يكشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۷
۸ شعبان ۱۴۲۹ - ۱۰ اوت ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۶۵۵
جوان ورزشى
Tel: 88894335
sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
سرمقاله
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
سراى ايرانى
جامعه
زندگى
انديشه
آرشيو
تماس با ما
ناكامى برترين تنيسورهاى جهان در مسترزسين سيناتى
يك تقابل آشكار و پنهان
ناكامى برترين تنيسورهاى جهان در مسترزسين سيناتى
نادال امپراتورى فدرر را فرو ريخت
شيوا نوروزى
رقابت هاى تنيس سين سيناتى راجر فدرر سوئيسى را بيش از گذشته به حاشيه برد و روند ناكامى هاى او را تكميل كرد. زمانى كه مسابقات مسترز سين سيناتى به مرحله يك چهارم نهايى خود رسيد رافائل نادال اسپانيايى كه چند ماهى است در تعقيب رقيب اصلى خود است به مصاف حريف اكوادورى رفت و با برترى مقابل نيكلاس لاپنتى تراژدى ديگرى براى فدرر رقم زد. نادال كه با نتيجه ۶-۷ و ۱-۶ لاپنتى را مغلوب كرد توانست به امپراتورى فدرر در صدر جدول رده بندى بهترين تنيسورهاى دنيا خاتمه دهد. نادال كه توانسته بود قهرمانى ويمبلدون را پس از ۵سال از چنگ حريفش بربايد، اين بار توانست با صعود به نيمه نهايى مسترز سين سيناتى جايگاه نخست بهترين تنيسور را پس از چهار سال و نيم از امپراتورى فدرر خارج كند. به اين ترتيب در رنكينگ اين ماه فدراسيون بين المللى تنيس كه به زودى منتشر مى شود نادال قطعا در مكان نخست قرار خواهد گرفت. نادال پيروزى برابر لاپنتى را بسيار سخت توصيف مى كند واز نتيجه اى كه كسب كرده بسيار خوشحال است:
«بازى واقعا سختى بود و البته من هم كمى خسته بودم و آنچنان كه مى خواستم نشد.
ولى هواى رطوبتى اينجا چندان در عملكرد تنيسورها بى تاثير نبوده و قطعا به اين فكر مى كردم كه بايد به نيمه نهايى صعود كنم. خوشحالم كه بالاخره توانستم از راجر پيشى بگيرم. من در اين سه سال گذشته تمرينات سختى را داشتم و مسابقات نفس گيرى را پشت سر گذاشتم اما با اين كه در بسيارى از تورنمنت ها موفق بودم اما همچنان در مكان دوم رنكينگ بودم. از اين رو رسيدن به صدر بهترين ها هدف اصلى ام بود.»
اما راجرز فدرر اين روزها تلخ ترين روزهاى ورزشى اش را سپرى مى كند چرا كه امسال نتوانسته هيچ يك از گرنداسلم ها را از آن خود كند و اين در حالى است كه اولين قهرمانى ويمبلدون را در سال ۲۰۰۳ تصاحب كرد. فدرر ۲۷ ساله تنها اميدش به المپيك پكن و تنيس اوپن آمريكا است: مسابقات سين سيناتى هم مانند ويمبلدون است و از نظر من هيچ تفاوتى بين اين ۲ تورنمنت وجود ندارد. زمانى كه به اين مسابقات آمدم ، فقط و فقط به پيروزى و البته كسب جام قهرمانى فكر مى كردم. اما چيزى كه من انتظار داشتم رخ نداد. قبل از آغاز اين مسابقات همه به من هشدار مى دادند كه به عنوان برترين تنيسور جهان كه تا پيش از مسترز سين سيناتى در اختيار من بود در خطر است. همين بود كه نتوانستم تمركز لازم را داشته باشم.
با اين حال راجر فدرر برجسته ترين چهره ورزشى سوئيسى در المپيك پكن است. فدرر كه بيست و هفتمين سال تولدش را جمعه و همزمان با مراسم افتتاحيه المپيك جشن گرفت پرچم دار كاروان ورزشكاران كشورش نيز بود: «شگفت آور است كه ورزشكارى روز تولدش را با حمل پرچم كشورش آن هم در افتتاحيه المپيك جشن بگيرد. از طرفى من هنوز يك شانس براى خاتمه دادن به طلسم ناكامى هايم در سال ۲۰۰۸ دارم و آن هم كسب مدال طلاى اين مسابقات است. به علاوه كه امسال هيچ مقامى را نتوانستم به ۱۲ عنوان قهرمانى در گرنداسلم هاى مختلف اضافه كنم.»
نادال هم كم آورد
تنيس مسترز سين سيناتى براى هيچ يك از نامداران اين رشته خوش يمن نبود و آنها كه حتى پيش از آغاز مسابقات از پيش برنده خوانده مى شوند نيز تا انتهاى رقابت دوام نياوردند. نواك نوكوويچ حريف رافائل نادال شد و در نهايت اين اسپانيايى را در رسيدن به جام قهرمانى ناكام گذاشت. نادال هم براى حذفش عذر و بهانه اى آورده كه اغلب ورزشكاران پس از عدم نتيجه دلخواه به زبان مى آوردند: «من رافائل هميشگى نبودم و در طول اين تورنمنت هرگز نتوانستم آن گونه كه مى خواستم بازى كنم. نواك واقعا فوق العاده ظاهر شد و در نيمه بازى بودم كه متوجه شدم امروز روز من نيست ونمى توانم او را شكست دهم كه متاسفانه حدسم درست از آب درآمد.»
همان طور كه پيش تر گفته شد مسترز سين سيناتى براى هيچ كس خوش يمن نبود. در فينال رقابت ها اندى موراى توانست تنيسور شماره ۳ جهان را مغلوب كند و او هم شگفتى ساز شد. موراى در يك بازى كاملا برتر از سد نوكوويچ صربستانى گذشت و كاپ قهرمانى را به ويترين افتخاراتش افزود: «در هفته اى كه گذشت من و نواك مسابقات زيادى را براى رسيدن به فينال پشت سر گذاشتيم ولى اين من بودم كه نشان دادم شايستگى صعود به مكان ششم رنكينگ جهانى را دارم.
فكر مى كنم توانايى رسيدن به ديگر گرنداسلم ها را نيز دارم.» موراى كه تازه براى ديگر جام ها نقشه كشيده تنيس اوپن آمريكا را پيش رو دارد اما پيش از آن بايد به پكن برود كه فشردگى اين رقابت ها نارضايتى اغلب تنيسورها از جمله موراى را به همراه داشته است: متاسفانه المپيك دقيقا بعد از دو مسترز و قبل از يك گرنداسلم برگزار مى شود و همين كار را براى همه سخت كرده ولى به عقيده من كسى كه بتواند در المپيك بدرخشد و مدال كسب كند قطعا در اوپن آمريكا هم موفق خواهد بود.
اندى موراى بريتانيايى كه براى اولين بار به نخستين قهرمانى در يكى از گرنداسلم هاى مطرح رسيده است راه طولانى براى مبدل شدن به بهترين تنيسور جهان را دارد و تا پيش از مسترز سين سيناتى رده هشتم رنكينگ را در اختيار داشت و حال با اين قهرمانى در رده ششم تثبيت شد.
موراى عضو تيم ملى تنيس بريتانيا نيز است و به همراه برادرش در قسمت دوبل نيز شركت خواهد كرد. به علاوه اين موفقيت سبب شده كه موراى بالاترين جايگاه رده بندى در دوران حرفه اى اش را تجربه كند.
يك تقابل آشكار و پنهان
تيم ملى و مسئله لژيونرها
وحيد رسولى
اگر برخى نقل قول ها را مبنا بگذاريم، يك اختلاف سليقه آشكار و نوعى درگيرى پنهان بين سران فدراسيون فوتبال و على دايى بر سر دعوت يا عدم فراخوانى لژيونرهاى اروپايى به مسابقات بعدى تيم ملى به وجود آمده است. وقتى مى گوييم فدراسيون منظورمان على كفاشيان رئيس اين نهاد است، وگرنه وقايع ماه هاى اخير نشان مى دهد نفراتى چون تاج، محمدى و شفق ، يا مسئله فوق جز شرح وظايف شان نيست و يا ترجيح مى دهند در اين گونه مناقشه ها دخالت نكنند. پس از اين كه دايى مجوز صعود از مرحله اول انتخابى جام جهانى را گرفت بيش از پيش به اين باور رسيد كه مى تواند در مرحله نهايى انتخابى هم چنين كند. فاكتورهايى در اين ارتباط هست كه سرمربى تيم ملى را در اين زمينه مصرتر كرده است.اين كه از هر گروه دو تيم مستقيما بالا مى روند و تيم هاى سوم گروه ها نيز بعدا در ستيز با يكديگر و نماينده متوسط اقيانوسيه شانس مجردى براى سفر به آفريقاى جنوبى مى يابند اين فرضيه، نه چندان نامقبول را به وجود آورده است كه مرحله بعدى پيكارها اگر از مرحله قبلى آسان تر و خوش  فرجام تر نباشد، سخت تر هم نخواهد بود. دايى چه قبل و چه بعد از اردوى اروپايى اخير تيم ملى در اروپا كه وى بر مثمرثمر بودن آن بسيار پاى فشرده به اين نكته اشاره كرد كه با همين تركيب جوان و بدون لژيونرها هم صعود خواهيم كرد اما درست در همان روزها كفاشيان در مصاحبه هايى در تهران كه مشخص بود هدف اصلى آن پيام رسانى به دايى در خصوص لزوم دعوت لژيونرهاى اروپايى به ديدارهاى بعدى تيم ملى است. تاكيد كرد كه لژيونرها به تيم ملى فراخوان مى شوند.
