|
در گفت و گو با رييس پژوهشكده فرهنگ اسلام و ايران مطرح شد
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
در گفت و گو با رييس پژوهشكده فرهنگ اسلام و ايران مطرح شد
راهبردهاى سه گانه پيامبراعظم(ص) براى وحدت امت اسلامى
اتحاد و انسجام جامعه اسلامى ، از مهم ترين مسائلى است كه امروزه دغدغه اصلى مسلمانان جهان و به خصوص ايرانيان است. در خصوص راهكارها و راهبردهايى كه پيامبر عظيم الشان اسلام در جامعه جاهل آن زمان براى اتحاد وانسجام مسلمانان به كار بردند، با دكتر سيد حسين حسينى عضو هيات علمى دانشگاه شهيد باهنر ، رييس پژوهشكده فرهنگ اسلام و ايران گفت وگويى داشته ايم: * پيامبر اسلام (ص) چگونه امت واحده اسلامى را تشكيل دادند؟ قبل از پاسخ دادن به اين سوال بايد گفت تاريخ به دو بخش تقسيم مى شود : تاريخ نقلى و تاريخ تحليلى؛ تاريخ نقلى ، نقل رويداد است ، يعنى حادثه اى را پشت حادثه اى ديگر و رويدادى را بعد از رويدادى ديگر نقل مى كنيم. بسيارى از مباحث تاريخ اسلام، تاريخ نقلى است وكمتر به تاريخ تحليلى پرداخته است. اما تاريخ تحليلى به تحليل رويداد مى پردازد و در تاريخ تحليلى مى توانيم از رويدادهاى گذشته براى امروز درس عبرت بگيريم . تاريخ تحليلى پلى مى زند ميان گذشته ، امروز وآينده. اما ببينيم كه پيامير اعظم(ص) درزمان خودشان - زمان جاهليت - از چه راهبردها و راهكارهايى استفاده كردند تا جامعه متشتت آن روز را به يك جامعه واحد تبديل كنند. پيامبر در آن دوران ۳ كار انجام دادند: ۱- ايجاد جامعه مدنى ۲- ايجاد امت واحده اسلامى ۳- حركت به سمت تمدن فراگير اسلامى. بايد بين اين سه واژه تفاوت قايل شويم ؛ جامعه مدنى يعنى تشكيل يك جامعه و يك حكومت با يك قلمرو جغرافيايى خاص. « امت واحده اسلامى» از قلمرو جغرافيايى فراتر مى رود و جنبه منطقه اى پيدا مى كند كه اين حادثه در كل عربستان آن زمان اتفاق افتاد . اما «تمدن اسلامى » مفهوم تمدن يك واژه فراملى و فراجغرافيايى است و مرزها را شكسته و توسعه جهانى پيدا مى كند. ايجاد تمدن اسلامى در سالهاى آخر حيات پيامبر اسلام وبعد از حيات ايشان روى داد، ولى نقطه شروع آن با تلاش پيامبر اسلام بود. * چگونه مى توانيم راهكارهايى را كه پيامبر(ص) براى وحدت امت اسلامى به كار مى بردند از سيره ايشان استخراج كنيم ؟ بحث وحدت در جامعه ايرانى - اسلامى ما و نيز درجامعه جهانى اسلام بسيار قابل توجه است. بالاخره ماهم در جامعه خودمان نياز به عوامل وحدت زا داريم و اين بحث مى تواند پاسخى براى اين نكته باشد و همچنين در انسجام جهان اسلام و مقابله با توطئه هاى موجود در غرب و نيز طرح موضوع اسلامى جهانى در صحنه بين الملل ، امر غير قابل اغماضى است . بايد بدانيم داخل جامعه خودمان وهم در صحنه جهانى چگونه وحدت را سارى و جارى كنيم. بايد از سيره پيامبر (ص) درس بگيريم و مى توان جامعه امروز را با چنين تحليل هايى به سيره پيامبر(ص) متصل كرد . درواقع ما با تحليل وقايع صدر اسلام، اصول ، قوانين و اسلوب هايى را استخراج مى كنيم تا در دنياى امروز خودمان از آن استفاده كنيم . وقتى يك بحث جامعه شناختى مطرح مى شود، شروع مى كنيم به حدس زدن. اگر حدس ما برمدار علمى باشد ، اعتبار علمى دارد . در مورد اين موضوع، بحث اين است كه در جامعه خودمان براى ايجاد وحدت چه عواملى را بايد به كار بگيريم و بعد بر اين اساس حدس هايى را مطرح مى كنيم تا به تحليل نهايى برسيم . اما شيوه ديگر اين است كه براى يافتن حدسمان به تاريخ اسلام مراجعه مى كنيم و با شيوه تاريخ تحليلى ، از سيره پيامبر (ص) حدس ها را اخذ مى كنيم . در واقع عبرت آموزى و سيره آموزى و رجوع و پيروى از سيره پيامبر(ص) همين است . امروز ما به اين شيوه دوم بيش تر احتياج داريم. * لطفا درباره شرايط زمانى و جامعه اى كه پيامبر(ص) در آن زندگى مى كرد توضيح دهيد . مى توان گفت در عصر پيامبر(ص) چيزى به عنوان «جامعه» وجود نداشت، زيرا جامعه درعلم جامعه شناسى تعريف خاصى دارد . جامعه مجموعه اى است با يك رنگ مشترك و يا اهدافى مشترك در قلمروى خاص. معمولا در هر جامعه حكومت نيز وجود دارد . حال نوع حكومت هر چه باشد ، به هر حال قانون واحد وجود دارد .واقعا چيزى به عنوان يك جامعه در آن عصر وجود نداشته و اگر هم بوده، يك شرايط اجتماعى خاص بوده است . براى مثال فرض كنيد در ابعاد فرهنگى خط فكرى واحدى وجود نداشت . يكى آفتاب پرست بود ، يكى ماه پرست . گاهى بتى را با خرما درست مى كردند و آخر شب هم گرسنه مى شدند و آن خدا را مى خوردند! اگر همه آفتاب پرست باشند ، بهتر و راحت تر مى توانيد آن جامعه را جمع كنيد تا اينكه يكى آفتاب پرست باشد و يكى خرما پرست. از لحاظ جغرافيايى هم بسيار پراكنده بودند. اگر يك گروه و مردمى دريك مكان خاص متمركز باشند، بازهم بهتر مى توان به آنها احاطه داشت تا اينكه هر فرد و گروهى در گوشه اى براى خود متفرق باشند. از لحاظ حاكميت هم هر طايفه اى قانون خاص خودش را داشت و حاكميت سياسى واحد برقرار نبود. بنابراين يك شرايط كاملا پراكنده وجود داشت. * پيامبر (ص) در جامعه جاهلى آن زمان از چه عوامل و راهكارهايى براى وحدت امت اسلامى استفاده كردند؟ اين راهكارها به سه بخش تقسيم مى شوند: ۱- راهبردهاى حكومتى و سياسى ۲- راهبردهاى فرهنگى و عقيدتى ۳- راهبردهاى ارزشى و اجتماعى تمام مسائلى كه در بخش راهبردهاى حكومتى و سياسى قرار مى گيرند، به نوعى از موضع گيرى ها و كاركردهاى سياسى پيامبر اعظم(ص) با هدف پالايش و آماده سازى وضعيت بالفعل و شرايط خاص جامعه اسلامى شمرده مى شوند . اين نوع تلاش ها شامل سياست هايى است كه پيامبر اعظم(ص) در بستر جامعه آن زمان ، با جهت دستيابى به امت واحده اتخاذ كرده اند.