوديت و مسيحيت ، هر يك به نوعى به شرك و تعدد اله معتقدند. آيين زرتشت با طرح دوگانه پرستى (يزدان و اهريمن) در اعداد اديان شرك آلود قرار گرفته است ؛ و از سوى ديگر اسلام منادى توحيد محض است و خطاب به قوم يهود و مسيح ، در قرآن كريم آمده است: ياهل الكتب تعالوا الى كلمه سوآء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله ولا نشرك بهشيا (آل عمران ، ۶۴). از وجود تناقضات در اركان اديان آسمانى موجود به راحتى مى توانيم وضعيت اديان ديگر را تشخيص بدهيم ، مكاتب و اديانى كه يا به كلى منكر وجود امر قدسى هستند و يا فقط قايل به وجود امر قدسى و عالم ماوراء طبيعت هستند و منكر وجود خداوند و نبوت اند ؛ مثل مكتب كمونيستها و آيين هند. يك دين يا چند دين؟ در برخورد و مواجهه با اديان مختلف اين سوال براى ذهن هر متفكرى مطرح مى شود كه آيا به راستى همه اين اديان مختلف و بعضا متناقض ، بر حقند يا اين كه دين حق و صراط مستقيم يكى بيش نيست و بقيه اديان از حقيقت و خواسته الهى دور شده اند. حكم عقل به وحدت اديان آسمانى آيا ممكن است كه خداوند خيرخواه اديان مختلف از حيث ماهيت براى بشر بفرستد با تامل در حكمت ضرورت دين كه عبارت است از وجود نيازهاى فطرى و ثابت انسان و از سوى ديگر يكى بودن فرستنده اديان ، به نظر مى رسد پاسخ سوال مذكور چندان مشكل نباشد ؛ زيرا فرستنده دين خداوند حكيم و خيرخواه است كه با برآوردن نيازهاى فطرى انسان و به فعليت رساندن استعدادهايش سعادت او را تامين مى كند. در اين صورت ، فرستادن اديانى كه با يكديگر از حيث ماهيت مختلفند ، توجيه پذير نيست ، زيرا تفسير ماهوى يك برنامه و آيين در صورتى موجه است كه العياذبالله ماهيت و لب اديان پيشين فاقد محتوا و توانايى لازم در جهت هدايت انسان باشد ؛ خداوند دين ناقص فرستاده باشد. اين فرض با براهين عقلى و فلسفى ناسازگار است و خرد آن را نمى پذيرد. فرض ديگر اين كه نقصان از سوى خود انسان باشد كه به خاطر هواى نفسانى از قرار گرفتن در ركاب ره يافته گان سرباز مى زند، لازمه اين فرض ، نه تغيير ماهوى دين، بلكه تاكيد و راهنمايى و نصيحت بيشتر است. فرض سوم اين كه تغيير ماهوى اديان مستند به تغيير شرايط زمانى و مكانى و نيازهاى جديد بشرى باشد. در پاسخ اين احتمال كه امروزه طرفدارانى دارد بايد گفت كه گوهر اديان الهى مشتمل بر معارفى بنيادى است كه ناظر به سعادت انسان و نيازهاى فطرى و ثابت اوست مثلا دين از انسان خواسته است كه از خداوند و پيامبرانش اطاعت كنند و به اصول اخلاقى ثابت مثل نوع دوستى، عدالت پايبند باشند. اديان الهى براى تعالى روح انسانى و برقرارى عدالت نازل شده اند و اين معارف و اصول نيز به هيچ وجه با گذشت زمان تغيير نمى كند. مگر بشر چندگونه فطرت و سرشت و طبيعت مى تواند داشته باشد. بلى تغيير زمان و نيازهاى جديد و غير ثابت انسان، تغيير برخى احكام و فروع، يا تكميل آن ها را مى طلبد ولى لازمه آن تغيير و تكامل شريعت