|
سياست از نيل تا فرات در قالب جنگ نرم
اگرچه سياست رژيم صهيونيستى بيشتر بر محور توسعه طلبى ارضى است اما اين سياست از منظر احزاب سياسى اين رژيم متفاوت است. حزب ليكود بيشتر به دنبال آن است تا اين سياست را از طريق توسعه ارضى دنبال كند و دراين راه از درجه خشونت بالايى استفاده مى كند . اما حزب كارگر اين سياست كه در واقع همان سياست از نيل تا فرات است را از طريق سلطه دنبال مى كند كه اين سلطه بيشتر اقتصادى، سياسى و اجتماعى است. بى شك يكى از موافقان و برندگان اصلى اشغال عراق رژيم صهيونيستى بود .لابى اين رژيم در ايالات متحده بيشترين تلاش را در جهت اعمال نفوذ خود بر دالان هاى قدرت ايالات متحده بويژه رئيس جمهور و كنگره به كار گرفت تا مقدمات تهاجم به عراق و اشغال اين كشور را فراهم سازد. از طرفى ديگر پس از اشغال عراق رژيم صهيونيستى با تلاش فراوان سعى در اعمال نظر در تصويب قانون اساسى كه تامين كننده منافع اسراييل باشد گرفت تا بدين وسيله بتواند بر سياست هاى آتى عراق تاثيرگذار باشد. گنجاندن طرح فدرالى در قانون اساسى عراق يكى از مهمترين خواسته هاى رژيم صهيونيستى بود، چرا كه با چند پارچه شدن اين كشور رژيم صهيونيستى قادر خواهد بود تا بر اركان تصميم گيرى هر يك از فدرالهاى عراق نفوذ كرده و زمينه ايجاد تفرقه و در نهايت نفوذ خود را در هريك از آنها فراهم سازد. آنچه پس از عراق اشغال شده شاهد بوديم نفوذ گسترده اسرائيل در مناطق كرد نشين اين كشور بود كه اين سياست با ورود موساد به اين منطقه اشكال بسيار وسيعى به خود گرفت كه اين سياست در ساير مناطق عراق نيز ادامه يافت. مقامات اسرائيل بعد از اينكه تهديد امنيتى اين كشور از طرف عراق از بين رفت، اين بار تصميم گرفتند تا از زمينه هاى اقتصادى در اين كشور بهره ببرند. پخش اخبارى مبنى فعاليت خط لوله نفت موصل - تلاويو، حكايت از برنامه بلند مدت اسرائيل براى سلطه بر مناطق اقتصادى عراق است. از سويى ديگر اظهارات وزير اقتصاد اسرائيل مبنى بر تسهيل شرايط براى بازرگانان اسرائيلى براى رفت و آمد در عراق جهت انجام فعاليت هاى اقتصادى روى ديگر سياست هاى اسرائيل در عراق است كه اين بار نه از طريق سلطه نظامى بلكه از طريق سياست سلطه اقتصادى دنبال مى شود. سياست خريد زمين در عراق اگرچه مختص به اين كشور نيست و رژيم صهيونيستى زمين هاى بسيارى را در تركيه نيزخريدارى كرده، اما در مورد عراق بسيارحساس تر است چرا كه ايالات متحده بر اين كشور سلطه نظامى دارد و صهيونيست ها آسانتر مى توانند سياست هاى خود را در اين كشور دنبال كنند. از طرفى ديگر رژيم صهيونيستى با دنبال كردن سياست جعل اسناد تاريخى بدنبال آن است تا به حضورخود در عراق مشروعيت بخشد. از اين رو مورخان صهيونيست با استناد به سخنان پيامبر يوشا در مورد گمشدگان ديار آشور ادعا مى كنند كه عراق امروزى در ميان آشوريان، سرزمين ده خانواده يهودى بوده كه اسير شده بودند. از اين رو خاخام هاى يهودى به محض سقوط رژيم صدام حسين براى يافتن اسنادى در رابطه با اين مدعاى تاريخى، روانه بابل و ديگر شهرهاى عراقى شده و دست به انجام برخى تحقيقات زدند. محافل يهودى و صهيونيست نيز با استناد به اين ادعاى احمقانه خاخام هاى يهودى، عراق را جزئى از اسرائيل بزرگ خوانده و الحاق آنرا خواستار شدند. بنابراين در شرايط فعلى كه شاهد هجمه گسترده صهيونيست ها از طريق محافل اطلاعاتى، اقتصادى، سياسى و حتى نظامى خود درعراق هستند يك بار ديگر خاطره شعار از نيل تا فرات بنيانگذاران اسرائيل در قالب اسراييل بزرگ در اذهان زنده شود اما اين بار نه از طريق توسعه ارضى بلكه از طريق جنگ نرم افزارانه كه با چاشنى جنگ روانى صهيونيست ها همراه شده است. در شرايط فعلى هرگونه تنش و درگيرى بين نيروهاى سياسى در عراق برگ برنده اى براى اسراييل است و در حالى كه ايالات متحده نيز بعنوان قدرت مسلط در عراق خواسته يا نا خواسته در خدمت مطامع رژيم صهيونيستى قرار گرفته است، اين مساله حساس تر شده است. بنابراين بجاست تا سياستمداران عراق براى جلوگيرى از تبديل عراق به فلسطينى ديگر قبل از اين كه دير شود فكرى بكنند و آينده اين كشور را وجه المصالحه دعواهاى سياسى خود قرار ندهند. منبع: Terror victims
|