سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۷
۳ شعبان ۱۴۲۹ - ۵ اوت ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۶۵۱
بين الملل
Tel: 88807156
intl@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
سرمقاله
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
سراى ايرانى
جامعه
سلامت
بين الملل
آرشيو
تماس با ما
پاكستان؛هم اكنون يا هيچ وقت
مترجم : حميد بياتى
پس از درخواست صريح احزاب مخالف«پرويز مشرف» مبنى بر كناره گيرى وى از پست رياست جمهورى، درخواست براى محاكمه وى به اتهام خيانت به كشور و همچنين تظاهرات شهر به شهر وكيلان و مخالفان مشرف در شهرهاى مختلف پاكستان ، رييس جمهور اين كشور سخت ترين دوران رياست جمهورى خود را تجربه مى كند.
در اين ميان «شاه محمود قريشى» وزير امور خارجه پاكستان زمانى كه در پاريس از وى درباره روابط دولت پاكستان با رييس جمهور اين كشور سوال شد با جملاتى جالب پاسخ اين پرسش را داد: حزب مردم پاكستان پس از پيروزى در انتخابات ماه فوريه و تشكيل دولت، يك رابطه كارى را با مشرف برقرار كرد و اين در حالى بود كه احزاب حامى مشرف در انتخابات شكست خورده بودند. دليل اينكه چرا ما با رييس جمهور رابطه كارى برقرار كرديم فقط به خاطر حفظ ثبات پاكستان بود. ما تشخيص داديم كه دوران گذار از ديكتاتورى به دموكراسى در پاكستان يك دوران بسيار حساس است كه نبايد اجازه داد كه بى ثباتى ها موجب شكست آن شود. اما به نظر مى رسد اين سخنان قريشى چندان با اوضاع اخير در پاكستان سازگارى ندارد. به گفته برخى كارشناسان هر چند مشرف تا كنون توانسته در قدرت باقى بماند و عده اى معتقدند كه اين حضور به واسطه حمايت بوش از مشرف بوده اما بايد به اين افراد گفت كه مشرف حتى پس از پايان دوره رياست جمهورى بوش همچنان در قدرت باقى مى ماند. مشرف از قدرت كنار مى رود اما نه به واسطه اعمال فشار از سوى نواز شريف و يا سايرين بلكه وى پس از چند سال و به دليل پايان دوره رياست جمهورى اش اين سمت را ترك مى كند.
اما در اين ميان احزاب مخالف مشرف، خواستار احضار وى به دادگاه و محاكمه اش به اتهام خيانت هستند. در همين رابطه ژنرال «معين الدين حيدر» وزير كشور سابق پاكستان در توصيه اى به دوست قديمى خود مشرف از او خواست تا پيش از آنكه احزاب مخالف وى بخواهند او را به دادگاه بكشانند از سمت خود كناره گيرى كند. اين در حالى است كه مشرف بارها در مصاحبه با رسانه هاى پاكستان احتمال كناره گيرى خود از قدرت را رد كرده است. اين مى تواند به واسطه غرور مشرف باشد و پيامى كه از اين سخنان استخراج مى شود فقط يك چيز است و آن اينكه: او يك استعفا كننده نيست. او علاقه مند به توافق است. اما با اين وجود يك هشدار جدى در اين مورد وجود دارد و آن اينكه اگر قدرت مشرف كاهش بيابد آيا اوضاع پاكستان به همين صورت باقى مى ماند؟
طى ماه هاى گذشته تحولات زيادى در پاكستان رخ داده كه همگى آنها حكايت از احتمال كناره گيرى مشرف از قدرت داشتند و موجب شكل گيرى اين پرسش در ذهن شدند كه مشرف چه زمانى به تركيه محلى كه يك ويلا در آن دارد مى رود و يا اينكه آيا او به آمريكا نزد پسر و برادر خود مى رود در اين ميان مشرف با ژنرال «اشفق كيانى» فرمانده ارتش پاكستان نيز ديدار كرد، ديدارى كه براى چندين بار به تعويق افتاده بود و پس از اين ملاقات بود كه برخى آگاهان سياسى اعلام كردند كه مشرف تحت بازداشت خانگى است و حتى يك جنگنده ويژه آماده شده تا مشرف را به يك كشور خارجى منتقل كند. اما يك اتفاق باعث شد تا تمامى اين فرضيه ها و گمان ها در سايه اى از شك و ترديد قرار بگيرند و آن تماس تلفنى «جرج بوش» رييس جمهور آمريكا با همتاى پاكستانى خود و اعلام حمايت آمريكا از پاكستان تحت رياست جمهورى پرويز مشرف بود. اين تماس تلفنى اين نكته را براى منتقدين و مخالفان مشرف روشن كرد كه اگر پاكستان خواهان حفظ روابط خوب دوجانبه خود با آمريكاست ، مشرف بايد همچنان در قدرت باقى بماند.
