<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><News><NewsCode>109581</NewsCode><RootTitr></RootTitr><Titr>فرقه ها/تقویم بهائی نشانی از خرافه گرایی و بی هویتی در بهائیت</Titr><Lide>بهائیان عدد 19 را مقدس می دانند، تعداد ماههای سال نزد آنها 19 می باشد!</Lide><NewsBody>&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&#171;فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿17﴾ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِکَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ ﴿18﴾ &#187; زمر(39)، آیه 17 و 18&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;P&gt;&#171;پس بشارت بده بندگان را آنان که (همه) سخن(ها) را می شنوند ،سپس بهترین آنها را بر می گزینند.آنها کسانی اند که خدا هدایت شان کرده و آنها صاحبان خرد و اندیشه اند&#187;&lt;/P&gt;&lt;P&gt;خرافه چیست ؟&lt;/P&gt;&lt;P&gt;با نگاهی به اظهارنظرهایی که از سوی اهل نظر می شود ، می توان ادعا کرد که آنان تلقی واحدی از این مفهوم ندارند و هر یک به تناسب پایگاه فکری و فرهنگی خود، جغرافیای معنایی خاصی برای آن درنظر می گیرند و مصادیق متفاوتی برای آن بر می شمرند. با این حال می توان تضاد با علم و غیر عقلانی بودن را مهم ترین معیاری دانست که در تشخیص خرافه تقریبا همه بر آن اتفاق نظر دارند. بدعتها و توسل به اسبابی که نه آموزه های دینی و نه عقل بشری و نه علم آنها را موثر در جریان امور می داند و تاثیر داشتن آنها ریشه در قوه وهم و خیال دارد، ازجمله روشن ترین مصادیق خرافه گرایی است. در هر حال شاید بتوان &quot; خرافه&quot; را التزام قلبی و عملی به چیزی دانست که هیچ دلیلی بر آن وجود نداشته باشد. ضعف بینش و جهالت مهم ترین عامل خرافه گرایی در جامعه است. در این میان گاه شیادانی با سوء استفاده از احساسات و عواطف مذهبی مردم، بر مرکب جهل آنان سوار می شوند و گاه دشمنان خارجی نیز برای انحراف جامعه از مسیر درست به بهره گیری از روشهای نرم و خزنده روی می آورند و جریانهای انحرافی هم چون ادعای نیابت یا ارتباط با&amp;nbsp; امام زمان (عج) یا عرفانهای دروغین و ... را ترویج می کنند که می توان بهائیت را نمونه&amp;nbsp; تاریخی این فرقه سازی های استعماری دانست. اما زمینه همین فریب خوردن ها نیز، ضعف بنیانهای معرفتی و کاستی تربیت عقلانی و نقص خردورزی است. البته در برخی اوقات عوامل دیگری هم چون سرخوردگی های اجتماعی یا خانوادگی نیز سبب کشیده شدن افراد به مسائل موهوم و خرافی میشود. &lt;/P&gt;&lt;P&gt;&amp;nbsp;بهائیان عدد 19 را مقدس می دانند، تعداد ماههای سال نزد آنها 19 می باشد و هر ماه را 19 روز می دانند. علی محمد باب که خرافه گرایی در آثار او مشهود است بسیاری از نام گذاری ها را بر اساس حروف ابجد و اعداد تنظیم میکرد ازجمله حروف &quot; حی &quot; که اولین فریب خوردگان او هستند و یا وقتی جانشین برای خود تعیین کرد فردی را که نام او معادل با نام&quot; وحید &quot; است یعنی &quot; یحیی صبح ازل &quot; برادر حسنعلی نوری را مطرح کرد و بسیاری موارد دیگر. این خرافه گرایی به میرزا حسینعلی بهاء هم سرایت کرده و او هم چنین افضاتی دارد ازجمله : در کتاب اقدس ص41 می گوید: &quot; تجدید کردن اثاث خانه در هر 19 سال بر شما واجب است. &quot; این خرافه گرایی در بهائیت که به شکل های مختلف رایج است باعث شده تا نوعی بی هویتی و بی ملیتی در بهائیت شکل گیرد. &lt;/P&gt;&lt;P&gt;تقویم اختراعی بهائیت که بر هیچ یک از مبانی علمی و نجومی سازگار نیست از همان خرافه گرایی هاست که توسط علی محمد باب مطرح شد و از سوی میرزاحسینعلی بهاء نیز مورد پذیرش واقع گردید و جزئی از آموزه های بهائیت درآمده&amp;nbsp; حال آنکه&amp;nbsp; در تمام ادیان الهی یک سال به دوازده ماه تقسیم شده است. &lt;/P&gt;&lt;P&gt;خداوند در آیه 35 از سوره توبه تصریح می کند :&quot; ان عدة الشهور عند الله اثنی عشر شهراً &quot; شماره ماههای سال نزد خداوند، دوازده ماه است .&lt;/P&gt;&lt;P&gt;&amp;nbsp;چرا بعضی افراد ادعاهای باور نکردنی و خرافی را می پذیرند؟ &lt;BR&gt;- ضعف در نحوه درست اندیشیدن &lt;BR&gt;- ضعف تعهد عقلی در پذیرش باورها &lt;BR&gt;- گرفتار آمدن در بن بست اعتقاد و تسلسلها &lt;BR&gt;- ارزش پائین تفکر انتقادی و عدم مهارت در به کارگیری آن &lt;BR&gt;- پایین بودن ارزش دانایی و معرفت &lt;BR&gt;- فقدان اراده دلیل خواهی و استفاده از دلیل &lt;BR&gt;- زیستن بی خبرانه در یک پارادایم و فضای فکری بسته&amp;nbsp; و تشکیلاتی&amp;nbsp; &lt;BR&gt;- مشوش و مغشوش بودن عرصه شناخت &lt;BR&gt;- مواجهه غیرمستقیم و ورای حجابها با حقایق &lt;BR&gt;- ناتوانی عمومی در سنجش باورها و معتقدات &lt;BR&gt;- ترس از بازنگری و سنجش باورها و اعتقادات &lt;BR&gt;- کم اهمیت شمردن باورهای موجه و صدق قضایا&lt;/P&gt;&lt;P&gt;&amp;nbsp;در قرآن کریم از افکار موهوم و خرافی و باطل با عنوان &quot; غل و زنجیر&quot; یاد شده و آمده است : &quot; و یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم &quot; اعراف/157 &lt;/P&gt;&lt;P&gt;پیامران آمده اند تا فرد و جامعه را از اسارت قید و بندهای ساختگی آزاد کنند. چنانکه در این آیه اشاره شده است، خرافه زدایی و زدودن قید و بندهای مرسوم خرافی و افکار پوچ و باطل جاهلی، یکی از کارکردهای انبیای الهی به عنوان مصلحان جامعه بشری، شمرده شده است. پیامبرانی که می خواستند با آموزه های وحیانی و الهامات ربانی و سروش غیبی، غبار از رخ عقل و وجدان بشر برگیرند و قوه عقل و خرد انسان ها را شکوفا کنند. چنانکه امام علی (ع) هم در توجیه و تعلیل رسالت پیامبران می فرماید : &quot; لیثیروا لهم دفائن العقول &quot; انبیاء آمده اند تا گنجینه های خرد را شکوفا و زمینه بروز داده های فطری و موهبت های الهی انسان را فراهم کنند. بنابراین سنگ بنای مدنیت، توسعه و تعمق و شکوفایی خرد است و خرافات، قید و بندی است که مانع شکوفایی ابعاد وجودی انسان ها و جوامع میشود.&lt;/P&gt;&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</NewsBody><Foot></Foot></News>