|
|
|
سرمقاله
كيمياى «عدالت طلبى»
دكتر محمدرضا جمالى
براى شناخت وضع موجود و آرايش نيروهاى سياسى سطح جامعه الزاما بايد دسته بندى هاى موجود را شناخت. براى شناخت و درك بهتر اين موضوع بسنده كردن به روش هاى گذشته و تسرى دادن دسته بندى هاى قبلى به وضعيت موجود ما را به بيراهه مى كشاند. مثلا در يك زمان عده اى عنوان هاى راست و چپ را بيان كردند و نيروهاى سياسى جامعه را دچار تفرق و تشتت نمودند و در يك مقطع ديگر دسته بندى چپ و راست به زيرشاخه هاى ريزتر و جزءتر تقسيم بندى شد، به طورى كه عنوان سنتى و مدرن نيز در دايره تقسيم بندى ها قرار گرفت،يعنى تفكيك نيروهاى جامعه به شاخه هاى جزءتر و ريزتر بدون وجود الزامات منطقى. اگر گرايشات حزبى در فضاى جامعه غالب بود و رفتارهاى سياسى در فرآيند احزاب شناخته مى شد دسته بندى هاى مزبور تا حدودى قانع كننده بود. اما وقتى حزب واقعى در كشور ما وجود ندارد و فقط شبه حزب ها در آستانه انتخابات ظهور و بروز پيدا مى كنند تقسيم بندى نيروهاى سياسى جامعه به بخش ها و دستجات متفاوت و گوناگون خيلى نمى تواند از دقت برخوردار باشد. مگر در شاخه هاى بزرگترى مانند اصولگرا، تجديدنظر طلب و يا اصلاح طلب كه اگر بخواهيم به واقعيت امروز ايران نگاه كنيم، راه صحيح اصولگرايى اصلاح طلبانه است. يعنى جمع تفكر اصولگرايى با مشى اصلاح امور مى تواند ما را به مقصد برساند. همانطور كه در پيش گفته شد چونكه احزاب در كشور سر و سامانى ندارند و گروه ها داراى برنامه و مانيفست نيستند الزاما دچار ابهام هستند مثلا در يك مقطع يك جناح در مشى سياسى و اقتصادى شعارهاى چپ گرايانه مى داد و در مقطع ديگر متفاوت عمل مى كرد يا اينكه جناحى با گرايش چپ، در مواضع سياسى مواضع راديكالى دارد اما در مشى اقتصادى گرايش ليبراليستى و حتى ممكن است در مقاطع زمانى بنا بر مصالحى دچار تغييرات جدى شود. حناحين سياسى در كشور ما نيز مصداق خوبى از اظهارات فوق و تغييرات سينوسى در مقاطع مختلف مى باشند. هدف از عنوان مطالب فوق به اين خاطر است كه گفته شود امروز شرايط كشور نوع جديدى از گرايش ها را اقتضا مى كند كه در طيف بندى جديد نيز مى تواند اعمال شود. به گونه اى كه دسته بندى فوق ريشه در آرمان هاى انقلاب اسلامى سال ۱۳۵۷ دارد و شرايط امروز كه عده اى با ثروت هاى باد آورده و رانت جويى هاى اقتصادى و سياسى به دنبال عافيت طلبى و منفعت جويى هستند و سيكل خطرناك ثروت- قدرت و قدرت-ثروت را ايجاد كرده اند اين طيف بندى را مى طلبد و آن رابطه هر فرد، تفكر و جناح و ... با «عدالت» است. اساسا «عدالت طلبى» نه در شعار كه در عمل مشخص مى كند كه ما در كجا قرار داريم. پيشينه، سابقه و گذشته پرافتخار بايد با عدالت و نسبت آن با عدالت سنجيده شود. و آن هم نه عدالتى كه در شعار گفته مى شود كه آن نه عدالت بلكه «ادالت» است. عدالتى اصالت دارد كه در عمل اجرا مى شود كه آن نيز بايد از خود، خانواده، اطرافيان، جناح و نزديكان شروع شود. طيف بندى امروز در دو بخش خلاصه مى شود «عدالت خواهى» و «ضد عدالت خواهى». اينكه هر فردى در كدام طيف قرار دارد نه با تئورى هاى رايج و سخنان و نوشته هاى زيبا بلكه با عمل مشخص مى شود. پس به جاى دسته بندى گذشته كه نه بر اساس واقعيات بلكه بر اساس نگرش هاى غربى و آموزه هاى غيرخودى ايجاد شده بود بايد از مقوله عدالت طلبى استفاده كرد. چرا كه عدالت خواهى و فرياد بلند عدالت طلبى و ايستادگى در برابر مفاسد و مظاهر بى عدالتى نظام و كشور را در برابر آسيب ها در امان نگه مى دارد.
|
|
|
|
|