سه شنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۷
- ۲۹ آوريل ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۷۵
بين الملل
Tel: 88807156
intl@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
آب و هوا
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
سراى ايرانى
جامعه
سلامت
بين الملل
آرشيو
تماس با ما
سبد نان آفريقا به دنبال نان
مژگان تختى
بيست و هشتمين سال حكومت رابرت موگابه بر سبد نان آفريقا، زيمباوه، در حالى سپرى مى شود كه چيزى جز پهنه خشك با بلايايى چون ايدز، قحطى و بيكارى برجاى نمانده است.
تورم ۵ هزار درصدى، به اعلام منابع دولتى، هر روز عرصه را بر مردمى كه با نرخ بيكارى ۸۰ درصدى روبه رو هستند تنگ تر مى كند.
۲۸ سال پيش پايان استعمار انگليس بر زيمباوه آغاز سياست هاى كينه جويانه اى بود تا نان آوران آفريقا را محتاج نان كند و سياست هاى غلطى كه بخت ملت رها شده از استعمار را با قحطى، گرسنگى و بيكارى رقم زد.
در اين شرايط انتخابات رياست جمهورى وارد همان فضايى مى شود كه فساد دولتى همچون يك اپيدمى سرتاسر اين كشور را فرا گرفته است. رقابت رابرت موگابه با مورگان چانگراى رهبرا پوزيسيون بر سر رياست جمهورى زيمباوه، به صحنه اتهام افكنى دو نامزد اصلى و طرفدار آنها بدل شده تا جايى كه فضاى سياسى در هراره پايتخت به يك فضاى پرتنش و پرآشوب نزديك شده است.
پايان انتخاب ۲۹ مارس(۱۰ فروردين) و عدم قطعيت برنده  اين انتخابات بلافاصله با اعلام پيروزى دو طرف همراه شد و هيچ يك از رقباى كهنه كار حاضر به عقب  نشينى نشدند.
موگابه با استفاده از قدرت داخلى خود و چانگراى با حمايت هاى كشورهاى غربى همچنان در تلاش بودند با تاكيد بر راهكار بازشمارى آرا ،اتهامات تقلب و پيروزى خود را مرتفع سازند كه در گام نخست از ۲۳ حوزه تعيين شده براى بازشمارى موگابه اولين حوزه را به نام خود به دست گرفت،ولى نتايج آرا خيلى زود موگابه را به زير كشاند.
در اين ميان همچنان طرفداران چانگراى رابرت موگابه را به استفاده از نرم افزارهاى كانگسزويو اسراييلى و تقلب انتخاباتى متهم كرده اند و در مقابل طرفداران موگابه مورگان چانگراى را به همدستى با انگلستان متهم مى كنند و مورگان چانگراى را دست نشانده انگلستان در زيمباوه مى دانند. در چنين اوضاعى كه جوامع بين المللى نيز خواستار اعلام هرچه زودتر نتايج انتخابات بودندتا اختلافاتى مشابه اختلافات كنيا كه منجر به جان باختن تعداد كثيرى از مردم اين كشور شد در زيمباوه رخ ندهد. باز شمارى آرا در زيمباوه انجام گرفت اين در حالى است كه چانگراى رهبر اپوزيسيون زيمباوه همچنان خود را پيروز انتخابات مى داند و خواستار كناره گيرى موگابه از قدرت شد. ولى با تمام اين تنش هايى كه در صحنه انتخابات زيمباوه گرفت به وقوع پيوسته ، حالا چانگراى بايد بر كرسى قدرت بنشيند. باز هم زيمباوه در آستانه يك بحران داخلى قرار داد. چرا كه احتمال ورود بازيگران خارجى با ادامه كشمكش ها در اين كشور افزايش يافته و از هم اكنون صف بندى ها تازه اى در حال شكل گرفتن است.
سياست از نيل تا فرات در قالب جنگ نرم
اگرچه سياست رژيم صهيونيستى بيشتر بر محور توسعه طلبى ارضى است اما اين سياست از منظر احزاب سياسى اين رژيم متفاوت است. حزب ليكود بيشتر به دنبال آن است تا اين سياست را از طريق توسعه ارضى دنبال كند و دراين راه از درجه خشونت بالايى استفاده مى كند . اما حزب كارگر اين سياست كه در واقع همان سياست از نيل تا فرات است را از طريق سلطه دنبال مى كند كه اين سلطه بيشتر اقتصادى، سياسى و اجتماعى است.
بى شك يكى از موافقان و برندگان اصلى اشغال عراق رژيم صهيونيستى بود .لابى اين رژيم در ايالات متحده بيشترين تلاش را در جهت اعمال نفوذ خود بر دالان هاى قدرت ايالات متحده بويژه رئيس جمهور و كنگره به كار گرفت تا مقدمات تهاجم به عراق و اشغال اين كشور را فراهم سازد. از طرفى ديگر پس از اشغال عراق رژيم صهيونيستى با تلاش فراوان سعى در اعمال نظر در تصويب قانون اساسى كه تامين كننده منافع اسراييل باشد گرفت تا بدين وسيله بتواند بر سياست هاى آتى عراق تاثيرگذار باشد.
گنجاندن طرح فدرالى در قانون اساسى عراق يكى از مهمترين خواسته هاى رژيم صهيونيستى بود، چرا كه با چند پارچه شدن اين كشور رژيم صهيونيستى قادر خواهد بود تا بر اركان تصميم گيرى هر يك از فدرالهاى عراق نفوذ كرده و زمينه ايجاد تفرقه و در نهايت نفوذ خود را در هريك از آنها فراهم سازد. آنچه پس از عراق اشغال شده شاهد بوديم نفوذ گسترده اسرائيل در مناطق كرد نشين اين كشور بود كه اين سياست با ورود موساد به اين منطقه اشكال بسيار وسيعى به خود گرفت كه اين سياست در ساير مناطق عراق نيز ادامه يافت.
مقامات اسرائيل بعد از اينكه تهديد امنيتى اين كشور از طرف عراق از بين رفت، اين بار تصميم گرفتند تا از زمينه هاى اقتصادى در اين كشور بهره ببرند. پخش اخبارى مبنى فعاليت خط لوله نفت موصل - تلاويو، حكايت از برنامه بلند مدت اسرائيل براى سلطه بر مناطق اقتصادى عراق است. از سويى ديگر اظهارات وزير اقتصاد اسرائيل مبنى بر تسهيل شرايط براى بازرگانان اسرائيلى براى رفت و آمد در عراق جهت انجام فعاليت هاى اقتصادى روى ديگر سياست هاى اسرائيل در عراق است كه اين بار نه از طريق سلطه نظامى بلكه از طريق سياست سلطه اقتصادى دنبال مى شود. سياست خريد زمين در عراق اگرچه مختص به اين كشور نيست و رژيم صهيونيستى زمين هاى بسيارى را در تركيه نيزخريدارى كرده، اما در مورد عراق بسيارحساس تر است چرا كه ايالات متحده بر اين كشور سلطه نظامى دارد و صهيونيست ها آسانتر مى توانند سياست هاى خود را در اين كشور دنبال كنند. از طرفى ديگر رژيم صهيونيستى با دنبال كردن سياست جعل اسناد تاريخى بدنبال آن است تا به حضورخود در عراق مشروعيت بخشد. از اين رو مورخان صهيونيست با استناد به سخنان پيامبر يوشا در مورد گمشدگان ديار آشور ادعا مى كنند كه عراق امروزى در ميان آشوريان، سرزمين ده خانواده يهودى بوده كه اسير شده بودند. از اين رو خاخام هاى يهودى به محض سقوط رژيم صدام حسين براى يافتن اسنادى در رابطه با اين مدعاى تاريخى، روانه بابل و ديگر شهرهاى عراقى شده و دست به انجام برخى تحقيقات زدند. محافل يهودى و صهيونيست نيز با استناد به اين ادعاى احمقانه خاخام هاى يهودى، عراق را جزئى از اسرائيل بزرگ خوانده و الحاق آنرا خواستار شدند. بنابراين در شرايط فعلى كه شاهد هجمه گسترده صهيونيست ها از طريق محافل اطلاعاتى، اقتصادى، سياسى و حتى نظامى خود درعراق هستند يك بار ديگر خاطره شعار از نيل تا فرات بنيانگذاران اسرائيل در قالب اسراييل بزرگ در اذهان زنده شود اما اين بار نه از طريق توسعه ارضى بلكه از طريق جنگ نرم افزارانه كه با چاشنى جنگ روانى صهيونيست ها همراه شده است.
در شرايط فعلى هرگونه تنش و درگيرى بين نيروهاى سياسى در عراق برگ برنده اى براى اسراييل است و در حالى كه ايالات متحده نيز بعنوان قدرت مسلط در عراق خواسته يا نا خواسته در خدمت مطامع رژيم صهيونيستى قرار گرفته است، اين مساله حساس تر شده است. بنابراين بجاست تا سياستمداران عراق براى جلوگيرى از تبديل عراق به فلسطينى ديگر قبل از اين كه دير شود فكرى بكنند و آينده اين كشور را وجه المصالحه دعواهاى سياسى خود قرار ندهند.
منبع: Terror victims
تبت،پاشنه آشيل پكن
مازيار احمدى مقدم
لهاسا، مركز استان تبت چين در هفته هاى اخير شاهد ناآرامى  و شورش هاى اعتراض آميز گسترده اى بود كه دامنه آن به مرور به مركز استان چين و كشورهاى همسايه چين و حتى كشورهاى اروپايى نيز كشيده شد.
براساس گزارش هاى منابع رسمى چين، در جريان اين درگيرى ها كه منجر به كشته شدن دو نفر انجاميد، تعداد زيادى نيز بازداشت و دستگير شدند؛ هرچند كه منابع غيررسمى اين تعداد را تا سى نفر كشته نيز اعلام كردند؛ اما هيچ گاه آمار دقيق و موثقى از تعداد كشته شدگان و نيز دستگير شدگان به دليل اعمال محدوديت هاى شديد رسانه اى دولت چين به دست نيامد.
ناآرامى ها و شورش ها زمانى آغاز شد كه اجتماع مردم لهاسا براى پاسداشت چهل و يكمين سال سركوب قيام مردم تبت و شكست تلاش هاى دالايى لاما عليه دولت چين منجر به درگيرى با پليس ضدشورش چين گشت.
در واكاوى و ريشه يابى ناآرامى هاى تبت و دامنه آن، سه جريان عمده، تاثيرگذارو دخيل هستند كه هر جريان به نوبه خود عامل تعيين كننده اى در شكل گيرى اين ناآرامى ها محسوب مى شوند؛ اين سه جريان عمده عبارتند از:
۱- تبت و شخص دالايى لاما
۲- چين
۳- امريكا و همپيمانان غربى اش
۱- روحيه استقلال  خواهى و حق داشتن آزادى تمام و كمال در انجام اعتقادات مذهبى و اداى مناسك دينى همواره محور منازعات مردم تبت با دولت چين در طول تاريخ بوده؛ اداره امور سياسى مرتفع ترين منطقه مسكونى جهان(تبت) از قرن هفدهم به بعد برعهده رهبر مذهبى بوداييان بوده كه عنوان دالايى لاما را دارد .با سقوط حكومت امپراتورى چين در سال ۱۹۱۳ و بروز هرج و مرج سياسى در اين كشور، دولت محلى تبت به استقلال نسبى دست يافت كه تا سال ۱۹۵۱ نيز ادامه داشت؛ اما در آن سال دولت كمونيستى چين با اعزام نظاميان خود به تبت زمام امور اين سرزمين را دوباره در دست گرفت؛ اما مردم تبت، حكومت دولت چين بر خود را تاب نياوردند و دوباره در سال ۱۹۵۶ اهالى تبت عليه تسلط چين دست به شورش دوباره زدند كه در سال ۱۹۵۹ توسط ارتش خلق چين سركوب شد كه در جريان آن هزاران تن جان خود را از دست دادند.
اما تنسين جياتسو، چهاردهمين دالايى لاما، به عنوان نماد آرمان خواهى و پرچم دار داعيه استقلال طلبى تبتيان مهم ترين نقش را در اين ميان عهده دار است.
