سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۸۷
۲۶ رجب ۱۴۲۹ - ۲۹ جولاى ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۶۴۷
سلامت
Tel: white
red@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
اجتماعى
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
سراى ايرانى
جامعه
سلامت
آرشيو
تماس با ما
نقش تغذيه در جلوگيرى از ابتلا به بيمارى هاى عفونى
غذا به عنوان منبع توليد انرژى در بدن، اگر دچار آلودگى هاى ميكروبى باشد، مى تواند منشا بيمارى هاى مختلف در راس آنها بيمارى هاى گوارشى و مسموميت هاى غذايى باشد. ما در فصول مختلف در معرض مسموميت هاى غذايى هستيم. به خصوص زمانى كه هوا گرم مى شود، ما شاهد بيمارى هاى روده اى بيشترى هستيم كه خطرناك ترين آنها وبا است.
مسموميت هاى غذايى هم در ارتباط با غذاهاى مانده و آلوده بروز مى كنند؛ به دليل آن كه غذاها به طور بهداشتى تهيه نمى شوند و ما بر مراكز توليد غذا و رستوران ها كنترل واقعى نداريم. يعنى هر كس كه بيكار مانده و در زمينه تغذيه كار مى كند و خيلى از افراد از اصول بهداشتى غذا آگاهى ندارند و برخى از آنها هنگامى كه از نظر ابتلا به بيمارى هاى انگلى بررسى مى شوند، بيش از يك انگل دارند و مى توانند آلودگى و بيمارى هاى انگلى را از طريق دست به ديگران انتقال دهند. به عبارت ديگر هم در توليد مواد غذايى و هم در توزيع آن نكات بهداشتى را رعايت نمى كنيم. در بسيارى موارد مواد غذايى كنسرو شده كه خراب مى شوند، از رده خارج نمى شوند كه بسيار خطرناك هستند.
همين طور كشك هايى كه در ظرف هاى مخصوص نگهدارى مى شوند، اگر دچار فساد و آلودگى شوند، مى توانند باعث بيمارى هاى مهلكى مثل بوتوليسم كه يك بيمارى خطرناك و كشنده است بشنوند. تب روده يا تيفوئيد يا حصبه هم از بيمارى هاى خطرناكى است كه از طريق آب و غذاى آلوده انتقال مى يابد و با توجه به مقاومت آنها نسبت به آنتى بيوتيك در سال هاى اخير، مشكلات زيادى را براى مبتلايان به همراه دارند. اين ميكروب ها از طريق آب و غذا انتقال مى يابند كه مى توانند در افراد به خصوص نزد كودكان سبب ايجاد اسهال هاى شديد و بيمارى هاى عفونى خطرناك شوند.
لازم به ذكر است حصبه به وسيله آب آلوده ايجاد مى شود و معمولا از بيمار به فرد ديگر انتقال پيدا مى كند و اگر چنين اتفاقى بيفتد فقط به دليل عدم رعايت بهداشت است. نكته ديگر اين كه به دليل باورهاى غلط در مردم و حتى برخى از پزشكان و پرستاران، بيمار هاى تيفوئيد را چنان از خوردن غذا محروم مى كنند كه منجر به سوءتغذيه شديد و مرگ آنها مى شوند( مثلا مى گويند بيمار حصبه اى نبايد نان بخورد).
يكى از بيمارى هاى مهمى كه از طريق خوردن مواد آلوده در ايران شيوع دارد، تب مالت است. همان طور كه مى دانيد تب مالت يك بيمارى مشترك بين انسان و دام است. ميكروب اين بيمارى در گوسفند، بز، گاو و در حيوانات ديگرى مثل خوك و سگ مى تواند ايجاد بيمارى كند و انسان به طور اتفاقى در تماس با اين حيوانات و با مصرف مواد آلوده و بيشتر شير نجوشيده به اين ميكروب آلوده مى شود.
 نقش تغذيه در بيمارى هاى عفونى
جاى تاسف است كه بگوييم نه تنها عامه مردم دچار سوءبرداشت هايى در مورد بيمارى هاى تب دار مى باشند، بلكه خيلى از پزشكان و پرستاران هم تحت تاثير بدآموزى هاى سنتى ما قرار دارند. بيمار تب دار به علت سوزاندن بيشتر انرژى نياز بيشترى به تامين انرژى دارد.