است نه دين. شهيد مطهرى در اين زمينه مى گويد تفاوت و اختلاف تعليمات انبياء با يكديگر از انواع اختلاف برنامه هايى است كه در يك كشور هر چندبار به مورد اجرا گذاشته مى شود و همه آن ها از يك قانون اساسى الهام مى گيرد. همه آنان [پيامبران] مردم را به يك شاهراه و به سوى يك هدف دعوت مى كردند. قرآن و وحدت دين با رجوع به قرآن كريم در مى يابيم كه خداوند نه تنها دين حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) را اسلام مى نامد ؛ دين پيامبران پيشين را نيز به همين نام توصيف مى كند ، مثلا در آيه اى آيين حضرت ابراهيم(عليه السلام) را اسلام مى شمرد: ما كان ابراهيم يهوديا و لانصر انيا و لكن كان حنيفا مسلما (آل عمران ، ۶۷) و در آيه ديگر ، پيامبراسلام با اشاره به اسلام كه تنها صراط مستقيم است ، از راه هاى ديگر منع مى كند: و ان هذا صراطى مستقيما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله (انعام ، ۱۵۳) استاد شهيد با تذكر اين نكته كه دين در اصطلاح مورخان و مردم به صورت جمع و متعدد بكار مى رود ، موضع قرآن را چنين تقرير مى كند: از نظر قرآن دين خدا از آدم تا خاتم يكى است، همه پيامبران اعم از پيامبران صاحب شريعت و پيامبران غير صاحب شريعت به يك مكتب دعوت مى كرده اند. اصول مكتب انبياء كه دين ناميده مى شود ، يكى بوده است. استاد در جاى ديگر ، آيه فاقم وجهك للدين حنيفا فطرت الله التى فطرت الناس عليها (روم ، ۳۰) را دليل وحدت دين مى شمارد. تكامل دين و اختلاف شرايع از مطالب گذشته روشن شد كه دين اصول اعتقادى ثابت مطابق نيازهاى فطرى بشرى است و شريعت تعدادى احكام فردى و اجتماعى است كه بعضى از آن ها بر حسب ضرورت و تحول نيازهاى بشر قابل تغيير است. به ديگر سخن ، ماهيت دين در همه اعصار يكى است اما با بالا رفتن استعدادها و قابليت هاى مخاطبان ، دين نيز جامع تر مى شود. استاد شهيد، تعدد پيامبران را به تعدد معلمان و كتب آسمانى به كتب درس دوره هاى مختلف تحصيلى تشبيه مى كند و مى گويد: بشر در تعليمات انبياء مانند يك دانش آموز بوده كه او را از كلاس اول تا آخرين كلاس بالا برده اند. اين تكامل دين [است] نه اختلاف اديان. قرآن هرگز كلمه دين [را]به صورت اديان نياورده است. خطاى تشبيه پيامبران به فلاسفه مدعيان پلوراليزم پنداشته اند كه همان طور كه در جهان نه يك فلسفه بلكه فلسفه هاى مختلفى هست كه نشات گرفته از اختلاف انديشه هاست به همين شكل نيز اديانى كه پيامبران مختلف مى آورند، مانند مكاتب فلسفى، رنگ اختلاف به خود مى گيرند. بطلان اين قياس نيازمند توضيح بيشترى نيست زيرا منشا اختلاف در فلسفه ها به اختلاف فيلسوفان و افكار مختلف يك فيلسوف بر مى گردد در حالى كه مصدر اديان ، خداوند حكيم و عالم است كه علم او ازلى و تغيير ناپذير است. پيامبران، علاوه بر برخوردارى از نبوغ ، از طريق وحى به مبدا هستى و علم ازلى نيز متصل اند. تفاوت پيامبران با نوابغ و فلاسفه بزرگ اين است كه فلاسفه هر كدام مكتب مخصوص به خود داشته اند، از اين رو هميشه در جهان فلسفه ها وجود داشته نه فلسفه ولى پيامبران الهى هميشه مويد و مصد ق يكديگر بوده اند و يكديگر را نفى نكرده اند، هر كدام از پيامبران اگر در محيط و زمان پيامبر ديگر مى بود مانند او قانون و دستورالعمل مى آورد. راز ختم نبوت از مطالب گذشته مى توان به راز ختم نبوت به دست پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) پى برد زيرا انسان بعد از طى مراحل مختلف، قابليت دريافت برنامه كلى هدايت خود را پيدا مى كند و از اين مرحله به بعد انسان با رشد و تكامل عقلانى خود مى تواند بدون پيامبر و با اتكا به كتاب مقدس او و ائمه هدى طى طريق نمايد ، همان گونه كه شهيد مطهرى مى گويد: بشر در مسير تكاملى خود مانند قافله اى است كه در راهى و به سوى مقصد معينى حركت مى كند ، ولى راه را نمى داند. هر چند يك بار به كسى برخورد مى كند كه راه را مى داند و با نشانه هايى كه از او مى گيرد دهها كيلومتر راه را طى مى كند. . . تا تدريجا خود قابليت بيشترى براى فراگيرى پيدا مى كند و مى رسد به شخصى كه نقشه كلى راه را از او مى گيرد و براى هميشه با در دست داشتن آن نقشه از راهنمايى هاى جديد بى نياز مى گردد. منبع : پرسمان
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم به ۱۸ رشته علمى تفسير شد
جوان قرآنى: تفسير فروغ كه در آن آيه شريفه بسم الله الرحمن الرحيم به۱۸ رشته علمى تفسير شده است، از سوى مركز تحقيقاتى جوادالائمه (ع) منتشر شد. به گزارش شبستان، تفسير فروغ كه برپايه ۲۸ دانش روز دنيا و با همكارى جمعى از پژوهشگران حوزه علميه قم و نظريه پردازى متخصصان هر فن منتشر شده است، گامى نو به سوى ارايه مفاهيم قرآنى است. بنابراين گزارش تاكنون بيش از نيمى از قرآن توسط مركز تحقيقاتى الجواد(ع) تفسير شده كه در حال بازبينى آن هستند، جلد نخست اين تفسير سال گذشته منتشر شد كه با استقبال علاقه مندان قرآنى دوبار تجديد چاپ شد و در آينده اى نزديك جلد دوم آن نيز منتشر مى شود. اين مركز درصدد تطبيق قرآن با تئورى هاى علمى و دانستنى هاى دانشمندان غربى يا اروپايى نيست، چرا كه تئورى هاى علمى هر عصر و زمان، تغيير مى كند و مدت آن فرمول به پايان مى رسد، در حالى كه قرآن قوانينى را مطرح مى كند كه هرگز قابل تغيير نيست و محققان مركز تحقيقاتى جواد الائمه (ع) در انديشه ارايه متون علمى در هر دانشى هستند، تا دانش پژوهان را به تدبر در قرآن در راستاى برداشت هاى صحيح علمى تشويق كنند. شايان ذكراست مركز تحقيقاتى جواد الائمه (ع) در سال ۷۴ با انگيزه پاسخ به شبهات دينى نسل جوان در داخل و خارج كشور، احياى آثار و نوشته هايى كه امروزه مى توانند براى ارتقاى افكار تبليغى و فرهنگى علما و فضلا و طلاب موثر باشد و انجام فعاليت هاى قرآنى، با اين نگاه كه قرآن كتابى جامع است و با پيشرفت علوم هر سال بايد يك تفسير نو نوشته شود، راه اندازى شد.
|
|
|
|
|
برگزارى نشست علمى رمز جاودانگى قرآن بررسى شد
جوان قرآنى: نشست علمى رمز جاودانگى قرآن با حضور صاحبان فكر و انديشه در مدرسه علميه حجتيه برگزار شد. به گزارش مركز خبر حوزه، حجت الاسلام على استاد در اين نشست به شرح علل جاودانگى قرآن پرداخت و گفت: قرآن جامعيت و كمال دين است، زيرا با دليل عقلى اثبات شده، انسان در راه سعادت نمى تواند تنها باشد بلكه در رسيدن به كمال مطلوبش بايد از دين كمك بگيرد و اسلام نيز بايد ابدى باشد، زيرا مردمى كه ديگر با هيچ پيامبر جديدى مواجه نمى شوند، احتياج دارند تا در سايه قرآن تمام برنامه هاى خود را بيابند. اين استاد حوزه افزود: جهانى بودن اسلام و فراگير شدن اين دين به طورى كه هر فرهنگ و جغرافياى را شامل شود از خصوصيات خاص آن است. وى همچنين پاسخگويى به نيازهاى متغير و فراوان را از ديگر رموز جاودانگى قرآن و سنت دانست و گفت: قرآن هميشه زنده است و عمق زيادى دارد و آنچه تعليم مى دهد را انسان هرگز نمى تواند به خودى خود ياد بگيرد و اين آموزش احتياج به معلمان و مفسرانى دارد كه قرآن كريم آنها را منحصر در اهل بيت(ع) مى داند و با آنان پيوندى ايجاد كرده، تا حرف هاى دين از زبان قرآن و ائمه(ع) مطرح شود و در اين خصوص امام على(ع) مى فرمايد، اگر من سخنگوى قرآن باشم هر چه نياز داريد تا قيامت از آن استخراج مى كنم و اين نشان دهنده منزلت و جايگاه امامت است. ناظر علمى اين نشست گفت: يكى از رموز جاودانگى قرآن، آموزش و متد دقيق استفاده از قرآن است كه باعث يادگيرى اجتهاد قرآنى مى شود و با اين ويژگى انسان را هدايت مى كند. وى افزود: قرآن تمام روابط انسان اعم از روابط غيرمتغير يا متغير كه دستخوش دگرگونى هايى مى شود، را تبيين مى كند. خاطرنشان مى شود در ابتداى اين نشست چند تن از محققين به ارائه مقالات خود در زمينه رمز جاودانگى قرآن و ابعاد اعجاز آن در حوزه صناعت ادبى و نكات علمى پرداختند.
|
|
|
|
|
استاد رفعت اسطوره قرائت جهان اسلام
استاد محمد رفعت در سال ۱۳۰۰ (ه. ق ) ( مطابق با ۱۲۶۱ ه. ش) در شهر قاهره، ديده به جهان گشود. او در سن شش سالگى به بيمارى شديدى مبتلا شد، بدين جهت بينايى خويش از دست داده و تا پايان زندگى از اين نعمت محروم گرديد. به گزارش ايكنا نام استاد شيخ محمد محمود رفعت در تاريخچه قرائت قرآن نامى است بس آشنا. نامى كه درباره او افسانه هاى بى شمارى رونق گرفت و او را به نابغه اى شگفت بديل ساخت. مفتى سوريه پس از وفات وى در وصف استاد مى گويد: اسلام، با وجود او جوانى و نشاط از سر گرفت گويند يك بار افسرى كانادايى به نزد مدير راديوى انگليس آمد و از او درخواست كرد تا زمينه ملاقات او را با شيخ رفعت فراهم آورد، چرا كه پس از استماع صوت شيخ تحت تاثير واقع و پذيراى آئين اسلام شده بود. مدير راديو نيز به خواسته اين شخص پاسخ مثبت داد و زمينه ملاقات او را با شيخ فراهم كرد تا جايى كه آن مرد توانست مدتى را در كنار او زندگى كند. اين افسر پس از خاتمه اين مدت با بازگشت به سرزمينش در وصف چنين نابغه اى كه تمامى ويژگى ها و خصايص نبوغ در او جمع شده بود، مقاله اى را به رشته تحرير در آورد. وى در آن مقاله عنوان داشت كه شيخ، اولين و تنها قارى قرآنى است كه تعدادى بيشمار از غير مسلمانان شيفته قرائت هاى زيباى او گشته اند. نخستين كسى كه با تشويق هاى خود وى را به سوى آموزش و قرائت قرآن كشاند، پدرش شيخ محمود بود و سپس نزد شيخ محمود حنفى كه در شناخت الحان قرآنى استاد برجسته اى بود شروع به فراگيرى قرآن كريم كرد. مجله كل شىء از جمله نشريات معاصر استاد، در يكى از شماره هاى خود درباره استاد رفعت مى نويسد: در روز هاى سه شنبه و جمعه هر هفته وقتى ساعت به ۹ مى رسيد، در محلى كه جلسه قرآن براى استاد محمد رفعت تشكيل مى شد انبوهى از جمعيت، مسجد را احاطه مى كرد، آن گونه كه ديگر در آن مسجد مكانى خالى از جمعيت يافت نمى شد. در اين هنگام تلاوت استاد محمد رفعت در اين مجلس مستقيما از راديو در سراسر كشور پخش مى شد و همگان مى توانستند از صوت دلنشين استاد كه معانى آيات قرآن را نيز در اذهان مستمعان بر جاى مى گذاشت استفاده كنند. مشهور است كه در سال ۱۳۵۶ ه. ق. راديوى بريتانيا تلاوت سوره هود استاد رفعت را كه در مدت سه روز در مسجدى كه جمع كثيرى از مردم براى استماع آن اجتماع كرده بودند، ضبط كرد و به دليل اين كه اين نوارها از كيفيت بسيار بالايى از لحاظ صوت، لحن و علم تجويد و قرائت، برخوردار است اكنون به عنوان يكى از مفاخر بزرگ بريتانيا محسوب مى شود. استاد رفعت نيز در همين مكان قصار السور را با چهارده روايت قرائت كرد. شيخ احمد الرزيقى كه از قاريان معروف عصر حاضر است درباره استاد رفعت چنين مى گويد: شيخ رفعت در قرائات تبحرى كامل داشت. در علم وقف و ابتدا مسلط بود و خداوند در صوت ملكوتى وى نعمتش را به كمال رسانده و نيز به وى شناخت مقامات الحان قرائت را عطا كرده بود چنان كه استاد وقتى آيه اى را درباره وعده ها و توصيف بهشت تلاوت مى كرد در آن آيه، نغمه و آهنگى را انتخاب مى كرد كه شنونده كيفيت بهشت را مى توانست تجسم كند و يا اگر آيه اى را درباره عذاب تلاوت مى كرد با انتخاب الحان مناسب شدت عذاب و آتش جهنم را به مستمع مى فهماند. استاد محمدعبدالوهاب كه خود در زمينه موسيقى تسلط وافرى داشت، درباره استاد نقل مى كند: استاد رفعت مانند فرشته اى است كه براى نخستين بار از آسمان آمده است. محمودالسعدنى نيز مى گويد: وجود استاد رفعت پر از ايمان و تصديق بود به آن چه كه تلاوت مى كرد. على خليل از جمله استادانى كه به انتخاب قارى براى راديو قاهره مى پرداخت در وصف رفعت اظهار مى كند: او آرام بود، وقتى در كنار او بودى احساس مى كردى كه در باغى جاودان نشسته اى و در كنارش ملائكه قرار داشتند و چهره اى با اخلاص، با تومانينه و صفا را مى ديدى. ساعات تلاوت شيخ در ايام سه شنبه و جمعه، ساعاتى مقدس در نظر تمامى مسلمانان جهان بود ساعاتى كه مسجدفاضل شاهد انبوهى از جمعيت بود آن هم در حالى كه در آن زمان ميكروفونى وجود نداشت. عاقبت دست تقدير چنين اراده كرد كه اين صوت طلايى خاموش شود، آرى عاقبت اين نابغه بزرگ اسلام در گذشت اما صوت او چون نور پرفروغ خورشيد باقى ماند تا همواره ره گشاى انسان ها باشد. صوتى كه در خدمت كلام خداوند قرار گرفت و به علم قرائت اعتبار ديگرى بخشيد. سرانجام اين ستاره پرفروغ در سن ۶۹ سالگى به سال ۱۳۶۹ ه. ق. ( ۱۳۲۸ل ه. ش. ) در شهر قاهره خاموش شد گرچه يادش هرگز در خاطره ها از بين نخواهد رفت.
|
|
|
|
|
عضو كميسيون فرهنگى مجلس:
وزارت ارشاد نظارت خود را بر ترجمه هاى قرآن افزايش دهد
جوان قرآنى: با اختصاص بودجه مربوط به فعاليت هاى قرآنى بايد كميته اى مركب از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، سازمان تبليغات اسلامى و ساير نهادها و نمايندگانى از مفسران بزرگ براى نظارت بر ترجمه هاى قرآن در كشور ايجاد كرد. حجت الاسلام والمسلمين سيدجلال يحيى زاده عضو كميسيون فرهنگى مجلس كه درتذكرى به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى از چاپ قرآن با ترجمه هاى غيردقيق و رسم الخط وارداتى غلط اظهار نگرانى كرده بود در گفت گو با (ايكنا) افزايش نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى را در زمينه ترجمه و چاپ قرآن در كشور خواستار شد و افزود: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به عنوان دستگاه قانونى تعريف شده در اين موضوع متولى پرداختن به فعاليت هاى قرآنى است و بايد نظارت خود را بر ترجمه هاى قرآن اعمال كند. وى با انتقاد از تجديد چاپ برخى ترجمه هايى از قرآن كه با اغلاط محتوايى همراه است تصريح كرد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى بايد به موضوع ترجمه هاى قرآن حساسيت بيشترى نشان دهد و با دعوت از كارشناسان مجوز برخى ترجمه هاى قرآن را صادر نكند. به اعتقاد اين نماينده مجلس سازمان هايى مانند سازمان دارالقرآن الكريم نيز بايد تحت نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى و با مجوز اين وزارتخانه به فعاليت بپردازند. عضو كميسيون فرهنگى مجلس با توجه به نگرانى برخى مراجع تقليد مانند آيت الله مكارم شيرازى نسبت به ترجمه و چاپ قرآن به خط عثمان طه بيان كرد: چاپ و نشر قرآن هم اكنون با دو مشكل همراه است نخست قرآن هايى كه در خارج از كشور به غلط ترجمه شده و به صورت قاچاق وارد كشور مى شود و نيروى انتظامى بايد از ورود اين قرآن ها كه ترجمه هاى تحريف شده از قرآن دارد به كشور جلوگيرى كند و مشكل دوم كه آيت الله مكارم شيرازى نسبت به آن اظهار نگرانى كرد رسم الخط عثمان طه بود كه داراى اغلاط است و بسيارى از قرآن هاى كشور در چا پخانه ها هم اكنون با اين رسم الخط چا پ مى شود. حجت الاسلام يحيى زاده ادامه داد: بخش ديگر از مشكلات مربوط به ترجمه هاى قرآن است. بعضى از قرآن هاى مترجم به وسيله كسانى ترجمه مى شود كه تسلطى به تفسير كلام و ادبيات عرب ندارند و اين ترجمه ها دستمايه جوسازى عليه ما ايرانى ها مى شود كه ما به دنبال تحريف قرآن هستيم و آن چه مسلم است نبايد به اين قرآن ها هم اجازه چاپ داده شود. وى با اشاره به تذكر خود و نماينده مردم بابل به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى تاكيد كرد: به همين دلايل اين نكات به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى تذكر داده شد كه قرآن هايى كه چا پ مى شود به رسم الخط غير وارداتى و صحيح باشد و مجوز به مترجمانى داده شود كه انسان هايى برجسته و مسلط به علوم ترجمه قرآن باشند. حجت الاسلام يحيى زاده معتقد است كه در سال هاى اخير ترجمه هاى خوبى مانند ترجمه مرحوم الهى قمشه اى ترجمه آيت الله مكارم شيرازى و محمدمهدى فولادوند از كلام الله مجيد صورت گرفته است كه گوياى فعاليت علما و نخبگان است ولى از سويى بسيارى از افراد غير مسلط هم به ترجمه قرآن روى آورده اند.
|
|
|
|