يك طرف قضيه
از چند سال پيش نيز اين فرضيه طرفدارانى داشته كه لژيونرهاى فوق آن طور كه بايد و چنان كه از آنها انتظار مى رود، در بازيهاى تيم ملى مى درخشند و انگيزه هاى لازم را ندارند، بنابراين اگر ميدان به جوان ترهايى داده شود كه براى رسيدن به درجه و مرتبه لژيونرها حاضر به هر گونه جان فشانى هستند، به نفع همگان تمام خواهد شد. اما اين فقط يك سوى قضيه است زيرا عده اى هم معتقدند نوع و چگونگى استفاده از لژيونرها و نامداران نيز شرط است و گاهى حتى حضور ۲۰ دقيقه اى اين بازيكنان به خاطر كلاس بالا و كارايى ويژه اى كه دارند، مى تواند باعث بهروزى تيم ملى شود و در برخى مسابقات خاص حتى به حضور ۹۰ دقيقه اى آنها در ميدان نياز است و اين كه تصور شود هر روز و در هر مسابقه و با استفاده از جوانترها و كنار گذاشتن لژيونرها مى توان به هدف رسيد، برداشتى اشتباه است و اين قبيل بازيگران هستند كه به خصوص حالا و با رسيدن روزهاى سخت و اصلى انتخابى جام جهانى ۲۰۱۰ مى توانند حوادث بزرگى را به سود كشورمان رقم بزنند.
در معرض ترديد
اما اين كه على دايى هنر و توان استفاده مطلوب از آنها به شكلى كه گفتيم، را داشته باشد در معرض ترديد قرار دارد. تاكيد مكرر و غير ضرورى او بر لزوم استفاده از جوانان نشانگر اين است كه او ابتدا ساكن و در اصل به موضوع فراخوانى افراد موفق گرايشى ندارد و ترجيح مى دهد با نفرات داخلى كار كند. او حتى از لژيونرهاى اماراتى نيز بيشتر روى مهره هايى مثل شجاعى تاكيد داشته (كه او نيز اخيرا به اروپا كوچ كرده است) و به طرز غير قابل توجيهى از كنار نام هاى معدنچى و كاظميان كه از قضا تيم ملى به آنها نياز مبرم دارد، گذشته است. مجموعه اين مسائل و رويكردها اين باور را به وجود آورده است كه دايى كار كردن با بازيكنان مطيع و افرادى كه احتمالا به زعم وى حرف گوش تر هستند ارجح مى دارد و كسانى را كه سر سخت اند و به خاطر شهرت، نام شان بر تيم ملى سنگينى مى كند، نمى پسندد.
چون دايى رسما و به وضوح به اين نكات اشاره نكرده، نمى توان روى اين باورها پاى فشرد و بارها دليل عدم دعوت از مهدوى كيا و هاشميان را مصدوميت آنان ذكر كرده اما از يك سو آسيب ديدگى هاى فوق اينك ترميم و رفع شده است و بنابراين منعى در خصوص دعوت شان نيست و از طرف ديگر عملكرد فعلى دايى به عنوان ناقض اكثر حرف ها و كارهاى او در گذشته، به اندازه كافى ترديد برانگيز است.