بيمارى كه تب دارد ممكن است به علت دردهاى گلو و دستگاه گوارش نتواند به مقدار كافى غذا بخورد و يا ممكن است به علت اختلال در سطح هوشيارى او، نتواند از راه دهان تغذيه مناسبى داشته باشد.
متاسفانه يكى از نكاتى كه هميشه فراموش مى شود تغذيه اين بيماران است. در حالى كه از همان ابتدا بايد فكر كنيم بيمار چقدر كالرى احتياج دارد و اين كالرى را محاسبه و تامين كنيم و بعد به ازاى هر درجه تب حساب كنيم چقدر كالرى و آب نياز دارد.
در بيمارى هاى مزمن عفونى مثل مسلولين و بيمارانى كه دچار يك بيمارى مزمن هستند و عفونت يك عارضه ثانويه در آنهاست( مثلا بيماران سرطانى يا بيمارانى كه فلج هستند) كاهش قدرت عضلانى و لاغرى آنها قبل از آن كه مربوط به بيمارى شان باشد، مربوط به سوءتغذيه است. يعنى بايد در هر شرايط غذاى كافى به آنها برسانيم.
درمان سوءتغذيه در بيمارى هاى عفونى
در بيمارى هاى عفونى در اثر سم توليد شده توسط ميكروب در بدن و تاثير آن بر سيستم مغز و اعصاب و مركز اشتها، بيمار دچار كم اشتهايى و در نتيجه سوءتغذيه مى شود. به علاوه در بيمارى هاى تب دار به علت سوزاندن بيش از حد كالرى توسط بدن، ضعف و لاغرى ايجاد مى شود. وظيفه اصلى ما براى درمان، جبران انرژى تحليل رفته و يا جبران كاهش وزن است. به همين منظور در همه بيماران عفونى، تغذيه را اصل قرار مى دهيم.
نياز مستمر به خون سالم
* اصغر صفرى فرد
در روز ملى اهداى خون، عمل خداپسندانه اهدا كنندگان خون در ايران و بلكه در سرتاسر دنيا گرامى داشته مى شود. در اين روز از كسانى تقدير مى شود كه با اهداى داوطلبانه وقت و خون شان زندگى را به بيماران و نيازمندان هديه مى كنند. با گرامى داشت روز ملى اهداى خون به تبيين ارزش اهداى خون داوطلبانه در جهت ارتقاء كيفيت سلامتى جامعه و نقش كليدى اهداكنندگان خون در رابطه با تامين خون سالم پرداخته مى شود. مهم ترين هدف برگزارى چنين روزهايى، كه در هر كشورى متفاوت است، توسط دولت ها، سازمان بهداشت جهانى، سازمان هاى عام المنفعه، سازمان هاى مردم نهاد و تمام كسانى كه در آن مشاركت دارند «امكان دسترسى تمام نيازمندان و بيماران به خون سالم است» و توجه داشته باشيد كه تك تك افراد در رسيدن به اين هدف نقش اصلى دارند.
روزهايى مانند روز ملى اهداى خون در ايران و روزهاى ملى اهداى خون در هر كشور و همچنين روز جهانى اهداكنندگان خون كه مصادف با ۱۴ ژوئن است فرصت هايى هستند كه به خاطر بياوريم زندگى انسان هاى بسيارى به خون اهدايى ما وابسته است. شعار امسال روز جهانى اهدا كنندگان خون «اهداى مستمر خون» بود. در اين روز بر اهميت اهداى خون مستمر توسط اهدا كنندگان داوطلب و ايثارگر تاكيد گرديد و از تمام واجدان شرايط اهداى خون خواسته شد كه به صف اهداكنندگان زندگى بپيوندند و در اين راه ثابت قدم باشند تا هيچ بيمارى ترسى از نبود يا كمبود خون سالم نداشته باشد. همين طور اهداكنندگان مستمر خون در ارتقاى سلامتى جهانى نيز دخيل خواهند شد و به اين امر افتخار خواهند كرد. شواهد از گوشه وكنار دنيا نشان مى دهد كه اهداكنندگان داوطلب كه وجهى دريافت نمى كنند اساس و پايه تامين خون سالم مى باشند، چرا كه از طريق خونشان احتمال انتقال عفونت هاى مرگبار همچون ويروس ايدز و هپاتيت هاى بى و سى به حداقل مى رسد.
اختصاص دادن روز جهانى اهداكنندگان خون به اهداى مستمر خون از سه جهت قابل بررسى است:
- آگاهى رسانى جمعى و عمومى در مورد نياز به اهداى مستمر خون، به خاطر طول عمر كم خون و فرآورده هاى خونى(عمر گلبول هاى قرمز در داخل كيسه خون حداكثر ۴۲ روز و عمر پلاكت ها حداكثر ۵ روز است) و تشويق اهداكنندگان موجود و كسانى كه در آينده به جمع اهداكنندگان مى پيوندند به اهداى خون مستمر.
- اطلاع رسانى درمورد اينكه اهداكنندگان مستمر خون داوطلب و بدون هيچ گونه چشم داشت، اشخاص سالمى هستند و جزيى جدايى ناپذير از سيستم سلامت و بهداشت جامعه محسوب مى شوند، زيرا آنها سالم زندگى كرده و از انجام رفتارهاى مخاطره آميز و تهديدكننده سلامتى دورى مى كنند و چون به طور مرتب ومنظم از نظر عفونت هاى مختلف مورد غربال گرى و آزمايش قرار مى گيرند، سالم بوده و قادر هستند كه به صورت مستمر و مداوم خون اهدا كنند.
- توجه ويژه به سلامتى اهداكنندگان و كيفيت مراقبت از شخص اهداكننده، به عنوان عامل مهم و حياتى در ايجاد تعهد اهداكننده خون و رضايت مندى به اهداى خون مستمر در وى.
در روزهايى مانند روز ملى اهداى خون و روز جهانى اهداكنندگان خون از اهداكنندگان غيرمستمر و گاه و بى گاه خون درخواست مى شود كه اهداكننده مستمر خون و در تمام عمر باشند. جالب است بدانيم كه نياز به خون يك نياز جهانى است اما فقط درصد كمى از مردم جهان خون خود را اهدا مى كنند. براى كسانى كه قادر به اهداى خون هستند مهم ترين هديه به نيازمندان كمى از خون آنها است. اهداى خون هديه دادن زندگى به نيازمندان و بيماران است. بايد توجه داشت در هنگامى كه جشن هاى بزرگداشت روز ملى اهداى خون در هر كشور و روز جهانى اهدا كنندگان در سرتاسر جهان برگزار مى شود، در همان زمان بيماران و مصدومان بيشمارى در سرتاسر دنيا به دليل عدم دسترسى به خون سالم و كافى جان خود را از دست مى دهند. خون انسان كمياب، با ارزش و بسيار مورد نياز است و هنوز هم توسط اهداكنندگان داوطلب كه براى زحمت خود چيزى دريافت نمى كنند تامين مى گردد. لذا اهداى خون به عنوان خالص ترين نمونه رفتار بشر دوستانه در نظر گرفته مى شود. اين شعار «يك هديه بى نام و نشان از جنس زندگى براى يك فرد ناشناس» تاكيدى بيشتر بر همان روح بشر دوستانه يا داوطلبانه است.
تمامى مردم جهان تقاضا و نياز مداوم به خون دارند و قسمت هاى عمده سيستم پزشكى بدون خون به سرعت در هم خواهد شكست. هر چيزى از مراقبت هاى ويژه پزشكى تا اعمال جراحى معمولى بدون خونريزى مشكل يا غيرممكن خواهد بود. به علاوه زندگى بسيارى از مردم نياز هميشگى به فرآورده هاى خونى دارد.
در پايان ذكر اين نكته اهميت دارد كه امكان ندارد به وسيله خون دادن مبتلا به ايدز يا ساير بيمارى هاى عفونى شويد. امكاناتى مانند كيسه جمع آورى خون و سوزن استريل در هر بار اهداى خون به صورت يكبار مصرف مورد استفاده قرار مى گيرد. امكان انتقال بيمارى هاى عفونى از يك اهدا كننده به اهداكننده ديگر نيز وجود ندارد. پس همانطور كه روز ملى اهداى خون و روز جهانى اهداكنندگان خون به قهرمانان گمنام در عرصه اهداى زندگى و تقدير و تشكر از اين ايثارگران اختصاص يافته است، براى شركت در اين عمل خداپسندانه و قرار گرفتن در صف انسان هاى نيكوكار، آستين ها را بالا بزنيم وكمى از وجود خود را براى سلامتى بيماران اهدا كنيم.
*كارشناس ارشد خون شناسى و بانك خون
دوستان چاق، شما را چاق مى كنند
پژوهشگران معتقدند كه افراد به طور ناخود آگاهى تحت تاثير وزن اطرافيانشان قرار مى گيرند، بنابراين افرادى كه چاق هستند مى توانند باعث شوند كه دوستانشان نيز وزن بيشترى كسب كنند.
يك گروه بين المللى از پژوهشگران از جمله متخصصان دانشگاه وارويك با بررسى نتايج يافته هاى خود به اين باور دست يافتند كه چاقى مسرى است و اين پديده را چاقى تقليدى نام گذارى كرده اند. نتايج اين مطالعه كه روى ۲۷ هزار نفر از سرتاسر اروپا صورت گرفته در كنفرانسى در آمريكا ارائه شد.
با اين وجود برخى از كارشناسان معتقدند كه دلايل افزايش نرخ چاقى بسيار پيچيده تر است. پروفسور اندرو اوسوالد، استاد دانشگاه وارويك در اين باره مى گويد: مصرف كالرى ها در بين مردم افزايش يافته است اما اين امر به ما نمى گويد كه چرا مردم هنوز بيشتر مى خورند.
اين تحقق كه كار مشتركى از دانشمندان دانشگاه وارويك، كالج دارتموت و دانشگاه لئوون است، در يك كنفرانس اقتصادى در ماساچوست كمبريج ارائه مى شود.
پروفسور اوسواله در ادامه اظهارات خود خاطرنشان مى كند: برخى از كارشناسان اين بحث را به ميان مى كشند كه چاقى در نتيجه ارزان تر شدن غذا بروز كرده است اما اگر واقعا چاقى بازتاب افزايش قدرت خريد است پس چرا ما به طور منظم مى بينيم كه افراد ثروتمند لاغرتر از فقرا هستند.
وى توضيح مى دهد: تحقيقات بسيار زيادى روى چاقى صورت گرفته كه روى تاثير الگوى زندگى يا بيولوژى انسان يا فست فودها متمركز شده اند. اما يك نكته اصلى در اين جا ناديده گرفته شده است.
مشكل رشد نرخ چاقى بايد از نقطه نظر يك پديده اجتماعى نه يك پديده فيزيولوژيكى بررسى شود.
وى معتقد است: مردم تحت تاثير مقايسه هاى بستگان قرار مى گيرند، هنجارها تغيير كرده اند و هنوز هم در حال تغيير كردن هستند. با اين وجود برخى از پژوهشگران و متخصصان خاطرنشان مى كنند كه مشكل فراتر از يك مساله اجتماعى است و پيچيدگى هاى بيشترى در درون خود دارد. براى مثال وقتى شما در بين افراد يا خانواده اى زندگى مى كنيد كه الگوهاى تغذيه اى نادرستى دارند قطعا از همين الگوها پيروى مى كنيد و مواد غذايى ناسالم را بيشتر مصرف مى كنيد.
چاقى امروزه يكى از مهمترين بحرانهاى جهان به ويژه در ميان كشورهاى در حال توسعه محسوب مى شود. چاقى مادر بيشتر بيمارى است.
براى نمونه مطالعات نشان مى دهد زنانى كه پيش از باردارى چاق هستند، احتمال اينكه نوزادان آنها دچار نارسايى هاى مغزى و نخاعى شوند بسيار افزايش مى يابد به ويژه اگر وزن اضافه در دور كمر آنها باشد. يا در پژوهش ديگرى مشخص شده است كه افزايش شاخص توده بدنى در زنان با كاهش شانس نجات آنها از سرطان سينه ارتباط دارد. از سوى ديگر محققان هشدار داده اند: كودكان در عصر حاضربه دليل چاقى دو برابر بيشتر از والدينشان در معرض خطر ابتلا به سرطان ها هستند. مطالعات نشان مى دهد: متوسط طول عمر كودكان چاق ۱۱ سال كمتر از همسالان لاغر آنها است.
رابطه انتظارات والدين و لجبازى كودك
يك روانپزشك اظهار داشت: تربيت فرزند يكى از وظايف دشوار والدين بوده كه اين مهم نيازمند فراگيرى دانش و مهارت و لازمه آن صبر و بردبارى است. دكتر امير رضا چمنى گفت: والدين در مسير پرورش فرزند با مشكلات هيجانى و رفتارى كودكان مواجه هستند كه يكى از مشكلات شايع پرخاشگرى كودكان است.
وى درخصوص متفاوت بودن علل پرخاشگرى در كودكان گفت: يكى از علل مهم پرخاشگرى مربوط به روند رشد طبيعى كودك مى باشد. به عبارتى در مقطع دوره نوپايى كه در سنين ۲ تا۳ سالگى است كودك نياز به استقلال طلبى دارد و امكان دارد بعضى از رفتارهاى كودك به صورت لجبازى ظاهر شود. معمولا در اين دوره رفتارهاى منفى كودك بيشتر مى شود و قبل از بله گفتن، نه گفتن را ياد مى گيرد و اگر اين رفتار طبيعى درست مديريت نشود به پرخاشگرى منجر مى شود.
دكتر چمنى افزود: گاهى پرخاشگرى كودك به منظور جلب توجه اوست. در بعضى موارد پرخاشگرى به دليل تقليد و الگوبردارى از همسالان، پدر، مادر و برنامه هاى تلويزيونى بوده و از سوى ديگرعلل پرخاشگرى، خستگى، بى خوابى و گرسنگى است.
وى، همچنين پرخاشگرى در دوره نوجوانى را به دليل هويت طلبى آنها دانست و افزود: در اين دوره نوجوان در جستجوى استقلال فكرى و روانى است و نگاهش به زندگى تغيير مى كند و ممكن است برخلاف ميل خانواده رفتارهايى به مانند پوشش لباس، فرم آرايش مو و غيره انجام دهد.
دكتر چمنى پرخاشگرى در نوجوانى را در بعضى مواقع ناشى از اختلالات روحى و روانى نوجوانان دانست و گفت: كم توجهى، پرتحركى، حواس پرتى و لجبازى، انجام رفتارهاى پرخطر از علائم اين اختلالات است.
وى، دومين اختلال را اضطراب و افسردگى دانست و گفت: نوجوانان در اين حالت بهانه گير، عصبانى و تحريك پذير هستند.
وى با بيان اين كه سومين اختلال، لجبازى و ناسازگارى كودكان يا اختلال سلوك ناميده مى شود، افزود: در اين اختلال نوجوان به حقوق ديگران تجاوز كرده و با والدين مشاجره شديد دارد كه گاه والدين در شكل گيرى و تثبيت اين رفتارها نقش به سزايى دارند.
دكتر چمنى درباره خطاهاى والدين به ايسنا گفت: يكى از اين خطاها دادن پاداش هاى اتفاقى به رفتار بد كودكان است. اين پاداش ممكن است به صورت يك لبخند و يا دادن اسباب بازى به كودك براى رفع مشكلات باشد.
وى ادامه داد: دومين خطاى والدين باج دان به كودك براى رسيدن به خواسته هاى غيرمنطقى اش است و اين به خاطر نداشتن حوصله و يا قاطعيت والدين در آرام كردن كودك به وسيله والدين است.
اين روانپزشك آخرين خطا را نوع دستور دادن و امر و نهى كردن به كودكان نام برد و افزود: اگر دستورات والدين زياد باشد احتمال سرپيچى و لجبازى بيشتر است. گاهى دستورات بسيار سخت و فراتر از سن كودك است. در واقع انتظارات غيرواقع بينانه باعث تشديد لجبازى كودك مى شود. همچنين برخى از دستورات مبهم و در زمان غيرمناسب صورت مى گيرد.
اين متخصص اعصاب و روان يادآور شد: يكى از دلايل لجبازى كودك پيام هاى غيركلامى متضادى است كه اطرافيان درباره يك رفتار انجام مى دهند. مثلا هنگامى كه كودك ناسزا مى گويد، مادر اخم مى كند، پدر لبخند مى زند و مادر بزرگ سكوت مى كند. اين روانپزشك در پايان عامل ديگر را تنبيه هاى غيرموثر والدين دانست و گفت: وقتى كودك احساس مى كند تهديدها جدى و عملى نيست به لجبازى ادامه مى دهد.
بهبود زخم با بزاق انسان
پژوهشگران هلندى در بزاق انسان تركيبى را شناسايى كرده اند كه به ميزان قابل توجهى روند بهبود زخم را تسريع مى كند. نتايج اين تحقيق در مجله فدراسيون انجمن هاى امريكايى، بيولوژى آزمايشى به چاپ رسيده است. اين گروه از دانشمندان دريافتند كه هيستاتين يك پروتئين كوچك در بزاق است كه در گذشته تصور مى شد فقط باكترى ها را مى كشد اما در تحقيقات اخير اين دانشمندان دريافتند كه تركيب فوق در عين حال به ترميم و بهبود زخم ها كمك كرده و بلكه حتى به روند بهبود سرعت مى بخشد.
اين تحقيق اميد تازه اى براى افرادى است كه به زخم هاى مزمن و كهنه مربوط به ديابت و ساير اختلالات و نيز آسيب هاى ضربه اى يا سوختگى مبتلا هستند. به علاوه از آنجا كه اين تركيبات قابليت توليد انبوه را دارند مى توان از آنها مثل كرم هاى آنتى بيوتيك يا الكل طبى استفاده كرد. منو اودهوف، نويسنده اصلى اين گزارش مى گويد: ما اميدواريم يافته هايمان در نهايت براى افرادى سودمند باشد كه به زخم هاى ترميم ناشدنى مانند زخم هاى پا يا زخم هاى ديابتى دچار هستند و يا از زخم هاى حادثه اى مانند سوختگى رنج مى برند.
از سوى ديگر جرالد ويزمن، سردبير متخصص مجله فوق در اين باره مى نويسد: نتايج اين تحقيق نه تنها به اين پرسش بيولوژيك پاسخ مى دهد كه چرا حيوانات زخمهايشان را ليس مى زنند بلكه هم چنين توجيه مى كند كه چرا زخم هايى كه داخل دهان بروز مى كنند در مقايسه با زخم هاى روى پوست و استخوانها زودتر بهبود پيدا مى كنند.
وى مى افزايد: اين مطالعه همچنين ما را به سمتى هدايت مى كند كه به دنبال بهره گيرى از بزاق به عنوان يك منبع داروهاى جديد ترميم زخمها باشيم.
كچلى شايع ترين بيمارى قارچى پوست
يك متخصص پوست اظهار داشت: از شايع ترين انواع بيمارى هاى قارچى سطحى پوست، درماتوفيتوزها يا كچلى ها هستند كه عامل ايجاد آنها قارچ هاى رشته اى از گونه درماتوفيت بوده و از بين انسان، حيوان يا خاك به فرد سالم منتقل شده و به بافت كراتين پوست، مو يا ناخن حمله مى كنند.
دكترعليرضا فيروز متخصص پوست و استاد دانشگاه علوم پزشكى ايران با بيان مطلب فوق گفت: علايم اين بيمارى متفاوت است و اغلب كچلى ها در سر، صورت و ريش و كچلى كشاله ران و كچلى ناخن ديده مى شود.
وى در رابطه با تشخيص اين بيمارى گفت: تشخيص براساس علايم بالينى و انجام آزمايش مستقيم قارچ شناسى از محل ابتلا صورت مى گيرد و در موارد مشهود مى توان از كشت قارچ و آزمايش پاتولوژى نيز كمك گرفت. دكتر فيروز استفاده از لامپ وود را نيز در تشخيص كمك كننده دانست و در رابطه با درمان اين بيمارى گفت: درمان بيمارى به دو صورت موضعى و خوراكى مى باشد كه از داروهاى موضعى مى توان به كلوتريمازول، مايكونازول و تربينافين اشاره كرده و در رابطه با داروهاى خوراكى گريزئوفلوين و فلوكونازول را نام برد.
كتوكنازول كه دارويى خوراكى است به علت عوارض كبدى و تاثير كمتر توصيه نمى شود.
نقش سويا در نابارورى مردان
محققين دانشگاه هاروارد گزارش مى دهند كه قرار دادن سويا در تقريبا نصفى از وعده غذايى هر روز مى تواند باعث نابارورى در مردان شود ، به خصوص در مردان چاق. دليل اين ارتباط يعنى مصرف سويا و تاثير بر نابارورى هنوز مشخص نيست.
محققين تصور مى كنند كه سويا مقدار فعاليت استروژن را افزايش مى دهد و اين خود تاثير منفى روى توليد اسپرم دارد و همچنين باعث ايجاد تداخل در ساير سيگنالهاى هورمونى مى شود.
ارتباط و وابستگى شديدى بين استروژن و ايزوفلاون هاى موجود در سويا و ارتباط آنها در بارورى و ساير اختلالات توليد مثلى وجود دارد.
محققين نشان داده اند كه ايزوفلاون ها و استروژن تاثير منفى بالقوه اى بر توليد مثل و كاهش بارورى در حيوانات دارد. اما مدارك راجع به اين موثر در انسانها كم است. بنابر اين از نظرمحققان تا زمان قطعى شدن اين فرضيه نبايد خوردن سويا را قدغن كرد. در مطالعه اى كه به منظور اثبات اين فرضيه انجام شده ا ز۹۹ مرد در مورد خوردن ۱۵ نوع غذا ى حاوى سويا در ۳ ماه گذشته سوال شده است. غذاهايى كه به نوعى در آنها از سويا استفاده شده است يا تركيب اصلى آن از سويا است عبارتند از: توفو(خمير سويا)، تمپه(نوعى غذا كه با خمير سويا طبخ مى شود)، بيكن، شير سويا، پنير ، ماست، بستنى و. . . و درنهايت محققان پى بردند مردانى كه سوياى بيشترى در تركيبات غذايى خود مصرف نموده اند به مقدار ۴۱ ميليون اسپرم كمتر نسبت به ساير مردان دارند. مقدار نورمال اسپرم بين ۸۰ ميليون تا ۱۲۰ ميليون است. محققين دريافته اند كه ارتباط بين مصرف سويا و توليد اسپرم در مردان با اضافه وزن و چاقى بيشتر است. زيرا مردان با اضافه وزن و چاقى استروژن بيشترى توليد مى كنند و مصرف سويا مقدار اين استروژن را حتى افزايش مى دهد.
علت توليد استروژن بيشتر در افراد چاق اين است كه بافت هاى چربى در افراد چاق هورمون هاى مردانه را تبديل به هورمون هاى زنانه مى كند و در نتيجه تركيبى از منابع استروژنى (نظير سويا ) و همچنين استروژن توليد شده توسط بدن ، اين تاثير مضر را در مردان چاق و داراى اضافه وزن دو چندان مى كند.
از اين گذشته ارتباط بين سويا و توليد اسپرم در مردانى كه اسپرم بيشترى توليد مى كنند به مراتب قوى تر است و درنتيجه تاثير منفى سويا در اين افراد بيشتر است. اما اين امر نمى تواند نگران كننده باشد زيرا با مصرف سويا توسط اين افراد مقدار توليد اسپرم در اين افراد به حد نرمال مى رسد و نمى تواند تاثيرى روى قدرت بارورى اين افراد داشته باشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |