|
|
|
سرمقاله
ما و سوم تير
دكتر محمدرضا جمالى
سوم تير ماه ۱۳۸۴ همان روزى است كه دكتر احمدى نژاد از جانب مردم به سمت رياست جمهورى انتخاب شد و عملا رييس جمهورى اصولگرا سكاندار عرصه اجرايى كشور شد. با نگاه به مقطع انتخابات خصوصا در مرحله دوم آن به روشنى ديده مى شد تفكرى ليبرالى و اصلاح طلبان داخلى به علاوه برخى از اپوزيسيون هاى داخل كشور تلاش وسيع تبليغاتى انجام دادند تا كانديداى اصولگرايان مورد اقبال مردم واقع نشود اما قرار گرفتن دكتر احمدى نژاد در مقابل آقاى هاشمى رفسنجانى و حمايت قاطع اصولگرايان و جريان پر تعداد ارزشى از آقاى احمدى نژاد موجب شد تا ايشان در جذب آرا، از رقيب خود پيشى بگيرند. تحليل جامعه شناختى سوم تير و حوادث و اتفاقات قبل از آن گوياى اين واقعيت بود كه مردم خواستار تغيير در وضعيت موجود بودند. وقتى هر روز با انبوهى از گفتمان سازى ها و شعارپردازى هاى كاذب روبه رو مى شدند و رفتار دوگانه مدعيان اصلاح طلبى را مى ديدند و به نيكى دريافته بودند كه چه افرادى با شعار اصلاحات و اصلاح طلبى سركار آمدند اما براى مردم اقدامى انجام نداده اند و فقط به دنبال حزب و گروه بازى بودند، دسته سياسى خود را تحكيم كردند به دنبال چهره اى بودند تا با نفى گروه بازى ها و شعارسازى و حرف بازى هاى مرسوم بتوانند با انتخاب او فضاى جديدى از روحيه خدمت و تلاش را رقم بزنند. تفكر اصولگرايى كه در قالب شوراى دوم شهر تهران و فعاليت هاى صادقانه در شهردارى تهران رقم خورده بود اينك مى رفت تا با گسترش خود بتواند كل فضاى كشور را يك فضاى خدمت و تلاش و ايجاد حس و روحيه سازندگى نمايد. سوم تير ماه بيشترين نقش و شباهت خود را با شعارهاى انقلاب و نسبت متعالى خويش را با ارزش هاى دفاع مقدس جست وجو مى كرد چرا كه پيروزى دكتر احمدى نژاد راى مردم به شعارهايى بود كه وجه بارز آن تاكيد بر آرمان هاى انقلاب اسلامى در سال ۵۷ بود. همان طور كه سوم تير حماسه ساز بود و توانست پيروزى ارزش هاى انقلابى بر سياست هاى ليبرالى و تفكر ليبرال دموكراسى باشد، سوم تير دشمنانى نيز دارد. آنجا كه شعار عدالت به عنوان محور قرار مى گيرد ممكن است دوستانى با چند دهه سابقه آشنايى در برابر شما قرار گيرند و مدعى شوند و ما امروز به صورت عيان نوع انديشه و تفكراتى را مى بينيم كه على رغم سوابق فراوان به نوعى در برابر اجراى عدالت ايستادگى مى كنند. نسبت ما و سوم تير بايد نسبت ما و اجراى عدالت باشد و عدالت دوست ، رفيق و هم جناح و گروه و هم دسته نمى شناسد. همين كه شعار اجراى عدالت سرداده مى شود و نوع نگاه ها و رفتار معطوف به اجرا و گسترش عدالت در فضاى كشور مى باشد ارزشى بس عميق و پايدار دارد. چه بسيار سياسيونى بودند كه شعار ايران تهران نيست را سر مى دادند ولى عملا فضاى فعاليت سياسى و اقتصادى و سازندگى آنها معطوف به تهران بود اما در دولت نهم دامنه سازندگى و تلاش به كل جغرافياى ايران گسترش يافت و نبايد اهميت چنان كارى را دست كم گرفت. هر دولتى از ضعف ها و قوت هايى برخوردار است و آنچه مهم است اين مى باشد كه سوگيرى و جهت گيرى آن به سمت عدالت و عدالت گسترى باشد و قطعا هم مى دانيم كه اجراى عدالت بايد از نزديكان و اقربا شروع شود و معيار براى سنجش عدالت گسترى بررسى اجراى عدالت از نزديكان و هم جناحى ها و اقربا مى باشد. يقينا براى اجراى عدالت بايد از همه گروه ها و افراد وفادار به انقلاب و امام و رهبرى مدد جست و با ايجاد فضاى نقد درون گفتمانى بتوان با يك راهكار روشن براى اجراى عدالت رسيد چرا كه مهمترين مشخصه دولت نهم اجراى عدالت است.
|
|
|
|
|