|
سرمقاله
ساقى بيا كه يار ز رخ پرده برگرفت
دكتر محسن اسماعيلى
سوم شعبان روز ميلاد پرشكوه يكى از برجسته ترين فرزندان آدم است. حسين (عليه السلام) زيباترين روايت از انسان و انسانيت است و اگر قرار باشد نمونه و مصداقى از انسان كاملى كه مسجود فرشتگان است، ارائه شود، بى ترديد، او يكى از معدود نمونه هاى تاريخ به شمار مى رود. داستان زندگى او، از ولادت تا شهادت گنجينه بسيار كم نظيرى براى تهذيب فرد و تاسيس جامعه اى است كه تراز قرآن و آرمان ديرينه بشريت بوده و هست. او نشان داد كه چگونه مى توان در اوج عرفان فردى، حماسه جمعى آفريد و چگونه سراينده پر شور نيايش هايى چون عرفه مى تواند بر مسند خطبه هاى سياسى هم بنشيند و براى اصلاح جامعه و مردم (ونه اصلاح دين؛ آن گونه كه برخى به اشتباه گفته اند و نوشته اند) شمشير هم بكشد و شايد همين نيز يكى از رازهاى محبت مكنون او در قلب ها است. آتشى كه از عشق به او در دلها تا ابد شعله مى كشد و فروكش هم نخواهد كرد، تنها يك خبر غيبى نيست كه پيامبر خدا از اراده تكوينى رب داده باشد؛ چه بسا همين جامعيت اضداد هم- كه البته از پدر نيز به ارث برده است- جذابيتى مضاعف به سالار شهيدان داده است. تمايل فطرى ما انسان ها كششى قابل درك به سوى كسانى دارد كه در اوج معنويت و عرفان، از درد همنوعان نيز غافل نباشند و نه تنها مصباح هدايت اند كه سفينه نجات نيز به شمار مى روند. حسين عليه السلام افزون بر همه كمال ها و حسناتى كه اهل عصمت و طهارت داشته اند، داراى ويژگى هاى منحصر به فردى هم هست كه از گذشته هاى دور تحت عناوينى نظير، خصايص الحسينيه، محور تحقيق و تدوين بوده است و اين يكى از آن خصايص است.
او نه تنها همانند مصباحى جهان افروز تا ابد روشنى بخش جويندگان حقيقت است و به آنان ارائه طريق مى كند كه مانند سفينه نجات، دستگير غرق شدگان درياى جهالت و بطالت هم هست و تا ايصال به مطلوب آنان را رها نمى كند. درست است كه بنا به تشبيه پيامبر خدا مثل اهل بيت (همه و تك تك آنان) مثل كشتى نوح است كه هر كس بر آن سوار شود نجات مى يابد و هر كس از آن سربپيچد هلاك مى شود، اما سالار شهيدان افزون بر اين، كشتى نجات است. او به انتظار نمى نشيند تا درماندگان خود به سراغ او آيند؛ بلكه همانند يك مامور نجات غريق به دنبال نيازمندانى مى چرخد كه ممكن است حتى به نيازخود نيز آگاه نباشند و چنين است كه پيامبر مى فرمايد: ان الحسين مصباح الهدا و سفينه النجاه و باز بر همين اساس است كه شمار هدايت شدگان به واسطه او در دنيا افزون تر و مشمولان شفاعتش در آخرت انبوه ترند. مى دانم و مى دانيم كه امامان همه نور واحدند، اما همچنين مى دانيم كه هر يك ممكن است در تجلى اسم يا اسماء، خاص الهى ظهور بيشترى داشته باشند و اين با نور واحد بودن آنان منافاتى ندارد. اينك ماييم و حسين؛ هدايت و شفاعت او را در دعا و عمل طلب مى كنيم و با فروتنى تمام در برابر قله ناديدنى عظمت او سر فرود مى آوريم و به همه آنان كه در طول تاريخ به راه او رفته اند درود مى فرستيم؛ رجالى را مى گويم كه مومنانه بر پيمان خود ايستادند، چه آنان كه شهد شهادت نوشيدند و چه آنان كه منتظرند و هنوز هم پاسدار عهد خويش اند و چرب و شيرين دنيا و يا بى مهرى اين و آن نتوانسته است عزت و غيرت حسينى را از آنان بربايد. اين روز بزرگ بر همه آنان مبارك و خجسته باد.
|