|
|
|
سايپا صعود مى كند، اما …
|
|
|
|
به انگيزه بازگشت هاشميان به بوخوم
|
|
|
|
اخراج كومان تنها راه حل بحران والنسيا
|
|
|
|
|
سايپا صعود مى كند، اما …
آيا تيم دايى در قواره قهرمان آسيا است؟
وحيد رسولى سايپا در مسابقه اى كه بايد مى برد تا صعودش را از گروه دوم فوتبال جام قهرمانان باشگاه هاى آسيا به مرحله حذفى اين رقابت ها قطعى كند، به تساوى خانگى ۱-۱ با نيروى هوايى عراق اكتفا كرد و ۲ امتياز مهم را از دست داد. اين اتفاق چهارشنبه گذشته ( ۴ ارديبهشت) و در هفته چهارم از مرحله گروهى اين پيكارها روى داد. سايپا كه در كرج ميزبان نيروى هوايى بود، گل اول را هم از نقطه پنالتى زد، اما تقاص فرصت هاى متعدد از دست رفته اش طى مسابقه را با گلى كه دقايقى بعد از پنالتى كيانوش رحمتى بر اثر ضربه رقيب در دروازه خودى ديد، پس داد و برد را با تساوى عوض كرد. با اين حال هنوز هموارترين راه صعود از اين گروه را سايپا دارد، زيرا در ۴ بازى اش ۸ امتياز اندوخته، حال آن كه نيروى هوايى و الكويت كويت ۵ امتيازى اند و الوصل امارات پس از اكتفا به ۳ امتياز در ۴ ديدار نخست خود تقريبا حذف شده است. الوصل براى صعود در حالى محتاج معجزه است كه در گمانه زنى هاى قبل از شروع مسابقات همپا با سايپا اميدوار اصلى و جدى صعود به حساب مى آمد، اما شكست ۱-۲ اخير در برابر الكويت به واقع سومين باخت اين تيم در ۴ مسابقه اش در گروه دوم جام محسوب مى شد. واقعا متوسط سايپا چه؟ دو جور مى توان پاسخ اين سوال را داد. يكى اين كه با آسان نگرى و فقط با عمده كردن سرنوشت مرحله اول ليگ قهرمانان پس از صعود بسيار محتمل پيراهن نارنجى ها بگوييم كه آنها كارشان را انجام داده و از عهده وظيفه شان برآمده اند و بنابراين ناموفق نبوده اند. نوع برخورد عقلايى و عميق تر اين است كه تصريح و تاكيد كنيم سايپا به رغم استقرار در گروهى واقعا متوسط و با اين كه در اولين حضورش در جام قهرمانان خوب نتيجه گرفته، فاقد كلاس و ظرافت و صلابتى نشان داده كه از يك قهرمان انتظار مى رود و از الزام هاى كار اوست. در كلامى صريح تر، سايپا با اين اوصاف اگر از گروهش بالا هم برود ( كه خواهد رفت) نمى تواند مدعى قهرمانى باشد و در چنين سطحى ظاهر شود و در نتيجه اين تيم تا اين مقطع نتوانسته است همان طور عمل كند كه از قهرمان ليگ برتر ايران انتظار آن مى رفته است و اينك نيز مى رود. مشكل سايپاى كنونى، نداشتن طراوت و هوشيارى لازم در خط حمله است و اين تيم هنوز راه گلزنى به اندازه و شكل لازم را نيافته است و در هر مسابقه فرصت هاى متعددى را از دست مى دهد. در اوايل فصل نيز سايپا اين مشكل را داشت، اما معضل عمده تر آن زمان هماهنگ نشدن نفرات جديدش با كسانى بود كه از فصول قبلى در تركيب تيم باقى مانده بودند. على دايى در اين فصل تغييرات زيادى را در آرايش سايپا به وجود آورده كه برخى اختيارى و بعضى هم اجبارى بوده است. اجبارى به مواردى مربوط مى شده كه مثلا محسن خليلى و داريوش يزدانى از سايپا جدا شده اند( طى تابستان سال پيش) و دايى بايد افرادى هم سطح را جانشين آنها مى كرد و البته نتوانسته است! اختيارى هم به دفعاتى برمى گردد كه به صلاحديد سرمربى سايپا نفراتى مثل مجيد غلام نژاد در عين جوانى در تركيب فيكس تيم ايستاده و مورد استفاده وسيع قرار گرفته و امتحان پس داده اند، ولى هنوز كم نقص نشده اند. هنوز هم … مجموعه اين تغييرات، چه انتخابى و چه غيرانتخابى، سايپا را دچار عوارضى كرده و اين ايرادات پس از برگزارى ۴ هفته از مسابقات ۶ مرحله اى ليگ قهرمانان آسيا نيز جارى و موثر و محسوس بوده است. درست است كه پس از گذشت قريب به ۸ ماه از فصل اين ايرادات كمتر شده و سايپا اينك هماهنگ تر از سابق است، اما هنوز هم مى توان تيمى را در ميدان ديد كه گاه جوان ترها و نفرات جديدترش مثل زنيدپور و انصارى فر به گونه اى بازى مى كنند كه نفرات قبلى و يا ميانسال تيم با آن يكى و عجين نيستند. سايپا به همين خاطر فصل رو به پايان ليگ داخلى را نيز بد شروع كرد و امتيازات زيادى را از دست داد و با اين كه در نيم فصل دوم بهتر شده، اما در اين مقطع نيز لرزش هايى در كار تيم على دايى ديده شده و او هنوز نتوانسته است تيمى را بسازد كه اولا در ليگ داخلى جوابگوى حريفان و به اندازه كافى هوشيار باشد و ثانيا در جام قهرمانان در قواره هايى نشان بدهد كه بتوان در بالاترين سطح به آن دل بست. بازى اخير با نيروى هوايى در كرج نماد و نشانه و سند تازه اى از ايراداتى بود كه برشمرديم و تيمى را در ميدان ديديم كه مى دود و مى جنگد و لحظه اى هم از تلاش باز نمى ايستد، اما گاهى فكر و انديشه اى روشن براى گلزنى ندارد و بيشتر بازى را شلوغ مى كند تا خلوت كردن محيط فرارويش و ايجاد فرصت هاى روشن و مشخص در اين زمينه. در اين تيم اگر حركات فنى و ريز و گاه زيباى امثال آشتيانى و زنيدپور نباشد، گشايشى حاصل نمى آيد و حتى حضور دو تن از برترين مهاجمان خارجى سال هاى اخير ليگ مانند عيسى ترائوره و آدريانو آلوز هم نارنجى هاى كرج را به تيمى گلزن و فرصت طلب بدل نكرده است. بدون خطر با اين حال سايپا تا اينجاى كار در جام قهرمانان آسيا خوب نتيجه گرفته و اگر چهارشنبه ۱۸ ارديبهشت در ديدار ماقبل آخرش در كرج بر الكويت كويت پيروز شود، كار را تمام خواهد كرد و اگر هم نيروى هوايى عراق در همان روز بر الوصل امارات چيره گردد و در قبال ۱۱ امتياز احتمالى سايپا ۸ امتيازى شود. با توجه به ركورد بهتر سايپا در ديدارهاى رودررو صعود اين تيم به خطر نخواهد افتاد و هر چيزى به جز اين كار را به روز آخر مسابقات گروه خواهد كشاند. در چنان زمانى سايپا به ميهمانى الوصل امارات مى رود و نيروى هوايى با الكويت بازى خواهد كرد. با اين وجود به نظر مى رسد با تقريبا قطعى بودن صعود سايپا به مرحله حذفى بهتر است سران اين تيم از حالا به طور جدى در پى رفع ضعف هاى پرتعداد فنى اين تيم باشند، البته اگر دايى با اين همه مشغله كه دارد، بتواند وقتى را براى مساله فوق جور و آن را واقعا صرف اعتلاى فنى تيمش كند!
|
|
|
|
|
به انگيزه بازگشت هاشميان به بوخوم
پايان عصر طلايى لژيونرهاى فوتبال ايران
بازگشت وحيد هاشميان مهاجم ملى پوش فوتبال ايران به بوخوم پس از سه سال بازى در هانوفر ديگر تيم دسته اولى آلمان، به گونه اى رجعت به خانه توصيف شده است، زيرا بوخوم جايى بود كه مهاجم اسبق پاس تهران چند سال پيش در آن خود را مطرح كرد و جامعه فوتبال آلمان را با خصوصيات خود آشنا ساخت و به درجاتى بالا رساند. چند نكته مى تواند ما را در مورد انتقال فوق و حضور مجدد هاشميان در بوخوم به نتيجه گيرى هاى بهترى برساند. يكى اين است كه وحيد در ۳۲ سالگى آينده اى طولانى در صحنه بازيكنى ندارد و حتى اگر با همت و كلاس قابل توجه اش پيروزى هاى متعدد تازه اى را براى خود و بوخوم به بار بياورد، باز هم نمى توان انتظار داشت كه او براى سال هايى طولانى در صحنه بماند و بالا رفتن سن وى نيز مزيد بر علت شده و او را براى اروپايى ها مهاجمى جلوه مى دهد كه شايد مناسب ليگ دسته اول آلمان نباشد و يا اگر هست، بيشتر به درد تيم هاى درجه دوم اين ليگ بخورد. اين مساله اى است كه نوع بازى هاشميان و توفيق يا ناكامى او در بوخوم طى فصل آينده صحت يا سقم آن را مشخص خواهد كرد، قرارداد هاشميان با بوخوم در اصل دو ساله است و در صورت رضايت طرفين براى سال سوم نيز قابل تمديد خواهد بود. اگر او تا زمان انقضاى قراردادش در بوخوم بماند در زمان ترك آن تيم در آستانه ۳۶ سالگى خواهد بود و اين سن كمى نيست و هاشميان لابد از حالا مى داند كه بايد در دور دست به زمانى بينديشد كه شايد در تيم هاى دسته دومى آلمان نيز جايى نيابد و به ايران بيايد و دوباره در ليگ كشورمان بازى كند. البته هاشميان مدعى است كه چند باشگاه در كشورهايى مثل آلمان، فرانسه، اتريش و آسيا هم خواستار عقد قرارداد با وى بوده اند و او قاعدتا با احتساب پيشينه روشن حضورش در آلمان و آشنايى كامل با شرايط فوتبال آن كشور ترجيح داده است تا اطلاع ثانوى همچنان در آلمان انجام وظيفه كند و بر آمار قابل قبولش در فوتبال ژرمن ها بيفزايد. بعيد است در عين حال ارجاع هاشميان به تيمى كه چند سال پيش خودش را در آنجا مطرح و از آن مكان مقدمات انتقالش به باشگاه هاى بزرگ تر را جور كرد، مى تواند كامل كننده روند نزول فوتباليست هاى ايرانى شاغل در آلمان و ادامه اى بر روند فوق باشد و اين باور را به وجود آورد كه عمر درخشان لژيونرهاى ما در فوتبال آلمان كه ۱۱ سال پيش شروع شد، ديگر واقعا پايان يافته است. طبق اين فرضيه باز هم ترانسفرهايى را شاهد خواهيم بود اما بعيد است به اين زودى ها به عصرى برگرديم كه با كوچ دايى، خداداد و باقرى به آلمان و عضويت آنها در تيم هاى ارمنيابيله فلد و كلن شروع شد و پاى دايى را به تيم بزرگ تر بايرن مونيخ كشاند و على كريمى را به همان جا برد و حلقه اى موفق را تشكيل داد و حتى باعث شد كه ما بر اثر كنكاش در فوتبال آلمان ايرانى تبارهايى مثل زندى، دژاگه و شاپورزاده را كشف كنيم و براى تيم ملى خود به كار گيريم(زندى). از آخرين انتقال هاى واقعا موفق لژيونرهاى ايرانى به اروپا ،۴ ۵ سال مى گذرد زيرا آندو تيموريان نيز به رغم سر و صداهاى عضويت اش در بولتون، درخششى طولانى در اين تيم انگليسى نداشته و امسال يك نيمكت نشين صرف بوده است و جواد نكونام تنها كسى بود كه قبل از آسيب ديدگى شديد در تابستان سال پيش به خوبى و سرعت در اوساسونا جا افتاد و نمره قبولى گرفت و بسيارى هم به اين نتيجه رسيدند كه اگر از خير حضور در فوتبال اروپا بگذرند و به فوتبال كم دردسرتر و پرمنفعت تر امارات ملحق شوند، به سودشان خواهد بود و انديشه آنها آنقدرها هم اشتباه نبود. تحت الشعاع رقبا اين كه كدام فرآيندها نزول جايگاه لژيونرهاى ما در اروپا و انباشت آنان را در امارات موجب شده، نكته اى است كه به كار كارشناسانه نياز دارد، اما تا چنان زمانى مى توان متذكر شد كه فوتبال ايران فقط زمانى مطرح تر و بين المللى تر مى شود كه لژيونرهايش بتوانند در اروپا جاى پاى محكم ترى را براى خود ايجاد كنند و هرچه موفق تر باشند، جايگاه فوتبال كشورمان را شامخ تر و رفيع تر خواهند ساخت و در غير اين صورت تحت الشعاع برخى كشورهاى ديگر آسيا قرار خواهيم گرفت كه اينك لژيونرهاى موفق ترى دارند ودر رنكينگ فيفا نيز از ما پيشى گرفته اند. در حالى كه فوتبال ايران چند سالى در آسيا پيشتاز بود و در جدول فيفا جايى بالاتر از ساير تيم هاى قاره كهن را به خود اختصاص داده بود( و يا حداكثر دوم بود) در جديدترين جدول نهاد حاكم بر فوتبال جهان به رده چهارم بين آسيايى ها تنزل كرده است و هرچند بحث فقط بحث لژيونرها نيست و نتايج ميادين ملى و مسابقات تيم هاى ملى ما و آنها نيز در اين امر دخيل بوده، اما وقتى مهدوى كيا و هاشميان در آلمان و رحمان رضايى در ايتاليا نيز فاقد جايگاه سابق خود هستند و كعبى پس از فقط ۶ ماه از انگليس به ايران برمى گردد و بداقبالى دامان نكونام را نيز مى گيرد، بايد بپذيريم كه از روزهاى خوش اواخر دهه گذشته در اروپا فاصله گرفته ايم و ايرادها و كاستى هايمان غيرقابل انكار است و هاشميان فقط يك بخش و نمادى از آن است.
|
|
|
|
|
اخراج كومان تنها راه حل بحران والنسيا
خفاش ها فاصله اى تا سقوط ندارند
شيوا نوروزى زمانى كه يك مربى براى هدايت تيمى انتخاب مى شود اول از همه توجه به كارنامه مربيگرى اش جلب مى شود تا ببيند كه مى تواند خواسته هاى سران باشگاه را جلب كند يا خير. اما كار به اينجا ختم نمى شود آنقدر رسانه ها و مطبوعات براى آمدن يا رفتن مربيان مانور مى دهند تا نظرات خود را به مديران تحميل كنند كه بعضا هم همين طور مى شود. پس از انتخاب مربى تا هفته ها همه منتظر تغيير و تحولات هستند و اين كه او مى تواند نتايج چشمگيرى بگيرد. در زمانى كه سكان دار يك تيم فوتبال نتواند نتايج دلخواه را كسب كند و چند باخت پياپى دهد چاره اى براى مديران نمى ماند به جز اخراج مربى چرا كه اين تنها راه ساكت كردن انتقادها و پايان دادن به فشارهاى روحى روانى است. حال رونالد كومان نيز چنين وضعيتى را داشت، مربى كه نهايت تلاشش براى بهبود بخشيدن به وضعيت والنسياى اسپانيا به كار گرفت اما هرچه زد به در بسته خورد و نتوانست تيمش را از قعرنشينى نجات دهد. در آخر نيز باخت تحقيرآميز ۵ بر ۱ به اتلتيكو بيلبائو حكم اخراج او را امضا كرد تا كومان نيز لقب مربى اخراجى بگيرد. بركنارى او در حالى صورت گرفت كه والنسيا فاصله اى تا منطقه سقوط ندارد و وضعيت هر روز بدتر از گذشته مى شود. در اين بين قهرمانى جام حذفى اسپانيا نيز نتوانست سران خفاش ها را از اخراج كومان منصرف كند چرا كه به عقيده آنها او فرصت زيادى براى اثبات تجاربش داشت. اين مربى هلندى كه تنها بيست و چهار ساعت بعد از شكست سنگين به بيلبائو خود را بر كنار شده ديد در نوامبر ۲۰۰۷ جانشين سانچس فلورس ديگر مربى اخراجى والنسيا شد كه در آن زمان رتبه چهارم جدول لاليگا را در اختيار داشت طى بيست و دو بار حضور بر روى نيمكت والنسيا ۴ پيروزى، ۶ تساوى و دوازده شكست براى تيمش به ارمغان آورد تا او هم به درد سانچس فلورس مبتلا شود و اين در حالى بود كه اكثر شكست ها در مستايا ورزشگاه خانگى خفاش ها تجربه شد. علاوه بر كومان تمامى دستيارانش نيز از كار بركنار شدند تا سالوادور گونزالس هدايت موقت تيم را تا پايان فصل برعهده بگيرد و تنها هدفش نگه داشتن والنسيا در ليگ دسته اول اسپانيا است چرا كه سقوط به دسته پايين تر يعنى افتادن در باتلاقى كه اكثر بازيكنان سرشناس تيم را رها خواهند كرد و به دنبال آن بحران مالى احتمالى كه والنسيا به آن دچار خواهد شد. كومان بى تقصير نبود نبايد يك طرفه به قضيه نگاه كرد. شايد در ابتدا مربيگرى را حرفه اى بى رحم بناميم كه به گفته اغلب مربيان همين طور هم هست اما زمانى كه خود مربى هم زمينه را براى عدم موفقيتش مهيا مى كند بايد منتظر چنين روزهايى هم باشد. كومان پس از اين كه هدايت والنسيا را برعهده گرفت بسيارى از مهره هاى كليدى تيم را از تركيب بيرون گذاشت كه البته از حمايت سهامداران اصلى باشگاه هم استفاده كرد كه از جمله آنها بايد به سانتياگو كانيزارس دروازه بان و كاپيتان ديويد آلبلدا اشاره كرد كه جايى در تركيب اين فصل نداشتند. با اين حال كومان از عملكردش در مدت حضور در والنسيا ابراز رضايت مى كند اما پذيرفت كه شرايط مى توانست جور ديگرى رقم بخورد: با افتخار والنسيا را ترك مى كنم چرا كه مى دانم به مقامى رسيده ام كه همانند قهرمانى لاليگا ارزشمند است. اين درست كه از زمان حضورم در اين تيم پخته تر شده ام و به تجاربم افزوده شده اما به آنچه كه مى خواستم نرسيدم. والنسيا نيازمند تغيير است اخراج كومان راه را براى حضور سايرين روى نيمكت والنسيا باز كرد تا آنجا كه سالوادور گونزالس ورو تا پايان فصل هدايت اين تيم قعرنشين را به دست بگيرد. چند روزى از ورودش به والنسيا نمى گذرد اما او ادعا كرده اگر خفاش هاخواهان پيشرفت و فرار از بحران هستند بايد تغييرات اساسى در تيم حاصل شود: وقتى چنين شوكى به تيم وارد مى شود نبايد با ديدى منفى به آن نگاه كنيم بلكه بايد بدانيم كه مديران با توجه به شرايط خاص اين تصميم را گرفته اند. طلب ۱۰ ميليون يورويى كومان كه خود را بركنار شده مى بيند به دنبال آن است كه طلب خود را از خفاش ها بگيرد به علاوه كه دستيارانش نيز همين ادعا را دارند. رونالد كومان كه با قراردادى سه ساله به مبلغ ۱۲ ميليون يورو به والنسيا پيوست اما حال كه اين قرارداد يك طرفه و از سوى باشگاه فسخ شده آنها تنها حاضر به پرداخت ۴ ميليون يورو هستند چرا كه مدعى اند كومان مدت كوتاهى در والنسيا حضور داشته است. اما كومان در تلاش است تا ۱۰ ميليون يورو از باشگاه دريافت كند كه اين مبلغ حاوى دستمزد دستياران وى نيز مى باشد. با اين حساب والنسيا بايد علاوه بر مشكلات سقوط احتمالى به يك دسته پايين تر شكايت مربى سابق را نيز به تومار مشكلاتش بيفزايد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گذر و نظر
|
|
|
حق با كيه؟
قصه هميشگى شوراى استيناف و كميته انضباطى از بس كه تكرارى شده كسى نمى خونه. با اين كه اين همه گفته مى شه كه شوراى استيناف نبايد تو كار كميته انضباطى دخالت كنه ولى هيچ تغييرى تو تصميمات اين شورا نديديم. موضوع وقتى دوباره نقل محافل شد كه مجتبى جبارى كه بعد از بازى پگاه به علت زد و خورد محروم شده بود درست چند ساعت قبل بازى سرنوشت ساز با راه آهن به علت نداشتن سوءسابقه بخشيده شد و به بازى رسيد. اينجا بود كه خيلى ها اعتراض كردن كه چرا حق بقيه تيم ها اينجورى ضايع مى شه. خود شاه حسينى هم شخصا با اين كار شوراى استيناف مخالف بود و گفته كه خيلى از بازيكنا قبلا سابقه حركات غيرورزشى نداشتن ولى در يه لحظه عكس العمل هايى از خودشون نشون مى دن كه قطعا بايد چند جلسه محروم بشن. حالا اگه قرار باشه همه رو اينجورى ببخشن كه ديگه سنگ رو سنگ بند نمى شه. قبلا هم از اين اختلاف ها داشتيم كه حتى يه بار شاه حسينى رو مجبور به استعفا كرد ولى ما آخرش نفهميديم كه حق با شوراى استينافه يا كميته انضباطى؟
|
|
|
دلخورى دايى از شاگرداش
تا يه ماه ديگه خبرى از تيم ملى نيست ، پس اشتباه نكنيد نمى خوام راجع به دايى و تيم ملى بنويسم بلكه ديگه نوبت دايى و سايپا است. سايپايى كه قبل از بازى با نيروى هوايى در ايران صدرنشين گروهش بود البته الانم هست ولى با اين تفاوت كه خيلى راحت ۳ امتياز خانگى رو از دست دادن.
بازى رفت با نيروى هوايى عراق تو كويت بود و ما فكر مى كرديم چون تو كشور عربى بازى مى كنيم كار سايپا سخته و انتظار يك امتياز رو داشتيم اما برعكس شد و ياراى دايى هر ۳ امتياز رو گرفتن و با دست پر برگشتن.
اما اين سرى كه فكر مى كرديم بازى تو زمين خودمونه و تماشاگر هم داريم گرفتن ۳ امتياز كار راحتيه بازم پيش بينى ها درست از آب در نيومد سايپا به نتيجه ۱-۱ رضايت داد. دايى ديگه طاقت نياورد و تو كنفرانس مطبوعاتى خيلى واضح و روشن از خط دفاع تيمش انتقاد كرد و گفت كه انتظار بيشترى داشته تازه از مهاجماش هم همچين راضى نبود چون خيلى راحت فرصت ها رو به هدر مى دادن.
|
|
|
اميد سپاهان به صعود
عرب ها هر كارى تونستن و از دستشون برميومد كردن تا شايد سپاهان اصفهان نتونه به عربستان بياد يا اگر هم مى ياد آنقدر نااميد و ناراحت باشن كه نتونن از پس عربستان بربيان. ويزاى بچه ها رو كه خيلى دير دادن و سپاهان از پرواز جاموند. به همراها ويزا ندادن و يه سرى نتونستن به عربستان برن. خلاصه با اعتراض ساكت بالاخره ويزا جور شد و بچه ها رهسپار عربستان شدن. هواى گرم و شرجى جده اجازه نفس كشيدن به كسى
نمى داد. ولى انصافا شاگرداى ويرا كه تو تهران بازى رو به تيم سورى با ۲ گل واگذار كرده بودن كم نياوردن و از الاتحادى ها سرتر بودند عمادرضا تك گل طلايى پوشان را زد كه ۳ امتياز باارزش به حساب سپاهان واريز بشه. ساكت هم كه از قبل ترتيب سفر به مكه رو داده بود به قولش وفا كرد تا حالا كه سپاهان به رده دوم گروهشون صعود كرده پاداشى به بازيكنا داده باشه. اميدواريم كه ويرا تيمش رو جورى آماده نگه داره كه هم تو بازى هاى ليگ قهرمانان كم نيارن و هم تو بازى هاى فشرده ليگ برتر خودمون.
|
|
|
بازگشت هاشميان به خانه
وحيد هاشميان بعد از اين كه چند وقتى رو تو تيم هانوفر گذروند دوباره به تيم سابقش يعنى بوخوم يا به قول خودش به خونه برگشت. بوخوم كه بود وضعيتش خيلى از الان بهتر بود خيلى از بازى ها فيكس بود و گلزنى هم مى كرد اما از وقتى به هانوفر رفت ديگه مثل سابق نتونست بازى كنه و با اون هاشميانى كه ما مى شناختيم كلى فاصله گرفت. بيشتر از اين كه تو بازى باشه نيمكت نشين بود. فكر كنم خودشم خسته شده بود كه تصميم گرفت به تيم سابقش برگرده هرچى باشه تو بوخوم هواداراى بيشترى داره. تنها مشكلى كه فعلا وحيد داره اين هست كه رابطه خوبى با على دايى و تيم ملى نداره و طبق گفته هاى خودش اگه ايران از مرحله اول صعود كنه به تيم ملى مى ياد.
البته معلوم نيست شايد هم زودتر از اين برگرده چون دايى خودش قراره به زودى به آلمان سفركنه و شخصا با هاشميان و كيا صحبت كنه.
|
|
|
حرفه اى حرف زدن هم دردسره
مى گن نبايد كسى رو با كسى مقايسه كرد ما هم اين كار رو نمى كرديم ولى زمانى كه يه مربى كه اسمش رو نمى بريم بعد از باخت جلو دوربين يا تو رختكن هرچى مى خواد با بازيكنا، داور و … مى كنه بعد يه نفر مثل قطبى با اين كه از شاگرداش بيشتر از اين انتظار داشته ولى اصلا خوب كار نكردن باز هم سعه صدر به خرج مى ده و همون يه امتياز بازى مس ـ پرسپوليس رو به كاشانى تقديم مى كنه نمى تونيم بقيه مربياى ليگ رو با قطبى مقايسه نكنيم. مربى مثل قلعه نويى كه خيلى زود و البته به نفع خودش از حرف هاى قطبى واسه مطبوعات تيتر مى سازه. ژنرال كه حرف قطبى رو با سوء برداشت به نفع خودش عوض كرد ادعا مى كنه تيمى درست كرده كه پرسپوليس هم به نتيجه مساوى رضايت مى دهد. خدمت ژنرال عرض مى كنيم كه اگه يه نفر حرفه اى هم تو اين ليگ به اصطلاح حرفه اى پيدا شد و حرف حرفه اى زد نبايد ازش سوءاستفاده بشه و بهتره به جاى دلخوش كردن به صحبت هاى مربيان حريف به فكر وضعيت و جايگاه تيم خودشون باشن.
|
|
|
|
|
|
|