ضد و نقيض ها
دايى در آخرين سالهاى بازيكنى اش در تيم ملى بارها از لزوم استفاده از باتجربه ترها گفت و ادامه حضور خود در ميدان را نيز در سايه و پرتو همين فرضيه توجيه و توصيف مى كرد و معتقد بود كه در ميدان هاى بزرگ بايد از نامداران سود جست، زيرا به زعم وى جوانترها در آن جا جواب نخواهند داد و چطور حالا در مقام سرمربى تيم ملى يقينا خلاف اين عمل مى كند، مسئله اى است كه احتمالا خود او هم نمى تواند جواب آن را بدهد و توضيحى را براى آن بياورد. در چنين فضايى بايد به كفاشيان حق داد كه در آستانه فراخوانى ملى  پوشان براى مرحله نهايى انتخابى جام جهانى از دعوت لژيونرها مى گويد. شايد تصور شود كه جملات رئيس فدراسيون، دايى را در برابر يك الزام كارى انجام شده قرار مى دهد و وى را ناگزير به دعوت از نفرات مورد بحث خواهد كرد. اما اينك كه پيكارهاى جهانى غرب آسيا در تهران از راه رسيده و دايى با همان نفرات ماه هاى اخير پاى به اين مسابقات گذاشته و لژيونرهاى اروپايى همچنان در محاق هستند، تشخيص پايان كار و دعوت يا عدم فراخوانى لژيونرهاى مورد بحث سخت مى نمايد.
يك ياغى؟!
با اين حال اين يك فرض بسيار محتمل است كه دايى بعد از اتمام مسابقات غرب آسيا كه با اكتفا به نكونام و شجاعى و از جمع لژيونرهاى اروپايى و رويكرد به يكى دو چهره مقيم امارات در عمل به سياست هاى خود ادامه بدهد و سران فدراسيون نيز نظر به تنگ بودن وقت مجبور به تمكين و بهتر بگوييم تحمل وى شوند! مسئله على كريمى را بايد از همه نفرات ديگر دشوارتر و لاينحل تر دانست زيرا اگر سرمربى صاحب اين فرضيه و تصور كلى باشد كه كنار آمدن با نام هاى بزرگ مثل هاشميان و مهدوى كيا سخت است كريمى در دفتر محاسبات و نگاه وى به خاطر اظهارات و مصاحبه هاى چندى پيش اش لابد تبديل به يك ياغى شده و جالب تر اين كه در حالى كه سران فدراسيون كه پيكان انتقادات كريمى متوجه آنان بود از حق شان گذشته و دعوت مجدد وى را بلامانع دانسته اند، دايى از حق ديگران نمى گذرد(!) و حتى توصيه هاى سران درجه اول كشور نيز در اين ارتباط مورد توجهى بايسته قرار نگرفته است .با توجه به جدول رقابت هاى پيش رو همان طور كه قبلا گفتيم تيم ملى مى تواند به رغم همگروه  شدن با امثال عربستان و كره جنوبى روى صعودش حساب كند و در آن صورت دايى حتما از دلايل حقانيت خود و صحت تصميمش خواهد گفت اما اگر هم چنين شود، توجيهى بر كار فوق نخواهد بود. چون تيم ملى محل جولان ايده هاى شخصى نيست و فقط جاى بهترين ها است و از طرف ديگر هيچ تيم و كشورى نبايد از بخشى از نيروهاى در دسترس چشم بپوشد و به دلايلى نه چندان محكم آنها را كنار بگذارد و حتى در غياب آنان توفيق و صعود مورد نظر حاصل آيد ، باز توجيهى بر رويكرد فوق نخواهد بود.
گذر و نظر
AFC در ايران
خيلى اتفاقات جديد تو فوتبال ما مى افته كه اولش تعجب مى كنيم ولى بعدش عادى مى شه. آخرين خبر اين بود كه امكان انتقال مقر AFC به ايران وجود داره. اولا بگم كه ما بخيل نيستيم يه موقع به ما نگيد ضد فوتبال ملى و از اين جور وصله ها.
اين دفعه به جاى اينكه تعجب كنيم تقريبا شاخ درآورديم. آخه چه جورى قبول كنيم كه چنين اتفاقى به حقيقت مى پيونده. ما هنوز تو گرفتن سهميه المپيك قهرمانان مونديم و معلوم نيست برق ورزشگاه هامون توچه وضعيه. خود تيم هامون هنوز يه زمين و ورزشگاه اختصاصى ندارن و معلوم نيست كه حق پخش تلويزيونى باشگاها رو مى دن يا نه.
انصافا خودتون قضاوت كنيد مقر AFC چه جورى مياد تهران؟ ما هم اگر بخوايم اونا قبول نمى كنن ديگه هر چى فكر مى كنم چيزى به ذهنم نمى رسد فقط اينو بگم كه به حق چيزاى نديده و نشنيده!
تماشاى فوتبال از تلفن همراه!!
از قديم الايام على فتح الله زاده ارادت خاصى به آلمان و ژرمن ها داشته و داره و از اون موقعى هم كه من يادم مياد استقلال فتح الله زاده قراره با بهترين هاى بوندس ليگا بازى كند.
تو سفر آخرى كه او به آلمان داشته باز هم يك سرى قرار بين اون و آلمانى ها گذاشته شده كه اين سرى قراره كلن و لوركوزن مسابقه بدن چى بشه. البته اين سفر يك دستاورد ديگه هم داشته و قرار شده از اين به بعد ديگه نريم استاديوم يا بشينيم پاى تلويزيون چون بازى هاى استقلال رو از اين به بعد از طريق موبايل هم مى شود ديد. ما كه به اين جور ابتكارات وى عادت داريم. پيشرفت و استفاده از تكنولوژى خيلى خوبه فقط خداكنه كه فتح الله زاده تا آخر فصل همين جور شاد و شنگول باشه و اوضاع مثل قبل نشه. در ضمن ۶ ميليارد پول بى زبون رو الكى حيف وميل نكرده باشن. البته بد هم نمى شه كه آقاى مديرعامل بيشتر وقتش رو تو ايران بگذرونه تا به اوضاع تيمش بيشتر برسه.
بازم سقوط
هر چى دوچرخه سوارا و كشتى گيرامون و احسان حدادى تو رده بندى صعود مى كنن تيم ملى فوتبال مون هم به روند نزولى اش ادامه مى ده. باور كنيد كه منم طرفدار تيم ملى ام و اصلا دلم نمى خواد كه اين چيزارو بنويسم ولى اگه توستون گذر و نظر هم نگم كجا بگم. انصافا سوم آسيا شدن ناراحتى هم داره.
حالا بمونه كه تو رده بندى جهانى هم ۸ پله سقوط كرديم ولى دلمون مى خواد حداقل تو آسيا حرف اول رو بزنيم كه متاسفانه نمى زنيم. خدا كنه حالا كه مسابقات غرب آسيا شروع شده اين قدر جانانه بازى كنيم كه تو رنكينگ بالا بريم آخر اين اواخر فقط دلمون به رنكينگ فيفا خوش بود.
عيبى نداره ما منتظر مقدماتى جام جهانى مى مونيم و مى دونيم كه غيرت و تعصب كادر فنى و بر و بچه هاى تيم ملى جواب مى ده و به آفريقاى جنوبى مى ريم.
يك شكايت ديگه
صفحه اول روزنامه هاى ورزشى هفته گذشته رو كه نگاه مى كردى اگه يه تيتر از مصطفوى نبود تعجب مى كرديم. يك روز نوشتن پرسپوليس به استقلال ۶ تا مى زنه، مديرعامل بازيكنارو با لگد از اتاقش مى اندازه بيرون و ... مصطفوى كه صبرش لبريز شده بود طاقت نياورد و يه مصاحبه جون دار عليه  همون روزنامه ها انجام داد. آقاى مدير مى گه: بابا چه گلى، چه لگدى، چه كشكى و ... اين حرفارو از خودشون درآوردن. من كه همچين چيزايى نگفتم.
در ضمن از استقلالى ها هم تلويحا عذرخواهى كرد ولى هنوز كه هنوزه دلش از دست بعضى مطبوعات خونه، پاشو كرده تويه كفش كه از همه شون شكايت مى كنه و نشون مى ده كه يه من ماست چقدر كره داره. خلاصه بعد از دادگاه دايى و مايلى كهن اگه نظر آقاى مدير عوض نشه بايد منتظر يه دادگاه ديگه باشيم.
پيش به سوى المپيك
بالاخره بيست و نهمين دوره المپيك هم شروع شد كه با اين حساب چند هفته اى ورزش دوستان ايرانى و خارجى سرگرم هستن. ديروز يه سرى از بر و بچه هاى ايران كار خودشون رو تو پكن شروع كردن. امروز هم بسكتباليست ها ، جودوكارا و بوكسورهامون مسابقه مى دن.
جمعا با ۵۵ ورزشكار به پكن رفتيم كه از خيلى از رشته هامون انتظار مدال داريم. اين قبول كه شنا، قايقرانى، بدمينتون و تير و كمان براى اولين بار به المپيك رفتن اما رشته هايى مثل جودو، تكواندو، وزنه بردارى، دو و ميدانى و حتى بوكس مى تونن عوض كم تجربگى بقيه رو در بيارن و دل مردم رو شاد كنن.
نبودن رضا زاده، مصدوميت حامد حدادى و احسان حدادى بدشانسى هايى است كه كاروان ايران بايد باهاشون كنار بياد. به عنوان يه ايرانى از خدا مى خوام كه هواى بر و بچه هامون رو تو پكن داشته باشه و مردم ورزش دوست مون هم ورزشكارارو فراموش نكن.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |