|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
با نزديك شدن به المپيك پكن
|
|
|
|
ابراهيمى انتخاب شد اما …
|
|
|
|
|
انتقال فله اى تهرانى ها
صبا كه رفت قم، پيكان مال قزوين شد، استيل آذين كاشانى شد و … خب داريم خوب پيش مى ريم. خيلى ها خداخدا مى كنن كه ليگ شروع بشه تا بيشتر از اين تهرانى ها شهرستانى نشن. واقعا هم همين طوره. اون موقع كه على آبادى گفت همه استان ها بايد صاحب فوتبال بشن همه خوشحال شديم كه بالاخره يه حركت درست و حسابى واسه گسترش فوتبال مى بينيم. اما حالا كه فله اى تيم هاى تهرانى رو تاراج مى كنن نظرمون عوض شد. فكر كنيد يه تيم چقدر خرج كرده كه تو ليگ برتر بمونه و تيمش هم تيم بشه ولى يه دفعه تصميم گرفته مى شه كه همه بايد به استان ديگه كوچ كنن. واقعا فكر تامين امكانات رو كردن، اينكه چه جورى بازيكنا و مربيا خونه زندگى شون رو ول كنن برن يه شهر ديگه. انصافا شفق هم راست گفته كه اگه همين جورى پيش بريم استقلال و پرسپوليس هم به شهرهايى كه اثرى از فوتبال توشون ديده نمى شه منتقل مى شن. خيلى هم بعيد نيست و بايد منتظر باشيم و ببينيم اين دفعه نوبت كدوم تيمه.
|
|
|
|
|
كولى بده، عقاب شو
اردوى اسپانياى پرسپوليس جور نشد و قرار شد با نظر قطبى يه سفر داخلى يا خارجى براى بچه ها ترتيب داده بشه. هنوز يادمون نرفته كه عقاب آسيا مربى دروازه بان هاى پرسپوليس شده و مثل اين كه با خودش عهد بسته كه يكى از اونا رو مثل خودش تربيت كنه. البته خيلى موضوع رو هم جدى گرفته چون يه خبرهايى از تمرين قرمزها به گوش رسيده كه خيلى عجيب غريبه. شنيديم تو تمرين عابدزاده از دروازه بان ها خواسته كه يه بچه تپل رو به جاى وزنه ازش استفاده كنن. تازه خودش هم سوار كول دروازه بان ها شده و خواسته كه اين ور اون ور ببرنش. حالا اين ديگه چه صيغه اى هست خدا مى دونه ولى هرچه هست عقاب آسيا خيلى مصر هست كه اينجورى از دروازه بان هاش عقاب بسازه. ما كه بخيل نيستيم ولى وقتى عكس هاى تمرين سرخ پوشا رو مى بينيم فكر مى كنيم كه از دروازه بان ها دارن بيگارى مى كشن. به هر حال عابدزاده كه خودش اينجورى عقاب شده و اونا هم بايد همين جورى عقاب بشن!
|
|
|
|
|
چلنگر، خداحافظ تا ۴ سال ديگر
من هر دفعه مى گم كه ما به زودى پرچم دار دوپينگ مى شيم كسى باور نمى كنه. بعد از على مولايى كه دوپينگ كرده بود نوبت به دقيقى و اختيارويچ رسيد كه پاس همدان رو هم صاحب سابقه دوپينگ كنن. البته وضعيت اين دو تا يه خرده منحصر به فرده. چون هميشه مربيا و پزشكان تيم مسوول شناخته مى شن ولى تو اين قضيه مترجم وينگو مقصر اصلى است! اين مترجم شناخته شده هم كسى نيست جز چلنگر كه بازيكنا رو به اين كار تشويق كرده. كميته ضددوپينگ فدراسيون فوتبال هم خيلى جدى و سريع تر از دفعات قبل چلنگر را ۴ سال از فعاليت در فوتبال محروم كرده كه اگه خدا بخواهد و تغييرى تو راى به وجود نياد ۴ سال از دست چلنگر راحتيم. حالا وينگو چه مى كنه خدا مى دونه. راستى دقيقى و اختيارويچ هم كه عمدا دوپينگ كردن ۶ ماه محروم شدن. داريم به شروع فصل نزديك مى شيم و احتمالا تو هيچ چيزى پيشرفت نكرده باشيم تو آمار دوپينگ رشد داشتيم. گذشت زمان همه چيز رو ثابت مى كنه.
|
|
|
|
|
سرمربى، بازيكن شد
بعد از اين همه جار و جنجال، آخر سر فيروز كريمى سر از صباباترى درآورد، اشتباه نكنيد صباباترى قم. كريمى كه قراردادش به دلايل نامعلومى با استقلال اهواز لغو شد حرف و حديث هاى زيادى توش دراومد. ولى نمى دونستيم قراره هدايت صبا رو به عهده بگيره. ملاحى كه مديرعامل صبا شد خيلى سريع و طى اقدامى انتحارى حكم فيروزخان رو امضا كرد تا يحيى گل محمدى كه چند روز قبلش سرمربى شده بود پا در هوا بمونه. البته فيروزخان اينقدرها هم بدجنس نيست و به يحيى گفته اگه بخواهى مى تونى دستيارم بشى يا دوباره تو تيم بازى كنى خب يحيى هم بى تجربه نيست و مى دونه هر كسى نمى تونه دستيار كريمى باشه چه برسه به اون. واسه همين ترجيح داد كه يه باره ديگه خودش پا به توپ بشه. ديگه كم كم همه باورشون مى شه كه تو ليگ به اصطلاح برتر ايران طرف يه شبه سرمربى مى شه و اون يكى بازيكن.
|
|
|
|
|
مصرى ها هم بازى نكردند
نمى دونم فوتبال چه ربطى به سياست داره اين كه ادعا مى كنن خيلى منصف هستن ، پس چرا به خاطر مساله اى كه اصلا ربطى به فوتبال پيدا نمى كنه تيم ملى رو اين همه اذيت مى كنن. بعد از اين كه تيم هاى اسپانيايى و انگليسى حاضر نشدن با تيم ملى مون بازى كنن مصرى ها هم ساز مخالف زدن و گفتن وزارت امور خارجه شون اجازه بازى نمى ده. حالا موندم چه جورى بازى تداركاتى كه قراردادش هم بسته شده لغو مى شه. البته مسوولان فدراسيون غرامت مى گيرن اما على دايى حسابى شاكى شده كه چرا وقت تيم ملى اينجورى هدر مى ره. تا زمان نوشته شدن مطلب خبرى از لغو بازى با دو تيم از چك نشده و چكى ها اطمينان دادن كه حتما بازى ها برگزار مى شه ولى اگه تغييراتى ايجاد شد تعجب نكنيد. با اين حساب مهم ترين بازى هاى تداركاتى قبل بازى با عربستان، بازى هاى غرب آسيا است كه البته در حد و اندازه تيم ملى ما نيستن. ولى خب ايرانى جماعت ثابت كرده كه تو شرايط سخت خيلى بهتر هم نتيجه مى گيره و اميدواريم اين دفعه هم اين اتفاق بيفته.
|
|
|
|
|
با نزديك شدن به المپيك پكن
فدرر در انديشه انتقام
شيوا نوروزى تنيس يكى از رشته هاى پرطرفدار ورزشى در سراسر جهان است كه در المپيك نيز نقش پررنگى دارد. با نزديك شدن به بزرگ ترين آوردگاه ورزشى دنيا يعنى المپيك كه تابستان امسال در پكن برگزار مى شود تنيسورهاى مطرح دنيا همچنان در تكاپو براى رسيدن به اوج آمادگى هستند. بازى هاى المپيك در ماه آگوست ( مرداد ماه) كليد مى خورد و تنيس يكى از مهم ترين مسابقات آن خواهد بود. چرا كه على رغم اين كه در بعضى رشته هاى المپيكى تيم هاى اميد شركت مى كنند، تنيس از چنين قانونى تبعيت نمى كند و اعزام نفرات اصلى به اين رقابت مهم، ارزش و اعتبار آن را دو چندان كرده است. به زودى حرفه اى ترين تنيسورهاى حال حاضر دنيا در پكن گردهم مى آيند تا توان خود را در ۵ ست هر بازى به رخ حريفان بكشند. درتنيس پكن كه در دو بخش انفرادى و دو نفره برگزار مى شود جمعا ۱۲۸ تنيسور حضور خواهند داشت كه ۶۴ تنيسور در بخش انفرادى و ۶۴ تنيسور در قسمت دو نفره رقابت مى كنند. در انفرادى ۱۰ تنيسور بدون گذراندن رقابت هاى انتخابى و با نظر مستقيم فدراسيون بين المللى تنيس به المپيك پكن راه يافته اند. در المپيك از دو كشور حداكثر ۶ تنيسور در قسمت انفرادى و ۴ تيم در قسمت دو نفره مى توانند شركت كنند. از طرفى تمامى مسابقات تنيس در المپيك به صورت حذفى برگزار مى شود. اما بد نيست كمى هم از تاريخچه تنيس در بازى هاى المپيك بدانيم. چرا كه اين رشته از مهم ترين رشته هاى سال هاى ابتدايى بازى هاى المپيك بوده و جزو ۹ ورزش المپيكى سال ۱۸۹۶ به حساب مى آمده و تا سال ۱۹۲۴ نيز به حيات خود در المپيك ادامه داده است. اما پس از آن تنيس از جمع ورزش هاى المپيك خارج شد و تا ۶۰ سال خبرى از تنيس نبود تا آن كه پس از مدت ها و در المپيك ۱۹۸۴ لس آنجلس بار ديگر شاهد برگزارى تنيس در اين آوردگاه بين المللى بوديم. پس از آن در المپيك ۱۹۸۸ مسوولان كميته بين المللى المپيك براى اين رشته مدال كامل (طلا، نقره و برنز) تعريف كرده و تنيسورهاى مشهورى چون آندره آغاسى نيز صاحب مدال المپيك شده اند. گرچه در سال هاى اخير شاهد كم لطفى ورزشكاران مطرح تنيس در المپيك بوديم چرا كه آنها ترجيح مى دهند وقت خود را صرف ۴ گرنداسلم مطرح دنيا كنند. انتقام در پكن هنوز مدت زيادى از فينال ويمبلدون نمى گذرد. فينالى كه براى يك طرف رويا بود و براى ديگرى تراژدى. رافائل نادال جوان توانست پس از سال ها قلمروى راجر فدرر را بكشند و خود كاپ قهرمانى را بالاى سر ببرد. نادال كه در بازى فينال هر ۵ ست را به نفع خود خاتمه داد توانست اولين اسپانيايى باشد كه از سال ۱۹۶۶ به عنوان قهرمانى ويمبلدون رسيده است. تنيسور ۲۲ ساله اسپانيايى كه از ماه مارس تاكنون در ۴۷ مسابقه شركت كرده ۶ عنوان قهرمانى از جمله قهرمانى رقابت هاى اوپن فرانسه را در كارنامه دارد. نادال پس از گذراندن فينالى طاقت فرسا و از استرسى كه قبل از مسابقه داشت مى گويد: خيلى نگران بودم چرا كه بايد در برابر بهترين تنيسور دنيا بازى مى كردم، از طرفى من مى دانستم كه او چقدر زيرك و با تجربه است به همين دليل است كه پيروزى بر او قدرى سخت و به عقيده خيلى ها غيرممكن است. ولى من به اين پيش داورى ها توجهى نكردم و تصميم گرفتم لحظه به لحظه بازى را پيگيرى كنم و براى ضربه بعدى تمركز بيشترى داشته باشم. با اين حال راجر فدرر سوئيسى از اين كه نتوانسته براى ششمين بار كاپ قهرمانى را از آن خود كند متعجب است و به نظر او اين اتفاق تلخ ترين حادثه زندگى ورزشى او بوده است: نمى توانم بپذيرم كه كاپ قهرمانى در دستان تنيسور ديگرى باشد. من افتخار مى كردم كه قهرمان ۵ دوره ويلمبدون هستم اما امسال نتوانستم ركورد خود را بشكنم. تنيسور شماره يك جهان كه هنوز نتوانسته شكست اخير را هضم كند اميدوار است بازى در المپيك بار ديگر صحنه رويارويى او و نادال باشد تا شايد انتقال ناكامى درويمبلدون را بگيرد: اكثرا گرنداسلم ها را مهم مى دانند و با نتيجه اى كه يك تنيسور در آن ها مى گيرد در مورد او قضاوت مى كنند اما المپيك نيز ديگر يكى از تورنمنت هاى اصلى در تنيس محسوب مى شود كه پيروزى در آن سخت است. شايد در آينده مسابقات تنيس المپيك نيز اهميت بيشترى پيدا كند اما براى من از همين حالا يكى از گرنداسلم هاى دنيا است. مسابقات به صورت حذفى است و اميدوارم بار ديگر با نادال مصاف دهم تا نشان دهم كه شكست در فينال ويمبلدون تنها يك اتفاق بود. رافائل نادال هم براى حضور در المپيك پكن اعلام آمادگى كرده و بى صبرانه منتظر آغاز اين آوردگاه است: شركت در المپيك نهايت آرزوى هر ورزشكارى است چرا كه از كودكى بازى هاى المپيك را در تلويزيون ديده اى و حال مى توانى خودت آن را تجربه كنى. قبول دارم كه در المپيك و در جام ديويس هر دو با پيراهن ملى بازى مى كنيم اما حضور در المپيك با اينگونه جام ها تفاوت بسيارى دارد. راديك قيد المپيك را زد اندى راديك تنيسور شماره شش جهان تصميم گرفته كه به پكن سفر نكند و به جاى آن در مسابقات اوپن امريكا شركت كند. راديك كه قهرمانى رقابت هاى اوپن امريكا در سال ۲۰۰۳ را نيز تجربه كرده است در مورد هدفش از نرفتن به پكن مى گويد: هر سال تابستان تنها هدفم قهرمانى در گرنداسلمى است كه در امريكا يعنى كشورم برگزار مى شود. ترجيح مى دهم در امريكا بمانم و از عنوان خودم دفاع كنم تا به پكن بروم. در عوض ليتون هيوئيت تنيسور مطرح استراليايى براى حضور در المپيك اعلام آمادگى كرد، هيوئيت ۲۷ ساله كه برنده كاپ مسابقات اوپن امريكا در سال ۲۰۰۱ و ويمبلدون ۲۰۰۲ است مى گويد كه علت اين تصميم راديك را خوب مى فهمد: كاملا اندى را درك مى كنم و او بايد خودش را براى مسابقات اوپن امريكا آماده كند. ليتون حسابى از حضور در المپيك هيجان زده است چرا كه خودش در المپيك آتن حضور نداشته است: هميشه براى المپيك ثانيه شمارى مى كنم. از نظر بدنى تنها يك مصدوميت جزيى دارم كه قطعا براى المپيك برطرف خواهد شد.
|
|
|
|
|
ابراهيمى انتخاب شد اما …
ماجراى پيچيده وزن ۹۶ كيلو
وحيد رسولى در حالى كه تركيب تيم ملى كشتى آزاد ايران اعزامى به المپيك ۲۰۰۸ تقريبا مشخص شده و اسامى هر ۷ نفر اين تيم اعلام گشته، بحث وزن ۹۶ كيلو همچنان ادامه دارد و عده اى مى گويند سعيد اميرى اين حق را داشت(و هنوز هم دارد) كه بر سر پيراهن ملى ديدارى با سعيد ابراهيمى، فرد منتخب داشته باشد و فقط پس از انجام مسابقه اى رودررو بين اين دو، نفر اعزامى مشخص شود. نوع برخورد مربيان و انتخاب كنندگان و مديران تيم ملى در اين خصوص مشكل اصلى بوده و همين نكته، ابهام هاى فعلى را به وجود آورده است. وقتى ماجراى بازگشت و سپس كناره گيرى مجدد عليرضا حيدرى مطرح شد و سعيد اميرى با استفاده از شرايط موجود در جام تختى به رتبه نخست اين وزن رسيد و سعيد ابراهيمى خواسته يا ناخواسته در آن مسابقات تن به باخت داد، يك قطب جديد در اين معادلات به وجود آمد و مدعى تازه اى سر برآورد و برخورد غير قاطع مديران كشتى ما با اين مساله و روشن نكردن تكليف قضيه باعث بيشتر شدن خواسته هاى اميرى در اين خصوص شد. در نهايت وقتى اعلام شد كه به رغم ماه ها صبر و انتظار، همان سعيد ابراهيمى براى گسيل به پكن گزينش شده، اهالى كشتى فهميدند فقط زمان زيادى از دست رفته است. تضييع حق اين زمان بايد به شكلى مفيد صرف پرورش و تقويت فرد منتخب مى شد و چنين فردى با خيال راحت خود را تقويت و مهيا مى كرد. اما چنين زمانى صرف بررسى هاى بى نتيجه شد و حتى براى جوابگويى به معترضان مسابقه اى انتخابى و تعيين كننده بين ابراهيمى و اميرى ترتيب داده نشد و اگر ابراهيمى روى سكوى المپيك نايستد اميرى اين حق را براى خود قايل خواهد بود كه تا ابد بگويد اگر او به پكن مى رفت حتما مدال مى گرفت و آنها كه جلوى او را گرفته اند، حقش را تضييع كرده اند. پيدا كردن حقيقت در اين ميان كار سختى است. هنوز هم سعيد ابراهيمى با توجه به تجربه بين المللى بيشترى كه در قياس با اميرى دارد و روحيه نشات گرفته از مدال نقره مسابقات جهانى سال پيش، مى تواند معقول ترين گزينه براى آوردگاه پكن به حساب آيد، اما صبر زيادى كه براى انتخاب او شد، سكوت طولانى و منفعل بودن كادر فنى كشتى و تامل بيش از حد براى گزينشى كه شايد خيلى ها انتظار آن را از قبل مى كشيدند و قطعى مى شمردند، حالا اين تصور را به وجود آورده است كه در حق اميرى كم لطفى شده است و طلا گرفتن او در جام تختى بزرگ ترين دفاعيه او و هواداران وى است. بدبينى ها از همه بدتر اين كه فدراسيون كشتى همان مسابقات و نتايج حاصله آن را از مهم ترين مبناها و ملاك هاى گزينش نفرات تيم قرار داده و از آن به عنوان عامل تفكيك افراد ياد كرده بود، اما در عمل شمارى از منتخبين نهايى به هيچ روى از صافى جام تختى عبور داده نشده اند. حتى شرط الزامى حضور در مسابقات انتخابى تيم ملى در اصفهان طى زمستان سال پيش نيز ناديده گرفته شده و اينجا است كه مشخص مى شود كميته فنى و مسوولان تيم ملى به وعده هاى خود براى چگونگى گزينش و اعزام ملى پوشان به المپيك ۲۰۰۸ چندان عمل نكرده اند و اين امر فقط بدبينى ها را نسبت به كادر فنى و روندهاى انتخاب نفرات تيم ملى فزونى مى بخشد و اثر تخريبى آن در درازمدت بسيار است. نبود قاطعيت در امر انتخاب نفرات تيم و به ويژه مسايل وزن ۹۶ كيلو كه در نهايت هيچ مسابقه انتخابى مستقيمى براى رفع ابهامات آن انجام نشد، باعث اعتراض شمارى از دست اندركاران كشتى شده و يكى از آنها امير توكليان عضو پيشين وزن ۶۸ كيلوى تيم ملى و مربى سابق اين تيم است كه اعتقاد دارد لازم بود لااقل يك ديدار انتخابى بين اميرى و ابراهيمى برگزار مى شد. او مى گويد: بهتر مى شد اگر اميرى هم به جام بين المللى اخير لهستان اعزام مى گشت. او قهرمان جام تختى شده بود و براى حذف چنين چهره اى از تيم ملى بايد دلايل قانع كننده اى داشت. وقتى اميرى و ابراهيمى تاكنون مسابقه اى با هم نداشته اند، بديهى است كه اميرى دليلى براى حذف خويش نبيند و دلايل اين امر را از از خود بپرسد و معترض باشد. غيبت هاى دايمى اينك ايراد بزرگ وارده به سعيد ابراهيمى اين است كه ظرف يك سال اخير حتى به تعداد انگشتان دو دست ( و به روايتى يك دست!) هم كشتى رسمى نگرفته ودايما غايب بوده و گاه به دليل مصدوميت و زمان هايى هم به دلايلى نامشخص به صحنه نيامده است. بر اساس همين فرضيه ابراهيمى كار اصلى تدارك اش را براى حضور در المپيك بسيار دير شروع كرده و بعيد است كه چوب آن را نخورد و لابد وقتى محمدعلى صنعتكاران نايب رييس فدراسيون كشتى مى گويد كه ماجراى انتخاب نفر اول ۹۶ كيلو هنوز قطعى نشده، به اين خاطر است و او نيز مى انديشد كه كمبود چشمگير حضور ابراهيمى در رقابت هاى يك سال اخير مى تواند دشمن وى باشد. آيا كميته فنى و كادر مربيان تيم ملى در اين خصوص بسيار ضعيف عمل نكرد ه اند؟
|
|
|
|