تدابيرى كه نزد قرآن مجيد در راستاى اهداف بزرگ انبيا تلقى مى شوند. از جمله اين روش ها والگوهاى سياسى عبارتند از: مبارزه و انقلاب سياسى ، تشكيل نظام حكومتى، حاكميت اسلام و تدابير دفاعى و جهادى. جلوگيرى از تشتت و پراكندگى اجتماعى جامعه آن روز در برابر ايجاد نوعى وحدت سياسى ، راهى براى تحقق جامعه اسلامى است . در واقع اين استراتژى را مى بايست اولين قدم در مسير تحقق امت واحده دانست . پى ريزى يك نظام واحد سياسى، مهم ترين عامل در ايجاد وحدت اسلامى خواهد بود و به علاوه زمينه اى براى تشكيل امت واحده. گسترش و توسعه وحدت سياسى عربستان را بايد از استراتژى هاى حكومتى پيامبر (ص) تلقى كرد كه زمينه ساز وحدت اسلامى نيز بوده است . قلمرو نفوذ وحاكميت دولت اسلامى پيامبر اعظم(ص) از محدوده جغرافيايى مدينه فراتر رفته و نخست ، كل شبه جزيره را در بر گرفته و سپس دامنه اين حركت به خصوص در سال هاى پس از رحلت پيامبر (ص) تا مرزهاى جغرافيايى خارج از عربستان هم تسرى مى يابد. بنابراين استراتژى سياسى پيامبر (ص) تلاش در جهت دعوت توحيدى - سياسى ساير ملت ها براى الحاق به حوزه جامعه اسلامى و در نهايت تشكيل يك جامعه جهانى امت واحده بوده است. استراتژى دفاعى و جهادى پيامبر (ص) براى حفظ و دفاع از وحدت سياسى حاكم بر جامعه اسلامى و همچنين تحكيم پايه هاى آن، از جمله امورى است كه راه را براى تحقق زمينه هاى وحدت امت اسلامى در بستر درونى عربستان و نيز مسلمانان مناطق دور دست فراهم مى كرد. * راهبردهاى فرهنگى و عقيدتى پيامبر (ص) چگونه بودند؟ كاركردهاى فرهنگى و عقيدتى پيامبر (ص) شامل كليه تلاش هاى حضرت در ترسيم دورنماى مطلوب امت واحده اسلامى مى شود. اين امور موضع گيرى ها و تصميماتى است كه در ساختار فرهنگى جامعه واقع مى شود و محتواى دعوت فكرى رسول اسلام (ص) را در بر مى گيرد. مجموعه رهنمودهايى كه افكار جامعه اسلامى را به سوى ترسيم يك امت واحده سوق داده ، الگوى وحدت امت را در شكل مطلوب دينى خود براى آنان نمايان مى كند. پيامبر (ص) در مسير تحقق امت جهانى اسلام نه تنها مى بايست علايق سياسى آحاد افراد را به يك تجمع و مركز اقتدار هدايت كند، بلكه آن مقصد نهايى، بدون آگاهى افكار ، بصيرت عقلانى و جايگزينى يك آرمان سنجيده عقيدتى باسياق جهانى و فراملى هرگز عملى نمى شد. مبارزه فرهنگى پيامبر(ص) در برابر جامعه جاهلى آن زمان از دوران ۱۰ ساله در مكه آغاز شد . اين انقلاب فرهنگى كه به منظور مبارزه با انديشه هاى شرك آلود و غير توحيدى صورت مى پذيرفت ، در مجموع زمينه ساز به وجود آمدن نوعى وحدت فرهنگى در محيط آن زمان مى شد تا تشتت اعتقادى جاى خود را به پيدايش هويت واحد فكرى بدهد. مبارزه فرهنگى پيامبر(ص) در اين دوران شامل برخورد فكرى با عقايد مشركين در محدوده مباحث جهان بينى و رويارويى و ضديت با مظاهر شرك و بت پرستى و طرح عدم نفع و بهره مندى انسان از آنها بود. پيامبر (ص) با طرح گفت وگوهاى اعتقادى ، برهان توحيدى خود را در افكار مردمان مى پروراند و زمينه هاى درونى و نظرى تفكر سالم انسان ها را بيدار، آنها را به تحرك عقلانى بهينه وا مى داشت . همين اقامه برهان و دليل ، نوعى دعوت به وحدت گرايى بود. زيرا برهان حق همواره رو به سوى وحدت و الفت دارد نه تشتت و تخالف. كيفيت ترويج و استراتژى نشر و تبليغ دين توسط پيامبر اعظم(ص) نيز در جهت ايجاد امت واحده و همسو با آن بود. از روش فكرى ايشان چنين بر مى آيد كه آن حضرت ، ظرفيت هاى روحى و ذهنى مردم را كاملا موردنظر داشته و محتواى دعوت خود را متناسب با همان بستر اجتماعى خاص قرار مى داده ، تا بدين ترتيب زمينه تسرى پيام خود را به آحاد مردم فراهم كند و پايه گذار وحدت فرهنگى و سياسى باشد. از طرف ديگر پاى بندى به اصل به تدريج جامعه را دچار شقاق زود هنگام وتشتت درونى نمى سازد و وحدت نسبى پيشين را تا حدودى حفظ خواهد كرد. لذا راهى است تا بتوان شرايط به وجود آمدن وحدت فرهنگى سياسى مطلوب را فراهم كرد . پيامبر (ص) با به كارگيرى چنين استراتژى فرهنگى ، به تدريج دورنماى امت اسلامى آرمانى خود را تسبيب مى نمود. اين بستر طريقى براى ايجاد وحدت دينى در جامعه اعراب آن زمان نيز به حساب مى آمد. * پيامبراعظم (ص) براى ايجاد وحدت اسلامى، چه راهبردها و راهكارهاى ارزشى و اجتماعى را به كار گرفتند؟ ورود پيامبر (ص) به مدينه همراه با عقد قراردادهايى بين گروه هاى مختلف و گوناگون بود. اين پيمان ها را مى توان يكى از بارزترين شواهد به كارگيرى رهيافت وحدت اسلامى در جامعه آن زمان دانست. يكى از مهم ترين اين پيمان ها ، اولين قراردادى بود كه بين پيامبر اعظم(ص) و طوايف و قبايل موجود يثرب در همان ماه هاى آغازين ورود حضرت بسته شد. اين تدبير بهترين مقوله براى به وجود آوردن وحدت ملى و همبستگى دينى بود، زيرا وحدت ميان قبايل درگير ، حقوق اجتماعى يهوديان و نيز انصار ومهاجران مسلمان را تضمين مى كرد. از طرف ديگر اين پيمان مقدمات تشكيل يك وحدت سياسى و حكومتى دينى را هم فراهم مى آورد. در نخستين سالهاى ورود پيامبر (ص) به مدينه، يكى از بهترين ابتكار و استراتژى هاى مهم ايشان در به كارگيرى عامل وحدت دينى واقع مى شود. يعنى عقد مواخات ميان همه مسلمانان اعم از زن و مرد، اعلان مساوات دينى ، كار آمدترين ابزار تحقق الفت فراگير درجامعه آن زمان بود كه نشانگر كوشش پيامبر (ص) براى پيدايش يك تعلق اجتماعى بالنده بر محور ايمان به خدا بود. موضوع « اصلاح ذات البين » و سفارش ها و موضعگيرى هاى پيامبر (ص) پيرامون آن نيز در رديف راهبردهاى ايجاد برادرى قرار مى گيرد. يكى ديگر از راه حل هايى كه پيامبر (ص) در مسير بنيان وحدت امت اسلامى به كار مى گرفت ، نفى نژاد پرستى وقوميت گرايى تبعيض هاى ناروا و ناپسند در جامعه بود. همچنين بايد به استراتژى حمايت از محرومان و بيچارگان اشاره كرد. با نظر به تاريخ اسلام ، بعضى راه حل هايى ديگر نيز به چشم مى آيد كه در آنها به نحوى از ظرفيت و مقتضيات موجود جامعه آن زمان در جهت تحقق وحدت اسلامى بهره بردارى شده است . در اين رابطه تاثير كعبه مكرمه و كيفيت استفاده پيامبر اعظم(ص) از آن به عنوان يكى از ابزارهاى ارزشى وحدت ساز شايان توجه است. پيامبر اعظم(ص) از موقعيت مكانى مكه و فرصت زمانى ايام حج در مقطعى كه تمام مردم جزيره العرب به آنجا مى آمدند بهره مى برد تا دعوت توحيدى خود را به مهتران و بزرگان قبايل ارائه دهد. بهره بردارى پيامبر (ص) از اخلاق و خصوصيات روحى عرب جاهلى در جهت اهداف توحيدى و به ويژه تحقق وحدت اسلامى نيز يكى ديگر از راهبردهاى ارزشى به شمار مى آيد. پيامبرگرامى اسلام (ص) يكى از اهداف عالى رياست خود را اتمام اخلاق نيك و تكميل فضايل الهى واخلاق انسانى مى داند . بر اين اساس يكى از موارد ديگرى كه مى توان در زير مجموعه راهبردهاى ارزشى پيامبر (ص) در جهت ايجاد وحدت اسلامى ياد كرد، نحوه رفتار و برخورد فردى و آداب خاصى است كه از آن حضرت در متون تاريخى آورده اند. اخلاق نرم و خوى پر جاذبه رسول حق همواره يكى از مهم ترين ابزارهاى ارزشى وحدت دينى صفوف و فرونشاندن اختلاف ها و نزاع ها و جلب و جذب انسان هاى پاك سرشت بوده است. *حرف پايانى : به آرزوى روزى كه وحدت اسلامى ، راهى براى پيوند جوامع اسلامى به امت واحده الهى شود. بدون ترديد استجابت و پذيرش نداى وحدت طلبى پيامبر (ص) به سمت وحدت دينى ، همانا قبول و احياى حيات ابدى انسانى و الهى امت اوست.
|
|
|
|
|
فراز و فرود اصلاحات در عصر اميركبير
يكى از ويژگى هاى عمده قرن نوزدهم اين بود كه اين قرن با تلاش هاى دولت استعمارى در مناطق مختلفى همچون آسيا و آفريقا آغاز شد و با رقابت هاى آنها در صحنه بين المللى تداوم يافت. اين مساله كه در نظام استعمارى كسب منافع سياسى و اقتصادى، قدرت هاى استعمارگر را به بيرون از مرزهاى ملى خود رهنمون ساخت، باعث شد كه اولا: حوزه هاى سياسى و اقتصادى جديدى در كانون توجه استعمارگران قرار بگيرد. ثانيا: تلاش همزمان چندين دولت استعمارى بر سر كسب منافع جديد اقتصادى امكان تصادم اين قدرت ها را با يكديگر در حوزه هايى كه از نظر سوق الجيشى و اقتصادى اهميت ويژه اى داشتند افزايش داد: در واقع دولت هايى كه قبلا به اين مناطق ويژه دست پيدا كرده بودند تمامى مساعى خود را براى حفظ قلمرو خود به كار مى برند و اين قدرت ها مى كوشيدند كه از دست اندازى حريفان اقتصادى و سياسى خود جلوگيرى نمايند. به دنبال همين كشمكش ها بود كه پديده اى تحت عنوان استعمارگر مستعمره در تاريخ جهان مطرح گشت. از اين رو، كشور پراهميت ايران نيز در قرن نوزدهم در كانون توجه قدرت هاى استعمارى واقع شد. روسيه، انگلستان و فرانسه سه دولتى بودند كه به طور همزمان، ايران را مورد توجه قرار دادند و بر سر اين حوزه سوق الجيشى با يكديگر تصادم پيدا كردند. در اين دوران كشور ايران كليد فتح هندوستان بود كه يكى از مستعمرات ثروتمند آسيايى آن روز به شمار مى رفت؛ در واقع نه تنها دوست انگلستان پنجه استعمارى خود را به اين سرزمين ثروتمند افكنده بود، بلكه هندوستان مورد نظر سياستمداران روسيه تزارى و فرانسه ناپلئونى نيز واقع شده بود. بنابراين تمامى تلاش كارگزاران سياسى انگليس در امور هندوستان به حفظ اين مستعمره مهم از چنگال حريفان خود معطوف گشته بود. شدت يافتن رقابت هاى استعمارى دولت هاى اروپايى از قبيل روسيه، فرانسه و انگلستان بر سر اين حوزه جغرافيايى خواهى نخواهى ايران را نيز به نظام سياست بين المللى وارد كرد و در نتيجه رابطه ايران با اين كشورها اهميت مخصوصى يافت. اين وضعيت ايران را به صورت طعمه اى درآورده بود كه كركسان هزار هزار، گرد او را فرا گرفته بودند و بر سر استفاده از موقعيت جغرافيايى و منابع طبيعى آن منقار مى زدند و سرانجام هر يك قطعه اى ربودند و آنچه براى ايران باقى ماند منحصر به يك نوار كوهستانى دور حاشيه مركزى. چاپ اول كتاب فراز و فرود اصلاحات در عصر اميركبير تاليف دكتر محمدامير شيخ نورى توسط انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى با قيمت ۵۵۰۰ تومان در دسترس علاقه مندان است.
|
|
|
|
|
جوانى دوران جرقه هاى هويت جويى
عشرت شايق* جوانى بهار با طراوت زندگى است و گل نشاط، شادابى، تلاش، اراده، پشتكار، نوگرايى، فضيلت جويى، گرايش هاى مذهبى، احساس مفيد بودن و عشق به خدمت در اين فصل مى شكفد و حيات را فرحبخش و شيرين مى كند. گوهر گرانبهاى جوانى به سبب برخوردارى از استعدادها و قابليت شكوفايى و رشد يكى از باارزش ترين نعمات خداوند به نوع بشر است كه هر فرد تنها يك بار در اين مقطع سنى قرار مى گيرد تا شخصيت خود را يافته و در ادامه زندگى، اندوخته هاى جوانى را مايه هدايت و تنظيم كننده روابط خود با خانواده و جامعه قرار دهد. جرقه هاى هويت جويى، استقلال طلبى و تمايز يافتگى كه به نوعى با بازيابى و بازسنجى گذشته خود و جامعه همراه است در همين دوران جوانى پديد مى آيد، بنابراين بايد تلاش شود تا جوانان از اين فرصت طلايى حداكثر استفاده را نموده و تصميمات مهم و سرنوشت ساز خود را به نحو شايسته اى اتخاذ كنند و راه رسيدن به اين اهداف را ترسيم نمايند. شكى نيست كه ارتباط صحيح خانواده، مربيان و مبلغان با جوان مى تواند زمينه استفاده بهينه از دوران جوانى را براى دختران و پسران هموار و اميد به آينده هاى روشن را در آنان بارور سازد كه در اين صورت تصميماتشان متعالى و هدفدار خواهد شد و به خوبى خواهند توانست با روى گشاده و آرامش درونى با سختى ها و مشكلات مسير زندگى مواجه شوند و با پشت سر نهادن آنها ظرفيت رشد يافته و از اين مراحل لذت هم ببرند. جوان اين چنينى از روبه رو شدن با رويدادهاى آينده واهمه اى نخواهد داشت و در هر لحظه خود را در حال حركت به سوى كمال خواهد ديد. شايد در ابتداى امر پاسخ اين سوال كه با چه شيوه اى و چگونه با نسل جوان روبه رو شويم آسان به نظر آيد ولى آن گاه كه با پيچيدگى هاى دوران حساس و سرنوشت ساز جوانى و ظرافت هاى شخصيتى او مواجه شويم اهميت سوال و نيز سختى پاسخ به آن، خود را بهتر آشكار مى سازد. بدون ترديد آسيب پذيرترين و در عين حال پرانرژى ترين و باارزش ترين قشر از اقشار جامعه، جوانان هستند. جوانان به مثابه آينده سازان و گردانندگان آينده جامعه، اصلى ترين سرمايه هر كشور محسوب مى شوند. فرآيند تغيير در نگرش و رفتار جوانان در مقايسه با بزرگسالان راحت تر انجام مى پذيرد چرا كه بعد احساسى نگرش و بينش جوانان نسبت به افراد و پديده هاى مختلف، بسيار مهم و در عين حال سريع التغيير است، در حالى كه بزرگسالان پاى بندى و مقاومت فكرى بيشترى نسبت به باورها، ارزش ها و اعتقادات از خود نشان مى دهند. بنابراين بسيار طبيعى و منطقى به نظر مى رسد كه مخاطبان اصلى دشمنان فرهنگى، نسل جوان جامعه ايران اسلامى باشد. براى مصونيت بخشى جوانان از آسيب هاى فردى و اجتماعى و هدايت و راهنمايى آنان لازم است كه با جوانان ارتباط موثر و مفيد برقرار كنيم يعنى در دل جوانان جايى براى خود باز و محبت آنان را جذب كنيم. بدون ارتباطات موثر اجتماعى، جوانان نمى توانند به رشد و شكوفايى مطلوب شخصيت برسند. اگر خانواده ها، مربيان و مبلغان با راهبردهاى يارى بخش رفتار ارتباطى با جوان آشنايى كافى داشته باشند قطعا مى توانند با ارايه رفتار ارتباطى كارآمد، سازنده و موثر، مسايل جوانان را به نحو شايسته اى حل نمايند. براى ارتباط با جوانان شرايط و ويژگى هايى وجود دارد كه بدون تحقق آنها، ايجاد ارتباط سالم، مفيد و تاثيرگذار امكانپذير نيست. تعريفى كه از ارتباط خواهيم داشت موضوع را روشن تر مى سازد. ارتباط عبارت است از فن انتقال اطلاعات، افكار و رفتارهاى انسانى از يك شخص به شخص ديگر و به تعبيرى ديگر ارتباط عبارت است از تمام روش هايى كه از طريق آن ممكن است ذهنى بر ذهن ديگرى تاثير بگذارد. اين عمل نه تنها با نوشته يا صحبت كردن، بلكه حتى با موسيقى، هنرهاى تصويرى و به طور كلى با تمام رفتارهاى انسانى عملى است و پيام دهندگان به چهار شكل گفتارى، شنيدارى، نوشتارى و ديدارى مى توانند با مخاطبان خود ارتباط برقرار سازند كه در اين ميان بيش از هفتاد و پنج درصد ارتباطات افراد از طريق گفتارى و شنيدارى صورت مى گيرد و اين حجم از ارتباطات، در واقع نشانگر اهميت ايجاد ارتباط از طريق گفتن و شنيدن مى باشد. با توجه به موارد مطرح شده به اين نتيجه مى رسيم كه براى ارتباط با جوانان داشتن برخى شرايط و ويژگى ها الزامى بوده و جنبه كاربردى دارد كه مهم ترين آنها عبارتند از بصيرت و آگاهى، خيرخواهى و خلوص نيت، ايمان به هدف و باور حقيقى توانايى هاى جوانان. داشتن دانايى، هوشمندى، درايت و معرفت عميق از مهم ترين اركان شخصيت پيام دهندگان است. مربيان و مبلغانى كه اين ويژگى ها را نداشته باشند نبايد گام در عرصه تبليغ و ارتباط با نسل جوان بنهند زيرا اگر پيام دهنده ناآگاهى، پيام گيرندگان متعددى را از روى بى بصيرتى و ناآگاهى راهنمايى كند خسارت، جبران ناپذيرى به عمر و زندگى نسل جوان وارد خواهد ساخت. مربيان و مبلغان به عنوان پيام دهندگان بايد از اعماق قلب خويش خيرخواه نسل جوان بوده و از سر احساس مسووليت و خلوص نيت با آنان مواجه شوند. خيرخواهى و خلوص نيت حقيقى پيام دهندگان براى جوانان اثر وضعى معجزه آسايى دارد و اين دو عنصر چنان تاثيرى در گفتار و كردار مربيان و مبلغان مى گذارد كه نسل جوان را شيفته خود مى كنند و آنان را به پذيرش پيام و عمل به آن وادار مى سازند. ايمان و باور قلبى به پيام و اهداف آن نيز پشتوانه محكمى است كه پيام دهنده را در امر رساندن پيام يارى مى كند. از همين رو پيام دهنده پيش از اقدام به ارتباط و رساندن پيام بايد ايمان و باور خود را نسبت به پيام و اهداف آن بسنجد و آن گاه كه مطمئن گرديد خود به محتوا و اهداف پيام باور قلبى دارد با ارتباط با جوان و ابلاغ پيام مبادرت ورزد. در كنار ايمان به هدف و پيام، داشتن ايمان قاطع و باور حقيقى به توانايى ها و شايستگى هاى جوان از سوى مربيان و مبلغان ضرورى است. بايد به قدرت انسانى جوان كه توانايى ها، استعدادها و صلاحيت هاى فراوانى را در او پديد مى آورد ايمان داشت و به منزلت و شخصيت جوان اذعان نمود تا شرايط براى انتقال پيام مهيا شود. تا زمانى كه به جوان حرمت ننهيم و او را به رسميت نشناسيم نمى توانيم با او ارتباط موثر برقرار نموده و مربى مفيد و همراه تاثيرگذارى برايش باشيم. * مدير مجموعه فرهنگى و تاريخى سعدآباد
|
|
|
|
|
آيت الله كاشانى
عنوان: زندگانى سياسى آيت الله كاشانى نويسنده: مسلم تهورى ناشر: بوستان كتاب سيدابوالقاسم كاشانى در سال ۱۲۶۰ ه.ش برابر با ۱۳۰۰ ه.ق در تهران ديده به جهان گشود. وى در خانواده اى مذهبى و دانش پرور كه با چندين واسطه به امام سجاد (ع) مى رسد، با سرپرستى پدرش آيت الله سيد مصطفى كاشانى بزرگ شد. او دوران كودكى را همراه همسالان خود در تهران سپرى كرد. دورانى كه فقر و گرفتارى همچون بومى شوم بر سر دوستان او سايه افكنده بود و آنان سخت گرفتار فقر وفلاكت بودند؛ فقرى كه منشا آن، حكومت پادشاهان خودكامه و استعمار و سلطه بيگانگان بود. سيد نيز در همان دوران كودكى، از ديدن فقر و گرسنگى همسالان خود رنج مى برد و درد خود را با پدر در ميان مى گذاشت. وى از نوجوانى به عمق انديشه، دقت نظر، كرامت نفس و بزرگى همت مشهور بود. آيت الله سيد مصطفى كاشانى كه آثار نبوغ و استعداد را در چهره نوجوان شانزده ساله خود مى ديد از آنجا كه تهران محل مناسبى براى تربيت علمى فرزندش نبود، از وى خواست تا آماده سفر به عتبات عاليات و نجف اشرف شود. سيد ابوالقاسم بايد از كوچه ها و خاطرات دوران كودكى خداحافظى و دورى دوستانش را تحمل مى كرد، زيرا هدف هاى بلند او با ماندن در تهران عملى نمى شد. وى در ۲۵ سالگى به درجه اجتهاد رسيد و در رديف بزرگان حوزه نجف قرار گرفت. پس از بازگشت به ايران در عرصه هاى سياسى و اجتماعى وارد شد و تا پايان عمر خود براى نجات كشور از بند استعمار پايدارى ورزيد.
|
|
|
|