سه شنبه ۲۵ تير ۱۳۸۷
۱۲ رجب ۱۴۲۹ - ۱۵ جولاى ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۶۳۷
جوان ورزشى
Tel: 88894335
sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
سراى ايرانى
گزارش
جامعه
گفت وگو
دفاع مقدس
سياست
آرشيو
تماس با ما
لاپورتا پس از انتخاب مجدد:
محمد عليرضايى در المپيك چه خواهد كرد؟
لاپورتا پس از انتخاب مجدد:
اشتباهات گذشته را جبران مى كنم
شيوا نوروزى
بارسلونا يكى از دو باشگاه مطرح اسپانيا است كه هزاران هوادار در شهر بارسلونا، سراسر اسپانيا و حتى اروپا دارد. همچنين بارسلونايى كه از پرافتخارترين تيم هاى اسپانيا و اروپا است كه همواره يكى از مدعيان جام هاى اروپايى و لاليگا است. به اين دليل است كه طرفداران پرشمار آبى و انارى پوشان هرگز به كم قانع نمى شوند و همواره انتظار بهترين ها را براى تيم مورد علاقه شان دارند. ۵ سال قبل زمانى كه فرانك رايكارد به اين تيم پيوست آرزوهاى بزرگى در سر داشت و آنها را به هواداران هم منتقل كرد. مربى هلندى ۲ قهرمانى متوالى لاليگا را براى كاتالونيا به ارمغان آورد و بارسلونا را طى سال هاى ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ يكه تاز اسپانيا معرفى كرد. در همان سال ۲۰۰۶ بود كه آرزوى اصلى او يعنى بالاى سر بردن جام قهرمانان اروپا تحقق يافت و قدرت و برترى بارسلونا را به اروپا ديكته كرد. اما روزگار هميشه بر وفق مراد نيست و شادكامى ها هم روزى به پايان مى رسد كه براى فرانك رايكارد و شاگردانش خيلى زود به وقوع پيوست. بارسلونا فصل گذشته را با ناكامى هاى فراوان به پايان برد. از نيمه هاى فصل پيدا بود كه رايكارد ديگر آن جذبه و توانمندى سابق را ندارد، اخبار ضد و نقيضى از تيم به گوش مى رسيد، بازيكنان ساز مخالف مى زدند، هيات مديره حمايت از رايكارد را به حداقل رساندند و در آخر هم هواداران براى رفتن او ثانيه شمارى مى كردند . اين همه ناكامى هايى بود كه دست آخر هم بلاى جان بارسلونا شد. در ليگ قهرمانان كه به جايى نرسيدند و ليگ اسپانيا را هم تنها با رتبه سوم جدول كه اصلا در حد و اندازه هاى باشگاه نبود به پايان رساندند. رتبه سوم عملا به معناى اينكه بارسلونا در ليگ قهرمانان سال بعد بايد از مرحله مقدماتى كار خود را آغاز كند كه اين خود يعنى فاجعه، فاجعه اى كه حتى متعصب ترين هوادار رئال مادريد هم نمى توانست آن را باور كند. ولى واقعيت بود و بايد راه حلى براى ساكت كردن موج انتقادها و نارضايتى هواداران پيدا مى شد. رايكارد كه از هفته ها قبل از پايان ليگ صحبت از رفتنش به ميان آمده بود مى دانست كه تنها تا انتهاى فصل در بارسلونا است كه البته حدس او درست از آب درآمد. خوان لاپورتا، رييس باشگاه بارسلونا كه ديگر نمى توانست پاسخگوى انتقادهاى تند هيات مديره باشد با بركنارى فرانك رايكارد به قائله خاتمه داد تا شايد براى مدت كمى حواشى فروكش كند. با اين وجود انتخاب سرمربى جديد خود به حواشى دامن زد. لاپورتا باز هم تكروى كرد و تفكراتش را به هيات مديره تحميل كرد و پپ گوارديولا را به سمت مربيگرى تيم برگزيد. گوارديولا اگر چه روزى ستاره اسپانيا بود. اما به عهده گرفتن سكان هدايت تيمى با عظمت همچون بارسلونا از عهده هركسى برنمى آيد. تاريخ نشان داده كه حتى مربيان بزرگ هم در تيم هاى بزرگ بعضا شكست خورده اند.
همه چيز عليه لاپورتا
با آمدن سرمربى جديد جو ناشى از ناكامى هاى فصل وارد فاز تازه اى شد. لاپورتا كه تصور مى كرد با تغيير كادر فنى انتقادها كاهش مى يابد اوضاع را جور ديگرى ديد. رييس بارسلونا كه از سال ۲۰۰۳ به اين سمت رسيده و در سال ۲۰۰۶ نيز بار ديگر به رياست باشگاه انتخاب شده ديگر نزد هواداران و به ويژه اعضاى هيات مديره از اعتبار سابق برخوردار نيست. به دنبال ناكامى هاى پى در پى بارسلونا اوريول گيرالت، يكى از اعضاى باشگاه توانست با جمع كردن ۵۸۸۲ امضا از اعضاى بارسلونا همه پرسى عليه لاپورتا را شكل دهد. اين همه پرسى، نشان مى داد كه اعضاى باشگاه كه جمعيتى نزديك به ۴۰ هزار نفر را تشكيل مى دهند خواستار بركنارى لاپورتا هستند چرا كه او را سبب نتيجه گيرى ضعيف آبى و انارى پوشان مى دانند. روز موعود فرا رسيد و يكشنبه گذشته تقريبا تمامى آنها كه قلبشان براى كاتالونيا مى تپيد به پاى صندوق هاى راى رفتند و اعتراض خود نسبت به مديريت باشگاه را نشان دادند. اين در حالى است كه نتايج اين همه پرسى خشم هواداران عليه لاپورتا را ثابت كرد چرا كه ۶/۶۰ درصد آن ها راى به بركنارى او داده و تنها ۷۵/۳۷ درصد موافق ادامه همكارى او با بارسا بودند، البته در بين اين ۳۷ درصد نيز آراى سفيد نيز به چشم مى خورد.
فرار از مهلكه
على رغم تمامى تلاش ها لاپورتا همچنان صاحب صندلى رياست بارسلونا باقى ماند چرا كه بركنارى او حداقل با دو سوم راى مخالف صورت مى گرفت ،در حالى كه تنها ۶/۶۰ درصد مخالفت خود را ابراز كردند و اگر اين تعداد به ۶۶ درصد مى رسيد مى شد انتظار داشت كه فصل بعد شخص ديگرى بر مسند رياست تكيه مى زد. پس از آن لاپورتا كه براى ۲ سال ديگر حاشيه امنيت يافت اواخر هفته گذشته تشكيل جلسه داد تا به نوعى دل هيات مديره را به دست آورد. اما هشت تن از اعضا در اولين واكنش استعفا كردند تا شايعه استعفاى او هم بر سر زبان ها بيافتد با اين حال خوان لا پورتا زيرك تر از آن است كه زير بار انتقادها دوام نياورد: هيچ تصميمى براى كناره گيرى ندارم. معتقدم كه براى مديريت انتخاب شده ايم و مسووليم كه وظايفمان را به درستى انجام دهيم. به نظر تك تك اعضا احترام مى گذارم، خب اين عين دموكراسى بود كه همه نظر خود را بيان كنند. من براى دو سال ديگر هم انتخاب شده ام و مى خواهم خيلى دقيق همه چيز را مدنظر قرار دهم. به همه قول مى دهم اشتباهات گذشته را جبران مى كنم. لاپورتا سعى دارد با بازى با كلمات اذهان عمومى را منحرف كند و به هيچ وجه نمى خواست چهره اى مضطرب كه از آينده نگران است را نشان دهد: آنها كه به نفع من راى دادند اين اجازه را به من و همكاران دادند تا به خدمات خود به باشگاه ادامه دهيم.
محمد عليرضايى در المپيك چه خواهد كرد؟
رشد اندكى كه بايدافزايش يابد
وحيد رسولى
راهيابى محمد عليرضايى به مسابقات شناى المپيك پكن در ماده ۱۰۰ متر قورباغه مردان در عين اين كه رويداد جالب و با ارزشى است، واجد نكات مهمى است كه در فاصله كمى تا شروع آوردگاه المپيك بيست و نهم بايد حتما گفته و شكافته شود.
اين كه عليرضايى به اولين شناگر ايرانى كسب كننده ركورد ورودى المپيك بدل شده به اين سبب است كه تا پيش از دهه۱۹۹۰ و قبل از تلاش كميته بين المللى المپيك IOC براى كاستن از تعداد شركت كنندگان المپيك اصلا سهميه گذارى باب نبود و به كشورها تكليف نمى شد كه فقط ورزشكارانى را مى توانند گسيل دارند كه به حد نصاب ورودى رسيده باشند. اين كار از زمانى باب شد كه IOC ديد شمار حاضران در المپيك از حد گذشته و بند و مهارى بر آن زده نشده و چون كنترل بر كار سخت شده بود، تعيين حد نصابهاى ورودى و سهميه گذارى به قصد كاستن از شمار حاضران المپيك باب شد و بنابراين استفاده از واژه هاى اولين شناگر ايرانى كسب كننده سهميه المپيك براى توصيف عليرضايى و كارش در عين صحيح بودن كارى غلط است.
اصلا نياز نبود
تا اواسط و اواخر دهه ۱۹۸۰ هر كشور متقاضى حضور در المپيك حتى در ورزش هاى ركوردى مى توانست اقدام به اين كار كند و اگر ادعايى در اين زمينه مى داشت فرد مورد نظر را به المپيك ها مى فرستاد و چنانچه در برآورد خود مرتكب اشتباه شده بود، طبعا متحمل شكست هايى كلان هم مى شد. با اين اوصاف صحيح آن است كه بگوييم عليرضايى اولين شناگرى است كه از زمان تعيين حد نصاب هاى ورودى المپيك قادر به كسب چنين چيزى شده است و ۲۵- ۲۰ سال پيش به چنين چيزى اصلا نياز نبود!
اين كه ارزش دستاورد عليرضايى واقعا چه قدر است، نياز به توضيح برخى مسائل دارد، زمان حاصله او در دور مقدماتى شناى ۱۰۰ متر قورباغه تورنمنت بين المللى دوبرونيك كرواسى برابر با ۰۳/۰۳-۱ دقيقه در عين اين كه او را مسافر المپيك كرد، حتى باعث راهيابى او به مرحله نيمه نهايى رشته مربوطه در پكن هم نخواهد شد و شايد او از گروهش هم بالا نيايد. با اين وجود چون عليرضايى با پيشرفت تدريجى اش در اين رشته طى دو سه سال اخير سرانجام به پكن هم راه يافته ،كارش با ارزش است.
نوعى پيشرفت
مهمترين وجهه كار عليرضايى و همتاهاى او ادامه روند پيشرفت فنى و ركوردى آنها است و حتى اگر با كسب ركورد ورودى المپيك بر اين مسئله مهر تاييد نمى خورد، باز اين قسمت از كار، آينده ساز ترين موضوع در شناى ما تلقى مى شد. در رشته اى كه ما پس از دهه ۱۳۵۰ در عمل حرف چندانى براى گفتن در آن سطح در آسيا نداشته ايم، طى سالهاى اخير تحركاتى صورت پذيرفته است.
شكستن مكرر ركوردهاى ايران در رده هاى سنى نوجوانان و جوانان طى ۸-۷ سال اخير نوعى پيشرفت در اين ورزش بوده و امثال عليرضايى و بيداريان و ساير ملى پوشان فعلى شنا محصول همان موج و افرادى است كه تا ۸- ۷ سال پيش در رده هاى سنى پايه مى درخشيدند و حالا پخته شده و در رده بزرگسالان جلب نظر مى كنند.
عمر مفيد
تا زمانى كه اين روند پابرجاست و مى توان اين شناگران و امثال آنها را در سنين بين ۱۴ تا ۲۰ سال به تبلور بيشترى رساند، كار شناى ما رو به پيشرفت نسبى خواهد داشت و نيازى هم به كسب سهميه المپيك براى تثبيت و تبليغ روند فوق نخواهد بود،فدراسيون شنا كه زمان رياست وحيد مرادى در آن حتى به مرز ۲۰ سال نزديك شده، طى سالهاى اخير در معرض انتقادات متنوعى قرار داشته كه شايد عمده ترين آنها اين باشد كه ميزان پيشرفت حاصله شنا در قياس با طول مدت حضور مرادى بسيار اندك است و شايسته آن است كه فرد و فكر و برنامه جديدى به كار گرفته شود و افراد تازه اى مصدر كار گردند.
در همين راستا تلاش و اطلاعيه  هاى فدراسيون طى سالهاى اخير صرف نفى فرضيه فوق و اثبات حقانيت مديران كنونى فدراسيون شده و توفيق عليرضايى نيز در همين تعريف مى گنجد ولى اگر بخواهيم از توفيقى از اين دست فقط استفاده اى از اين قبيل ببريم،اسباب تاسف خواهد شد.
به واقع اين رشد تدريجى شنا است كه بايد مورد توجه قرار گيرد و اسباب تسريع و وسيع سازى آن فراهم آيد و نه اين كه هر توفيق ولو كوچك و بديهى در ورزش شنا وسيله اى براى توجيه كار فدراسيون به نظر برسد كه شايد عمر مفيد آن سالها باشد كه به اتمام رسيده است.
گذر و نظر
حاجى در حال رفتن
امروز يكى ميره يكى مياد. فلان بازيكن با استقلال قرارداد مى بنده اون يكى دستمزدش اضافه مى شه، تمرينات رو پيگيرى مى كنن... ولى هيچ كس از درون تيم خبر نداره كه چه خبره و چه حاشيه هايى داره. همين اخبار داخلى هست كه بالاخره يك روزى به بيرون درز مى كنه كه كرده.
چند روز پيش كه قرار بود جلسه هيات مديره استقلال برگزار بشه طبق معمول پورحيدرى غيبت داشته و ... ولى مهم اين بود كه فتح اله زاده يواشكى استعفاى خودش رو نوشته حالا از دانشجو يكى از اعضاى هيات مديره پرسيدن كه آقا چه خبر؟ اونم گفته كه هيچى ممكنه حاجى استعفا بده و ما هم نمى تونيم كارى بكنيم.فكر كنم كه حاجى ديگه طرفدارى تو هيات مديره نداره و كم كم خودش بايد رفع زحمت كنه چرا كه خيلى ها انتظار رفتنش رو مى كشن شايد تيم به ظاهر كم حاشيه استقلال رنگ آرامش رو ببينه!
براى باراول شنا سهميه گرفت
بعد از اينكه فكر مى كرديم ديگه تو المپيك امسال هم خبرى از شناى ايران نيست يكى از شناگراى جوان ايران تونست ركورد بزنه و سهميه المپيك بگير. محمد عليرضايى كه ۲۲ ساله است در ۱۰۰ متر قورباغه براى اولين بار ايران رو صاحب سهميه المپيك كنه تا آرزو به دل نمونيم، على آبادى و وحيد مرادى رييس فدراسيون شنا هم كه از اين بابت خيلى خوشحال بودن جداگانه به عليرضايى تبريك گفتن. انصافا هم خوشحال شديم و از طرف بر و بچه هاى ورزشى روزنامه به عليرضايى تبريك مى گيم. حالا جداى از عليرضايى يكى ديگه از شناگرامون هم مى تونست سهميه بگيره كه حاضر نشد با حريفى از رژيم صهيونيستى كه همگروه شده بود مسابقه بده و ترجيح داد به جاى رفتن به پكن مردم مظلوم فلسطين رو با حمايتش خوشحال كنه. محمدبيداريان ۱۹ ساله مى دونه كه هنوز خيلى فرصت داره كه بتونه تو المپيك هاى بعدى شركت كنه واسه همين جوانمردى اش رو به همه ثابت كرد.
با ماتادورها همگروه  شديم
فوتسال ايران تا چند وقت ديگه وقت سرخاروندن نداره چرا كه قرعه كشى جام جهانى فوتسال انجام شد و اولين بازى مون هم ۱۰ مهره. قرعه كشى كه شد هر كى يه نظرى داد كه البته خيلى هم متناقض بودن. من كارى به اين حرفا ندارم و واقعيت ها رو مى گم. ايران تو گروه D با تيم هاى چك، اروگوئه،  اسپانيا و ليبى هم گروه شده. بعد از اينكه جام ملت هاى آسيا تو تايلند رو از آن خودمون كرديم اميدها دوباره زنده شد و همه گفتن كه ما مى تونيم تو فوتسال جهان هم حرف هاى زيادى براى گفتن داشته باشيم. البته كه مى تونيم چرا كه ليبى، چك و اروگوئه تو رده بندى جهانى از ما پايين ترن و فقط مى مونه اسپانيا كه جز بهترين هاى فوتساله. ولى نمى شه بقيه حريفارو هم دست كم گرفت چرا كه ممكن است فرصت جبران نداشته باشيم. ولى من معتقدم كه مى تونيم از گروهمون صعود كنيم چرا كه ملقب به برزيل آسيا هستيم.
انگليسى ها به جاى اسپانيايى ها
بر و بچه هاى تيم ملى فوتبال به طرف اسپانيا پرواز كردن و چند روزى هم هست كه تو اردوى ماربلا شركت مى كنن. همه چى تا الان كه خوب پيش رفته و مشكلى نبود. روزى ۲ نوبت تمرين دارن و يكى از دو تا بچه ها هم كه به خاطر مسئله ويزا نتونستن به موقع همراه تيم برن كارشون درست شده. على دايى هم كه خيلى ازاوضاع راضى به نظر مياد گفته كه احتمالا لژيونرها رو براى بازى با مصر دعوت مى كنه و نيازى به نگرانى نيست. فقط مشكلى كه پيش اومد اينكه به خاطر عقب افتادن اردوى تيم هاى باشگاهى اسپانيا اونم به خاطر قهرمانى اسپانيا تو يورو ،۲۰۰۸ ۲ تا بازى تداركاتى كه قرار بود با تيم هاى باشگاهى اسپانيا برگزار بشه لغو شد. باز هم جاى نگرانى نيست و قراره كه به جاش با ۲ تيم انگليسى كه تو اسپانيا اردو زدن بازى كنن. خلاصه هر چى هست همدلى تيم ملى است كه اميدواريم باعث پيشرفت فوتبال ملى و صعود به جام جهانى بشه.
نيكبخت و دلخورى؟؟
مى گن خيلى با هم خوبن و اصلا دلخورى از هم ندارن، گفتن اصلا از اول هم چيزى بين اين دو نبوده. نمى دونم بايد باوركنيم يا نه!! نيكبخت و قطبى از فصل قبل با هم يك مشكلاتى داشتند (هر چند جزئى) ولى اين موضوع باعث شده كه قرارداد نيكبخت فعلا تمديد نشه (شايد تا زمان چاپ مطلب اتفاقاتى رخ داده باشه) حالا كارى به تاخير و اين حرفا ندارم ولى مى خواهم يه سوال بپرسم كه چطورى مى توانيم اختلاف بين سرمربى و بازيكن رو با وجود عدم رضايت براى تمديد قرارداد منكر بشيم؟ منكر هم نيستيم اصلا چه جورى قراره قطبى فصل آينده از پس نيكبخت بربياد؟ اون كه همين جورى تو حاشيه است واى به حال زمانى كه حرف سرمربى رو هم گوش نكنه.
طبق معمول هم كه تا يه چيزى مى شه حرف استقلال وسط مياد و حرف پيوستن به آبى ها ولى بعيده كه نيكبخت همچين كارى رو بكنه چون استقلالى ها كه ديگه طرفدارش نيستن و قرمزها هم با اين كار سايه اش رو با تير مى زنن.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |