|
|
|
|
|
|
|
|
|
در گفت و گو با عضو هيات علمى دانشگاه علامه طباطبايى بررسى شد
|
|
|
|
|
|
|
انديشه سياسى متفكران مسلمان
دفتر اول از كتاب انديشه سياسى متفكران مسلمان كه توسط على اختر شهر و همكارانشان تهيه شده است، توسط موسسه بوستان كتاب قم منتشر شد. اين كتاب به انديشه سياسى ميرسيدعلى همدانى و حكيم حاج ملا هادى سبزوارى و مبانى انديشه سياسى و جامعه سياست و مولفه هاى انديشه سياسى آنها پرداخته است. اين كتاب همچنين به مباحث حكومت و وظايف آن و انواع نظام سياسى در انديشه حكيم سبزوارى مى پردازد.
|
|
|
|
|
قلمرو دين
پيوند دين با سرشت انسان موجب گرديده است دين عمرى به درازى تاريخ بشر داشته باشد. اين پيوند در رونق دين و ديندارى در جهان معاصر نيز به خوبى مشهود است. اهميت دين و نقش به سزاى آن در جهت دهى سعادتمندانه به زندگى انسان باعث شده است موضوعات دينى به داغ ترين و پردامنه ترين مباحث متفكران شرق و غرب بدل شود و پژوهشگران نيز به تحقيقات گسترده در اين موضوعات بپردازند. يكى از مهم ترين پرسش ها در مسايل دين شناسى بحث دين و نقش آن در جهان معاصر است. عوامل بسيارى چون اتكانگرى، باور به چشم پوشى دين از دنياى انسان ها، رسوب انديشه هاى عقل محورانه، ناباورى به توانايى هاى دين در ساماندهى جهان نوين و بسيارى از مسايل از اين قبيل، موجب بروز و پيدايش برخى از پرسش ها و ترديدها در ربط دين و جهان معاصر گرديد. كتاب قلمرو دين به قلم محمدعلى داعى نژاد، حاصل تاملات و پژوهش هاى ساليان متمادى و گفت وگوهاى مختلف و پاسخ به تعدادى از پرسش هاى رايج در جامعه ايران، خصوصا نسل جوان است كه توسط كانون انديشه جوان منتشر شده است.
|
|
|
|
|
استدراج
داستان استدراج، حكايت همان انسان سرگشته و گم شده در بيابانى دور است كه به اميد آب، در پى هر سرابى مى دود، ولى هر بار نوميدانه باز مى گردد و سرابى ديگر را مقصد خويش قرار مى دهد. او هرگز به آواى جرس كاروان هاى در حال گذر از حاشيه آن بيابان برهوت توجه نمى كند. گوش خويش را در برابر نداى راهنمايان راه مى بندد، همانگونه كه پيش تر نيز بر اثر بى توجهى به سفارش هاى آنان، در دام راهزنان افتاده و همه دارايى هايش را باخته بود. داستان استدراج همان قصه هبوط انسان از محضر رحيمانه پروردگار خويش در دامان سياه اهريمن پليد است. آفريدگار آسمانى ما بسان پدرى مهربان پياپى بر ما پيام فرستاده و از ما تغيير مسير به سوى خويش را مى طلبد؛ اما گويا بسيارى از ما آدميان، زمين را با همه دردها و رنج هايش، بر آسمان با همه زيبايى ها و نعمت هايش ترجيح مى دهيم و اين قفس تنگ را به جاى آن بهشت فراخ برمى گزينيم. كتاب استدراج، سقوط گام به گام كه توسط مركز فرهنگ و معارف قرآن تهيه شده است، توسط موسسه بوستان كتاب قم منتشر شد.
|
|
|
|
|
حقيقت بوف كور
كتاب حقيقت بوف كور تاليف محمدرضا سرشار، تاملى دوباره بر بوف كور است تا به دور از مبالغه ها و يكجانبه نگرى ها، نگرشى منصفانه را در تحليل و نقد اين اثر در پى گيرد. اين كتاب توسط كانون انديشه جوان منتشر شده است.
|
|
|
|
|
در گفت و گو با عضو هيات علمى دانشگاه علامه طباطبايى بررسى شد
اسلامگرايى و مردم سالارى در كشورهاى اسلامى
الگوى مردم سالارى دينى در جمهورى اسلامى ايران الگوى منحصر به فردى است كه نمى توان آن را با مردم سالارى ديگر كشورهاى اسلامى مقايسه كرد. كشورهاى اسلامى الگوهاى متعددى در خصوص مردم سالارى دارند كه از واقعيت هاى آن كشورها متاثر است. در خصوص الگوى مردم سالارى در ايران و ديگر كشورهاى اسلامى با دكتر عبدالمطلب عبدالله، عضو هيات علمى دانشگاه علامه طباطبايى گفت وگويى داشتيم كه توجه خوانندگان محترم را بدان جلب مى كنيم. *لطفا درباره پديده مردم سالارى توضيح دهيد؟ ** مردم سالارى به عنوان مفهومى جهانى، امروز به بسيارى از حكومت ها مشروعيت بخشيده است. با سقوط كمونيسم، مهم ترين رقيب مردم سالارى حذف شد، از دهه ،۱۹۹۰ دموكراسى مفهومى جهانى و به شكل غالب حكومت مشروع تبديل گرديد. نظامى گرى ديگر جاذبه و توجيه قانونى و عرفى ندارد. اما اين سوال مطرح مى شود كه آيا براى دموكراسى، مذهب يا فرهنگ خاصى لازم است؟ آيا برخى الگوهاى فرهنگى بيشتر با دموكراسى همسو هستند و برخى كمتر؟ مونتسكو اين موضوع را مطرح كرد كه هر يك از اشكال حكومت براى تداوم و كارايى خود، به الگوهاى فرهنگى مشخص در جامعه نياز دارند. جان استوارت ميل معتقد بود كه برخى الگوهاى فرهنگى با دموكراسى دمساز نيستند. سيمور مارتين ليپست هم اعتقاد داشت كه هرچه كشور ثروتمند باشد، شانس پايدارى دموكراسى در آن بيشتر است. آدام پزورسكى و همكارانش نيز به رابطه معنادار و خطى ميان سطح توسعه يافتگى و امكان پايدارى دموكراسى قايل بودند. اما امروزه چنين ديدگاه هايى وجود ندارد. دموكراسى براى كشورهاى فقير و توسعه نيافته تقريبا به عنوان يك ضرورت مطرح مى شود. تحقيقات هم نشان مى دهند كه در كليه فرهنگ ها ارزشگذارى و فهم غالبا يكسانى از دموكراسى وجود دارد. تحقيقات اخير در خاورميانه، حاكى از آن است كه حمايت از دموكراسى در ميان كسانى كه گرايش هاى شديد اسلامى دارند، كم نيست. به هر حال شواهد نشان مى دهد كه دموكراسى به يك ارزش جهانى تبديل مى شود. * آيا دموكراسى در ميان همه مردم دنيا يك مفهوم دارد، در واقع حقيقت و گوهره دموكراسى چيست؟ ** در رابطه با اين مساله، اختلاف نظرهاى جدى وجود دارد. اختلاف نظر و ابهام درباره دموكراسى در طول تاريخ، دليل وجود انواع دموكراسى است. بر حسب اين كه دموكراسى حكومت اكثريت است يا حكومت قانون و بر حسب اين كه مردم مستقيما در سياست دخالت دارند يا براساس نمايندگى و اين كه آيا دموكراسى برابرى سياسى افراد از نظر مشاركت در قدرت نظر دارد و يا بر برابرى اقتصادى مردم و … انواع مختلف دموكراسى وجود دارد. ساموئل هانتينگتون اين اختلاف نظرها را مى پذيرد و در مورد حقيقت دموكراسى معتقد است كه در تعريف دموكراسى دشوارى هاى جدى و ابهام وقتى پا به ميان مى گذارد كه بخواهيم از منابع قدرت حكومت ها و يا مقاصدى كه حكومت در پيش دارد بهره بگيريم. او به پيروى از نظريه ژوزف شومپيتر معتقد است كه نظام هاى سياسى قرن بيستم دموكراتيك هستند، زيرا قدرتمندان صاحب تصميم در آن نظام از طرف مردمى كه حق راى دارند و مى توانند به درستى راى بدهند و به طور شرافتمندانه و رقابت آميز در انتخابات شركت نمايند. بنابراين دموكراسى دو بعد دارد: رقابت و مشاركت. * مردم سالارى چه نسبتى با دين دارد؟ ** فارغ از مباحث فلسفى رابطه دين و سياست و يا رابطه دين و دموكراسى، مى بينيم كه در كنار انواع دموكراسى ها مانند ليبرال دموكراسى يا سوسيال دموكراسى، شاهد طرح مردم سالارى دينى نيز هستيم. هرچند بايد بپذيريم كه غرب مى كوشد تا آنچه خود منظور دارد به عنوان معناى واژه هايى چنين با اهميت ثابت و تثبيت كند. اما دموكراسى يك مشترك لفظى است كه مى تواند انواع مختلف داشته باشد. در كشور ما به جاى استفاده از لفظ دموكراسى دينى يا دموكراسى اسلامى، از مردم سالارى دينى استفاده مى شود و اين امر از جهات مختلف قابل بررسى و تحليل است. از آن جمله خصلت بومى گرايى و استقلال جويى ايرانيان است كه ترجيح مى دهند به جاى واژه هاى لاتين از واژه هاى بومى و اصيل استفاده كنند و يا ضمن آن كه در مردم سالارى خود خصوصياتى را مى بينند و تعريف مى كنند كه با برخى ابعاد دموكراسى متداول در غرب تفاوت هايى دارد، در نتيجه ترجيح مى دهند در همان آغاز اين تفاوت ها را با تغيير در عنوان و اتلاق به نمايش گذارند. * چه عواملى باعث رشد اسلامگرايى در ميان كشورهاى جهان شده است؟ ** اسلام امروز دومين و رشديابنده ترين دين جهان است. نهضت اسلامى در خاورميانه، آسيا و آفريقا براى نخبگان اهل تجدد، به عنوان دژى استوار مطرح مى شود و در ميان دانشجويان، مهندسان و حقوقدانان ريشه دوانده است. در كشورهاى اسلامى، زمانى لباس هاى غربى نشانه فرهنگ بود، اما امروز زنان تحصيلكرده احتمالا بيشتر به حجاب متوسل مى شوند تا نشان دهند شهروندان فعالى هستند. هر چند مى توانيم در كشورهاى اسلامى از تمدن سخن بگوييم، اما به لحاظ فرهنگى، جغرافيايى، ميزان ثروت و … با فرهنگ هاى متعددى روبه رو هستيم. امروزه ويژگى اصلى جهان اسلام، تلاش در راه احياى اسلام و مقاومت در مقابل سيطره نظامى، سياسى و فرهنگى غرب است. رشد اسلام به منزله پرشورترين ايدئولوژى فرودستان و محرومان، بخشى از يك موج مذهب گرايى است كه جهان غرب و كشورهاى اسلامى را در طول ۳۰ سال گذشته در خود غرق كرده است. رشد اسلام بر اثر سرخوردگى از نظام هاى اقتصادى ضعيف، توزيع ناعادلانه ثروت و فقدان آزادى هاى سياسى نيرو گرفته است. هرچند نظريه مردم سالارى دينى سابقه چندانى ندارد، زيرا هنوز كمياب است و در واقع مخالفت و سركوب دين و روحانى به مراتب بيش از تعصب تاريخ مذهبى در جهان اسلام، اساس و مبناى بسيارى از خونبارترين ناكامى هاى سياسى در كشورهاى اسلامى و خصوصا خاورميانه را تشكيل مى دهد. ناصريسم در مصر، بعثى گرى در عراق و سوريه و شاه در ايران، نمونه اى از اين رژيم ها هستند. اين رژيم ها توسط افراد سكولار رهبرى مى شدند كه مذهب را علت عقب ماندگى و يا باقى ماندن كشورهاى خود در حالت وابستگى و استعمار مى دانستند. مدرنيسم نيز در صدد حذف سنت، گرايش هاى قومى و به خصوص مذهب بود، اما در تاريخ معاصر كشورهاى اسلامى و كشورهاى خاورميانه، پروژه مدرنيسم و نوساز، به رغم حمايت خارجى و فشارهاى متعدد براى حذف سنت و مذهب، به دموكراسى منجر نشد. پيروزى انقلاب اسلامى و طرح اسلام در مقابل ايدئولوژى هاى مسلط در كشورهاى اسلامى و خاورميانه موجى از اعتراضات عليه رژيم هاى اقتدارگرا را به وجود آورد. به طورى كه در دهه ۱۹۸۰ به بعد وعده هايى براى آزادسازى فضاى سياسى از جانب برخى از حكومت ها داده شد. * آمريكا و كشورهاى غربى در مقابل اسلام گرايى چه موضعى اتخاذ كردند؟ ** جهانى سازى هجوم فرهنگ جمعى غرب را به دنبال داشت. بوش پدر، رسما اعلام كرد كه امروز فقط يك قدرت فائق مطلق مى شناسد كه همان ايالات متحده آمريكاست. بعد از ۱۱ سپتامبر و عمليات نظامى عليه افغانستان و عراق براى مبارزه با تروريسم، بوش پسر گفت كه اين جنگ صليبى است. وقتى نام بعضى كشورها در محوريت شرارت قرار گرفت، در برخى مسلمانان اين اعتقاد قوت گرفت كه مسيحيان و يهوديان عليه اسلام جنگى همگانى به راه انداخته اند. بديهى است ايالات متحده جهان صنعتى و جامعه بين المللى خواهان آن هستند كه جهان اسلام با آنها سازگارى و همسويى داشته باشد يعنى اسلام در چارچوب قوانين و هنجارهاى غرب باشد. پس از سقوط رژيم صدام، مقامات امريكايى معتقد بودند كه مى توانند يك عراق جديد طبق الگوهاى خود ايجاد كنند. به نظر مى رسد توسعه و دموكراسى در جهان اسلام با آنچه در ذهن مقامات آمريكايى است، نه تنها به سادگى به دست نمى آيد، بلكه امرى طولانى مدت است. هنوز هيچ يك از گروه هاى اسلامى در مورد يك الگوى واحد اتفاق نظر ندارند. * لطفا در خصوص الگوى مردم سالارى دينى در جمهورى اسلامى ايران توضيح دهيد. ** الگوى مردم سالارى دينى در ايران را بايد در انديشه هاى امام خمينى (ره) ريشه يابى كرد. اين امر با پيروزى انقلاب اسلامى ظهور عينى پيدا كرد. به تدريج اسلام در روابط بين الملل و در مسايل داخلى بسيارى از كشورها از جمله مراكش در سواحل غربى تا تركيه و اندونزى، به عاملى مهم و نيرويى عظيم تبديل شد و غرب پس از فروپاشى كمونيسم و رويارويى با اسلام قرار گرفت. اما حركت ها و جنبش هاى اسلامى اهل سنت تا قبل از پيروزى انقلاب اسلامى كه خواستار تطبيق شريعت بودند، بيشتر چارچوب مشخص اجتماعى، آموزشى و اخلاقى داشت و داراى ذهنيت تغيير دولت و تشكيل حكومت اسلامى نبودند. نظريه پردازان مسلمان از عينيت سياست و ديانت سخن گفته اند. در انديشه امام خمينى (ره) دين جنبه فردى نداشته و تمام ابعاد اجتماعى را در برمى گيرد. ديدگاه امام خمينى از اين جهت اهميت دارد كه علاوه بر پيوستگى دين و سياست، فقيه با نصب عام الهى در دوره غيبت مسووليت حكومت اسلامى را برعهده دارد. در نظام جمهورى اسلامى، علاوه بر نقش دين، جايگاه مردم بسيار مشخص است. امام خمينى به طور مكرر بر لزوم حضور مردم سخن مى گفتند كه نشان مى دهد ايشان به حق اساسى مردم در حكومت اسلامى معتقد بودند. * آيا اهل سنت الگويى براى مردم سالارى و يا حكومت اسلامى ارايه كرده اند؟ ** اهل سنت چنين الگويى ارايه نكرده اند و حداكثر بحث سياستمدار دينى يا ديندار سياستمدار را مطرح كرده اند. آنها برخلاف نظريه امامت شيعه و نصب الهى فقها معتقدند كه حكومت پس از پيامبر به اختيار و انتخاب امت سپرده شد. بايد گفت مشكل اساسى جهان عرب و اسلام غيرشيعى، نداشتن الگويى براى نظام سياسى اسلامى است. * اسلامگرايى در كشورهاى اسلامى به چه شكل نمود مى يابد؟ ** كشورهاى اسلامى الزاما از يك الگو پيروى نمى كنند. براى مثال در عراق نقش مرجعيت شيعه مورد توجه است، در كشورهاى تركيه، مالزى و مراكش احزاب رفاه و توسعه و يا عدالت و توسعه و در كشورهاى مصر و سوريه تلاش براى همكارى و رقابت با جناح حاكم در قدرت و در كشورهاى خليج فارس، الگوى مردم سالارى از جانب حكومت و تغيير از بالا است. * الگوى مرجعيت شيعه در عراق به چه شكل است؟ ** شايد بتوان گفت كه مهم ترين نمونه مردم سالارى پس از ايران در عراق و پس از حكومت صدام شكل گرفت. آيت الله سيستانى تاكيد مى كرد كه مجلس موسسان عراق بايد از طريق انتخابات مستقيم مردم تشكيل شود. او از همه مردان و زنان خواست در انتخابات شركت كنند. آيت الله سيستانى گفته است شيعيان وظيفه دارند از منافع سنى ها و مسيحيان حمايت كنند. رسانه هاى آمريكا و گروه هاى سكولار نگرانى خود را از تبديل شدن عراق به كشورى اسلامگرا ابراز كرده اند؛ اما آمريكا بايد اجازه دهد تا مردم عراق خودشان درباره اين كه اسلام چه نقشى در عراق نوين ايفا خواهد كرد، تصميم بگيرند. * الگوى احزاب رفاه و توسعه و يا عدالت و توسعه، چگونه الگويى است؟ ** رهبران تركيه و مالزى مى خواهند چهره هاى جديد دنياى اسلام باشند. عبدالله بداوى، نخست وزير مالزى و رجب طيب اردوغان، نخست وزير تركيه مى خواهند ثابت كنند كه جوامع اسلامى مى توانند شكيبا( تساهل) دموكراتيك و در رفاه باشند و با كشورهاى غربى همكارى كنند. اما آنها براى تبيين يك كشور اسلامى مدرن، با چالش هايى مواجه اند. اولين مشكل آنها اين است كه مى خواهند از استراتژى بنيادگرايانه، فراتر بروند. آنها معتقدند كه رمز اصلى ايجاد جامعه مسلمان كارآمد، در مديريت مطلوب است؛ يعنى پيشبرد اصلاحات اقتصادى، ريشه كن كردن فساد و …. در كشور مراكش حزب عدالت و توسعه در دولتى ترين موضع قرار دارد كه هر اقدام تروريستى را محكوم مى كند. روشن است كه اگر حزب عدالت و توسعه به شكل برابر مبارزه كند، حزب پيروز خواهد بود. در حال حاضر حزب نيروى سوم است و در مقابل ائتلاف متشكل از ملى گرايان استقلال و سوسياليست هاى يو اس اف پى، نقش مخالف را بازى مى كند. دومين حزب اسلامگرا جنبش عدالت و معنويت است كه هر چند مورد تحمل است اما غيرمجاز مى باشد. اين حزب بيشترين حمايت مردمى را دارد. در اندونزى كه بزرگترين كشور مسلمان جهان مى باشد، رشد جنبه سياسى اسلام كه امروز حزب عدالت و رفاه نمايانگر آن است، باعث مطرح شدن اسلام گرديد. اما همان طور كه رهبران اين حزب معتقدند امكان ندارد تا قبل از انتخابات ۲۰۱۴ به اولين نيروى سياسى كشور تبديل شود. يكى از علل آن اين است كه مردم اندونزى هيچ خصومتى با نوگرايى و مظاهر زندگى غربى به هر شكلى كه بتوان آن را سياسى كرد، احساس نمى كنند. حزب توسعه متحد هم به عنوان نوعى مذهب دولتى شكل گرفته است تا مبناى اخلاقى مشتركى براى وحدت ملى باشد. اسلام راديكال هم كه توسط وهابى هاى سعودى تامين مالى مى شد، عده زيادى از مسلمانان اندونزى را به خود جلب كرد. وقتى همه مخالفت هاى سياسى را زمامداران خودكامه سركوب مى كردند، مسجد تنها پناهگاه رانده شدگان سياسى محسوب مى شد. پس از بحران اقتصادى كه ديكتاتورى سوهارتو منجر شد، هرج و مرج موجب گرديد تا گروه هاى راديكال فضاى عمل بيشترى داشته باشند. اندونزى ديگر ناگزير بود تصديق كند كه مشكل تروريستى اسلامى دارد. * لطفا درباره الگوى تغيير در چارچوب همكارى با جناح حاكم در قدرت توضيح دهيد. ** اين الگوى مردم سالارى در كشورهاى مصر و سوريه مى باشد. مصر پرجمعيت ترين كشور عربى است. حسنى مبارك هر جنبش اصلاحى را سركوب مى كند و ملت ناراضى است. در انتخابات ۲۰۰۶ اسلامگرايان در مصر توانستند به شكل بى سابقه قدرت يابند؛ اما اصلاح طلبان مصرى معتقدند كه عملكرد اقتدارگرايانه دولت و عدم آزادى مشكل اصلى آنهاست نه اسلامگرايى. حزب حاكم بغث در سوريه نيز در تلاش براى خنثى كردن اپوزيسيون اسلامگرا حركات آشتى جويانه اى با اسلام داشته است. با رشد گرايش به اسلام و پيروزى احزاب اسلامگرا در انتخابات مصر و عراق رژيم سوريه دريافته است كه همان برنامه كارى اسلامگرايان را داشته باشد. برخى اعتقاد دارند كه مداخله آمريكا در خاورميانه بسيارى از جوانان سورى را به سمت اسلام سوق داده است تا جايى كه كمونيست هاى سابق به سمت دين مى آيند. * حرف پايانى. ** در بحث مردم سالارى دينى لازم است واقعيت هايى را بپذيريم؛ يكى اين كه حركت اسلامگرايى در كشورهاى مختلف اسلامى بسيار پيچيده و متنوع است و طيف گسترده اى از نيروهاى اسلامگرا را با گرايش هاى مختلف شيعى، سنى، افراطى و … در برمى گيرد. واقعيت ديگر اين است كه اسلامگرايى امروز جريان غالب در جوامع مسلمان است. پس از شكست انديشه هاى ناسيوناليستى و كمونيستى، جريان اسلامگرا ديكتاتورى هاى سكولار موجود در كشورهايى مانند مصر، مراكش، تركيه و حتى عربستان سعودى را ناگزير به باز كردن نظام هاى سياسى و به انفعال كشاندن زمامداران خودكامه كرده است. هر چند اسلامگرايان منادى دموكراسى غربى نبوده اند، اما جريان اسلامگرايى در كشورهاى مختلف به تحول دموكراتيك بدل شده است. رعايت حقوق بشر، باز شدن فضاى سياسى و اجتماعى و رقابت انتخاباتى مواردى است كه اسلامگرايان خواستار آن شده اند. برخى مطالبات اسلامگرايان آنان را به گروه هاى سياسى سكولار نزديك كرده است، زيرا اين جريان در نهايت سياست را به دين برترى خواهد داد. واقعيت ديگر اين است كه هنوز بخش عمده اى از جريان هاى اسلامگرا از نداشتن يك الگو رنج مى برند. جريان اسلامگرايى و حكومت اسلامى تا زمانى كه يك برنامه سياسى ملموس و كاملا مشخص ارايه ندهد در حد آرمان باقى مى ماند. از طرف ديگر الگوى مردم سالارى دينى كه در ايران به ثمر رسيده است، اگر نتواند در كشورهاى ديگر تكرار شود و يا در ميان اهل سنت الگوهاى پاسخگويى ديگرى پديد نيايد، رشد اسلامگرايى كه در طول ۳۰ سال گذشته مطرح مى باشد، ممكن است به عنوان نهضتى موقت و گذرا تعبير شود كه امواج آن با سركوب داخلى يا توطئه خارجى، چند سال بيشتر دوام نياورد.
|
|
|
|
|
فلسفه حجاب
اگر آگاهانه به مساله حجاب بنگريم خواهيم ديد كه حكم حجاب در اسلام از مترقى ترين و عالى ترين مسايلى است كه در جوامع بشرى از گذشته تا حال جارى بوده است. داعيه داران تمدن و مدرنيسم كه امروزه سنگ آزادى را بر سينه مى زنند و خود را مدافع حقوق زنان قلمداد مى كنند، بدون درك فلسفه واقعى حجاب و ژرف نگرى كه شارع مقدس در تبيين اين حكم داشته، سعى دارند آن را دچار خدشه نموده و مغاير با حقوق و آزادى زن نشان دهند. برخى روشنفكران غربزده براى نيل به مقاصد، تنها راه را در همرنگى با غرب مى بينند، مى پندارند كه با برداشتن حجاب كه به قول آنها سد راه توسعه و پيشرفت جامعه است، مى توان تمامى عقب ماندگى هاى علمى، صنعتى، اقتصادى و غيره را جبران نمود و يا از اروپاييان هم پيشى گرفت. چنين ديدگاهى در ميان اكثر نويسندگان و هنرمندان در گذشته وجود داشته و در حال حاضر نيز متاسفانه در برخى فيلم ها و روزنامه ها جريان دارد. اما خوشبختانه پس از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى در ايران اهميت و عقلانيت احكام و معارف انسان ساز اسلام در افكار و اعتقادات مردم و از جمله بانوان وارسته و دلير اين مرز و بوم رونق يافت و به پويايى و بلوغ كافى رسيد. خانم ليدى دانشمند انگليسى مى گويد: اگر بگويم آزادى زن در اسلام از آزادى وى در اروپا بيشتر است، گزاف نگفته ام. زيرا زن مسلمان فهميده يگانه زنى است كه به معناى حقيقى آزادى پى برده و مى داند آزادى يعنى چه، ولى امروزه اروپاييان با افراط در اين آزادى دچار سيه روزى شده اند. در جامعه اسلامى ايران اعتقادات بر اين است كه آزادى واقعى زن در بى بند و بارى نيست بلكه در امنيت است كه بتواند فعاليت هاى شخصى و اجتماعى خود را آزادانه و بدون دغدغه خاطر و نگرانى از مزاحمت افراد هوس باز و لاابالى انجام دهد و اين ميسر نمى شود مگر با حفظ حجاب و پوشش اسلامى كه عفت، متانت و وقار و شخصيت را براى زن مسلمان به ارمغان مى آورد. زنان و دختران اين مرز و بوم با حضور خويش در صحنه هاى پرشكوه انقلاب اسلامى ثابت كردند كه مى توانند با حفظ حجاب، پا به پاى مردان در توسعه اقتصادى و حتى نظامى گام برداشته و شخصيت والاى زن مسلمان را به تمام جهانيان ثابت كنند. حجاب و پوشش زن، آن گونه كه اسلام بدان تصريح كرده آثار و فوايد مختلفى دارد. مهم تر از همه اين كه موجب حفظ حرمت، عفت، متانت و وقار زن و دختر مسلمان و آرامش فكر و روان مرد و استحكام پيوند مقدس زناشويى است. حجاب حيات شرافتمندانه دختران را حفظ نموده و پسران را از خطرات، تباهى و آلودگى مصون داشته و پاكى و تقواى آنها را تضمين مى كند. چرا كه شرف و انسانيت هر فردى در گرو عفت و پاكدامنى اوست و عفت با حجاب بيشتر محفوظ مى ماند. حجاب مانعى است در برابر نگاه هاى ناروا و مفاسدى كه در پى آن است. اسلام به پاكدامنى سفارش اكيد داشته و از بى قيدى و فساد و فحشا نهى مى كند. اسلام مى خواهد چشم ها با تقوا بوده و در دل ها وسوسه و بلهوسى پديد نيايد و زرق و برق هاى دروغين دل هاى پاك و ساده را نفريبد و آلوده نسازد. از همين روست كه امر به حجاب نموده و مى فرمايد: «هو ازكى لكم والله بما تعملون عليم» اين امر در تطهير نفوس بهتر و موثر است.(نور /۲۸) اكرم كاكايى
|
|
|
|