سه شنبه ۲۵ تير ۱۳۸۷
۱۲ رجب ۱۴۲۹ - ۱۵ جولاى ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۶۳۷
فرهنگى
Tel: 88807116
art@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
سراى ايرانى
گزارش
جامعه
گفت وگو
دفاع مقدس
سياست
آرشيو
تماس با ما
در نشست خبرى اولين جشنواره بين المللى آخرين منجى مطرح شد
در پى شكايت سازندگان سنتورى
پاسخ سازندگان انيميشن دست هاى كوچك، قلب هاى بزرگ به شمقدرى
سيرى در نهج البلاغه
لقد علمتم انى احق الناس بها من غيرى والله لاسلمن ما سلمت امورالمسلمين و لم يكن فيها جور الا على خاصه التماسا لاجر ذلك و فضله
مى دانيد كه سزاوارتر از ديگران به خلافت من هستم. سوگند به خدا به آنچه انجام  داده ايد گردن مى نهم تا وقتى كه اوضاع مسلمين روبه راه باشد و جز من به ديگرى ستم نشود و پاداش اين گذشت و سكوت را از خدا مى خواهم
(خطبه ۷۴ خطاب به مردمى كه با عثمان بيعت كردند)
كارآگاهان؛ فرصتى كه از دست رفت
مجموعه تلويزيونى كارآگاهان ساخته حميد لبخنده هر چند موقعيتى مستعد براى رسيدن به افق هاى تازه در عرصه مجموعه هاى پليسى ايرانى دارد، ولى از آنها بهره نبرده و بين يك مجموعه ملودرام و پليسى جنايى سرگردان است. لبخنده در كارآگاهان كه چهارشنبه ها از شبكه سه پخش مى شود، تلاش كرده از روند متعارف در مجموعه هاى پليسى ايرانى فاصله بگيرد و الگويى را مورد توجه قرار دهد كه در عين تازگى، نگاهى روانشناسانه به قتل و پرونده هايى جنايى دارد. وى اين مجموعه را بر اساس فيلمنامه هاى اپيزوديك مسعود بهبهانى نيا ساخته و مهمترين وجه در ساخت آن رويكرد كارگردان به ژانر و گونه پليسى است. كارگردانى كه مجموعه هاى ملودرام در پناه تو، در قلب من و با من بمان را در تلويزيون ساخته و فيلم سينمايى آبى نيز تنها تجربه سينمايى اوست. مجموعه كارهاى قبل اين فيلمساز بر محور ملودرام هاى جوانانه و عاشقانه مى گذرند كه البته بازخورد آنها ميان مخاطب شدت و ضعف داشته است. در پناه تو با توجه به تازه بودن نمايش مثلث عشقى در زمان پخش توانست بازتابى گسترده پيدا كند و به عنوان يك مجموعه موفق بين مخاطبان با حضور بازيگرانى جوان و خوش چهره در كارنامه لبخنده ثبت شود. هر چند در قلب من از حضور چند بازيگر محورى مجموعه قبل بهره برد ولى قصه محورى جذابيت كار قبل را براى مخاطب نداشت و نتوانست همان بازتاب را داشته باشد. اما لبخنده در با من بمان همچنان با تكيه بر حضور بازيگران جوان كه كمتر ديده شده بودند و قصه اى به شدت ملودراماتيك، موفقيت در پناه تو را تا حدى تكرار كرد. البته حضور او در سينما نتوانست تجربه اى موفق را در كارنامه اش ثبت كند و آبى به عنوان فيلمى مهجور به سرنوشتى ناخوش در سينماى لبخنده بدل شد. مرورى بر كارنامه لبخنده از اين وجه اهميت دارد كه رويكرد به مجموعه هاى پليسى جنايى نياز به پيش زمينه اى خاص دارد چرا كه بخصوص در كارگردانى سبك و سياق خاص و تسلط به اين حيطه را مى طلبد. به اين ترتيب اين سوال را مى توان مطرح كرد كه حضور لبخنده با تكيه بر اين ويژگى ها تا چه حد به نفع كار بوده و آيا توانسته امتيازى به كار ببخشد؟ در بخش فيلمنامه، مجموعه كارآگاهان اين ويژگى را دارد كه مانند شكل هاى متعارف مجموعه هاى پليسى مقطعى خاص را براى وارد شدن به پرونده هاى جنايى انتخاب كرده كه مى تواند به عنوان يك امتياز اوليه تلقى شود. در واقع با محوريت حضور يك گروه كارآگاهان جنايى، مجموعه در هر قسمت و يا هر چند قسمت يك پرونده واقعى را مورد بررسى قرار مى دهد. انتخاب مقطعى قبل از وقوع جرم، اين امتياز را به كار داده كه مسائل و روابط و گفتگوها صرفا محدود به قشر كارآگاه و پليس نشده و به نوعى فضاى داستانى و درام كار پررنگتر جلوه كند. به اين ترتيب هر قسمت در زمانى جلوتر از وقوع قتل و جرم اتفاق مى افتد و چگونگى شكل گيرى زمينه هاى قتل را به گونه اى دراماتيك ترسيم مى كند. اين رويكرد همچنين امكانى ايجاد مى كند تا انگيزه هاى ارتكاب قتل و جرم از جنبه هاى روانشناسانه و آسيب شناسانه مورد بررسى قرار بگيرند و در واقع بستر شكل گرفته براى رسيدن به جرم در هر پرونده ترسيم شود. اين وجه به مخاطب امكان مى دهد تا با دانستن پايان كه مطمئنا با يك قتل يا جنايت شكل مى گيرد، توجه خود را بر چگونگى طى اين مسير متمركز كند. اما واقعيت اين است كه نه بار درام قصه هاى هر پرونده و نه پتانسيل روابط و مسائل شكل گرفته بين گروه كارآگاهان نمى تواند جوابگوى اين مسير باشد. قصه هاى هر پرونده با طرح يك موقعيت آغاز مى شود كه پرداخت آن در فيلمنامه و سهل نگرى به كارگردانى آن تصويرى سطحى و به شدت نمايشى را ترسيم مى كند. تصويرى كه نه مى تواند همراهى مخاطب را جلب كند و نه اينكه فراتر از مجموعه هاى بى نام و نشان حركت كند كه تنها براى دادن پيام و هشدار به خانواده ها و جوانان ساخته مى شوند. روابط بين گروه كارآگاهان هم كه قرار است از مقطع بعد از جرم وارد صحنه شوند، نيازمند چينش حساب شده شخصيت ها و پردازش آنها بر اساس تضاد و تناقض است تا اين همراهى در هر قسمت بتواند يك سرى كنش و واكنش هاى قابل پيش بينى و در عين حال تازه و غافلگير كننده ايجاد كند. نه تنها اين پتانسيل جذابيت در روابط و مناسبات بين گروه حضور ندارد بلكه حتى كمتر به داستان زندگى و قصه فرعى هاى هر يك فكر شده است. اين گونه است كه هيچ يك نمى توانند به گونه دراماتيك وارد روند قصه شوند و در طول همه قسمت ها تنها حضورى تكرارى و كليشه اى دارند كه محدود به تخصص و تعريف اوليه آنهاست. در مورد سرگرد ثنايى (مهدى هاشمى) هر چند سعى شده بخشى از زندگى شخصى او هم وارد قصه شود ولى آنچه ديده مى شود چيزى جز نمايشى خنثى از حضور زن و بچه در خانه و دير آمدن مكرر سرگرد به خانه و رد و بدل شدن حرف هاى كليشه اى و سطحى بين آنها نيست. نكته مهمتر اينكه در تعاريف اوليه اعضاى اين گروه و همچنين روابط و مناسبات آنها جذابيتى غافلگيركننده براى پيگيرى باقى نمانده و در واقع همه چيز به گونه اى ناملموس تكرارى است. به علاوه اين نكته كه روابط جارى كمتر اينجايى و باورپذير است كه اين نقطه ضعف مى تواند به خاطر تاثيرپذيرى از نمونه هاى مشابه خارجى در الگوسازى يك گروه كارآگاهى بازگردد. در خصوص جذابيتى هم كه جستجوى گروه كارآگاهى و چگونگى استفاده از نشانه ها براى رسيدن به كليد پرونده ها مى تواند داشته باشد، سازندگان مجموعه نتوانسته اند از برگ برنده اى كه در دست دارند به نحو احسن استفاده كنند. به همين دليل وقتى مخاطب قاتل را مى شناسد، با نمايشى جذاب از شيوه و روش خاص، مهارت و هوش و ذكاوت گروه كارآگاهى براى قرار دادن قطعات پازل در كنار هم روبرو نيست. در واقع مجموعه كارآگاهان نتوانسته از اين مهم هم بهره ببرد و همه چيز به قدرى تخت و كلى و متكى بر نشانه هايى مستقيم و اغراق شده است كه گاه حضور سرگرد ثنايى در حد هماهنگ كننده براى رد و بدل شدن اطلاعات ين افراد تنزل پيدا مى كند و فعال و كنشمند بودن كه بايد ويژگى بارز افراد چنين گروهى باشد، راه به جايى ندارد.
در مجموعه كارآگاهان، شيوه هاى پرداخت تصويرى و كارگردانى لبخنده نه تنها نتوانسته جذابيتى به فيلمنامه با توجه به نقاط ضعف اشاره شده، اضافه كند بلكه گاهى همان دستمايه هاى اوليه را هم مخدوش كرده و به كل از فضاسازى پليسى، معمايى و حتى دراماتيك و روانشناسانه عاجز است.
انقلاب اسلامى سوژه يك فيلم هاليوودى!
گروه ادب و هنر: كمپانى يونيورسال در حال ساخت فيلم جديدى است كه داستان آن در آستانه وقوع انقلاب اسلامى در تهران به وقوع مى پيوندد. به گزارش جوان با اين كه در سى امين سالگرد انقلاب هستيم، عدم تبيين ابعاد مختلف انقلاب اسلامى در عرصه بين الملل و انفعال در اين زمينه باعث شده كه حتى هاليوود نيز ترغيب شود كه انقلاب اسلامى را سوژه فيلم خود قرار دهد. اين گزارش به نقل از فارس حاكى است اين فيلم كه عنوان موقت آن تهران است، به نويسندگى ريچارد ريگن و تهيه كنندگى بريان گرازر تهيه كننده آمريكايى برنده اسكار ساخته خواهد شد. به گزارش ورايتى، اين فيلم درام داستان يك استاد دانشگاه امريكايى است كه به منظور بررسى تنش هاى موجود در تهران سال ۱۹۷۷ ميلادى (۱۳۵۶ هجرى شمسى)، از سوى دولت فدرال آمريكا مامور مى شود تا به تهران بيايد و او پس از مدتى به اين نتيجه مى رسد كه ايران در يك خطر بزرگ سياسى قرار دارد و به نظر او امريكا بايد براى جلوگيرى از وقوع چنين پيشامدى سياست حمايت از ايران را در پيش گيرد، اين در حالى است كه پرفسور امريكايى عاشق يك دختر ايرانى شده كه برادرش عضو پليس مخفى تهران است. گفتنى است، ريگن فيلمنامه نويس تهران، آثارى چون والكيرى و جاده را در كارنامه كارى خود دارد.
روى آنتن
فيلم هاى سينمايى سيما در ايام تعطيلات
**شبكه اول سيما
برنامه سينما يك فيلم سينمايى بادى كه در مرغزار وزيد را پنجشنبه به روى آنتن مى برد. فيلم تلويزيونى مرد به كارگردانى سيروس الوند چهارشنبه (۲۶ تير ماه) مقارن با ميلاد حضرت على از شبكه اول سيما پخش مى شود. . فيلم تلويزيونى ۲۳ گرم روز چهارشنبه صبح از شبكه يك سيما پخش مى شود.فيلم سينمايى دخترى با كفش هاى كتانى سه شنبه (۲۵ تيرماه) ساعت ۱۰ صبح در قالب جشنواره فيلم هاى سينمايى از شبكه اول روى آنتن مى رود.
** شبكه دوم سيما
فيلم سينمايى هديه نهايى سه شنبه (۲۵ تيرماه) ساعت ۲۴ به روى آنتن مى رود. فيلم سينمايى سفربه ياد ماندنى چهارشنبه ساعت ۲۴ به روى آنتن شبكه دو مى رود و ساعت ۱۵ و ۳۰ دقيقه روز بعد تكرار مى شود. فيلم سينمايى نانوا پنجشنبه
(۲۷ تير ماه) پخش و شنبه هفته بعد تكرار مى شود. شبكه دو جمعه سينمايى پستچى وظيفه شناس را ساعت ۱۷ و ۳۰ دقيقه به روى آنتن مى برد.
** شبكه سه سيما
فيلم سينمايى تغيير چهره محصول آمريكا سه شنبه (۲۵ تير ماه) ساعت ۱۶ و ۴۵ دقيقه از شبكه سه سيما پخش مى شود.
فيلم ايرانى اخراجى ها محصول سال ۱۳۸۵چهارشنبه از سينما گلخانه پخش مى شود. فيلم سينمايى تاراج محصول سال ۱۳۶۳ايران است كه پنجشنبه ۲۷ تير ماه به روى آنتن شبكه سه مى رود. شبكه سه سيما فيلم سينمايى خداحافط رفيق محصول سال ۱۳۸۲را جمعه ساعت ۱۶ و ۴۵ دقيقه به روى آنتن مى برد و تكرار آن ساعت يك و ۳۰ دقيقه بامداد است.
** شبكه چهار
برنامه سينما چهار جمعه اين هفته فيلم واكسى را به روى آنتن مى برد.
** شبكه تهران
تله فيلم پدر كاغذى به مناسبت ميلاد حضرت على (ع) وروز پدر از شبكه تهران پخش مى شود. شبكه تهران فيلم خنده در باد را جمعه ساعت ۱۴ و ۳۰ دقيقه به روى آنتن مى برد.
روى خط فرهنگ
*بنا به درخواست محمد مهدى عسگرپور، رئيس هيات مديره و مديرعامل اصناف سينماى ايران، سيدرضا ميركريمى، معاونت فرهنگى خانه سينما را بر عهده گرفت و از اين پس در اين سمت همكارى خود را با اين نهاد صنفى ادامه خواهد داد.
*كارگردان فيلم بيست از حضور پرويز پرستويى در اين فيلم و اتمام بازنويسى فيلمنامه خبر داد.
*اصغر امير نيا مديرعامل بنياد فرهنگى و هنرى رودكى طى حكمى محمدرضا كارگررا به عنوان رئيس تالار وحدت منصوب كرد.
*در پى قطع شدن برق مجموعه تئاتر شهر و اجراى نيمه كاره نمايش بيژن و منيژه، رايانى از تقاضاى اين مجموعه براى نصب ژنراتور در مواقع اضطرارى خبر داد.
*نصرالله قادرى به عنوان رئيس و مصطفى محمودى به عنوان نائب رئيس هيات مديره كانون ملى منتقدان تئاتر انتخاب شدند.
*مجموعه تلويزيونى طنز شب هاى برره ساخته مهران مديرى به يك بازى رايانه اى به نام سرزمين گمشده تبديل شد.
*يك مبتكر ايرانى براى نخستين بار در جهان دستكشى را براى مطالعه و ورق زدن نسخه هاى خطى، كتاب ها و نشريات طراحى كرد.
*پايگاه اطلاع رسانى فيلم كوتاه با عنوان سينما فردا راه اندازى شد.
*فيلمبردارى فيلم سينمايى كودك و فرشته به كارگردانى مسعود نقاش زاده و تهيه كنندگى حسن كلامى در خرمشهر به پايان رسيد و به زودى تدوين آن آغاز خواهد شد.
جبهه فرهنگى انقلاب اسلامى
بهمنى با زندگى نامه شهيد بهشتى در راه است
فيلم لوح فشرده با پرداخت غيرمستقيم به شخصيت شهيد بهشتى در كشور آلمان ساخته شد. منصور سهراب پور - تهيه كننده اين فيلم - با اعلام اين خبر اظهار كرد: با توجه به ضرورت قصه، كل اين تله فيلم در آلمان تصويربردارى شد و در آن به گونه اى به شخصيت شهيد بهشتى پرداخته شده است كه بيننده در لحظات آخر متوجه مربوط بودن داستان به اين شخصيت مى شود. وى از احتمال سينمايى شدن لوح فشرده خبر داد و افزود: اين تله فيلم با سيستم (High definition) تصويربردارى شده و امكان تبديل به نسخه ۳۵ را دارد. اين تله فيلم به كارگردانى حبيب الله بهمنى حدود ۳۰ روز در شهرهاى هامبورگ، برلين و در ۳۰ لوكيشن به تصوير كشيده شد و در آن ۱۲ بازيگر ايفاى نقش كردند كه به جز عليرضا اوسيوند و قربان نجفى، ساير بازيگران آلمانى بودند.
سهراب پور در زمينه پژوهش هاى انجام شده براى ساخت اين تله فيلم با توجه به پرداخت آن به شهيد بهشتى اظهار كرد: دوسال صرف تحقيق براى نگارش متن اين اثر و فيلم نامه آن چهار بار بازنويسى شد. وى كه تجربه ساخت سريال هايى چون وفا و شكرانه را در لبنان و تاجيكستان داشته است، درباره شرايط ساخت اثر در آلمان گفت: توليد فيلم يا سريال در كشورى اروپايى تفاوت بسيار زيادى با كشورهايى چون لبنان و تاجيكستان دارد. از سويى از نظر مالى دشوارى هاى خاص خود را دارد، از سوى ديگر تمام گروه به جز كارگردان و طراح صحنه و لباس (محسن نوروزى) آلمانى بودند.
مهدى كلهر:حرف انقلاب در تئاتر متولد نشده است
مشاور رئيس جمهور معتقد است حرفى كه انقلاب اسلامى براى دنيا دارد، هنوز در تئاتر به معناى عميق فلسفى متولد نشده است، بايد شبه تئاترها را كنار بگذاريم و مانند فلاسفه غرب كه به توليد انديشه در نمايشنامه ها مى پردازند در ايران نيز به توليد انديشه انقلابى و اسلامى در نمايشنامه ها بپردازيم. مهدى كلهر، مشاور امور رسانه اى رياست جمهورى، در گفت وگو با فارس گفت: پيشنهاد مى دهم كه دولت با حمايت خود، معادل بودجه ساخت يك فيلم سينمايى را در اختيار توليد يك تئاتر انديشمند و به معناى واقعى اسلامى و فلسفى قرار دهد. وى درباره آخرين تئاتر و نمايشى كه ديده است گفت: متاسفانه مدتى است كه به خاطر مشغله هاى كارى در ارتباط با رسانه ها به تماشاى تئاتر و ديدن فيلم نرفته ام، اما پيگير كارها بوده و خودم نيز دانشجوى فرهنگ و هنر ۴۰ سال پيش هستم و معتقدم تئاتر تجسم انديشيدن يك ملت است. وى در ادامه سخنان خود با اشاره به وضعيت تئاتر و هنر نمايش در ايران بيان داشت: در ايران جايگاه تئاتر در عرصه دانشگاه ها و حتى جامعه خالى است. كلهر همچنين در پاسخ به اين سوال كه آيا كمبود بودجه بر رشد و تعالى تئاتر تاثير گذاشته و چه بايد كرد تا اين خلا و كمبود درست شود، يادآور شد: در حال حاضر اين موضوع مد شده كه تا از فرهنگ صحبت مى شود، مديران و مسئولان مى گويند، كمبود بودجه داريم و اين يك پاسخ غير فرهنگى به يك موضوع فرهنگى است. وى تصريح كرد: قبول دارم كه بودجه براى تمامى هنرها به خصوص تئاتر بسيار مهم و ضرورى است اما نبود بودجه جواب منطقى براى كار نكردن نيست. كلهر تاكيد كرد: نبود بودجه در مرحله چهارم آسيب هاى فرهنگى و هنرى بوده و ما براى شناساندن اين هنر والا و حل مشكلات آن نيازمند نشستى با بزرگان تئاترى و مديران فرهنگى هستيم. بايد دريابيم كه جايگاه تئاتر در تامين انديشه و انديشه ورزى در ميان فرهيختگان چگونه است و چه نقشى دارد؟ وى در ادامه گفت: در حال حاضر بسيارى از نمايش هايى كه اجرا مى شود و روى صحنه است، تئاتر نيست، بلكه واريته است. تئاتر يعنى ديدن و تماشاى انديشه. در كشورهاى بزرگ بعد از اجراى هر تئاتر، گفت وگو و تعامل صورت مى گيرد اما اين كار در تئاترهاى ايرانى اتفاق نمى افتد. كلهر همچنين بيان داشت: معتقدم حرفى كه انقلاب اسلامى براى دنيا دارد، هنوز در تئاتر به معناى عميق فلسفى متولد نشده است، بايد شبه تئاترها را كنار بگذاريم و مانند فلاسفه غرب كه به توليد انديشه در نمايشنامه ها مى پردازند در ايران نيز به توليد انديشه انقلابى و اسلامى در نمايشنامه ها بپردازيم. وى اظهار داشت: در تاريخ ايران بزرگانى وجود دارند كه مى توان از آنها استفاده كرد و روى صحنه آورد، بزرگانى چون سعدى، مولوى و فردوسى. به طور مثال مى توان جدال مدعى با سعدى را به يك نمايشنامه زيبا و فاخر تبديل كرد و اجرا كرد و اين يك تئاتر به معناى عميق كلمه است. مشاور امور رسانه اى و هنرى رئيس جمهور در ادامه اين مصاحبه افزود: نيازمند افرادى عميق در حوزه تئاتر هستيم كه جان مايه اسلامى هنر و ابزار كار را بشناسند.
در نشست خبرى اولين جشنواره بين المللى آخرين منجى مطرح شد
آمريكا رتبه نخست ارسال آثار مهدويت
مدير امور بين الملل نخستين جشنواره آخرين منجى گفت: در بين كشورهايى كه بيشترين اثر را با موضوع مهدويت به دبيرخانه جشنواره ارسال كرده اند، آمريكا با هزار و ۵۸۳ اثر در رتبه نخست قرار دارد. به گزارش خبرنگار جوان نشست خبرى نخستين جشنواره بين المللى آخرين منجى صبح روز دوشنبه ۲۴ تير ماه در سالن همايش هاى دبيرخانه شوراى فرهنگ عمومى برگزار شد. محمد صادق افراسيابى دبير اجرايى نخستين جشنواره بين المللى آخرين منجى نيز با بيان اينكه اين جشنواره مى تواند به عنوان يك الگوى فرهنگى ثبت شود، اذعان كرد: براى اولين بار در اين جشنواره دستگاه ها و ارگان هاى مختلف صرف نظر از جهت گيرى هاى سياسى با محور مهدويت دور هم جمع شده اند و مشاركت اين نهادها صرفا مسائل مالى نيست بلكه برخى از آنها سهم اجرايى در برگزارى جشنواره را برعهده دارند. دبير اجرايى جشنواره آخرين منجى با اشاره به اقدام مبتكرانه وزارت ارشاد در حمايت از ايده هاى نوين و قابل قبول براى به ثمر نشستن و توليد عنوان كرد: تاكنون ۱۵۰ هزار تماس از طريق تلفن، وب سايت و ايميل با دبيرخانه جشنواره انجام شده است كه آمار قابل توجهى است و ۱۲ هزار اثر به دبيرخانه رسيده است. افراسيابى ادامه داد: بيش از ۶۰۰ اثر در بخش مقاله و پايان نامه، هزار و ۱۶۷ اثر در بخش شعر، ۲ هزار و ۲۹۶ قطعه ادبى، ۱۴۷ داستان كوتاه، حدود هزار و ۵۰۰ رسانه ديجيتال كه بيش از هزار اثر متعلق به وب سايت ها و وبلاگ هاست، ۵۰ نماهنگ، ۳۵ فيلم كوتاه، ۵۰ طرح نوين ناب ، ۵۰۰ نمايشنامه و فيلمنامه و حدود ۵ هزار نغمه آيينى اين آثار را تشكيل مى دهند. وى با بيان اينكه مهلت ارسال آثار تا ۱۵ مرداد ماه است و داورى از روز ۱۶ مرداد آغاز مى شود، گفت: در اين جشنواره به نفر اول تنديس ، لوح تقدير و جايزه نفيس و به نفرات دوم و سوم لوح تقدير و جايزه نفيس اهدا مى شود كه در مجموع شاهد اهداى ۱۴ تنديس در بخش ملى و ۵ تنديس در بخش بين المللى خواهيم بود. دبير نخستين جشنواره آخرين منجى درباره مراسم اختتاميه گفت: اين مراسم شب نيمه شعبان كه مصادف با ۲۶ مرداد است در مركز همايش هاى بين المللى صدا و سيما برگزار مى شود و به پيشكسوتان عرصه مهدويت نشان ويژه خادمان امام زمان (عج) اهدا مى شود. ضمن اينكه در تدارك هستيم كه با برندگان بخش بين الملل از طريق ماهواره ارتباط برقرار كنيم تا در هر كجاى جهان كه هستند اثرشان در مراسم اختتاميه با صداى خودشان خوانده شود. افراسيابى از تقدير از خادمان رسانه اى حضرت ولى عصر (عج) در سال هاى آتى جشنواره خبر داد و افزود: از اين هفته جشنواره پيامك با موضوع مهدويت را آغاز خواهيم كرد كه هر هفته براى ۳۱۳ هزار نفر پيامك شامل يكى از اشعار امام خمينى ارسال مى شود كه مخاطبان ما بايد با حرف آخر آن شعر، شعرى را با موضوع مهدويت براى ما بفرستند و جايزه بگيرند. ياسر برخوردارى مدير امور بين الملل نخستين جشنواره آخرين منجى نيز بيان داشت: شعر، داستان كوتاه، وب سايت و وبلاگ ، مقاله و طرح هاى نوين بخش هاى بين الملل جشنواره را تشكيل مى دهند. وى تصريح كرد: تاكنون ۴ هزار و ۹۵۱ اثر از بيش از ۱۴۳ كشور جهان به دبيرخانه رسيده كه ۱۰ كشور اول كه بيشترين اثر را داشته اند عبارتند از: آمريكا با هزار و ۵۸۳ اثر ،انگلستان با ۹۴۵ اثر، كويت با ۸۷۷ اثر، آلمان با ۴۰۷ اثر، كانادا با ۲۸۲ اثر، رومانى با ۲۲۱ اثر ، سوئد با ۱۸۰ اثر، امارات با ۱۷۶ اثر، نروژ با ۱۶۹ اثر و يونان با ۱۰۱ اثر.
در پى شكايت سازندگان سنتورى
ديوان عدالت ادارى جانب ارشاد را گرفت
شعبه سوم ديوان عدالت ادارى با صدور راى، تكليف شكايت سازندگان فيلم سنتورى از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى و معاونت سينمايى آن وزارتخانه را تعيين كرد.
به گزارش ايسنا، به دنبال شكايت سازندگان فيلم سنتورى از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى و معاونت سينمايى آن وزارتخانه مبنى بر درخواست لغو ممنوعيت اكران فيلم مذكور و تصديق خسارات وارده، شعبه سوم ديوان عدالت ادارى جلوگيرى از اكران فيلم سنتورى را در حدود اختيارات ناشى از ماده ۴ آيين نامه نظارت بر نمايش فيلم، اسلايد، ويدئو و صدور پروانه نمايش، مصوب هيات وزيران دانست و شكايت شكات در اين مورد را رد كرد. شعبه سوم ديوان عدالت ادارى هم چنين تصديق خسارات وارده به سازندگان فيلم در نتيجه ممانعت از اكران آن را موجه تشخيص داد و ضمن تصديق خسارات وارده راى به ورود شكايت در اين خصوص را صادر و اعلام كرد. در بخشى از راى صادره از سوى شعبه سوم ديوان عدالت ادارى آمده است: در خصوص خواسته اول شكات مبنى بر لغو ممنوعيت اكران فيلم سنتورى، نظر به اين كه بر طبق ماده ۴ از آيين نامه فوق الذكر، اقدام مشتكى عنه در جلوگيرى از اكران فيلم سنتورى در حدود اختيارات ناشى از ماده ۴ موصوف بوده و مغاير موازين و مقررات موضوعه به نظر نمى رسد، بنابراين راى به رد شكايت در اين خصوص صادر و اعلام مى شود. در خصوص بخش ديگر شكايت شكات در مورد تصديق خسارت، نظر به اين كه بر اساس اوراق و محتويات پرونده و مضمون جوابيه ارسالى از سوى مشتكى عنه، براى تهيه فيلم مورد بحث مبالغ زيادى از سوى شكات هزينه شده است تا موفق به دريافت پروانه مالكيت و پروانه نمايش شده اند و در نتيجه بر اثر اقدام معاونت سينمايى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در ممانعت از اكران فيلم سنتورى كه نمايش آن وسيله درآمد و كسب سود شكات بوده است موجب ورود خسارت به آنان شده است، بنابراين شكايت شكات در حد تصديق خسارت به آنان در نتيجه ممانعت از اكران فيلم سنتورى موجه تشخيص داده شده و مستندا به تبصره يك ذيل ماده ۳ قانون ديوان عدالت ادارى راى به ورود آن صادر و اعلام مى شود. اين راى بر طبق ماده ۷ قانون ديوان عدالت ادارى مصوب سال ۸۵ قطعى است.
پاسخ سازندگان انيميشن دست هاى كوچك، قلب هاى بزرگ به شمقدرى
كودكان بايد پيام اثر را دريافت كنند
سازندگان انيميشن «دست هاى كوچك، قلب هاى بزرگ» در پاسخ به انتقاد چند روز پيش مشاور هنرى رئيس جمهورى اين انيميشن را براى كودكان و خردسالان دانستند، نه در حد فهم بزرگسالان. به گزارش مهر، على صميمى زاد و ميترا عبدى كارگردانان انيميشن «دست هاى كوچك، قلب هاى بزرگ» در نامه خود خطاب به جواد شمقدرى نوشته اند: نظر شما به عنوان يكى از شهروندان محترم، بيننده اثر و البته طراح اوليه فيلمنامه قابل تامل و بررسى است و نمى دانيم چرا عنوان مشاور هنرى رئيس جمهورى را به آن اضافه كرده ايد. در بخش ديگر اين نامه آمده است: بنابراين مناسب نيست در مناظره فردى در باب هنر از اين سرمايه بى دليل هزينه شود. شايد جنابعالى در مورد كيفيت و نحوه مبالغ دريافتى از مركز صبا پرسش هايى داشته باشيد كه مى توان اين موضوع را با حضور مسئولين مركز صبا در جلسه اى دوستانه حل و فصل كرد. در اين نامه مى خوانيم: ضمن اذغان به كم سوادى در زمينه ادبيات دفاع مقدس اعلام مى كنيم اصرار سازندگان تهيه فيلمى در حدود فهم و درك مخاطب خود يعنى كودك و خردسال است و آنها بايد پيام اثر را دريافت كنند. شما كه به خوبى در جريان تصويب فيلمنامه و فراز و نشيب هاى آن هستيد و من شخصا شاهد بودم در جلسه اى با حضور آقاى حبشى مدير طرح و برنامه بازنويسى فيلمنامه بر اساس نظرات اينجانبان توسط جنابعالى تاييد شد و در واقع بازنويسى زير نظر خودتان انجام شد. كارگردانان انيميشن دست هاى كوچك، قلب هاى بزرگ در ادامه نامه يادآور شده اند: موضوع مقابله با آمريكا در اين قصه هم با صلاحديد همه مسئولين و هنرمندان قرار شد به شكل سمبليك بيان شود و نمادهاى قصه از جمله شيطان بزرگ و شيطانك ها بيانگر نقش آمريكاست و چون جنابعالى با هنر تصويرى خوب آشنا هستيد، فكر نمى كنيم لازم باشد در اين باره زياد بحث كنيم. صميمى زاد و عبدى در پايان نوشته اند: اعلام مى كنيم اينجانبان آمادگى كامل داريم متن نوشته شده شما را به همراه متن نوشته شده خودمان به هيئت داورى كانون فيلمنامه نويسان سينماى ايران يا خانه سينما بدهيم و راى آن هيئت را هر چه باشد، بپذيريم. فقط به اين شرط كه محكوم اين هيئت داورى براى هميشه قلم را ببوسد و كنار بگذارد يا حداقل بى محابا به داورى آثار ديگران نپردازد.
يادداشت فرهنگى
على (ع) از منظر نهج البلاغه
مجيد امينى
ماه مبارك رجب فضايل و برجستگى هايى بى شمار دارد و آغازى بر جشن و سرور معنوى بندگان مخلص خداوند براى ورود در ماه عظيم الشان شعبان و پس از آن ماه بى بديل و سراسر نور و نيايش و التجا به درگاه الهى، ماه مبارك رمضان است.
ماه رجب را ماه اميرالمومنين دانسته اند، چرا كه در سيزدهمين روز از آن ميلاد مسعود آن حضرت را جشن مى گيريم و اين ايام سراسر به ذكر مناقب و خصايل آن گوهر يكدانه آفرينش اختصاص مى يابد.
اين سخن كليشه و عادت نيست كه آن حضرت را نمى توان آنگونه كه حق مطلب است معرفى كرد؛ اين يك حقيقت مسلم است كه جز ذوات مقدس ائمه معصومين هيچ كس به مكانت اين بندگان واقعى خداوند اشراف واحاطه ندارد.
اما اين سخن هم عين حقيقت است كه ما در مسير تكامل به سوى خودشناسى و خداشناسى و پيروى از قالبى به عنوان دين بايد چهره و هويت امام المومنين على بن ابيطالب(ع) را در حد وسع و توان بشناسيم كه پيامبر اكرم(ص) فرمودند: خداوند مرا تربيت نمود و من على را. على هم مربى مومنان است. آنچه در اين نوشتار قصد بيان آن شده نگاهى گذرا و بسيار مختصر به سيماى اميرالمومنين(ع) با استناد به برخى از خطب و نامه ها و كلمات خود آن حضرت در نهج البلاغه است.
حضرت در موارد متعددى از حيات مبارك خود بنا به اقتضاى تكليف الهى و با هدف تذكر و تنبه به مردم آن زمان- بلكه مردم تمام اعصار- نكاتى از ويژگى ها و كرامات خود را بيان نموده اند كه از جهات مختلف قابل توجه مى باشد.
رابطه خود با پيامبر اكرم (ص)
در خطبه ۱۹۲ كه خطبه اى طولانى مشتمل بر مسايل مختلف اعتقادى، تاريخى، اخلاقى و سياسى است حضرت مى فرمايند: وقد علمتم موضعى من رسول الله(ص) بالقرابة القريبه و المنزله الحضيصه… شما موقعيت مرا نسبت به رسول خدا(ص) در خويشاوندى نزديك و در منزلت ويژه مى دانيد. در حالى كه كودك بودم مرا در آغوش مى گرفت و در بستر مخصوص خود مى خوابانيد و من بوى پاكيزه او را استشمام مى كردم و گاهى غذايى را لقمه لقمه در دهانم مى گذارد ومن همواره با پيامبر بودم چونان فرزند كه همواره با مادر است. هنگامى كه چند ماه از سال را در غار حرا بود تنها من او را مشاهده مى كردم و كسى جز من او را نمى ديد.
در خطبه ۱۹۷ نيز به لحظات پايان عمر مبارك رسول خدا(ص) اشاره فرموده و اين منزلت را به زبان ديگرى آشكار مى سازند: و لقد قبض رسول الله(ص) و ان راسه لعلى صدرى و لقد سالت نفسه فى كفى فامررتها على وجهى و لقد وليت غسله و الملائكه اعوانى… فمن ذا احق به منى حيا و ميتا؟
رسول خدا(ص) در حالى كه سرش بر روى سينه ام بود قبض روح گرديد و جان او در كف من روان شد آن را بر چهره خويش كشيدم. متصدى غسل او من بودم و فرشتگان مرا يارى مى كردند .چه كسى با آن حضرت در زندگى و لحظات مرگ از من سزاوارتر است؟
سابقه در اسلام
«در آن روزها در هيچ خانه اى اسلام راه نيافت جز خانه رسول خدا (ص) كه خديجه هم در آن بود و من سومين آنان بودم. من نور وحى و رسالت را مى ديدم و بوى نبوت را مى بوييدم.» اين جملات بخشى از خطبه ۱۹۲ مى باشد. علاوه بر اين در خطبه هاى متعدد ديگرى حضرت به سابقه خود در پذيرش اسلام اشاره دارند: «انى ولدت على الفطره و سبقت الى الايمان و الهجره» بخشى از خطبه ۵۷ كه حضرت با پيش بينى وضعيت آينده حكومت كه مردى با گلوى گشاده و شكمى بزرگ (معاويه) بر شما مسلط خواهد شد كه شما را به بيزارى از من وادار مى كند و شما هم به اجبار اين كار را خواهيد كرد، فرموده اند كه هرگز در دل از من بيزارى نجوييد، چرا كه من بر فطرت توحيد زاده شده ام و در ايمان و هجرت از همه پيش قدم تر بوده ام...
در خطبه ۷۱ نيز حضرت با گله شديد از مردم عراق كه «به من خبر دادند كه مى گوييد على دروغ مى گويد: خدا شما را بكشد بر چه كسى دروغ روا داشته ام؟» بار ديگر تصريح كرده اند كه «فعلى من اكذب؟ اعلى الله؟ فانا اول من آمن به ام على نبيّه؟ فانا اول من صدقه»
بر چه كسى دروغ روا داشته ام؟ به خدا؟ در حالى كه من نخستين كسى هستم كه به او ايمان آوردم يا بر پيامبرش؟ در حالى كه من اول كسى بودم كه او را تصديق كردم.
و نمونه ديگر در خطبه ۱۳۱ كه با لحن دعا به درگاه پروردگار مقدمه اى را براى خصايص حاكم اسلامى بيان مى دارد: «الهم انى اول من اناب و سمع و اجاب لم يسبقنى الا رسول الله (ص) بالصلوه» خدايا من اول كسى بودم كه به تو روى آورد و دعوت تو را شنيد و اجابت نمود. در نماز كسى از من جز رسول خدا پيشى نگرفت.
صبر بر شدايد
پس از رحلت رسول خدا (ص) تعبير امام از اين مصيبت بى بديل اين بود كه يا رسول الله اگر مرا به شكيبايى امر نمى كردى و از بى تابى نهى نمى فرمودى آنقدر اشك مى ريختم تا اشكهايم تمام شود؛ و مدتى بعد در مصيبت همسر بزرگوارخود سيده نساء العالمين اين گونه بار ديگر خطاب به رسول خدا (ص) فرمودند كه براى من كه سختى جدايى تو را ديده ام شكيبايى ممكن است سلام من بر تو و بر دخترت؛ اگر در كنار قبر فاطمه مى نشينم از بدگمانى بدانچه خدا صابران را وعده داده نمى باشد.
پس از اين دو حادثه در جريان غصب خلافت نيز حضرت صبر و شكيبايى غير قابل باورى بر اساس تكاليف شرعى و اقتضائات و مصالح داشتند كه به گوشه اى از آن در خطبه ۲۶ اشاره دارند:
«فنظرت فاذا ليس لى معين الااهل بيتى فضننت بهم عن الموت و اغضيت على القذى و شربت على الشجا و صبرت على اخذ الكظمه و على امر من طعم العلقم»
نگاه كردم و ياورى جز اهل بيت خود نديدم كه اگر مرا يارى كنند كشته خواهند شد، پس به مرگ آنان رضايت ندادم. چشم پر از خار و خاشاك را ناچار فروبستم و با گلويى كه استخوان شكسته در آن گير كرده بود جام تلخ حوادث را چشيدم و خشم خويش فرو خوردم و بر نوشيدن جام تلخ تر از گياه حنظل شكيبايى نمودم.
سوابق جهاد و شهادت
هنگامى كه خبر حمله  سربازان معاويه به شهر انبار (شهر مرزى بين عراق و شام) و از طرفى سستى مردم در مقابله به حضرت داده شد حضرت خطبه اى در وصف جهاد و جهادگران ايراد فرمودند و در ادامه به شدت از بى اعتنايى و راحت طلبى مردم گلايه كردند و عبارت «زشت باد روى شما و از اندوه رهايى نيابيد» را در وصف آنان به كار بردند و در بخشى هم با سوز دل اين عبارات را بيان كردند:
با نافرمانى و ذلت پذيرى راى وتدبير مرا تباه كرديد تا آنجا كه قريش در حق من گفت پسر ابى طالب دلير است ولى دانش نظامى ندارد. آيا يكى از آنها تجربه هاى جنگى سخت مرا دارد؟ هنوزبيست سال نداشتم كه در ميدان حاضر بودم هم اكنون كه از شصت گذشته ام.»
در خطبه ۳۳ حضرت خود را از پيشتازان لشكر اسلام و تار و مار كننده صفوف كفر و شرك و در خطبه ۱۹۷ به گونه اى ديگر معرفى كرده اند: «و لقد واسيته بنفسى فى المواطن التى تنكص فيها الابطال و تتاخر فيها الاقدام نجده اكرمنى الله بها»
با جان خود پيامبر را يارى كردم در جاهايى كه شجاعان قدم هايشان مى لرزيد و فرار مى كردند آن دليرى و مردانگى را خدا به من عطا فرمود. پس از فرو نشاندن شورش نهروان و كور كردن چشم فتنه خوارج هم چنين فرمودند: «آنگاه كه همه از ترس سست شده كنار كشيدند قيام كردم. آنگاه كه همه خود را پنهان كردند من آشكارا به ميدان آمدم. در مقام حرف صدايم از همه آهسته تر بود اما در عمل برتر بودم و جلوتر از همه پرواز كردم و پاداش سبقت در فضيلت ها را بردم.»
در جريان تهديدات طلحه و زبير براى جنگ با حضرت كه نهايتا منجر به جنگ جمل گرديد حضرت با تعبير از سپاه مقابل به عنوان حزب شيطان و اينكه آنان حقى را مى طلبند كه خود ترك كردند و انتقام خونى را مى خواهند كه خود ريختند! با قاطعيتى خاص خطاب به آنان فرموده اند: «من العجب بعثهم الى ان ابرز للطعان و ان اصبر للجلاد هبلتهم الهبول لقد كنت و ما اهدد بالحرب و لا ارهب بالضرب»
شگفتا از من خواستند به ميدان نبرد بيايم و برابر نيزه ها قرار گيرم و ضربت شمشير را تحمل كنم مادر به عزايشان بنشيند! تاكنون مرا كسى از جنگ نترسانيده و از ضربت شمشير نهراسانده .
بى اعتنايى به دنيا
«انا كاب الدنيا لوجهها و قادرها بقدرها و ناظرها بعينها»
من دنيا را به رو بر زمين كوبيده و چهره اش را به خاك ماليدم و بيش از آنچه ارزش دارد بهايش نداده ام و با ديده اى كه سزاوار است به آن نگريسته ام. (خطبه ۱۲۸)
در خطبه ۱۶۰ نيز كه فرازهاى متعددى در باب خداشناسى و راه هاى آن، اميد به پروردگار و سيرى در زندگى انبياى الهى دارد فرموده اند: «به خدا سوگند آنقدر اين پيراهن پشمين را وصله زدم كه از پينه كننده آن شرمسارم.»
اما جمله معروفى كه در باب زهد حضرت بيشتر بيان شده كلامى است كه به واسطه ضراره بن ضمره ضبايى نقل گرديده كه وقتى بر معاويه وارد شدم او از من حالات امام را پرسيد من به معاويه گفتم كه على را در حالى ديدم كه در دل شب محاسن خود را به دست گرفته و مانند مارگزيده ها به خود مى پيچد و با گريه اين سخنان را مى گويد: «اى دنيا اى دنيا از من دور شو آيا براى من خودنمايى مى كنى با شيفته من شده اى كه در دل من جاى گيرى، غير مرا بفريب كه مرا در تو هيچ نيازى نيست، تو را سه طلاقه كرده ام. دوران زندگى تو كوتاه ارزش تو اندك و آرزوى تو پست است. آه از توشه اندك و درازى راه و دورى منزل.»
پس از جنگ صفين كه در آن عمروعاص با عريان كردن خود از ضربت كشنده حضرت رهايى يافت اين فرد خبيث (كه از مادرى فاسد متولد شده بود و پدر او هم معلوم نبود و نهايتا از بين چند مشرك معروف، عاص بن وائل ادعاى پدرى او را كرد) به بدگويى امام پرداخت و ايشان را متهم به بذله گويى و كارهاى لهو و لعب نمود! حضرت در پاسخ او ضمن برشمردن دروغ به عنوان بدترين گفتار چنين فرمودند: «اما والله انى ليمنعنى من اللعب ذكر الموت و انه ليمنعه من قول الحق نسيان الاخره»
به خدا سوگند كه ياد مرگ مرا از شوخى و كارهاى بيهوده باز مى دارد ولى عمروعاص را فراموشى آخرت از سخن حق بازداشته است»
ويژگى هاى حكومتى
دوران حكومت حضرت به خاطر كارشكنى ها و مقابله هاى بى شمار بدخواهان بسيار كوتاه بود و نهايتا منجر به شهادت ايشان گرديد. در عين حال ويژگى هاى حكومتى حضرت و آنچه در نگاه امام براى رشد و تعالى جامعه اهميت داشت حكم قانون و برنامه حكومتى براى جوامع خداجو مى باشد.
«مگر در ميان شما بر اساس قرآن عمل نكردم؟ مگر من پرچم ايمان را در بين شما استوار نساختم؟ و از حدود و مرز حلال و حرام  آگاهيتان ندادم؟ و نيكى ها را با اعمال و گفتار خود در ميان شما رواج ندادم؟»
و در نامه معروف خود به عثمان بن حنيف به تفصيل در مورد دورى حاكم از چرب و شيرين دنيا سخن گفته اند.
«من اگر مى خواستم مى توانستم از عسل پاك و از مغز گندم و بافته هاى ابريشم براى خود غذا و لباس فراهم كنم. اما هيهات كه هواى نفس بر من غالب گردد در حالى كه در حجاز كسى باشد كه به قرص نانى نرسد. آيا به همين رضايت دهم كه مرا اميرالمومنين خوانند ولى در تلخى ها با مردم شريك نباشم؟ آفريده نشده ام كه غذاهاى لذيذ مرا سرگرم سازد چونان حيوان پروارى كه تمام همت او علف است: به راستى سخن گفتن از درياى فضايل حضرت على (ع) حد و حصرى ندارد و آنچه ذكر شد تنها نم و قطره اى از كلام نورانى خود آن حضرت بود.
بهترين كلام در ختم اين مقال باز سخن ديگرى از حضرت در نهج البلاغه است كه در خطبه ۱۸۷ چنين فرمودند: ايها الناس لاتصدعوا على سلطانكم فتذموا غب فعالكم ... انما مثلى بينكم كمثل سراج فى الظلمه يستضىء به من و لجها فاسمعوا ايها الناس وعوا و احضرو آذان قلوبكم تفهموا
اى مردم امام خود را تنها مگذاريد كه در آينده خود را سرزنش مى كنيد. همانا من در ميان شما چونان چراغ درخشنده در تاريكى هستم كه هر كس به آن روى آورد از نورش بهره مند مى گردد. اى مردم سخن مرا بشنويد و به خوبى حفظ كنيد و گوش دل خود را باز كنيد تا گفته هاى مرا بفهميد.
مثل باران
على تمثيل رويى بى مثال است
على معناى سبز اعتدال است
كه يادش تكيه گاهى لايزال است
دلم با يا على در پيچ و خم ها
چو پيچك سرفراز و بى خيال است
زينب رزثمالى (سوزان)


|   شناسنامه   |   آرشيو   |