اين نكته روشن است كه بوش هنوز فكر مى كند كه مشرف يكى از بهترين هم پيمانان آمريكا در امر مبارزه با تروريسم است .در غير اين صورت آمريكا تا كنون حمله گسترده يك جانبه اى را عليه مناطق قبيله نشين پاكستان در شمال غربى اين كشور انجام داده بود و بدون شك مى توان گفت كه نزديكى بوش با مشرف تا كنون مانع تحقق اين امر شده است.
پس از حملات ۱۱ سپتامبر تا كنون پاكستان براى كمك به آمريكا در امر مبارزه با تروريسم ۱۰ ميليارد دلار از واشنگتن دريافت كرده است. اگر از ديدى ديگر به تحولات پاكستان نگاه كنيم مى توان گفت: انتخابات ۱۸ فوريه در پاكستان گامى بود در بازگشت دموكراسى به اين كشور پس از ۹ سال، بازگشتى كه هزينه اى نيز براى احزاب سياسى به دنبال داشت و آن ترور «بى نظير بوتو» نخست وزير اسبق و رهبر حزب مردم اين كشور بود. اين انتخابات نتيجه ديگرى را نيز در بر داشت و آن كنار رفتن حزب مسلم ليگ ، حزب طرفدار پرويز مشرف، از صحنه سياسى پاكستان بود. در اين انتخابات حزب مردم اكثريت آرا را به دست آورد و «آصف على زردارى» همسر بى نظير بوتو به عنوان رييس اين حزب انتخاب شد. حزب مسلم ليگ شاخه نواز به رهبرى نواز شريف نخست وزير سابق پاكستان نيز پس از حزب مردم بيشترين آرا را در انتخابات تصاحب كرد و اين حزب همراه با حزب مردم دولت ائتلافى را تشكيل دادند. اما اين ائتلاف نيز با چالش هاى رو به رو بود و فشارهايى نيز به آن وارد مى آمد، اختلاف نظر رهبران احزاب در به دادگاه كشاندن مشرف و نحوه بازگشت وكيلان و قاضيان اخراج شده در سال گذشته ميلادى بر سر كارهايشان از جمله مواردى بود كه اين ائتلاف جديد را به چالش مى كشد.
در اين ميان آنچه موجب اختلاف حزب مردم و حزب مسلم ليگ شاخه نواز در اين دو مسئله مى شد استراتژى بوش درباره مشرف بود. اگر پارلمان پاكستان راى به محاكمه مشرف بدهد آنگاه وى خروجى خفت بار از قدرت خواهد داشت و اگر قاضيان و وكيلان بركنار شده با حكم پارلمان بر سر كارهايشان برگردند اين بدان معنا خواهد بود كه مشرف در آينده مورد غضب سيستم قضايى پاكستان خواهد بود و بايد به انتظار محاكمه وى در دادگاه در ماه هاى آتى نشست.
و اين مسئله اى است كه آمريكا تمايلى به تحقق آن ندارد. در حقيقت مشرف عاملى است براى زنده نگه داشتن ادعاى بوش در اين مورد كه آمريكا در مبارزه با تروريسم پيروز بوده است.
اين يك مديريت خوب است. بوش به ظاهر در مبارزه با تروريسم موفق بوده و اين در حالى است كه مشرف مهمترين گروه تروريستى را در كنار خود دارد.
اما با اين وجود بازداشت و يا از بين بردن افرادى چون بن لادن، ايمن الظواهرى يا حتى ملا عمر رهبر طالبان در حيطه وظايف مشرف نيست.
بوش در حال حاضر دو ميراث را در زمينه سياست خارجى از خود به جا مى گذارد: اول ، تغيير رژيمها در سراسر جهان براى برقرارى دموكراسى و دوم ، ريشه كن كردن تروريسم. اين نكته زمانى اهميت پيدا مى كند كه به سخنان جديد بيت الله محسود، رهبر طالبان در پاكستان، كه گفته بود آمريكا هنوز به عنوان دشمن شماره يك طالبان محسوب مى شود و آنها مبارزات خود عليه نيروهاى ناتو در طول مرز افغانستان و پاكستان را ادامه مى دهند، توجه كنيم. برنامه طالبان در پاكستان به گونه اى است كه اگر دولت مركزى در كار آنها دخالت نكند آنها نيز دست به اغتشاش و يا ناآرام كردن كشور نمى زنند و اين در حالى است كه دولت جديد پاكستان درصدد مذاكره با آنها برآمده اما آمريكا به اين مذاكرات با ديده ترديد نگاه مى كند و در هفته هاى گذشته سعى كرده تا با انجام حملات موشكى به مناطق قبيله نشين پاكستان، مذاكرات و توافقات اوليه دولت با طالبان را به شكست بكشاند. از سوى ديگر اگر به اين نكته توجه كنيم كه بوش در روزهاى اخير به نيروهاى امنيتى ويژه انگليس و آمريكا دستور داده كه تا پيش از پايان دوره رياست جمهورى وى بن لادن را بازداشت كنند، متوجه مى شويم كه در صورت انجام عمليات اين گروه ها در پاكستان، توافقات دولت با طالبان و ساير گروه هاى شبه نظامى در هاله اى از ابهام قرار مى گيرد و در آن صورت ممكن است طرح بازخواست از مشرف جاى خود را به موضوع ديگرى همچون مداخله نظامى آمريكا در پاكستان بدهد. در اين ميان سياست آمريكا آن است كه حزب مردم را از شكست مذاكراتش با طالبان بترساند و يا آنكه با همپيمان شدن با برخى از گروه هاى شبهه نظامى بر عليه گروه هاى به چالش كشنده منافع آمريكا ، اقدام به مبارزه كند. با اين اوصاف مى توان گفت كه پاكستان در نقطه خاصى قرار گرفته، از يك سو طرح انتقاد از مشرف و درخواست براى كنار رفتن او از پست رياست جمهورى و ديگرى مسئله گروه هاى شبهه نظامى در مناطق قبيله نشين كه آمريكا معتقد است اين مناطق تبديل به مكانى امن براى القاعده و طالبان شده است. از ديد برخى كارشناسان، ممكن است حمايت آمريكا از مشرف يك اشتباه بزرگ باشد زيرا او با هيچ كس غير از خودش رو راست نيست و مطمئنا براى بقاى خودش روى به ديكتاتورى خواهد آورد و حمايت واشنگتن از افرادى همچون مشرف در نقاط مختلف جهان نتايج جالبى براى آمريكا در بر نخواهد داشت. در اين ميان ذكر يك نكته ضرورى است: هر چند آمريكا به عنوان يكى از كشورهاى قدرتمند جهان مطرح است اما اين كشور از تاريخ چندانى برخوردار نيست و بايد اين نكته را به بوش يادآور شد كه چنين ماجراهايى معمولا سرانجام خوشى ندارند.
نكته ديگرى كه نبايد آن را درباره پاكستان فراموش كرد قدرت پول و اسلحه در اين كشور است. و در آخر اينكه آيا پاكستان مى تواند از اين بحران به سلامت خارج شود آيا اين كشور مى تواند به تنهايى امور خود را انجام دهد؟ آيا اين كشور مى تواند به همراه همسايگانش در جستجوى صلح باشد و بر روى توسعه متمركز شود؟ در پاسخ به اين پرسش ها بايد گفت تا زمانى كه گردش امور در پاكستان در دست نظاميان باشد، آينده اين كشور مبهم است و در مورد آينده مشرف اينكه اگر احزاب سياسى خواهان حفظ روابط خود با آمريكا در همين سطح باشند همچنان شاهد حضور مشرف در قدرت خواهيم بود.
منبع : رويترز
گيلانى ؛ معلق بين اسلام آباد و واشنگتن
ايالات متحده هنوز پاكستان را به عنوان متحدى كليدى در جنگ با تروريسم مى شناسد. اين خود كليدى ترين جمله اى بود كه جرج بوش، رييس جمهور آمريكا در ديدارش با سيد يوسف رضا گيلانى، نخست وزير پاكستان به آن اشاره كرد. در مقابل گيلانى نيز در جمله اى كه شايد چكيده مهم ترين موضع پاكستان در برابر آمريكا بود از واشنگتن خواست تا مانع عمليات يكجانبه نيروهاى نظامى تحت فرمانش در شمال پاكستان شوند.
گيلانى در اولين سفرش به ايالات متحده در مقام نخست وزير، در حالى با اين لحن تلطيف شده از حملات آمريكا به شمال پاكستان سخن مى گويد كه يك روز پيش از ديدار گيلانى و بوش در كاخ سفيد، در حالى كه نخست وزير پاكستان وارد واشنگتن شده بود نيروهاى آمريكايى در حمله اى موشكى به منطقه اى از كمربند تحت كنترل قبايل در استان وزيرستان پاكستان شش شبه نظامى را كشتند.
اين حمله خانه اى را ديوار به ديوار مسجدى در روستاى اعظم ورزك در ۲۰ كيلومترى مرز پاكستان و افغانستان نشانه گرفته بود كه گفته مى شد توسط چند عرب مصرى از يكى از روساى قبايل اجاره شده و به عنوان مدرسه مذهبى از آن استفاده مى شود. در پى اين حملات نيز فاش شد كه سه تن از كشته شدگان از اتباع مصر بوده و احتمالا يك نفر از آن ها ابوخباب المصرى، و ديگرى مدهت موسى سيد عمر، كارشناس سلاح هاى شيميايى و ميكروبى القاعده بوده است. منطقه شمال پاكستان بعد از روى كار آمدن دولت جديد پاكستان با سياست هاى جديدى كه براى صلح با نيروهاى افراطى ساكن در اين مناطق در پيش گرفته شده، بيش از پيش به منطقه امنى براى نيروهاى افراطى تبديل شده است و اين مساله اعتراض شديد و فشارهاى واشنگتن را در پى داشته است. گيلانى در سفر به ايالات متحده كه گمان مى رود با افزايش فشارها در مذاكرات مستقيم او و بوش همراه بوده باشد، در كنار انتقاد از حملات يك جانبه نيروهاى آمريكايى كه در لفافه بيان شد، گفت كه درعين حال اسلام آباد راغب و آماده به مبارزه با جريان هاى افراطى و تروريستى است.
گيلانى پس از مذاكره با بوش در دفتر رياست جمهورى، در محوطه بيرونى كاخ سفيد به خبرنگاران گفت: ما آماده مبارزه با گروه هاى افراطى و تروريستى هستيم كه در حال تخريب جهان هستند و آن را به محلى نا امن تبديل كرده اند. او در بخش ديگرى از سخنانش مطالبى را كه پيش از عزيمت به آمريكا بيان كرده بود، تكرار كرد و گفت: اين جنگى است كه عليه پاكستان درگرفته و ما براى اهداف و منافع خودمان مى جنگيم.
پاكستان در سال هاى اخير از زمان روى كار آمدن پرويز مشرف، رييس جمهور پاكستان در كودتاى بدون خونريزى سال ۱۹۹۹ شاهد افزايش تدريجى احساسات ضد آمريكايى بوده و اين مساله به ويژه در يك سال اخير روندى بى سابقه يافته است به گونه اى كه اكنون حتى بسيارى از اعضاى طبقات متوسط شهرنشين پاكستان نيز بر اثر نوعى وارونه نگرى سياسى، مبارزه با گروه هاى افراطى داخلى نظير طالبان را نوعى جنگ مشئوم بين برادران پاكستانى مى بينند كه براى حفظ منافع آمريكا درگرفته است. وضعيت در حقيقت به گونه اى است كه حتى مفتى هاى پاكستان از اين كه كشته شدگان ارتش در درگيرى با نيروهاى طالبان و القاعده را شهيد بخوانند، اكراه دارند.
در واقع به همين خاطر حزب مردم كه گيلانى يكى از اعضاى آن است و اكنون تحت رهبرى آصف على زردارى، همسر بى نظير بوتو اداره مى شود، با شعارهايى كه حاكى از جدايى راه اين حزب از راه طى شده توسط دولت پاكستان در هفت سال گذشته بود، توانست در انتخابات عمومى فوريه سال جارى ميلادى پيروز شود و بدنه اصلى ائتلاف حاكم را تشكيل دهد.
اما از آن زمان تا كنون سياست هاى گيلانى مانند آونگى كه دامنه نوسان كمى دارد، متغير بوده است. به نظر مى رسد كه گيلانى مى كوشد سياستى اعتدالى را در اين مساله پيش بگيرد اما دو نيرويى كه منتهاى اين حركت نوسانى را تعيين مى كنند، يعنى هم كاخ سفيد و هم مردم پاكستان، ظاهرا به اين عقيده قائل هستند كه هر كه با ما نيست، عليه ماست و اين مساله را براى دولت گيلانى دشوارتر كرده است. در واقع به همين خاطر است كه سياست هاى دولت گيلانى تحت فشارهاى داخلى و خارجى درزمينه برخورد با گروه هاى شبهه نظامى اسلام گرا و افراطى دائما در نوسان است.
اكنون با سفر به واشنگتن شرايط براى گيلانى حتى دشوارتر شده است. پيش از عزيمت او اين شايعه به شدت در اسلام آباد و سراسر پاكستان قوت گرفته بود كه در اين ديدار گيلانى براى انجام عمليات مشترك در شمال پاكستان با آمريكايى ها به توافق خواهد رسيد.
آمريكا از مدت ها پيش مدعى است كه شبكه القاعده بار ديگر در ناحيه بى قانون شمال پاكستان در منطقه فدرالى قبايل و استان وزيرستان در حال سازمان دهى مجدد نيروهاست و حتى از بيش از يك سال پيش مدعى شده است كه بر اساس اطلاعات به دست آمده اسامه بن لادن، رهبر شبكه تروريستى القاعده نيز در مناطق كوهستانى و صعب العبور همين منطقه پنهان شده است.
آمريكايى ها همچنين مى گويند براى دستگيرى بن لادن، در صورتى كه در اين منطقه پنهان شده باشد، حملات هوايى و موشكى كافى نيست و لازم است كه نيروهاى آمريكايى اجازه انجام عمليات زمينى داشته باشند تا با دستگيرى فرماندهان رده بالاى القاعده و تخليه اطلاعاتى آن ها (به جاى كشتن آن ها به وسيله حملات موشكى)، به محل اختفاى بن لادن دست پيدا كنند. در مقابل پاكستان تا كنون چنين اجازه اى صادر نكرده است و البته بخشى از امتناع دولت اسلام آباد از صدور چنين مجوزى به خاطر فشارهاى داخلى بوده كه در واكنش به چنين اقدامى حتى ممكن است منجر به سقوط دولت شود.
به اين ترتيب زمانى كه در آستانه سفر گيلانى به واشنگتن شايعه احتمال موافقت گيلانى براى انجام عمليات مشترك زمينى نيروهاى ارتش آمريكا و پاكستان در مناطق مرزى پاكستان و افغانستان مطرح شد، فشارها بر نخست وزير مضاعف شده و پيشاپيش حيطه مانور او را در مذاكرات مستقيم اش با بوش محدود كرد.
اما از سوى ديگر بى ترديد گيلانى در فضاى حاكم بر واشنگتن براى همسويى با سياست هاى كاخ سفيد بيشتر تحت فشار قرار مى گرفت.
به همين خاطر شايد سخنان او در واشنگتن از هميشه دو پهلوتر بود و نمى شد به طور قاطع چيزى را از آن استنتاج كرد. گيلانى در مصاحبه مطبوعاتى خود در كاخ سفيد، پس از اين كه از آمريكا خواست حملات يكجانبه خود به خاك پاكستان را متوقف كند، ضمن اشاره به اين كه مساله مبارزه با شبه نظاميان بنيادگرا دغدغه اسلام آباد نيز هست، افزود: به طور بنيادى بايد گفت كه آمريكايى ها اندكى بى صبر و حوصله هستند. نخست وزير پاكستان در ادامه و در بخش ديگرى از سخنانش گفت: بايد همكارى هاى بيشترى با يكديگر داشته باشيم و اين وظيفه ماست چرا كه هر دوى ما به خاطر منافع خودمان درگير جنگ مشتركى هستيم.
در مقابل بوش نيز كه ظاهرا بخشى از نگرانى ها و مشكلات گيلانى را در جلسه مذاكرات پشت درهاى بسته درك كرده بود در سخنان خود دوباره تاكيد كرد كه ايالات متحده تماميت ارضى و حق حاكميت دولت مركزى پاكستان را به رسميت مى شناسد. وى نيز در سخنان مشابهى به تهديد مشترك نيروهاى افراطى و تروريستى اشاره كرد و پاكستان را متحدى قدرتمند براى آمريكا خواند. به رغم اين كه هنوز اطلاعاتى از نتايج مذاكرات گيلانى و بوش منتشر نشده است، به عقيده تحليل گران هدف اصلى گيلانى در اولين سفر خود به واشنگتن، اعلام اين مطلب بوده است كه اغلب پاكستانى ها خواستار صلح و همكارى با آمريكايى ها هستند. البته در واقع آن چه بايد در اين گزاره جايگزين اغلب پاكستانى ها شود دولت پاكستان است چرا كه دولت گيلانى و حزب مردم همان طور كه گفته شد با مذاكرات صلح خود با طالبان و ساير گروه ها موجب رنجش واشنگتن شده و اكنون براى منافع دولتى و ملى خواستار بهبود و تقويت روابط هستند و در طرف مقابل مردم پاكستان به خاطر شرايط خاص حاكم بر اين كشور هنوز دچار احساسات ضد آمريكايى هستند.
دولت آمريكا در ماه هاى گذشته وعده صدها هزار دلار كمك مالى به دولت و ارتش پاكستان داده است به شرطى كه ارتش اين كشور بار ديگر مبارزه با بنيادگرايان را در مناطق شمالى پاكستان از سر بگيرد.
اين در حالى است كه پيش از فوريه اسنادى كه از سوى پنتاگون منتشر شده بود نشان مى داد در فاصله سال هاى ۲۰۰۱ تا اوايل ۲۰۰۸ ميلياردها دلار كمك نظامى واشنگتن به پاكستان براى مبارزه با تروريسم صرف توسعه و تحقيقات تسليحات هسته اى پاكستان و رقابت تسليحاتى با هند شده است و همين مساله مقامات ارشد پنتاگون و وزارت خارجه را بر آن داشته بود تا دست كم به ميزان قابل توجهى از كمك هاى نظامى به اسلام آباد بكاهند.
پرسشى در اين ميان بى پاسخ است كه آيا گيلانى در آن بخش از مذاكراتى كه پشت درهاى بسته انجام شده به عمليات مشترك ارتش دو كشور در مرز افغانستان و پاكستان چراغ سبز نشان داده است يا نه ، مسلما اگر دو طرف به چنين توافقى دست يافته باشند، اعلام عمومى آن به مثابه مرگ آنى دولت گيلانى خواهد بود و طبيعى است كه حتى الامكان نخست وزير پاكستان از صحه گذاشتن بر اين مطلب اجتناب كند، اما چيزى كه در نهايت ماهيت اين توافق ها را برملا خواهد ساخت عملكرد نيروهاى نظامى آمريكا طى هفته هاى آينده در مناطق مرزى افغانستان و پاكستان است.
منبع:Iidiplomacy


|   شناسنامه   |   آرشيو   |