وى به عنوان رهبر جامعه تبتيان، اقدامات بسيارى را در جهت احقاق خواسته هاى پيروانش انجام داد و مى دهد كه شايد مهم ترين آن تشكيل دولت در تبعيد وى در هندوستان  باشد. روحيه انسان دوستانه و صلح جويانه و عدم اشتياق وى در استفاده از جنگ و قوه قهريه جهت رسيدن به استقلال و آرمان هاى خود و پيروانش باعث شد كه او حتى جايزه صلح نوبل را در سال ۱۹۸۹ دريافت كند؛ همچنين دالايى لاما بر اساس نظرسنجى رسانه هاى آلمان محبوب تر از پاپ بنديك، رهبر آلمانى كاتوليك هاى جهان در آلمان مى  باشد.
سفرهاى دوره اى دالايى لاما در ماه هاى اخير به كشورهاى اروپايى و امريكايى و استقبال گسترده اى كه رهبران عرب با پوشش هاى خبرى گسترده از وى به عمل آوردند جايگاه و نفوذ سياسى وى را به طور محسوسى افزايش داده به طورى كه در جريان سفر وى به واشنگتن و ديدار وى با جورج بوش، بالاترين نشان ايالات متحده در كنگره اين كشور با حضور رهبران دموكرات و جمهورى خواه به وى اعطا شد.
مجموعه اين حوادث و رويدادها به قدرت يافتن بيش از پيش رهبر بوداييان جهان انجاميده به طورى كه حوادث كنونى تبت بدون نقش وى در شكل گيرى اين حوادث غيرقابل انكار است.
اما عكس العمل ها و واكنش هاى دولتمردان چينى در قبال اين ناآرامى ها تا حدى قابل پيش بينى و مسبوق به سابقه است؛ استفاده از نيروى نظامى جهت سركوب شديد معترضين، سانسور شديد رسانه اى و خبرى و اعلام بيانيه هاى شديد اللحن خارجى توسط وزارت امور خارجه چين در قبال حوادث اخير در مواجهه با موج اعتراضات داخلى و خارجى اخير همگى قابل پيش بينى بود؛ سياستى كه دوستداران چينى آن را به خوبى آموخته و به خوبى نيز اجرا مى كنند.
نتايج اينگونه سياست ها نيز منتج به نتيجه هاى دلخواه براى دولتمردان چينى گشته، چنانچه در جريان انتخابات اخير رياست جمهورى در تايوان نمونه اين گونه سياست ها ارعاب و تهديد و استفاده از نيروى تهديد عليه هرگونه داعيه استقلال طلبانه هويدا شد و كانديداى حامى دولت چين يعنى درمايينگ ژنولا با اختلاف ۱۷ درصدى، توانست بر رقيب استقلال طلب خويش يعنى فرانك شيه پيروز گردد اما واكنش هاى امريكا و همپيمانان غربى اش به اين حوادث به عنوان يكى از بازيگران جريان حوادث اخير، در جاى خود جالب توجه و تامل برانگيز است.
استفاده از دين در حوزه سياست و پيوند زدن آن با تحركات ناسيوناليستى براى برهم زدن نظام كشورهاى رقيب و دشمن به جهت موقعيت و هژمونى خود در صحنه بين الملل، سياست هميشگى امريكا و دوستان غربى اش بوده و مى باشد كه نمونه به كار گرفته شده از اين نوع سياست را مى توان در تحولات دهه ۷۰ و ۸۰ ميلادى مشاهده كردو در جريان آن، امريكا و غرب مبارزه با شوروى سابق كمونيستى را با استفاده از اعتقادات دينى مجاهدان افغانى به تجهيز اين گروه ها پرداخته كه بعدها اين پروژه مجاهدسازى سر منشا شكل گيرى تروريسم هاى القاعده شد.
اما شايد واكنشى كه كمتر كسى احتمال بروز آن را از طرف امريكا و همپيمانان غربى اش محتمل مى دانست و قادر به پيش بينى آن نبود، تحريم بازى هاى المپيك پكن بود؛ يعنى پاشنه آشيل چين.
به دنبال حوادث تبت، پارلمان اروپا، پنجشنبه دو هفته قبل با اكثريت قاطع به تحريم مراسم گشايش المپيك ۲۰۰۸ پكن از سوى رهبران اتحاديه اروپايى راى داد. اعضاى پارلمان اروپا همچنين از پكن خواسته اند گفت وگو با دالايى لاما رهبر روحانى تبت را تا ماه اوت در زمان برگزارى بازى هاى المپيك آغاز كند.
قطعنامه پارلمان اروپا سركوب خشونت بار معترضين تبتى توسط چين را محكوم كرد و از سازمان ملل مى خواهد تا تحقيقاتى در اين مورد انجام دهد.
گوردون براون، نخست وزير انگلستان پيشتر اعلام كرده بود كه در مراسم گشايش المپيك ۲۰۰۸ حضور نخواهد يافت و آنگلا مركل، صدرا اعظم آلمان نيز گفته كه هيچ گاه قصد رفتن به پكن را نداشته است.
نيكولا ساركوزى، رييس جمهور فرانسه كه رياست اتحاديه اروپا در زمان برگزارى بازى هاى المپيك را بر عهده خواهد داشت از تحريم و عدم حضور خود در اين مراسم سخن گفته مگر اين كه چين مذاكراتى را با دالايى لاما براى يافتن راه حلى جهت دفع ناآرامى ها آغاز كند. همچنين سگولن رويال، نامزد حزب سوسياليست فرانسه در انتخابات سال گذشته نيز به جمع تحريم كنندگان بازى هاى المپيك پيوسته است.
فشارهاى جورج بوش، رييس جمهورى امريكا نيز براى تحريم بازى هاى المپيك به دليل ناآرامى هاى تبت و عدم مذاكره با چين به دالايى لاما افزايش يافته و هيلارى كلينتون و بارك اوباما هر دو نامزد حزب دموكرات براى انتخابات رياست جمهورى از وى خواسته اند تا اين بازى ها را تحريم كند.
در همين حال بان كى مون دبير كل سازمان ملل متحد به مقامات مسوول بازى هاى المپيك گفته است كه وى در مراسم افتتاحيه اين بازى ها كه قرار است در ماه اوت آغاز شود شركت نخواهد كرد.
به دنبال اين موضع گيرى ها و نقطه نظرات اتحاديه اروپا، چين به انتقاد شديد از اتحاديه اروپا پرداخت و هرگونه مذاكره با شخص دالايى لاما را رد كرد. خانم جيانگ يو، سخنگوى وزارت امور خارجه چين، با اشاره به اين كه بحران تبت يك مساله داخلى است گفته كه هيچ كشور و نهاد بين المللى حق دخالت در امور داخلى چين را ندارد. وى همچنين ابراز اميدوارى كرد كه اتحاديه اروپا و كشورهاى عضو آن قضاوتى صحيح تر و درباره اوضاع چين داشته باشند. اما به رغم موضع گيرى و نقطه نظرات دولت هاى غربى و امريكايى، رضا قراخانلو، رييس كميته المپيك ايران با هرگونه تحريم بازى هاى المپيك مخالفت ورزيده است.
شايد جالب توجه ترين و شنيدنى ترين اظهارنظر، نقطه نظرات شخص دالايى لاما، رهبر تبتى هاى چين باشد، وى با هرگونه تحريم و مخالفت در جهت برگزارى بازى هاى المپيك مخالفت ورزيده و اعتقاد دارد كه اين حق مسلم مردم چين است كه شاهد برگزارى اين بازيها در خاك كشورمان باشد.
هرچند داشتن شخصيت صلح جو و معنوى دالايى لاما از وى به عنوان رهبرى با مقبوليت عام در سطح جامعه جهانى ساخته اما وى جهت رساندن پيروان خود به اهداف و آمال هاى ديرين شان بايد درپى راه چاره موثرتر ، جهت وصول به اين اهداف باشد كه شايد مهم ترين آن گفت وگوى مستقيم با دوستداران چينى است. اما از طرفى دولتمردان اژدهاى زرد(چين) نيز بايد توجه داشته باشند كه دوران اختناق، سركوب و استفاده از قوه قهريه نظامى به جهت سركوب خواسته هاى طبيعى و حقوق حق ملت ها به سرآمده و آنان ناگزير از رسميت شناختن اين اصول اوليه و اين مطالبات شناخته شده هستند؛ اما جريان ديگر اين بحران يعنى امريكا و دوستان غربى اش نيز بايد به حوزه عقل و منطق رجعت دگرباره داشته باشند و با تعمق و تفكر دو چندان، سياست هاى صحيح ترى نسبت به بحران هاى سياسى موجود داشته باشند؛ چرا كه تمسك قرار دادن حربه هايى نظير تحريم جهت وارد كردن فشار به ملت ها و ديگر كشورها جهت وصول به اهداف و آمال هاى پشت پرده استعمارى، حربه اى نخ نما شده  است كه ديگر كارايى گذشته را نخواهد داشت.
* اما تبت كجاست؟ ودالايى لاما كيست؟
تبت سرزمين مقدس بوداييان، مرتفع ترين منطقه مسكونى جهان است كه از آن با نام بام جهان نيز ياد مى شود؛ اين سرزمين در جمهورى خلق چين و در مرز ميان چين و هند واقع شده است؛ پايتخت سنتى تبت، شهر لهاسا است كه اكنون مركز استان تبت چين است.
اداره امور سياسى اين سرزمين كه معمولا تحت حمايت چين بوده، از قرن هفدهم به بعد برعهده رهبر مذهبى بوداييان تبتى بود كه عنوان دالايى لاما را دارد. با سقوط حكومت امپراتورى چين در سال ۱۹۱۳ و بروز هرج و مرج سياسى در اين كشور، دولت محلى تبت به استقلال نسبى دست يافت كه تا سال ۱۹۵۱ ادامه داشت.
در آن سال، دولت كمونيستى چين با اعزام نظاميان خود به تبت اختيار و امور اين سرزمين را دوباره به دست گرفت؛ هرچند اختيارات محدودى را نيز به دولت محلى تبت داد.
در سال ،۱۹۵۶ اهالى تبت عليه تسلط چين دست به شورش زدند كه در سال ۱۹۵۹ توسط ارتش جمهورى خلق چين سركوب شد و گفته مى شود در جريان آن، هزاران تن از اهالى تبت جان خود را از دست دادند، با سركوب اين قيام، رهبران دولت محلى و جمعى از ساكنان تبت به خارج گريختند و دالايى لاما حكومت در تبعيد تبت را در هند تشكيل داد.
براساس آخرين آمارجمعيت سرزمين تبت به بيش از شش ميليون نفر مى رسد.
چهاردهمين دالايى لاما كيست؟
دالايى لاما، لقبى است كه به رهبر دينى بوداييان تبت داده مى شود. از قرن ۱۷ تا سال ،۱۹۵۹ دالايى لاما رييس حكومت تبت بود و از اقامتگاه خود در قصر يونالا كه در شهر لهاسا قرار داشت، بر بخش بزرگى از اين سرزمين فرمانروايى مى كرد.
تنيسن جياتسو، چهاردهمين دالايى لاما كنونى، در سال ۱۹۳۵ در روستاى كوچكى در شمال شرق تبت به دنيا آمد؛ تحصيلاتش را در شش سالگى شروع كرد و در سال ۱۹۵۹ در ۲۴ سالگى در فلسفه بودايى دكترا گرفت. از ۱۹۵۰ دالايى لاما رهبر سياسى تبت را به عهده گرفت.
تظاهرات و قيام مردم تبت با خشونت از سوى ارتش چين سركوب شد كه دالايى لاما مجبور شد به هند بگريزد. در آنجا به او پناهندگى سياسى داده شد كه حدود هشتاد هزار پناهنده تبتى به او پيوستند. دالايى لاما از ۱۹۶۰ ميلادى در دارالسلام هند اقامت گزيده است جايى كه گاه لهاساى كوچك خوانده مى شود و مقر دولت در تبعيد تبت است.
وى همچنين در سال ۱۹۸۹ مفتخر به دريافت جايزه نوبل صلح شد. دالايى لاما برخلاف برخى از فعالان تبتى تندرو و در حال حاضر خواستار استقلال كامل تبت از چين نيست و تنها تاكيد دارد كه جمهورى خلق چين بايد خودمختارى اين سرزمين را به رسميت بشناسد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |