چهارشنبه ۱۹ تير ۱۳۸۷
۶ رجب ۱۴۲۹ - ۹ جولاى ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۶۳۲
بسيج و دفاع مقدس
Tel: white
red@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
سلامت
بسيج و دفاع مقدس
سياست
آرشيو
تماس با ما
پاسداشت حاج احمد متوسليان
جاويد الاثر احمد متوسليان سال ۱۳۳۲ در محله سرپولك در جنوب تهران به دنيا آمد. متوسليان با عبور از مقطع ابتدايى و در سنين نوجوانى به واسطه آگاهى هاى مذهبى كه با شركت در اين جلسات به دست آورد به مسائل روز آگاهى يافت.
تحصيلات متوسطه او در هنرستان شبانه تا ۱۳۵۱ پايان يافت و خدمت سربازى را در شيراز و سرپل ذهاب سپرى كرد.
سردار محمد كوثرى فرمانده سابق لشكر ۲۷ محمد رسول الله (ص) و نماينده مجلس شوراى اسلامى در مجلس هشتم يكى از بهترين گزينه هاى تحليل روند پذيرش قطعنامه ۵۹۸ است .با اين سردار دلاور خطه عشق گفت و گويى حول اين محور انجام داده ايم كه مى خوانيد:
پاسداشت حاج احمد متوسليان
غريب دو كوهه
جاويد الاثر احمد متوسليان سال ۱۳۳۲ در محله سرپولك در جنوب تهران به دنيا آمد. متوسليان با عبور از مقطع ابتدايى و در سنين نوجوانى به واسطه آگاهى هاى مذهبى كه با شركت در اين جلسات به دست آورد به مسائل روز آگاهى يافت.
تحصيلات متوسطه او در هنرستان شبانه تا ۱۳۵۱ پايان يافت و خدمت سربازى را در شيراز و سرپل ذهاب سپرى كرد.
 فعاليت سياسى - مذهبى
در دوران سربازى، مومن و مذهبى بود. او آزادانه عقايد خود را در بحث ها، با رژيم ستمشاهى بيان مى كرد. پس از اتمام خدمت سربازى، در يك شركت تاسيساتى خصوصى استخدام شد و بعد از چند ماه، به خرم آباد منتقل گرديد و به فعاليت هاى سياسى- تبليغى خود ادامه داد. تا اينكه پس از مدت ها تعقيب و گريز، در سال ۱۳۵۴ توسط اكيپى از كميته مشترك ضدخرابكارى ساواك دستگير و روانه زندان شد و مدت پنج ماه را در زندان مخوف فلك الافلاك خرم آباد در سلولى انفرادى گذراند. به روايت همرزمانش، با وجود تحمل شكنجه هاى جسمى و روحى فراوان، حسرت شنيدن يك آخ را هم بر دل سياه مزدوران ساواك گذاشت، تا اينكه او را به بند عمومى منتقل كردند و حدود نه ماه را نيز در آنجا گذراند و با بالاگرفتن موج انقلاب اسلامى از زندان آزاد گرديد و به آغوش ملت بازگشت.
پس از آزادى، در شروع قيام هاى خونين قم و تبريز در سال ،۱۳۵۶ نقش رابط و هماهنگ كننده تظاهرات را در محلات جنوبى تهران عهده دار شد و رابطه اى تنگاتنگ با حركت مكتبى محافل دانشجويى و روحانيت مبارز تهران داشت. با پيروزى انقلاب اسلامى، مسووليت تشكيل كميته انقلاب اسلامى محل خويش را عهده دار شد.
پس از شكل گيرى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى به اين ارگان پيوست و دوشادوش ساير همرزمانش با به سازماندهى نيروها همت گماشت.
حضور در كردستان
پس از شروع قائله كردستان در اسفندماه سال ۱۳۵۷ به همراه ۶۶ تن از همرزمانش داوطلبانه عازم بوكان شد و به دليل ابتكار عمل هوشيارانه و فرماندهى قاطع خود توانست كليه اشرار مسلح را متوارى كند و منطقه را از لوث وجود ضدانقلابيون كه در راس آنها دموكرات ها قرار داشتند، پاكسازى نمايد.
او پس از تثبيت مواضع نيروهاى انقلاب در بوكان، به شهرهاى سقز و بانه رفت. در ابتداى ورود به شهر بانه، به تلافى كمين ناجوانمردانه اى كه ضدانقلابيون به نيروهاى ستون ارتش زده بودند، طى يك عمليات دقيق ضدكمين خسارات سنگينى به آنان وارد آورد كه در اين نبرد، چهارصد اسير و دويست كشته از ضدانقلاب برجاى ماند. پس از آن به همراه گروهى از رزمندگان از جمله معاون خود (شهيد محمد توسلى) براى فتح سنندج راهى اين شهر شد.
ستون تحت فرماندهى او از سمت راست شهر، حلقه محاصره ضدانقلاب را در هم شكست و به همراه سرداران رشيدى چون محمد بروجردى و اصغر وصالى، سنندج را آزاد نمود و كمر تجزيه طلبان را شكست. در زمستان سال ۱۳۵۸ به او ماموريت داده شد تا جاده پاوه - كرمانشاه را كه در تصرف ضد انقلاب بود، آزاد كند. عمليات با فرماندهى او و همكارى سپاه پاوه شروع و با موفقيت كامل به انجام رسيد و ايشان به همراه ساير برادران، وارد شهر پاوه شدند. پس از مدتى، با حكم شهيد بروجردى، به فرماندهى سپاه پاوه منصوب گرديد.
آزادسازى شهر مريوان
اوايل خرداد ۱۳۵۹ ماموريت آزادسازى شهرستان مريوان كه در تصرف گروهك هاى محارب بود، به وى محول شد. تسلط ضد انقلاب در مريوان به گونه اى بود كه از پادگان اين شهر مى توانستند افرادى را كه در سطح شهر تردد مى كردند شمارش كنند. به همين دليل، به محض نشستن هليكوپتر در محوطه باند فرود، حاج احمد و همراهانش زير آتش همه جانبه دشمن قرار مى گيرند.
حاج احمد پس از ورود به شهر و سازماندهى نيروها توانست شهر مريوان و مناطق اطراف آن را از لوث وجود گروهك ها پاك نموده و در اين شهر استقرار يابد.
از همين زمان بود كه مسووليت فرماندهى سپاه مريوان به عهده ايشان گذاشته شد و بلافاصله به اتفاق شهيدان حاج عباس كريمى، سيد محمدرضا دستواره، رضا چراغى، حسين قوجه اى، حسين زمانى، محسن نورانى و عليرضا ناهيدى به پاكسازى مواضع مزدوران استكبار اعم از كومله، دموكرات و رزگارى پرداخت.
ترس و وحشتى كه از او بر دل سياه ضدانقلابيون نشسته بود به حدى بود كه به قول يكى از همرزمانش، هر وقت به ضدانقلاب خبر مى رسيد كه حاج احمد قصد حمله به آنها را دارد، قواى ضدانقلاب، فرار را بر قرار ترجيح مى دادند و مانند روباه از معركه مى گريختند. آزادسازى ارتفاعات دزلى مشرف بر شهر پنجوين عراق كه در حكم سرپل نفوذ عناصر ضدانقلاب به خاك ايران اسلامى بود، را بايد از ديگر دست آوردهاى مهارت رزمى قاطعانه حاج احمد و گروه اندك همرزمش در كردستان دانست.
جالب آنكه بنى صدر ملعون به شدت از هرگونه امداد رسانى لجستيكى به نيروهاى سپاه در كردستان (از جمله مريوان) خوددارى مى كرد و حتى دستور اكيد و مكتوب داده بود تا به سپاه مريوان حتى يك فشنگ هم تحويل داده نشود و بدين گونه حاج احمد در چنين وضع دشوارى به نبرد مظلومانه مشغول بود.
پس از حذف باند بنى صدر از دستگاه اجرايى كشور - در دى ماه ۱۳۶۰ و در شب ۲۷ رجب، مصادف با بعثت حضرت رسول اكرم(ص) - عمليات سرنوشت ساز محمدرسول الله(ص) از دو محور مريوان و پاوه بر روى منطقه خرمال توسط حاج احمد و شهيد حاج همت رهبرى شد كه در اين محور، رزمندگان اسلام به مرزهاى بين المللى رسيدند. اين عمليات در حقيقت سنگ بناى تاسيس تيپ ۲۷ حضرت رسول(ص) به شمار مى رود.
حاج احمد در سال ۱۳۶۰ پس از بازگشت از مراسم حج، به مناطق جنگى جنوب رفت. او از طرف سردار فرماندهى كل سپاه مامور شد با به كارگيرى برادران سپاه مريوان و پاوه تيپ محمدرسول الله(ص) - كه بعدها به لشكر تبديل شد - را تشكيل دهد و فرماندهى تيپ مذكور را نيز خود به عهده گيرد.
بدين ترتيب به فاصله كوتاهى حاج احمد و ساير سرداران نامى كردستان در معيت شهيد بروجردى راهى جبهه هاى جنوب شدند تا تدابير نوين دفاعى كشور، نظام فرهنگى يگان هاى رزمى منظم و مكانيزه سپاه در جنوب را سامان بخشيده و آزادسازى مناطق اشغالى خوزستان را سرعت بخشند.
رزمندگان تيپ ۲۷ محمدرسول الله(ص) براى ورود به مصاف فتح المبين پس از طى يك دوره فشرده آموزشى توسط حاج احمد، خود را آماده كردند و در شب دوم فروردين ماه سال ۱۳۶۰ در محور دشت عباس (چنانه) وارد عرصه پيكار شدند و در اين نبرد پيروزمند نقش اساسى ايفا كردند. پس از مدتى زمينه اجراى عمليات بيت المقدس در دستور كار يگان هاى رزمى قرار گرفت. حاج احمد علاوه بر مسووليت خطير فرماندهى تيپ، در تمامى ماموريت هاى شناسايى شركت داشت و با نفوذ به قلب مواضع دشمن از نزديك راه كارهاى مناسب عمليات را شناسايى مى كرد. در شب دهم ارديبهشت ماه سال ۱۳۶۱ عمليات بيت المقدس آغاز شد و رزمندگان اسلام به فرماندهى حاج احمد از دو محور به مواضع دشمن يورش بردند. نقطه آغاز عمليات، منطقه دارخوين به سمت جاده اهواز - خرمشهر بود كه با عبور نيروها از ورود متلاطم كارون به سمت دژ مارد جهت دهى شده بود.
با وجود حجم سنگين آتش كور و بى وقفه يگان هاى توپخانه ارتش بعث عراق، رزمندگان اسلام توانستند نيروهاى دشمن را در اين محورها زمين گير كنند و كليه پاتك هاى آنها را دفع نمايند.
نقش حاج احمد متوسليان در عمليات بيت المقدس از زبان يك فرمانده جنگ
اگر فرماندهى قاطع و عمل به موقع در بعد از ظهر روز اول عمليات بيت المقدس روى جاده اهواز - خرمشهر حاج احمد نبود عمليات به مشكلات زيادى برخورد مى كرد. او در همان جا اسلحه كلاشينكف خود را به دست گرفت و تا مرز شهادت ايستادگى كرد و رزمندگان نيز با تاسى به او مقاومت بسيارى از خود نشان دادند كه در نهايت جاده اهواز - خرمشهر حفظ شد. او به رغم جراحت وخيمى كه از ناحيه پا داشت حاضر به ترك ميدان نبرد نشد و با صلابت و اقتدار تمام از دژهاى مستحكم و ميادين متعدد مين، نيروهايش را عبور داد و در نهايت ساعت ۱۱ صبح روز سوم خردادماه سال ۱۳۶۱ رزم آوران تيپ ۲۷ حضرت رسول(ص) با جلودارى سردار حاج احمد متوسليان در كنار ساير يگان هاى سپاه به خاك مطهر خرمشهر قدم نهادند.
ايشان در عصر همان روز طى سخنان كوتاهى خطاب به دريادلان بسيجى در برابر مسجد جامع خرمشهر چنين گفت: همه عزيزان ما كه تا امروز در خوزستان غوطه ور شده و به شهادت رسيده اند براى حفظ اسلام عزيز بوده هرچند داغ فراقشان جگر ما را سوزاند، اما خدا را شكر كه بالاخره توانستيم امروز با آزادى خرمشهر قلب اماممان را شاد كنيم.
در پى آزادسازى خرمشهر، حاج احمد در معيت ساير سرداران فتح خرمشهر به محضر فرمانده كل قوا حضرت امام خمينى(ره) مشرف شدند. در آن ديدار حضرت امام خمينى(ره) اين سرداران دلاور، به ويژه حاج احمد را به گرمى مورد تفقد خاص خويش قرار دادند.
حضور در لبنان
هنوز طعم شيرين فتح خرمشهر را در ذائقه اش احساس مى كرد كه خبر تلخ تهاجم ارتش صهيونيستى به خاك لبنان را شنيد. او در اواخر خرداد سال ۱۳۶۱ طى ماموريتى به همراه يك هيات عالى رتبه ديپلماتيك از مسوولين سياسى - نظامى كشورمان راهى سوريه شد تا راه هاى مساعدت به مردم مظلوم و بى دفاع لبنان را بررسى نمايد.
نحوه اسارت
در چهاردهم تير سال ،۱۳۶۱ اتومبيل هيات نمايندگى ديپلماتيك كشورمان حين ورود به شهر بيروت و در هنگام عبور از پست ايست و بازرسى، مزدوران حزب فالانژ اتومبيل را متوقف و چهار سرنشين خودرو مزبور به رغم مصونيت ديپلماتيك - توسط آدم ربايان دست نشانده رژيم تروريستى تل آويو گروگان گرفته شده و پس از شكنجه و بازجويى، به نظاميان اسرائيلى تحويل گرديدند، كه از سرنوشت آنان تاكنون اطلاعى در دست نيست. درحالى كه همرزمان آن مهاجر الى الله، مشتاقانه چشم به راه هستند تا خبرى از او و همرزمانش برسد.
روند پذيرش قطعنامه ۵۹۸ به روايت سردار كوثرى
سردار محمد كوثرى فرمانده سابق لشكر ۲۷ محمد رسول الله (ص) و نماينده مجلس شوراى اسلامى در مجلس هشتم يكى از بهترين گزينه هاى تحليل روند پذيرش قطعنامه ۵۹۸ است .با اين سردار دلاور خطه عشق گفت و گويى حول اين محور انجام داده ايم كه مى خوانيد:
گفت وگو: ناصر ملائى


* سردار، در ابتدا چه مبنا و تاريخى را مى توان آغاز روند پذيرش قطعنامه ۵۹۸ در نظر گرفت؟
** با سلام به روح پرفتوح حضرت امام خمينى (ره) وشهداى انقلاب و دفاع مقدس. در بحث روند و علل پذيرش قطعنامه ،۵۹۸ از نظر زمانى بعضى ها به سال ۶۷ تكيه مى كنند، . . . بعضى ها به سال۶۶ و بعضى ها نيز به قبل تر.
در كل با پيروزى هاى موفقيت آميز رزمندگان اسلام در عمليات هاى موفقيت آميزوالفجر۸ و كربلاى ۵ كه بعد از عمليات بيت المقدس سرنوشت سازترين عمليات ها بودند استكبار جهانى به هيچ وجه تمايلى در جهت پيروزى مطلق ايران نداشت نه تنها آمريكايى ها بلكه شوروى سابق،اروپا و حتى كشورهاى عربى نيز همين عقيده استكبار را داشتند بنابراين از سال هاى ۶۵ و ۶۶ و قبل از آن يعنى بعد از آزادى خرمشهر كه استكبار كمك هاى اطلاعاتى و تجهيزاتى زيادى به عراق ارائه مى كرد،اما اينجا علنا وارد ميدان شد و كمك هايش نيز رسمى شد و حتى با لشكركشى به عمان به ويژه خليج فارس جبهه جديد وسيعى مقابل ايران باز كردند.
*اولين پيامد اينگونه اقدامات استكبار در جبهه خودى چه بود؟
** با اين گونه اقدامات و با كمك هاى همه جانبه استكبار به عراق به ويژه در دريا و هوا، بخش زيادى از فكر و دقت فرماندهان ما به آن سو معطوف شد.
*بنابراين از اوايل سال ۶۷ ارتش عراق وارد فاز جديدى شد؟
** بله. در حقيقت سياست ارتش عراق از اين به بعد تا حد زيادى تغيير كرد يعنى از آخر فروردين آن سال آمد كه ميدان نبرد را به دست بگيرد و تا حدى نيز اين امر محقق شد و هرچند پيش از اين نيز پدافندهاى متحرك خيلى محدودى انجام داده بود اما از اوايل سال ۶۷ طورى شد كه اين پدافندها به شدت افزايش يافت چون عراق استعداد ارتش خود را به پنج برابر استعداد سال اول جنگ تحميلى رسانده بود. يعنى اگر در روزهاى اول جنگ ۱۲ لشكر داشت در سال ۶۷ توان رزمى خود به ۶۱ تا ۶۲ لشكر افزايش داده بود. هر چند بيشتر افراد اين لشكرها عراقى بودند اما از كشورهاى ديگرى نيز نيرو گرفته بود. دلارهايشان را عرب ها مى دادند و تجهيزات نيز توسط كارخانه هاى آمريكا و اروپا تامين مى شد.
*عراق در اين فعل و انفعالات دقيقا از چه زمانى حملات جديدش را آغاز كرد؟
** از شب ۳۱ فروردين سال ۶۷ ،اين كشور پاتك هايش را آغاز و يك تا دو شب بعد از آن به فاو حمله كرد.
*با وجود اين كه ايران در فتح فاو كار بسيار بزرگى انجام داده بود چرا نتوانست آنچنان كه بايد در مقابل ارتش عراق مقاومت كند؟
** دليل داشت. يكى از آن دلايل اين بود كه ما در فاو نيروى آنچنانى كه بتواند در مقابل تجهيزات بسيار زياد عراق مقاومت كند نداشتيم از سوى ديگر جو جامعه ما در آن مقطع در راستاى انتخابات دوره سوم بود. نزديكى امتحانات پايان سال هم مزيد بر علت شده بود كه عراق در بازپس گيرى فاو راحت تر باشد چون عمده نيروهاى ما بسيجيانى بودند كه آماده امتحان مى شدند.
در جبهه ها هم يك حالت آرامش وجود داشت. همه اين عوامل دست به دست هم دادند تا عراق، آن هم با پشتيبانى آمريكا به فاو حمله كرد و آنجا را بازپس گرفت.
*آيا عراق با اين اقدامات به اين نتيجه رسيده بود كه مى تواند به امتيازات سياسى بيشترى دست يابد.
**به هر حال اين عوامل در روحيه ارتش عراق اثرگذار بود بنابراين عمليات هاى ديگرى را نيز طراحى كرد. اما به جرات مى گويم اين كار به تنهايى از دست عراق ساخته نبود چون اين كشور جسارت انجام اين كار را نداشت و با حضور فيزيكى آمريكا در منطقه آنها اين جرات را پيدا كردند كه نمونه شاخص دخالت مستقيم ارتش آمريكا در خاورميانه به ويژه خليج فارس در آن مقطع ساقط كردن هواپيماى مسافربرى ايران بود.
*نحوه مقابله ايران با آمريكا در آن مقطع چگونه بود؟
* *خيلى از كشورها پيش از اين نيز ارتش بعثى عراق را پشتيبانى مى كردند اما اين جا جبهه بسيار وسيعى بر عليه ما باز كرده بودند هرچند ما نيز به آنها ضرباتى وارد كرديم و حتى يكى از ناوهاى آمريكا را زديم اما توانمندى ما براى رويارويى با ارتش عراق بود و براى مقابله با ارتش آمريكا در آن حد كافى نبود البته رزمندگان اسلام روحيه مقابله را داشتند.
*ايران در آن مقطع چه راهبردى را در پيش گرفت؟
** با توجه به مسائل پيش آمده بايد سياست درستى در پيش مى گرفتيم بنابراين مسوولان پس از بررسى هاى فراوان و همه جانبه،پيشنهادات خود را خدمت حضرت امام خمينى (ره) ارائه كردند، حضرت امام (ره) نيز با تصميمى كه اتخاذ فرمودند(پذيرش قطعنامه ۵۹۸ ) همه سياستمداران دنيا را غافلگير كردند.
از تدابير عالمانه حضرت امام (ره) حتى تا يك روز قبل از پذيرش قطعنامه ادامه مقابله با استكبار تا رفع فتنه بود البته حضرت امام از اين تدبير و شعارشان دست بر نداشتند. اما در آن مقطع تشخيص دادند اين بهترين تصميم است و واقعا هم به جا بود.
*اعلام پذيرش قطعنامه ۵۹۸ چه تاثيرى بر جبهه ها و رزمندگان داشت؟
* * همانطورى كه پيش از اين نيز اشاره شد رزمندگان اسلام همواره آماده دفاع از كشور بودند و هيچ ترسى به دل راه نمى دادند چون اين امر در طول جنگ ثابت شده بود و بر همين اساس با پذيرش قطعنامه در ابتدا ناراحت شدند، بيشتر از اين امر ناراحت بودند كه به آرزوى خود كه همانا شهادت بود نرسيدند اما از سوى ديگر مطيع رهبرمان بوديم. اينجا بود كه گفتيم همان طور كه با فرمان امام در مقابل دشمن ايستاديم حالا هم از تصميم ايشان اطاعت مى كنيم و همين هم شد. وقتى حضرت امام راحل پذيرش قطعنامه را اعلام كردند آرامش خاصى حاكم شد و مشكلى پيش نيامد چون همه به حضرت امام ايمان داشتند.
*به پنج برابر شدن استعداد ارتش عراق در سال ۶۷ اشاره كرديد به نظر شما اينگونه تجهيز كردن يك كشور آن هم در مدت كوتاهى چه اهدافى را دنبال مى كرد؟
** به نكته خوبى اشاره كرديد. آنها توطئه هاى واقعا گسترده اى را طرح ريزى كرده بودند. يعنى مثلت شوم (استكبار،عراق ومنافقان). چون منافقان قبل از عمليات فروغ جاويدان،در مهران عملياتى به زعم خود موفقيت آميز انجام داده بودند و شعار «امروز مهران فردا تهران» را نيز يكى دو ماه قبل مطرح كرده بودند بنابراين با در اختيار گرفتن انواع سلاح هاى سنگين و نيمه سنگين همچون نفربر و غيره خود را سازماندهى كرده بودند و حتى پس از اسارت،تعدادى از منافقان اعتراف كردند كه قرار بود در سالروز آغاز جنگ تحميلى و با همكارى عراق به اصطلاح دست به كار بزرگى بزنند، اما پذيرش قطعنامه از سوى حضرت امام تمام اين توطئه ها را خنثى كرد.
* و ساقط كردن هواپيماى مسافربرى ايران نيز در راستاى همين توطئه ها بود. . .؟
** دقيقا. آنها در ۱۲ تيرماه سال ،۶۷ هواپيماى مسافربرى ايران را در آسمان خليج فارس ساقط كردند تا بين مردم رعب و وحشت ايجاد كنند. اما در مقابل اين جنايت بزرگ و حركت ناجوانمردانه،كشورهاى مدعى مدافع حقوق بشر نه تنها عكس العملى از خود نشان ندادند بلكه آمريكا به راجر،فرمانده ناو وينسنس كه با شليك دو فروند موشك به هواپيماى مسافربرى ايران۲۹۰، نفر انسان بيگناه كه از اتباع چند كشور خارجى نيز در بين آنها حضور داشتند را به قتل رسانده بود،مدال شجاعت اعطاء كرد!
اين كجاى دفاع از حقوق بشر است. از سوى ديگر،آنها مى گفتند ايران به دنبال جنگ است در حالى كه ما به دنبال پياده كردن كلام خدا بوديم،اما حضرت امام راحل با پذيرش قطعنامه، در عمل يك بار ديگر دروغ بودن ادعاهاى استكبار جهانى را ثابت كردند.
* در طول جنگ تحميلى،رژيم بعث عراق هر زمان در مقابل رزمندگان اسلام عاجز مى شد با همكارى كشورهاى پشتيبان خود خواستار آتش بس مى شد، چرا با وجود پذيرش قطعنامه از سوى ايران دوباره حملات خود را شروع كرد؟
** حملات عراق بعد از پذيرش قطعنامه از سوى ايران، نشان از خوى ستيزه جويى و جنگ طلبى اين كشور داشت و همگان ديدند كه گسترده تر از روز اول جنگ به ايران حمله كرد و ارتش عراق در جنوب حتى قصد تصرف دوباره خرمشهر و اهواز را داشت با اين تفاوت كه برخلاف سال ،۵۹ ما نيرو داشتيم. در غرب نيز اگرچه اول جنگ نتوانست گيلان غرب و سرپل ذهاب را تصرف كند اما اين بار اين كار را انجام داد بنابراين اين امر نشان مى دهد كه استكبار به دنبال آرامش نيست بلكه به دنبال دستيابى به منافع خود حتى با توسل به زور است.
*تصور نادرست از وضعيت داخلى ايران در آن مقطع تا چه حد بر تصميمات رژيم بعث عراق و همپيمانانش تاثيرگذار بود؟
** يكى از اشتباهات استراتژيك مثلث شوم اين بود كه تصور مى كردند مردم ايران از نظام اسلامى خسته شده اند و از رهبرى بريده اند، اما مردم ايران مجددا نشان دادند طرفدار ولايت هستند و ديديم چگونه در آن زمان جبهه ها را پر كردند. به صورتى كه بيشترين نيرو در طول هشت سال جنگ و در آن مقطع براى دفاع از كشور به جبهه ها سرازير شدند مثلا هيچ وقت نشده بود كه يك لشكر بيشتر از ۱۲ گردان داشته باشد اما در آن زمان يك لشكر ۳۰ گردان تشكيل داد. عراقى ها هم كه به سوى جاده اهواز-خرمشهر مى آمدند با صف آرايى رزمندگان اسلام تا مرز عقب نشينى كردند.
* با گذشت چندسال از پذيرش قطعنامه ۵۹۸ سوالاتى در مورد بند مربوط به پرداخت غرامت جنگ تحميلى از سوى متجاوز مطرح مى شود سرنوشت اين بند از قطعنامه چه سرانجامى خواهد داشت؟
** جمهورى اسلامى ايران به اين دليل قطعنامه را پذيرفت كه خواسته هايش برآورده شود. اگرچه عراق به عنوان متجاوز تعيين شد اما ايران خسارت جنگ تحميلى را از سازمان ملل، استكبار و عراق طلبكار است و ما بندبند قطعنامه را به نتيجه مى رسانيم. در حال حاضر عراق به عنوان يك كشور ورشكسته مطرح است اما قوانين بين المللى نيز سر جايش است.
* و نكته آخر؟
** اين رويداد در تاريخ ثبت شده است كه زمانى همه با هم جمع شدند تا انقلاب نوپاى ايران اسلامى را از پاى درآورند، اما ملت ايران به رهبرى حضرت امام خمينى (ره) آن چنان مقاومتى از خود نشان داد كه در دنيا كم نظير است و امروز هم با پيروى از مقام معظم رهبرى راه درخشان خود را طى مى كند.
يادداشت بسيج و دفاع مقدس
چرا اينقدر ابهام؟
Ma-aghamirzaee@yahoo.com
از حاج احمد متوسليان بسيار گفته اند و آنان كه گوشه چشمى به دفاع مقدس دارند او را به خوبى مى شناسند. قصد اين را ندارم تا در اين كوتاه سخن از زندگى و ويژگى هاى اخلاقى او و سه ديپلمات ربوده شده ديگر بگويم آنقدر در اين زمينه گفته اند و نوشته اند كه اين شكل ازياد كرد چهار ديپلمات ربوده شده ايرانى ديگر به نوعى كليشه تبديل شده است.
من فقط مى خواهم كه خواننده اين سطور براى چند لحظه خود را به جاى بازماندگان، عزيزان و كسانى كه چشم به راه حاج احمد و سه ديپلمات ديگر هستند بگذارند.
بيست و شش سال است كه آنان به ناجوانمردانه ترين شكل ربوده شده و در مورد بازپس گيرى شان سستى ها و اهمال كارى هاى بسيار صورت گرفته است، چنان كه در خاطرات سردار جهروتى زاده مى خوانيم كه ۲ روز قبل از ربوده شدن اين چهار تن اين اتفاق براى ۲ ديپلمات ديگر روى مى دهد و آنان توسط فالانژ ها ربوده مى شوند ،ولى حاج احمد نهايت تلاش خود را مى كند و از مجارى خاص آنان را از اسارت رها مى كند. بلافاصله پس از اين واقعه حاج احمد و ۳ همراهش در همان جاده«برباره» و همان نقطه به اسارت در مى آيند و سردار اضافه مى كند كه ما هم مى توانستيم به سرعت آنها را آزاد كنيم ولى ….
اين سه نقطه يعنى چه؟ چرا سردار شفاف نمى گويد علت چه بوده است ،البته به خوبى مى دانيم كه سردارى چون جهروتى زاده باكى از گفتن نداشته است و حتى شايد آن را گفته يا نوشته باشد ولى آنان كه مصلحت ها را در نظر مى گيرند مردم را شايد محرم نمى دانند و اساس جداسرى از مردم از همين جاست . شيوه و رسم امام صداقت با مردم بود از همين روى مردم نيز بى پروا به هر نداى او لبيك  گفتند. بايد با مردم يكدل و يكرنگ بود تا آنان نيز با دل و جان پشتيبان مسوولان باشند. بارى در طى اين سال ها، بارها و بارها خبرهاى ضد و نقيض به مردم خاصه خانواده منتظران رسيده است و در جديد ترين اظهار نظرها در آستانه گزارش رژيم صهيونيستى به حزب الله د ر مورد تبادل اسرا با وجود اين كه رژيم صهيونيستى همچنان بر سخنان قبلى خود پاى مى فشرد، در ميان سخنان مسوولان حزب الله و لبنان شواهدى دال بر زنده بودن آنها منتشر مى شود. در حالى كه درست چند ماه قبل بالاترين مقام هاى كشور سخن از شهادت آنان مى گفتند.
اين اخبار ضد و نقيض چه بر سر بازماندگان خواهد آورد؟ آيا تحمل داريد كه سرنوشت جگر گوشه تان ۲۶ سال در ابهام و اخبارى مه آلود و كاملا غير شفاف غوطه ور باشد؟ آيا هر كدام از اين ۴ ديپلمات خاصه حاج احمد تمام وجود خود را براى اعتلاى نظام و دفاع از كيان سرزمين و دين و آيينش فدا نكرد؟ رواست كه چنين با خونسردى و از سر صبر با فرجام اين چهار ديپلمات رفتار كرد. ۲۶ سال گذشته است و اگر كوچكترين اهمالى صورت گرفته باشد تاريخ هيچ گاه مسوولان اين كار را فراموش نخواهد كرد و مردم آنها را نخواهند بخشيد. اين را به اطمينان مى گويم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |